bclose

یادداشتی درباره ی مجموعه داستان «آه ای مامان» نوشته ی احمد حسن زاده

یادداشتی درباره ی مجموعه داستان «آه ای مامان» نوشته ی احمد حسن زاده

کتاب «آه ای مامان» یازده داستان کوتاه دارد. اکثر داستان های این مجموعه، راوی اول شخص دارند. این کتاب به زندگی آدم هایی که به سر حد جنون رسیده اند و سعی دارند به نوعی به آرامش برسد با زبانی روان کاوانه می پردازد. داستان ها اگر چه ناپیوسته اند اما کودک، مادرها و پدرها در هر داستان گوشه ای از زندگی آدم ها را بازگو می کنند. این مجموعه داستان محتوای ثابت دارد اما در فرم های متفاوت تکرار می شود. که نوعی تنوع به خواننده می بخشد. مثلا در داستان «وقتی مامان تنهایم گذاشت، مرگ بابا را فراموش کرد و …» داستان سورئال داریم یا داستان «لکه» فراواقع گراست. یا در داستان های «ژنرال» و «نوک سبیل» وجوه نمادین و تمثیلی قوت دارد و نیز داستان «پناهگاه» یک داستان واقع گراست.

دو داستان «ژنرال» و «پناهگاه» از این مجموعه را خیلی زیاد دوست دارم. در داستان «ژنرال»، راوی سوم شخص است و داستان از نگاه سگی پیر روایت می شود. در این داستان به ظرافت روحی و روانی و رفتاری حیوانی آدم ها پرداخته می شود؛ و یا داستان «پناهگاه»، راوی اول شخص باز هم در مورد استیصال آدم ها صحبت می کند. پایان داستان فوق العاده و تکان دهنده است.

در این مجموعه، آدم ها تلاش می کنند برای ماندن حتی به قیمت نابودی هم نوع شان. مبارزه می کنند و موجودات، حیوانات و هم نوع شان را از بین می برند و در این راه، این «انسانیت» است که نابود می شود.

مادری که با مرگ پی در پی عزیزانش، به سر حد جنون رسیده (مامانخانه)، نگاه کودکانه به ابعاد روابط جنسی بزرگسالان (هملت مامان)، گذشته ی آدم هایی که رفته اند (شیارها) از داستان های خوب این مجموعه است.

این اولین کتابی است که از احمدحسن زاده می خوانم. مجموعه داستان «آه ای مامان» برگزیده ی جایزه ادبی مهرگان سال ۱۳۹۹ شده است. مجموعه داستان قبلی اش با عنوان «مستر جیکاک» نامزد جایزه مهرگان هم شده است. جدیدا با خبر شدم رمان جدیدش با عنوان «خیال باز» منتشر شده است.

احمد حسن زاده نویسنده ی خیلی خوبی است او جامعه اش را می شناسد، آدم ها را می بیند و فرم های داستان نویسی را می شناسد و بسیار جذاب و حرفه ای داستان می نویسد که منِ خواننده از خوانش داستان هایش لذت می برم. و علاقه مندم رمان جدیدش را بخوانم.

جمعه / ۲۷ تیر ۱۳۹۹

مصطفی بیان

بدون دیدگاه

پاسخ دادن