مقالات ادبی من

ادبیات رشته کوه های آلپ

2015-07-19 10:58:46
16
0
اين بار قرار است نگاهی به ادبيات کشور آلمان بيندازيم و درباره نويسندگان برجسته آلمانی، به‌ويژه نويسنده‌هايی که به زبان آلمانی می‌نوشتند بنويسيم. نويسندگانی که در کشور ما طرفداران زيادی دارند و برای خوانندگان شناخته شده هستند. آلمان از همان اولش که اروپا وارد عصر روشن فکری می‌شود، کشور فلسفه بوده ‌است. هيچ کدام از کشورهای اروپا به گرد پای آلمان هم نمی‌رسند. به همين خاطر نويسنده‌های آلمانی هميشه دارای نگاه متفاوت‌تری نسبت به ديگر کشورها هستند. آلمان از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوئیس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزابورگ و هلند مرز دارد. این کشور ترکیبی از دشت،جنگل، کوه، ساحل و تعدادی جزیره است. جنوب آلمان را رشته کوه های آلپ پوشانده است. ادبیات آلمان، مانند ادبیات انگلیس و فرانسه نتوانست چندین شخصیت داستانی بزرگ و ماندگار برای ادبیات جهان خلق کند. ولی می توان نام «امیل و کاراگاهان» نوشته اِریش کستنر (1974 – 1899)  را آورد که تا اندازه ایی توانست در ادبیات جهان تاثیر گذار باشد؛ ولی نه به اندازه شخصیت های بزرگ داستانی ادبیات انگلیس و فرانسه! گوته در آلمان،شکسپیر در انگلستان، ویکتورهوگو در فرانسه و دانته در ایتالیا را چهار رکن ادبیات اروپا می دانند. «یوهان ولفگانگ فون گوته» يک جوری سعدی ادبيات آلمان است. نویسنده، شاعر، نقاش، ادیب، محقق، انسان شناس، فیلسوف و یکی از افراد برجسته ادبیات جهان محسوب می‌شود. در کنار گوته قطب ادبيات کلاسيک آلمان، نويسنده‌های آلمانی ديگری را هم سراغ داريم؛ مانند «یوهان پاول فریدریش ریشتر» (1825- 1763) نویسنده و شاعر  که بعدا نام خود را به «ژان پل» تغییر داد و «کریستین یوهان هاینریش هاینه» (1856 – 1797) نویسنده، شاعر و خبرنگار. هاینریش هاینه منظومه‌ای با عنوان «فردوسی شاعر» در بزرگداشت شاهنامه و  فردوسی حکیم دارد. او در این منظومه با اشاراتی به رنجی که فردوسی در سرودن شاهنامه کشید، بیش از همه به ستمی که در حق او روا داشتند پرداخته و از ناسپاسی سلطان محمود غزنوی بسیار گفته‌ است. در قرن بیستم و آغاز دو جنگ جهانی، علاوه بر نویسندگان آلمانی در کشورهايی مثل اتريش و سوئد و رومانی هم نويسندگانی بودند که به زبان آلمانی می‌نوشتند. از معروف‌ترین نویسندگان آلمانی برای ما ايرانی‌ها «ولفگانگ بورشرت» بود که مجموعه داستان «گل قاصد» و «اندوه عیسی» از وی به فارسی برگردانده شده است. در همان دوران نويسندگان ديگری بودند مانند «توماس مان»، «کورت توخولسکی»،  که به شدت سخت می‌نوشتند.« بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌فهمن» و « سلام به آینده» از آثار کورت توخولسکی است که به فارسی ترجمه شده است. از نويسنده‌های کلاسيک آن دوران که بگذريم، می‌رسيم به نويسنده‌های قرن بيست و يکم که طرفداران بسيار زيادی هم دارند. از همه معروف‌ تر در ايران « هاینریش تئودور بل» است. هاينريش بل برنده جايزه نوبل ادبيات، جزو معدود نويسنده‌های معاصر است که طرفداران بسياری هم در تمام جهان دارد. آثار بسیار زیادی از او به فارسی برگردانده شده است؛ مانند قطار به موقع رسید، گوسفندان سیاه، آدم کجا بودی؟، خانه ای بی سرپرست، بیلیارد در ساعت نه و نیم، عقاید یک دلقک و زنان در چشم انداز رودخانه. در کنار بل نويسنده ديگر معاصر آلمانی « گونتر ویلهلم گراس» جزوه جنجالی‌ترين و تاثيرگذارترين نويسنده‌های معاصر جهان است. کتاب های بسیاری از این نویسنده مانند «طبل حلبی»، «سال‌های سگی»  در کشورمان ترجمه شده است. «هرمان هسه»  (1962 – 1878) نویسنده، ادیب، نقاش  و برنده جایزه نوبل 1932 بود. او در ایران بسیار شناخته شده است؛ رمان دمیان، سیذارتا و سفر به شرق او به فارسی برگردانده شده اند. در کنار نام اين نويسنده‌ها شخصيت‌هایی مثل «اووه تيم»، «الزه آيشنگر»، «زيگفريد لنتس» و «يورک بکر» و «پيتر هانکه» نيز از نويسنده‌های آلمانی شناخته شده در جهان هستند. از مطرح ترین نويسنده‌هايی که در واقع به زبان آلمانی می‌نويسند ولی آلمانی نيستند می توان به «فرانتس کافکا» از  جمهوری چک، «الفريده يلينک» نويسنده اتريشی و برنده جايزه نوبل و «هرتا مولر» نویسنده رومانی و برگزیده جایزه نوبل ادبیات اشاره کرد. با نگاهی به اين اسامی می شود گفت تعداد نويسنده‌های مطرحی که در طول قرن بيستم به زبان آلمانی می نوشتند، کم‌تر از خود نويسنده‌های آلمانی نيستند و شايد بعضی از آن‌ها از خود نويسنده‌‌های آلمانی در جهان مطرح‌تراند. مهمترین جوایز ادبی آلمان از مهمترین جوایز ادبی آلمان می توان جایزه کتاب سالانه نمایشگاه کتاب فرانکفورت، جایزه گئورگ بوخنر، جایزه گوته، جایزه هاینریش هاینه، جایزه مان هاینریش، جایزه باخمان، جایزه ادبی کاسل، جایزه نلی ساکس، جایزه توکان و ده ها جایزه معتبر دیگر را نام برد. از قدیمی ترین جایزه های ادبی آلمان می توان به جایزه گوته (1927)، جایزه گئورگ بوخنر (1951)، جایزه مان هاینریش (1953)، جایزه نلی ساکس (1961) و جایزه توکان (1965) اشاره کرد، که بیش از پنجاه سال به صورت پی در پی برگزار می گردد. جایزه برتولت برشت از معتبرترین و گران ترین جوایز ادبی آلمان است که هر سه سال از سال 1996 مبلغ پانزده هزار یورو به نویسنده برگزیده تعلق می گیرد. برندگان نوبل ادبیات آلمان هم مانند رقیبانش در عرصه ادبیات توانست نه بار جایزه نوبل ادبیات را سهم خود نماید. «کریستیان ماتیاس تئودور مومسن» (1903 – 1817) پژوهشگر، تاریخ نویس، روزنامه نگار، حقوق دان، سیاستمدار و باستان شناس آلمانی بود. وی همچنین بزرگ ترین نویسنده کلاسیک در قرن نوزدهم به حساب می آید. او در سال 1902 جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. رودولف کریستف یوکن (نوبل 1909)، پل یوهان لودویگ فون هیزه (نوبل 1910)، گرهارد هاپتمان (نوبل 1912)، توماس مان (نوبل )، اریک آکسل کارلفلدت (نوبل 1931)، نلی زاکس (نوبل 1966)، هاینریش تئودور بل (نوبل 1972)، گونتر ویلهلم گراس (نوبل 1999) و هرتا مولر (نوبل 2009) از نویسندگان آلمانی هستند؛ که موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل شدند. این مقاله در روزنامه آرمان شنبه 17 مهر 92 چاپ شده است

پاریس شهر نویسنده ها

2015-07-19 10:56:39
16
0
نام هر کشوری به صورت کلی بيانگر يک مفهوم خاص است؛ مانند برزیل انسان را به یاد درخشش فوتبالش، هلند را به یاد گل های لاله، ایتالیا را به یاد تنوع پنیرهایش و فلاند را به یاد گاوهای شیرده! کشور فرانسه جزو آن کشورهايی است که آدم را ياد هنر می‌اندازد. بوم‌های نقاشی که درخيابان فروخته می شود و نويسندگان و شاعران بزرگش، که کتاب هایشان در سراسر جهان ترجمه و منتشر می شوند. اگر از حق نگذريم از قرن هفده تا اواخر قرن بيستم، فرانسه بی‌شک پايتخت فرهنگی جهان بوده است. يعنی می‌شود گفت تمام جريان‌های ادبی و موج‌های هنری جهان به نوعی ابتدا از اين کشور شروع شدند و بعد در ديگر نقاط جهان کامل گرديدند. مخصوصا اگر بخواهيم درباره ادبيات صحبت کنيم بی‌شک هيچ کجا اندازه فرانسه نويسنده و داستان‌نويس بزرگ نداشته و نداریم. فرانسه زادگاه شخصیت های بزرگ و تاثیرگذار داستانی مانند «پرین» در کتاب باخانمان هکتور مالو، «ژان والژان» در رمان بینوایان ویکتورهوگو، «گوریو» در کتاب «بابا گوریو» اونوره دو بالزاک و «کنت دومونت کریستو» با همین عنوان کتاب از الکساندر دوما است که از شخصیت های محبوب داستانی جهان به شمار می روند. فرانسه، خالق سبک های مختلف ادبی است که آثار بسیاری از آنها را خوانده و شنیده اند. از بین آنها می توان «ماری هانری بِیل» (1842 – 1783) نویسنده سبک رئالیسم که کتاب های «سرخ و سیاه»، «صومعه پارم» و «راهبه ی دیر کاسترو» به فارسی ترجمه شده ‌است. «شارل پی‌یر بودلر» (1867 – 1821) از مطرح‌ترین ادیبان مکتب سمبولیسم،«فرانسوا رنه دو شاتوبریان» معروف به شاتوبریان (1848 – 1768) بنیانگذار رمانتیسیسم در ادبیات فرانسه، «آلن رُب‌گریه» (2008 – 1922) از مهم‌ترین چهره‌های جنبش ادبی و هنری رمان نو یا موج نو، که آثار بسیار از وی به زبان فارسی مانند «پاک کن ها»، «سال گذشته در مارین باد»، «در هزار تو» و «جام شکسته» و غیره ترجمه و منتشر شده است. «آلبر کامو»(1960 – 1913)  برگزیده جایزه نوبل ادبیات در سال 1975 و یکی از متفکران مکتب اگزیستانسالیسم است. از این نویسنده فرانسوی کتاب های بسیاری نظیر بیگانه، آدم اول، اسطوره ی سیزیف، انسان طاغی، بیگانه، پشت و رو، تبعید و سلطنت و غیره به فارسی بازگردانده شده است. کتاب های تخیل انگیز «شارل پرو» (1703 – 1628) شاعر و داستان‌سرای فرانسوی است که سبک جدیدی را در ادبیات، به نام «قصه های پریان»مانند شنل قرمزی، سیندرلا، مرد ریش آبی و بند انگشتی را بنیان نهاد. ولی پایه گذار و پدر داستان های علمی – تخیلی از نوع جدید را می توان «ژول ورن» دانست. او هشتاد داستان کوتاه، رمان و مقاله های پژوهشی نوشت كه سال های سال الهام بخش روياها و ماجراجويی های مردم سراسر جهان بوده است. برندگان نوبل ادبیات نویسندگان فرانسوی بیشترین سهم را در دریافت جایزه نوبل ادبیات نسبت به سایر کشورهای مطرح جهان برخوردارند. نخستین جایزه نوبل ادبیات جهان در سال 1901 به «سولی پرودوم»(1907 – 1839) تعلق گرفت. «رومن رولان» (1944 – 1866) جایزه نوبل ادبیات 1915 به خاطر رمان «جان شیفته» دریافت کرد. آناتول فرانس (1921)،هانری برگسون (1927)،روژه مارتَن دوگار (1937)،آندره پاول گیوم ژید (1947)،فرانسوا موریاک (1952)،آلبر کامو (1957)، سن‌ژون پرس (1960)،ژان پل سارتر (1964) ولی او از پذیرفتن این جایزه سر باز زد، کلود اوژن آنری سیمون (1985) گائو شینگجیان (2000) و ژان ماری گوستاو لوکلزیو (2008) از نویسندگان فرانسوی هستند که در طول سال های گذشته موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شدند. جوایز ادبی فرانسه فرانسه جایگاه پیدایش پرسابقه ترین جوایز ادبی جهان همانند جایزه گونکورت (1903)، جایزه فمینا (1904)، جایزه بزرگ آکادمی فرانسه (1918)، جایزه متفقین (1930) و جایزه فِنِوو (1950) است که همه ساله برگزار می گردد. هر سال ما شاهد برگزاری بیش از یکصد جایزه ادبی در فرانسه هستیم که از مهمترین آنها می توان جایزه بزرگ آکادمی فرانسه،جایزه آلن فورنیه،جایزه د فلور، جایزه ژول ورن و جایزه  Candide Preis (تنها جایزه ادبی آلمانی – فرانسوی) را نام ببریم. این مقاله در روزنامه آرمان / دوشنبه 29 مهر 92 / چاپ شد

فیلسوفی در میانه فارابی و ابن سینا

2015-07-19 10:51:00
16
0
به بهانه هزارو یکصدمین سال تولد ابوالحسن عامری نیشابوری در قرن چهار هجری، نظام سیاسی ایران دچار نوعی تفرقه سیاسی بود. سرزمین های شرق عراق تحت سلطه آل بویه، فارس در دست عمادالدوله، ری و اصفهان در دست رکن الدوله و خراسان تحت پادشاهی سامانیان بود. رفتار خردمندانه، علاقه به زبان فارسی، تاسیس کتابخانه و مراکز علمی و اصرار پادشاهان سامانی بر این که همواره وزرای خویش را از بین دانشمندان و عالمان انتخاب کنند موجب تحول علمی و فرهنگی وسیع در منطقه شد و بدين ترتيب شهرهای نیشابور، سمرقند و بخارا (پایتخت سامانیان) مركز  علم و فرهنگ بود. با توجه به چنين وضعيت فرهنگى و سياسى در خراسان افراد بسيارى در علم فلسفه رشد يافتند و از جمله آنان ابوالحسن عامرى بود. «ابوالحسن بن ابوذر محمد بن حسن (محمد بن یوسف) عامری نیشابوری» (991 – 913 میلادی) از مهم‌ترین فیلسوفانی است که در فاصله زمانی میان ابو نصر محمد فارابی (950 – 872 میلادی) و ابو علی سینا (1037 – 980 میلادی) می‌زیسته ‌است. او در نیشابور و در خانواده ای اهل علم و معرفت تولد یافت. دوره مقدماتی از دانش و تربیت اسلامی را نزد پدر در همان شهر گذراند. او برای کسب دانش به اکثر سرزمین ها مسافرت کرد و با دانشمندان بزرگ آشنا و از هر استادی علمی آموخت، از اين رو تمامى عمرش را در نيشابور نگذراند. از جمله سفرهاى او ديدار از مراكز بزرگ علمی و فرهنگى و دانشمندان آن دوره نظير بغداد، بلخ، رى و بخارا بوده است. نوشته اند که استاد او در حکمت «ابوزید بلخی» بوده است و با «ابوالفتح بن العمید»، «ابوالحسین عتبی»، «ابوسعید سیرافی»، «ابونضر نفیس» و بسیاری دیگر از دانشمندان و عالمان زمان خود همنشینی و مناظره و تبادل مباحث علمی داشته است. آنچه از زندگانی خصوصی عامری می دانیم بسیار کم است، ولی همین اندازه می توان گفت که چون عامری تندخو بوده و از طرفی عقاید فیلسوفان را بیان می داشته بیشتر در سفر بوده است. پس از درگذشت استادش «ابوزید بلخی» نزد ابوبکر قفال به چاچ رفت و در آنجا فقه و کلام را نزد استاد آموخت. سپس به بخارا بازگشت و کتاب معروفش «السعادة و الاسعاد» را به نگارش درآورد. پنج سال بعد به ری رفت و به تدریس مشغول شد. در سفر به بغداد مورد استقبال دانشمندان و عالمان قرار گرفت. در بغداد میان ابوالحسن عامری و ابوسعید سیرافی درباره ی «طبیعت باء بسم الله» مناظره یی صورت گرفت که موجب سرشکستگی ابوسعید شد و عامری را در نزد سایر عالمان متهم به بهره برداری مادی و تظاهر به فراگیری علم کرد. از آثار مهم عامری هشت یا نه کتاب و رساله در دست است که «الامد الی الابد» در کتابخانه «سلیمانیه» و «الابصار و المبصر» در «داراکتب المصریه» موجود است. «السعادة والاسعاد» مهم ترین و شاید بزرگ ترین اثر عامری همین کتاب است. او در این کتاب اصول اخلاقی و تدابیر علمی را که در حیات دنیا برای خوشبخت شدن خود و دیگران ضروری و لازم می داند، صحبت می کند. این اصول و تدابیر را از آثار افلاطون و ارسطو بیرون کشیده و با نکات دقیق و تعلیم عاقلانه و حکیمانه موجود در کتاب های پارسیان و هندیان درآمیخته و کتابی این چنین پرداخته که در علم اخلاق از بهترین کتاب های موجود می باشد. در فاصله ی درگذشت فارابی و تولد ابن سینا، ابوالحسن عامری ریاست فیلسوفان مسلمان را نیز برعهده داشته است. سعادت از دیدگاه عامری به نظر عامری سعادت نوع بشر در تقویت «قوه ی ناطقه یا استعلاء عقل» است و کمال آن این است که انسان علم را برای خاطر علم بخواهد و بطلبد. ابوالحسن عامری پس از بیان انواع سعادت (نسبی و عقلی و هر یک از این دو خود به دو قسمت مطلق و مفید تقسیم می شود) در کتاب «السعادة والاسعاد» می گوید: «چون سعادت فعلی است کامل و مختص به نفس، لذا آشکار است که اکتساب آن همانا مربوط به این است که آدمی افعال فاضله را کسب کند. حصول افعال نیک هم منوط به اسباب آن است که از جمله ی آنها در انسان، بودن اعتدال و صلابت اعضاء و استحکام عضلات و بیک کلمه «صحت کامل بدن» است؛ و نیز خوبی صورت و زیبایی اندام و ملاحت در این راه شرط است. و لیکن چون ممکن است که این احوال و اوضاع در شخص موجود باشد و انسان در روزگار کودکی و خردسالی به صلاح حال خویش دانا و توانا نباشد، از این رو لازم است کسی او را در این راه حمایت و هدایت کند و اگر آن راهنما خود فاضل و نیک سیرت نباشد بیم آن می رود که آنچه را در فطرت کودک وجود دارد، فاسد کند.» لذت از دیدگاه عامری از نظر ابوالحسن عامری، لذت احساسی است انفعالی و از این رو لازم می آید که لذت، مخصوص «نفس حساس» باشد، ولی لذت نوعی دیگر دارد که ویژه تخیل است و تخیل از دیدگاه عامری قسمتی از احساس است. به نظر عامری علت اینکه مردم لذت جسمانی روی می آورند و از لذت عقلانی گریزانند، این است که با این لذت ها بزرگ می شوند و با آن انس می گیرند و همچنین این نوع لذت ها بیشتر در اختیار مردم است و غم و اندوه را از میان می برد در حالی که مردم عادی هنوز لذت معرفت را نچشیده اند. اگر کسی به لذت معرفت دست یابد همه ی دردها و رنج ها را از یاد می برد و فراموش می کند. ابوالحسن عامری در بیان تفاوت میان دوستی و محبت اعتقاد دارد:«یک فرد نمی تواند دوستان زیادی داشته باشد، در حالی كه می تواند به افراد زیادی محبت داشته باشد.» او در مورد فضیلت محبت بر كرامت و عزت می گوید:«محبت، فضیلتی والاتر است و از كرامت بهتر، چرا كه از خوبی هایی است كه از دل انسان برمی آید و نه از خارج آن.» این مقاله در روزنامه آرمان (دوشنبه 22مهر 92) به چاپ رسید

وقتی ادبیات خشن می شود

2015-07-19 10:42:43
16
0
انسان از ابتدای خلقت با ترس و وحشت آشنا بوده و روایت های داستان های هراس انگیزش را بر روی صخره ها و یا دیوار غارها طراحی کرده است. از ابتدای قرن هجدهم میلادی با آثار داستانی بر می خوریم که نوعی ترس و وحشت توسط نویسندگان به نگارش درآمده که یادآور آثار گوتیک در دوران وسطی است. به عنوان مثال «قصر اوترانتو» نوشته «هوراس والپول» اولین گونه از ادبیت گوتیک است  که در سال 1747 نوشته شده. ادبيات گوتيک در شكل اوليه ياد آور خرافاتی بود كه همواره با انسان‌ها در دوره‌های مختلف وجود داشته است به شكلی كه از دل قصرهای گوتيک موجوداتی عجيب و شياطين بد ذات متولد می‌شوند و يک دشمنی ذاتی با آدم‌ها دارند. به هر حال اولین رمانی که توانست به عنوان الگو در «ادبیات وحشت» معرفی شود رمان «فرانکشتاین» نوشته «مری وول اِستوِنکِرافت گادوین شِلی» (1851 -1797)  نویسنده انگلیسی است که در سال 1818 آن را منتشر کرد و بعد از او «ویلیام پولیدوری» خالق شخصیت «خون آشام» و «دراکولا» نوشته «برام استوکر» را می توان نام برد که در قالب خلق شخصیت های داستانی «ادبیات وحشت» موفق بودند. به طور کلی در ابتدا درون مایه ادبیات وحشت موضوعاتی نظیر خودکشی، قتل، خون آشام، ارواح، جن، شیاطین و هیولا بوده است؛ ولی از اواسط قرن نوزدهم و آغاز انقلاب صنعتی شاهد  شکل گیری داستان های علمی و تخیلی در گونه ادبیات وحشت مانند موجودات فضایی و حتی موجودات ساخته شده توسط انسان در آزمایشگاه های تخصصی بودیم. از نویسندگان موفق و مطرح «ادبیات وحشت» می توان به روبرت استيونسون ( 1894 1850) و برام استوكر ( 1912-1847) و استفان كينگ (1947) اشاره کرد که آثار آنها به چندین زبان زنده دنیا منتشر و توسط شرکت های هالیوودی به سریال و فیلم سینمایی تبدیل شده است. در دوران قرن بیستم می‌توان در آثار نويسندگانی همچون ايزابل آلنده،خورخه لوئيس بورخس، جيمز هربرت،ريچارد ليمون، جان شرلی ، ادگار آلن پو،هاينريش بل،ولفانگ بورشرت،رومن گاری،ژان ژيونو،ولف ديتريش شنوره، وايمارجاكوبس،پل استرو و بسياری ديگر اشاره كرد؛ نويسندگانی كه دشمن انسان را موجودات زیرزمینی یا شیاطین نمی دانند بلکه به باور آنها همین خود انسان است که در قرن مدرن در برابر انسان وحشت می آفریند. یکی از تفاوت های چشمگیر و عمده این نویسندگان یاد شده با نویسندگان قرن هجده و اوایل قرن نوزدهم در این است مرگ توسط فرشته مرگ صورت زیبایی به خود می گیرد و ترس و هراس انسان از خودِ تفکر انسان است. ولی با همه ی این گفته ها در آثار برخی نویسندگان مانند «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز، رمان «کشور آخرین ها» پل استر، «آئورا» نوشته كارلوس فوئنتس و«سور بز» نوشته ماريو بارگاس يوسا ذهنیت گوتیک وجود دارد که می توان نشانه هایی از ادبیات گوتیک را به راحتی در آثار نویسندگان قرن بیستم مشاهده کرد. نویسندگانی که به عنوان منتقدان جامعه امروز خود سعی بر این دارند که به شیوه نگارش «ادبیات خشن» ، ترس و هراس جامعه را نسبت به رویدادهای خشن توسط سیاستمداران و دولتمردان بر روی کاغذ بیاورند. ترس و هراسی که انسان قرن بیست و یکم با آن مواجه است. جايزه ادبی برام استوكر جايزه ادبی برام استوكر كه به اسكار وحشت شهرت دارد، در ايالت سالت ليک آمريكا و در چارچوب جشنواره جهانی آثار ژانر وحشت برگزار می شود. اين جايزه ادبی در سال 1987 توسط  انجمن نويسندگان ژانر وحشت (Horror Writers Association-HWA) و به منظور بزرگداشت ياد و خاطره برام استوكر (8 نوامبر 1845 – 20 آوریل 1912)  راه اندازی شده است. جايزه ادبی برام استوكر هر ساله از سوی اعضای اين انجمن به نويسندگانی تعلق می‌گيرد كه سهم عمده‌ای در شكل‌گيری ادبيات ژانر وحشت داشته باشند اما از آنجايی كه در آغاز، برخی اعضای اين انجمن از جمله دان كونتس به دليل ترس از ايجاد ميدان رقابت در اين زمينه تمايل چندانی به تاسيس اين جايزه نداشتند، لذا با توافق اعضای انجمن، اين جايزه هرساله به نويسندگان جديد و كسانی‌كه تاكنون مورد تقدير قرار نگرفته‌اند اعطا می‌شود.   علاوه بر آن طبق توافق اعضا هدف از اعطای جايزه ادبی برام استوكر گزينش تنها يک فرد به عنوان بهترين نويسنده سال نيست بلكه هدف آن است كه  آثار برجسته در زمينه ‌های مختلف هنری كه به موضوع وحشت، پرداخته‌اند مورد تقدير قرار گيرند.  جايزه ادبی برام استوكر به آثاری كه در رشته ‌های رمان، داستان كوتاه، داستان بلند، مجموعه داستان، شعر، مقاله و فيلمنامه نوشته شده باشد اعطا می‌گردد. برگزیدگان سال 2012 اين جايزه ادبی، جو مک کینی (رمان گوشت خواران)، پیتر استراب (داستان بلند تصنیف بالارد و ساندراین)، استفان کینگ (داستان کوتاه هرمان هنوز زنده است)،  جویس کارول اوتس  (مجموعه داستان مرموز) و لیندا ادیسن (مجموعه شعر) بوده‌اند. برخی از نویسندگانی که در ژانر وحشت داستان می نویسند؛ می توان به کلایو بارک (متولد 1952)، پیتر کانن (متولد 1951)، کریستوفر فاولر (متولد 1953)، برایان فریمن (متولد 1979)، جیمز مور (متولد 1965)، دیوید ولینگتون (متولد 1971)، دن ولز (متولد 1977)، تیموتی ویلارد (متولد 1969)، سیدنی ویلیامز (متولد 1962) و چت ویلیامسون (متولد 1948) اشاره کرد. رمان «فرانکشتاین» توسط جعفر مدرس صادقی (نشر مرکز) و محسن سلیمانی (نشر قدیانی)، رمان «دراکولا» توسط زهرا قلمبردزفولی (نشر قصه)، منیرالسادات سیدکردستانچی (نشر واژه) و سامان زعیم (نشر ایران مهر) به فارسی برگردانده شده است. مقاله زیر در روزنامه آرمان (3 مهر 92) چاپ شد