حضور جمعی از اعضای انجمن داستان سیمرغ نیشابور در نمایش زمستان تمام نمی شود
حضور جمعی از اعضای «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» در نمایش «زمستان تمام نمی شود» به نویسندگی و کارگردانی علی سبزواری / دوشنبه 30 بهمن 1402 / آمفی تئاتر هتل امیران

از سمت راست:
حسین شریفی، مصطفی بیان، ابوالفضل شکیبا، علی سبزواری، وحید بیان، زینب دهنوی، مریم حسینی، سهیل قربانی، امیرحسین روح نیا و ناشناس
Neyshabur Simurgh Story Society
The participation of a group of members of "Simurgh Neyshabur Story Society" in the show "Zimstan Tammah Nadi" written and directed by Ali Sabzevari
نگاهی به داستانِ «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» نوشتۀ رضا قاسمی

به پشنهاد حسین شریفی، دوست منتقدم، داستانِ «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» را خریدم و در دو روز آن را خواندم. کتابی که در مدتِ 22 سال، نوزده بار تجدید چاپ شده و در همان سال اول انتشارش، دو جایزه مهم، جایزه بنیاد گلشیری و جایزه منتقدین مطبوعات را از آن خود کرد.
داستانِ «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» شامل 5 فصل است و در 207 صفحه توسط نشر نیلوفر به چاپ رسیده است.
داستان در یک آپارتمان در کشور فرانسه روایت میشود که ساکنانِ آن آپارتمان از تبعیدیان و مهاجرانِ به آن کشور (فرانسه) هستند. نویسنده زندگی هر کدام از ساکنانِ این آپارتمان، دردها و عادتهای شخصیتیشان را به تصویر میکشد.
درونمایه داستان «مهاجرت» است؛ روایت زندگی مهاجرانِ اغلب ایرانی ساکن در اتاقهای زیرشیروانی آپارتمانی که همگی آنها، افسردگی، پوچی و تنهایی را تجربه میکنند.
«خواب نبودم؛ این را مطمئنم. چون کاردی را که در پشتم فرو رفته بود حس میکردم. بوی زُهمِ خونِ خشکیدهای را هم، که تمام تنم را پوشانده بود، حس میکردم. پس این نورِ کجتاب از کجا میآمد؟» (صفحه 11 کتاب)
راوی داستان، یدالله در اتاقی در طبقه ششم پانسيونی اجارهای زندگی میکند. یدالله، بارها در روایات خود مرز بین واقعیت و خیال را در هم میآمیزد و به سبب بیماریهای روانی که دارد شکل جدیدی از روایت را رقم میزند که به خوبی بیانگر شخصیت آشفته و پارانویای (بدگمانی) اوست. بیماریهایی که خود یدالله در رمان بارها اذعان میکند به آنها مبتلاست به شکلی دیگر در واقع اشارههایی به بحرانهای هویتی، شخصیتی و اجتماعی او هستند. (صفحه 45 و 47 کتاب).
«خود ویرانگری»، «بدون تصویر بودن در آینه» و «وقفههای زمانی» بیماریهایی است که یدالله به آنها مبتلاست. او هنگامی که در مقابل آینه قرار میگیرد تصویر خود را در آینه نمیبیند، اینگونه تصور میرود که یدالله به سبب بحرانی که در چهارده سالگی برایش اتفاق افتاده، در سایهاش مسخ شده است و نمیتواند تصویر خود را در آینه ببیند و در برابر آینه به شخصیتی نامرئی بدل شده. هر شیئی بیجانی در آینه قابل رویت است جز او. (صفحه 58 و 62 کتاب)
«تایید میکنید که این یادداشتها مربوط به کتابی است که با نامِ «همنواییِ شبانۀ ارکسترِ چوبها» که شما با امضایی دروغین منتشر کردهاید؟» (صفحه 35 کتاب)
فاوست مورنائو و مرد سرخ پوست پشت ميز محاكمه از او بازخواست میكنند، و راوی بايد دربرابر اعمالی كه از او سرزده، پاسخگو باشد. در نتيجه او برای مخالفت در برابر خود مجازات میشود.
«هر آدمی کم و بیش رازهای کوچکی دارد که با خود به گور خواهد برد. رازهایی هم هست که میکوشیم تا آنجا که ممکن است از چشم دیگران پنهان بماند. مثل آدمِ ششانگشتی که دائم انگشتِ ششمش را پنهان میکند.» (صفحه 62 کتاب)
راوی داستان، همیشه دچار نومیدی مطلق میشد و هر بار که دچار نومیدیِ مطلق میشد این آینه بود که نجاتش میداد. کافی بود راوی داستان در زنده بودنِ خود شک کند؛ آن وقت میرفت جلوی آینه و به خودش میگفت: میبینی؟ تصویرت را نشان نمیدهد. پس هنوز به شیئی بیجان تبدیل نشدهای!
عنصر محوری و مرکزی در این داستان، شخصیت است. یکی از تکنیکهای این داستان، القای سرگشتگی و پریشانحالی شخصیتهای داستان است. اکثر شخصیتهای این داستان از تنهابودگی و انزوای عاطفی رنج میبرند و تشنۀ حرف زدن هستند؛ که در نهایت این شخصیتها، «سوژه» را میسازند. در کل، داستان « همنوایی شبانه ارکستر چوبها»، داستانِ همهخوان نیست. اگر علاقهمند به داستانهای سورئال و پست مدرن هستید؛ پیشنهاد میکنم این داستان را بخوانید.
مصطفی بیان / یکشنبه 29 بهمن 1402
کتاب «بَط کوچک و دریا» نوشتهٔ حمیدرضا صادقی برای مخاطب کودک و نوجوان منتشر و راهی بازار نشر شد.

کتاب «بَط کوچک و دریا» نوشتهٔ حمیدرضا صادقی توسط انتشارات سایه گستر برای مخاطب کودک و نوجوان منتشر و راهی بازار نشر شد.
حمیدرضا صادقی متولد سال ۱۳۴٠ و ساکن نیشابور است. این کتاب، تمام رنگی با تصویرگری شیرین عربی برگرفته از داستانهای مثنوی مولوی برای مخاطب کودک و نوجوان (۱۲+ سال) منتشر و روانه بازار نشر شده است.
«بّط کوچک و دریا» در ۲۴ صفحه و به قیمت ۶٠ هزار تومان عرضه شده است.
علاقهمندان در نیشابور میتوانند این کتاب را از کتابفروشیهای کلبه کتاب کلیدر، شبهای روشن و یا نشر دانش خریداری کنند.
نشست نقد و گفت و گوی جمعی دربارۀ رمان «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» در انجمن داستان سیمرغ نیشابور برگزار می شود.

انجمن داستان سیمرغ نیشابور، نشست نقد و گفت و گوی جمعی دربارۀ رمان «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» نوشتۀ شهرام رحیمیان، از سلسله نشستهای نقد و بررسی کتاب را برگزار میکند.
شنبه 7 بهمن 1402 / ساعت 17 تا 19
آدرس: نیشابور، بلوار امیرکبیر، امیرکبیر 8 کوچۀ 8/6 انتهای کوچه سمت چپ، انجمن داستان سیمرغ نیشابور

سبک پردازی مدرن در رمان «میحانه، میحانه» نوشتۀ محبوبه حاجیان نژاد
عنوان یادداشت: سبک پردازی مدرن در رمان «میحانه، میحانه» نوشتۀ محبوبه حاجیان نژاد
نوشته: مصطفی بیان
چاپ شده در روزنامه آرمان ملی / چهارشنبه 20 دی 1402 / شماره 1742
آدمهای داستان ناامید، مایوس و همراه با شکست تقلا میکنند تا با دنیای پیرامون خود مواجه شوند؛ گویا جبر زمانه، شکست و ناامیدی را برایشان به ارمغان آورده است. همه سرگردان و منتظر. حتی لطیفه که هیچ وقت یاد نگرفته با گریه و مویه و گلایه خود را سبک کند. همچنین جنازۀ زنِ آبستن در قبرستان؛ شخصیتی است که در داستان مُرده اما گویا زنده است و زندگی در زیر پوستش جریان دارد. او هم منتظر و چشم به راه است تا کسی از راه برسد و سراغِ او را بگیرد. اما انگار کسی نمیآید و فقط سگها و کفتارها منتظرند به سراغ او و جنینش بیایند. وحشت تمام تنِ زنِ آبستنِ مُرده را پُر کرده است.
زمان در داستان عقب و جلو میرود. گذشته و حال. زمان میچرخد گویا با حرکتِ زمان از ظاهر واقعیت به سمت باطن واقعیت ورود میکنیم. آدمهای این داستان، خودآگاه، حساس و تنها هستند و هیچ احساس رضایت نمیکنند.
قهرمانِ داستان یک زن است؛ زنی که با جبر و جنگی که بر زندگی و کشورش تحمیل شده، مبارزه میکند. رمانِ «میحانه، میحانه»، داستانِ قوی و پُرکششی است همراه با تعلیقهای فراوان با توصیفهای زیبا از فضای جنگ و خشونت.
نشست نقد و گفتگوی جمعی دربارهٔ سفرنامهٔ «در مسیر اندراب» نوشتۀ ابوالفضل شکیبا
گزارش تصویری از نشست نقد و گفتگوی جمعی دربارهٔ سفرنامهٔ «در مسیر اندراب» با حضور نویسنده، ابوالفضل شکیبا / شنبه ۱۶ دی ۱۴٠۲ / خانه داستان سیمرغ

به همت انجمن داستان سیمرغ نیشابور
موفقیت بانوی داستاننویسِ جوانِ نیشابوری در جایزهٔ ملی داستان زنان

داستانِ «خاکستر» نوشتهٔ فاطمه داغستانی جزو برگزیدگانِ نهایی دومین دورهٔ جایزهٔ ملی داستان زنان انتخاب شد.
جایزه داستان زنان به همت انتشارات حکمت کلمه برگزار میشود؛ و قرار است داستانهای برگزیده در یک مجموعه توسط این انتشارات منتشر شود.
داوران دور نهایی:
اصغر نوری، مترجم و کارگردان
دکتر لیلا صادقی، نویسنده و مدرس داستان.
مهری بهرامی، داستاننویس
اقبال معتضدی، شاعر، منتقد و سردبیر مجلهی برگ هنر
و محسن توحیدیان، نویسنده بودند.
پیش از این، فاطمه داغستانی با داستان «شکوفههای گیلاس» در ششمین جایزه داستان سیمرغ در بخش منطقهای برگزیده و تقدیر شد.
نگاهی به مجموعهداستانِ «چیدن یال اسب وحشی» نوشته علی صالحیبافقی

وقتی خبر برگزیدگان جایزه ادبی مهرگانِ امسال اعلام شد؛ به این بهانه مجموعهداستانِ «چیدن یال اسب وحشی» نوشته علی صالحیبافقی را از نشر مرکز _ مجموعه داستان برگزیده _ خریدم.
این مجموعه شامل ۸ داستانکوتاه است که سال ۱۳۹۸ در ۱۱٠ صفحه و به قیمت ۱۹۸٠٠ تومان منتشر شده است (چهار سال قبل قیمت کتابها باور نکردنی بود (به سرنوشتِ اصحاب کهف دچار شدهایم! )
به اعتقاد من، مهمترین عنصر داستانهای رئالیستی، #شخصیتپردازی است و شخصیتپردازی واقعنمایانه و متقاعدکننده، یکی از عمدهترین اهداف هر نویسندهٔ رئالیستی است. شخصیتهای داستانِ رئالیستی معمولا متعلق به طبقات اقتصادی _ اجتماعیِ فرودست هستند و دچار مشکلاتی میشوند یا تجربههایی را از سر میگذرانند. در این مجموعه، داستان «با سگها رفیق شو!» از بهترین نوع شخصیت پردازی رئالیستی برخوردار است.
به اعتقادِ منِ خواننده، بهترین داستانِ این مجموعه نیز «با سگها رفیق شو!» است و با چند پله اختلاف، داستانِ «صدای آهن روی آهن» را میتوان به عنوانِ داستانِ دوم انتخاب کرد.
به طور کل، مجموعهٔ «چیدن یال اسب وحشی» در #توصیف بسیار موفق بوده و خواننده هنگام خواندنِ داستان احساس میکند که «عین» واقعیت به او نشان داده میشود و نه ماجرا و تصاویری برآمده از تخیل.
یکی از مهمترین عنصرهای داستانی که در برخی از داستانهای این مجموعه خوب پرداخت نشده، #پیرنگ است. به عنوان مثال داستانهای «پدربزرگ لعنتی من»، «این سوپر من را دوست ندارم» و «ژنرال» سوژههای بکر دارد، اما پیرنگ و همچنین کشمکشهای داستان خوب پشت سر هم قرار نمیگیرد و در نتیجه پایانبندی داستان خیلی ساده رها میشود و در نتیجه همان اصل باورپذیری در داستانهای رئالیستی زیر سوال میرود.
با این همه در نهایت به عنوان یک خواننده، نمرهٔ قابل قبولی به این مجموعه میدهم و منتظرم مجموعهٔ بعدی جنابِ صالحیبافقی هر چه زودتر منتشر شود تا آن را بخرم
مصطفی بیان / جمعه اول دی ۱۴٠۲
نشست «حکایت زن پارسا از الهی نامه عطار»
نشست «حکایت زن پارسا از الهی نامه عطار» به بهانۀ انتشار کتابِ «مقامات ره حیرانی» نوشتۀ دکتر فاطمه مجیدی
به همت انجمن کتاب سیمرغ
سه شنبه / 14 آذر 1402
با حضور:
دکتر فاطمه مجیدی؛ مولف کتاب «مقامات ره حیرانی»
مصطفی بیان؛ داستان نویس



