گفت و گو من با نویسنده ها

تغییر چهره ادبیات داستانی نیشابور / مروری بر یک دهه فعالیت انجمن داستان سیمرغ نیشابور

2025-03-28 20:06:27
16
0

تغییر چهره ادبیات داستانی نیشابور / مروری بر یک دهه فعالیت انجمن داستان سیمرغ نیشابور

گفتگوی آفتاب صبح نیشابور با مصطفی بیان داستان‌نویس و دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور.

 دستاوردها و برنامه‌ها 

ارتباط با سرمایه‌گذران فرهنگی

 چشم‌انداز آینده

 اعتماد و مشارکت اجتماعی

 در آخرین شماره‌ی نشریه آفتاب صبح نیشابور  در سال ۱۴٠۳ / ۲۸ اسفند ۱۴٠۳ بخوانید.

دانلود کنید:


اصلی ­ترین دلیلِ عدمِ تمایل نویسندگان به ورود به ادبیات جنگ، به نارضایتی از وضع موجود جامعه برمی­ گردد.

2025-01-16 21:12:51
16
0

اصلی­ترین دلیلِ عدمِ تمایل نویسندگان به ورود به ادبیات جنگ، به نارضایتی از وضع موجود جامعه برمی­ گردد.

به بهانۀ حضور محبوبه حاجیان ­نژاد در نیشابور

مصطفی بیان / چاپ شده در نشریه آفتاب صبح نیشابور / چهارشنبه 26 دی 1403

همزمان با هفتۀ کتاب و کتابخوانی به دعوتِ انجمن داستان سیمرغ، محبوبه حاجیان­نژاد به نیشابور آمد.

محبوبه حاجیان ­نژاد متولد سال 1363 و ساکن سمنان است. از وی یک مجموعه ­داستان با عنوان «ح دو چشم» و چهار رمان با عنوان­ های: «یاماها»، «بوماران»، «آسودگی» و «میحانه، میحانه» منتشر شده است.

مجموعه ­داستان «ح دو چشم» در سال 1400 نامزد جایزۀ ادبی جلال­ آل­ احمد شد؛ و همچنین رمان «بوماران» نیز در سال 1402 شایسته­ تقدیر جایزۀ ادبی قلم زرین و نامزد بهترین رمان دفاع مقدس معرفی شد. وی در سال 1397 مفتخر به دریافت نشان جایزۀ ادبی امیرحسین فردی از حوزۀ هنری تهران شدند.

حاجیان­ نژاد برای اولین بار به نیشابور سفر کرده است. صبح یکشنبه 27 آبان 1403 به همراه محبوبه حاجیان­ نژاد و استاد حجت حسن ناظر، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و هنر از امکانِ تاریخی و فرهنگی نیشابور بازدید کردیم.

آنچه می‌خوانید گفت‌وگویی است با این نویسنده جوان و موفق سمنانی دربارۀ جهان داستانی ­اش.

چه چیزی باعث شده است که علاقه­ مند به نوشتنِ در حوزۀ ادبیات جنگ و دفاع مقدس باشید؛ چه عاملی شما را به این نوع ژانر ادبی می ­کشاند؟

جنگ همیشه از موضوعات مورد علاقه ­ی من برای نوشتن بوده. دلیلش شاید به تآثیرات عمیق و دنباله ­داری برمی­ گردد که جنگ در تمام ابعاد زندگی انسان­ ها در یک کشور به جا می­ گذارد. تأثیراتی که حتی گاهی تا نسل­ های بعد ادامه پیدا می­کند و زیست انسان­ های دوره­ای را که به ظاهر جنگ را درک نکرده­ اند نیز تحت تأثیر خود قرار می­ دهد. از سوی دیگر به نظرم همیشه جنگ موضوع جذابی برای نوشتن است. چون در جنگ موقعیت ­ها و شرایطی پیش می ­آید که در زندگی عادی کمتر با آن روبرو می ­شویم. موقعیت­ هایی که به شدت بر روح و روان، شخصیت، زیست و نگاه انسان­ ها اثر می­ گذارند. در جنگ بسیاری از مفاهیم ابعاد تازه و متفاوتی پیدا می­ کنند و گاهی به ماهیتی کاملاً متضاد با آنچه پیش از آن بوده ­اند، تبدیل می­ شوند و این درست همان چیزی است که نویسنده برای خلق جهان داستانی خود به آن نیاز دارد. چیزی که اگر نویسنده با چیره­ دستی از آن بهره بگیرد می ­تواند در عین اینکه داستانی با موقعیت­ های جذاب جنگ خلق می ­کند، دیدگاه­ هایی را مطرح کرده و به مفاهیمی دست پیدا کند که نه تنها محدود به موقعیت­ های جنگی نیستند بلکه در هیچ حصاری از زمان، موقعیت، مکان و شرایط نیز نمی­­­ گنجند و انسان هر عصر و هر زمان را با خود همراه می­ کنند.

چرا نویسندگان جوان و همچنین حرفه­ ای­ کمتر وارد ادبیات جنگ می­ شوند؟

به نظرم یکی از اصلی ­ترین دلایلی که برخی از نویسندگان تمایلی به ورود در حوزه­ ی جنگ و دفاع مقدس ندارند، به نارضایتی از وضع موجود جامعه برمی ­گردد. وضعی که حاصل از شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مملکت است. در ذهن عموم مردم و برخی از نویسندگان جوان و حتی نویسندگان باتجربه، نوشتن از جنگ و به طور خاص نوشتن از هشت سال جنگ تحمیلی ایران و عراق به معنای تآیید و حتی حمایت و رضایت از وضع موجود است. تا آنجا که گاهی نویسندگان این حوزه متهم به القابی مثل «نویسنده­ی حکومتی» و عناوینی از این قبیل می ­شوند. دلیل دیگر شاید وابسته به اقبال عمومی مردم باشد که در گذر از یک نسل به نسل دیگر تمایل به این نوع ادبیات کمتر می ­شود و به تبع آن برخی نویسندگان ترجیح می ­دهند با احتیاط بیشتری به این حوزه ورود کرده و بیشتر به دنبال سلیقه و علاقه­ ی عموم مردم و نسل جدید بروند تا مخاطب را بیشتر به اثر خود جذب کنند. دلیل دیگر دشواری­ های نوشتن در این حوزه است. نویسنده­ ی حوزه­ ی جنگ اگر بخواهد اثری درخور و شایسته خلق کند، برای درک موقعیت خاص و شگفت جنگ نیاز به تحقیق، پژوهش، مطالعه و گاهی تجربه­­ ی زیست ه­ای دارد که اثرش را برای مخاطب باورپذیر و ملموس کند.

فکر نویسنده شدن نخستین بار کی به ذهنتان خطور کرد؟

کتاب خواندن و ساعت­ ها غرق شدن در دنیای قصه­­ ها از تفریحات مورد علاقه ­ی من در کودکی بود. قصه­ ها ساعت­ ها ذهن مرا با خود درگیر می ­کردند. طوری که گاهی زمان و مکان فراموشم می­شد.  وقتی ده ساله بودم برای اولین بار بعد از خواندن یک کتاب قصه، احساس کردم میل عجیبی برای نوشتن یک داستان در من به وجود آمده. به گوشه­ ی خلوتی خزیدم و داستانی نوشتم. این اتفاق برای من بسیار جذاب و لذت بخش بود.  از همانجا دغدغه و رویای نوشتن مرا به دنبال خود کشاند و در هر دوره از زندگی به شکل و شمایلی در آمد و مرا به سمت و سویی کشاند تااینکه با نوشتن چند داستان و رمان مسیرم را هموار و روشن کرد.

ریشۀ یک ایده چگونه از داستان­ هایت در­می ­آید؟

من ایده­ های داستانی را به وقت نوشتن داستان پیدا نمی­کنم. بلکه آن­ها از قبل در ذهن من هستند. گاهی ذهنم از سال­ ها قبل با آن­ها درگیر بوده­ و بی­ آنکه قصد نوشتن داستانی درباره­ی آن­ها را داشته باشم، به آن­ها فکر کرده و با آن­ها زندگی کرده ­ام. ایده ­ها بیشتر در حین زندگی روزمره­ی شخصی و کاری، معاشرت با آدم­ها، سفر، مطالعه، در فراز و فرود زندگی شخصی، گشت و گذار در مکان­ ها و فضاهای مختلف به ذهنم خطور پیدا می ­کنند. به وقت نوشتن داستان ایده­ ی را که مناسب باشد انتخاب کرده و پر و بال می­ دهم و اینطور داستانم شکل می ­گیرد.

آیا برای نوشتنِ داستان صرفا حضور در کلاس­ های داستان­ نویسی کافی است؟

صرف حضور در کلاس ­های داستان قطعاً نمی ­تواند شرط تعیین کننده در نویسنده شدن یک فرد باشد. گرچه نمی­ توان تأثر و ارزش آن را انکار کرد. من سال­ ها قبل از حضور در کارگاه­ های نویسندگی داستان می­ نوشتم و داستان ­های من در جشنواره ­های زیادی حائز رتبه می­ شد. البته این موضوع به این دلیل بود که من علاقه­ زیادی به خواندن داستان داشتم و همین باعث شده بود به صورت ناخودآگاه برخی از اصول و تکنیک­ های نوشتن را رعایت کنم. با این وجود وقتی شرایط حضور در کلاس برای من فراهم شد، سطح داستان­ هایم تا حد زیادی ارتقا پیدا کرد و به جرآت می­ توانم بگویم شش ماه حضور منقطع و دوره­ای من در کارگاه­ های داستان برابری می­ کرد با چندین سال پی­ درپی نوشتن در خلوت و بر اساس تجربه­ خودم. از این رو همیشه معتقدم گرچه حضور در این کلاس­ ها، از کسی نویسنده نمی­ سازد اما اگر شرایط دیگر نویسنده شدن از قبیل استعداد، علاقه، پشتکار، استمرار و... مهیا باشد، می­توان گفت مسیر را تا حد زیادی روشن و هموار خواهد کرد.

آخرین کتابی که خواندید؟

آخرین کتابی که خوانده­ام رمان «نبودن» است از مهدی زارع. نویسنده­ای که در تمام این سال­ هایی که در مسیر نوشتن بوده­ ام، اولین و اثرگذارترین راهنما و استاد من در نوشتن داستان و رمان بوده است.

آیا برای فرزندانتان کتاب می ­خوانید؟

قطعاً برای فرزندانم کتاب می­ خوانم. همانطور که از کودکی­ شان این کار را کرده­ ام. و معتقدم خواندن کتاب در حالت کلی و داستان و قصه به طور خاص یکی از مؤثرترین راه­ ها برای پرورش ذهن و خلاقیت بچه­ه است و مهم­تر از این­ها راه درست زندگی را به آن­ها خواهد آموخت.

آیا اثر جدیدی هم در دست چاپ دارید؟

در حال حاضر در حال نوشتن رمانی هستم که به اتفاقات اجتماعی و تاریخی دوره­ای مهم در شهر سمنان می­ پردازد.

و سخن آخر؟

سخن آخر اینکه از شما ممنون و سپاسگزارم و امیدوارم نسل­ های بعدی با کتاب و دنیای قصه و داستان انس و الفت بیشتری از مردم زمانه ­ی ما داشته باشند.


گفت­ وگو با هامون حجار، برگزیدۀ بخشِ ملیِ ششمین جایزه داستان سیمرغ

2024-05-29 18:28:03
16
0

من عاشق نیشابور شدم؛ از بس که این شهر پُر از قصه است!

گفت­ وگو با هامون حجار، برگزیدۀ بخشِ ملیِ ششمین جایزه داستان سیمرغ

دانلود کنید:


در داستان‌نویسی تجربۀ زیسته بسیار مهم است.

2024-03-18 00:48:22
16
0

فاطمه داغستانی، برندۀ جایزه داستان سیمرغ و جایزه داستان زنان 1402 دربارۀ نوشتن می­گوید:

در داستان‌نویسی تجربۀ زیسته بسیار مهم است.

مصطفی بیان / داستان­نویس

چاپ شده در نشریه آفتاب صبح نیشابور / شماره 117

فاطمه داغستانی، متولد مهر ماهِ سالِ 1365 ، کارشناس­ارشد شیمی آلی از دانشگاه حکیم سبزواری و مادر سه فرزند است. سال 1402 را می­توانیم، سالِ موفقیت­های این بانوی جوان همشهری بمانیم؛ زیرا امسال، وی در عرصۀ داستان­نویسی بسیار پُرکار بوده است. نخستین بار، اردیبهشت ماه امسال، اولین جایزۀ داستانِ سیمرغش را برای نگارش داستانِ «شکوفه­های گیلاس» از داورانِ ششمین دورۀ جایزه داستان سیمرغ دریافت کرد و داستانش در«معمولیِ معمولی»، مجموعۀ داستان­های منتخب این دوره از جایزه داستان سیمرغ در پاییز امسال توسط نشر داستان به چاپ رسید.

اوایل زمستان امسال نیز داستان «خاکستر» وی جزو برگزیدگانِ نهایی دومین دورۀ جایزه ملی داستان زنان انتخاب شد و قرار است اوایل سال آینده، این داستان نیز در مجموعۀ داستان­های برگزیده توسط انتشارات حکمت کلمه منتشر شود.

فاطمه داغستانی، داستان­نویسی را به طور جدی با حضور در جلسات «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» آغاز کرد. اولین داستانش در آذر 1399 با عنوان «به شرط شمشیر زورو» در مجلۀ داستان همشهری و دومین داستانش با عنوان «گل به خودی» در خرداد 1400 در همین مجله به چاپ رسید. همچنین داستانِ برگزیدۀ جایزۀ داستان سیمرغِ وی در تاریخ 29 آذر 1402 در مجلۀ اطلاعات هفتگی به چاپ رسید. استاد علی­اصغر شیرزادی، داستان­نویس و مدرس مطرح داستان­نویسی دربارۀ داستانِ «شکوفه­های گیلاس» خانم داغستانی نوشته است: «نویسنده با بهره­گیری هنرمندانه از شگرد نمادگرایی، به گونه­ای کفایی بحران زیرپوستی و کتمان شده در توازی و تشابه انسان و گیاه را القا می­کند.»

فاطمه داغستانی، روزهای پُرکاری را پشت سر گذاشته است. همچنین در این روزها مشغول نگارش اولین کتابِ مستقل خود است؛ به همین مناسبت به گفتگو با او نشستیم و دربارۀ جهان داستانی او صحبت کردیم.

فکر نویسنده شدن نخستین ‌بار کی به ذهن­تان خطور کرد؟

قبل از آن‌که بتوانم بنویسم برای عروسکم داستان می‌گفتم. عروسکم میمونی با دست‌های دراز بود. دست‌هاش را دور کمرم گره می‌زدم و برایش قصه می‌گفتم. چیزی داشت که هنوز هم دنبالش هستم؛ موهبتی به اسم دو گوش شنوا. اما قصۀ مکتوب را از پنجم دبستان شروع کردم. یادم می‌آید هر تابستان دفتر صد برگی برمی‌داشتم. تا آخر تابستان پُرش می‌کردم. این کار تا سال‌ها ادامه داشت. کم‌کم به همه‌ی سال تسری پیدا کرد.

ريشه يک ايده چگونه از داستان­هایت درمی­‌آيد؟

حضرت مولانا می‌فرماید: «تشنگان گر آب جویند در جهان / آب جوید هم به عالم تشنگان»

اوایلی که تصمیم جدی برای نوشتن گرفتم دنبال ایده بودم. کم کم ایده‌ها خودشان سراغم می­آمدند. حتی هنگام انجام پیش‌پا افتاده‌ترین کارها، می‌بینم می‌شود ازش داستان درآورد. هنوز کودک درونم از کوچک‌ترین چیزها متعجب می‌شود. همین مکث‌ها برایم ایده است.

آیا برای نوشتن داستان صرفا حضور در کلاس‌های داستان‌نویسی کافی است؟ به نظر شما می ‌توان نوشتنِ داستان را ياد گرفت؟

حضرت سعدی موجز می‌فرمایند: «استعداد بی‌تربیت ‌دریغ است و تربیت نامستعد ضایع.»

خیلی‌ها شروع به نوشتن می‌کنند. می‌گویند استعداد دارم و نوشتن غریزی است. از قضا خوب هم می‌نویسند. اما بعد از چند داستان به اصطلاح قلم‌شان خشک می‌شود. انگار چشمۀ خروشان کلمات‌شان ته می‌کشد. ادامه‌دادن در مسیر نوشتن، اولا عشق می‌خواهد سپس مهارت. اتفاقا به نظرم کلاس‌های داستان‌نویسی باعث می‌شود خیلی‌ها نوشتن را رها کنند. چون مهندسی کردن داستان که عناصر را داشته باشد و جذاب هم باشد انرژی‌ و زمان بسیاری می‌طلبد. فقط باید سرت درد بکند برای نوشتن، که عقبگرد نکنی. گاهی نیمه‌ی شب از خواب می‌پرم. چیزی از درونم می‌جوشد. تا ننویسمش خواب را از من می‌گیرد.

به چه ژانر و کتا­ب­هایی علاقه­مند هستید؟ آخرین کتابی که خواندید؟

تقریبا هر کتابی که دستم بیاید می‌خوانم. متاسفانه یا خوشبختانه نمی‌توانم کتابی را تا نیمه خوانده رها کنم. حتی اگر به اصطلاح کتاب خوبی نباشد. انگار همه‌اش صدام می‌زند بیا و تمامم کن. من را بلاتکلیف نگذار.

آخرین کتابی که خواندم و به دوستانم پیشنهادش کردم کار عمیق بود. به تازگی رمان «جزیرۀ شاتر» نوشتۀ دنیس لیهان را خواندم. گوشت شد و به تنم چسبید. مجموعه داستان «عطر سنبل عطر کاج» از خانم فیروزه جزایری را همین چند وقت پیش خواندم. داستان‌های قابل تاملی دارد.

آیا برای فرزندان­تان کتاب می خوانید؟

وقتی سواد نداشتند بله؛ می‌خواندم. متاسفانه خیلی وقت است برای‌شان نخوانده‌ام. گه‌گداری گلستان سعدی را با دخترم می‌خوانیم. حالا بزرگ شده‌اند و تصمیم خرید کتاب با خودشان است.

به عنوان یک نویسنده، مشکل کتابخوانی در جامعه ما چگونه حل می­شود؟

شکر خدا اطراف من کتاب‌خوان زیاد است. اگر در کشور مشکل کتاب‌خوانی داشته باشیم،  فکر نمی‌کنم مشکل از سمت کتاب‌خوان‌ها باشد. نویسنده و مترجم باید متعهد باشد. لااقل من یک‌ نفر کارم را درست انجام دهم. به مخاطبم احترام بگذارم. به وقتی که صرف می‌کند. به هزینه‌ای که پرداخت می‌کند. کتاب خوب، مخاطب را جذب می‌کند.

کمی هم درباره‌ داستانِ «شکوفۀ گیلاس» حرف بزنیم. داستانی که شما را برگزیدۀ ششمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ معرفی کرد.

از آپارتمان به منزل ویلایی اثاث‌کشی کردیم. درخت‌های گیلاسی داشت که پُر شکوفه بودند اما دریغ از حتی یک دانه گیلاس. ریشه‌هاشان موزائیک‌ها را از جا درآورده بود. همین‌ها شد ایدۀ داستانم. تخیل و عناصر داستانی را به کار بردم. رابطۀ موازی دو درخت با دخترهای خانواده را ساختم و بقیۀ ماجرا.

درباره جایزه داستان سیمرغ صحبت کنید. آیا این جایزه ادبی می­تواند در مسیر شناخت و حمایت از نوقلمان و داستان­نویسان شهرستان نیشابور حرکت کند؟

اول از همه جا دارد از آقای مصطفی بیان تشکر کنم. تا حدودی شاهد زحمات‌شان هستم. برگزاری جایزۀ مستقل جسارت و کاردانی بالایی می‌خواهد. ایشان به همراه خانم زهره محقق بزرگوار جلسات منظم هفتگی داستان‌خوانی دارند. دور هم جمع می‌شویم و داستان می‌خوانیم.

 اما از جایزه داستان سیمرغ بگویم. حتما تاثیرگذار است. شور و شوق به‌راه می‌اندازد. هر جایزه که تمام می‌شود لااقل من و دوستانِ داستان‌نویسم چشم‌به‌راه دفعۀ بعدی هستیم.

آیا اثر جدیدی هم در دست چاپ دارید؟

دچار وسواس شده‌ام. مدت‌هاست مجموعۀ داستان­کوتاه حتی رمان را آماده کرده‌ام. کنارشان گذاشته‌ام. با خودم می‌گویم هنوز برای چاپ زود است. ان‌شاءالله از پس این وسواس بربیایم.

و سخن آخر؟

در داستان‌نویسی تجربۀ زیسته بسیار مهم است. یعنی چیزی را که با گوشت و پوست و استخوان درک کرده‌ام به رشتۀ تحریر دربیاورم. مخصوصا برای من که نوقلم هستم. همیشه این توصیه را آویزۀ گوشم دارم. اما بیشتر مواقع نوشتن چیزهایی را که تجربه کرده‌ام سخت است. بیشتر دلم می‌خواهد از چیزهایی بنویسم که امکان تجربه‌اش را ندارم. چندی پیش جمله‌ای خواندم که واقعا تکانم داد: «آن‌ها که می‌توانند، عمل می‌کنند. آن‌ها که نمی‌توانند درس می‌دهند. آن‌ها که تجربه دارند زندگی کردن را یاد می‌گیرند. آن‌ها که ندارندش می‌نویسند.»

در پایان قدردان همسر و فرزندانم هستم. حتما زندگی با کسی که بسیار می‌خواند تا بنویسد صبوری می‌طلبد.


مصطفی بیان، نویسنده گفت: ما در ابتدای راه هستیم و برای رسیدن به نقطه‌ مطلوب باید وارد بازار جهانی و رقابت با نویسندگان معروف جهان شویم.

2023-11-10 19:18:57
16
0

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در دهمین شماره از پرونده «خلأ ژانر در ادبیات داستانی ایران» با مصطفی بیان، نویسنده، منتقد ادبی و دبیر انجمن داستان سیمرغ همکلام شده‌ایم تا با توجه به تجربیات او در شش دوره برگزاری جایزه داستان سیمرغ، به بررسی کمی و کیفی ژانر در آثار داستان‌نویسان جوان بپردازیم. بیان معتقد است، عدم آشنایی نویسندگان جوان با ادبیات ژانر و نبودنِ علاقه باعث شده که نویسندگان ایرانی اغلب سراغ تجربه نگارش داستان‌هایی در ژانرهای فانتزی، علمی‌تخیلی و کارآگاهی نروند و می‌گوید: «هنوز ادبیات ژانر در جامعه‌ی ایران جایگاه خودش را نشناخته است».

با توجه به تجربیات و سابقه فعالیت شما در جایزه داستان سیمرغ، نویسندگان جوان را تا چه میزان به تجربه نگارش داستان‌هایی در انواع ژانر علاقه‌مند دیده‌اید؟

به جرئت می‌توانم بگویم هیچ! پنجمین و ششمین دوره جایزه داستان سیمرغ در سطح ملی برگزار شد و در مجموع ۱۱۰۰ نویسنده در جایزه داستان سیمرغ شرکت کردند. با نگاه کلی به داستان‌ها می‌توان نتیجه گرفت که هنوز نویسندگانِ جوان ایرانی تجربه نگارش در ادبیات ژانر را ندارند. بررسی در این مورد نیاز به کاوش و بررسی تخصصی دارد اما می‌توانم بگویم مهم‌ترین دلیل، شناخت کم نویسندگان جوان از ادبیات ژانر است.

داستان‌نویسان ایرانی اغلب سراغ داستان‌هایی در ژانرهای علمی‌تخیلی، کارآگاهی و فانتزی نمی‌روند، دلیل این مسئله را چه می‌دانید؟

مهم‌ترین دلیل، آشنا نبودن نویسندگان جوان با ادبیات ژانر و در درجه دوم نداشتن علاقه است. این مختص نویسندگان نیست؛ بلکه شامل خوانندگانِ ایرانی نیز می‌شود. هنوز ادبیات ژانر در جامعه ایران جایگاه خودش را نشناخته است. به عنوان مثال، ادگار آلن‌پو که پایه‌گذار داستان کوتاه است، خود را از نویسندگانِ داستان‌های ژانر پلیسی و جنایی می‌داند. دو قرن پیش، ادگار آلن‌پو با نگارش داستان کوتاه «جنایت کوچه مورگ» پا به عرصه وجود گذاشت، اما داستان کوتاه به معنای واقعی و حرفه‌ای در ایران از صادق هدایت و بزرگ علوی آغاز شده است؛ یعنی کمتر از یک قرن! صادق هدایت، داستان کوتاه «زنده به گور» را در سال ۱۳۰۸ و بزرگ علوی، مجموعه داستان «چمدان» را در سال ۱۳۱۳ منتشر کرد؛ می‌توان نتیجه گرفت که فقط ۹۰ سال است که داستان کوتاه به شکلِ نوین وارد ایران شده، در حالی که داستانِ «جنایت کوچه مورگ» که تقریباً دستورالعمل کامل نظری و عملی کاراگاهی را ارائه می‌دهد، دو قرن قبل نوشته و منتشر شده است. بعد از ادگار آلن‌پو، داستان‌های کوتاه و رمان‌های پلیسی و جنایی در انواع مختلف نوشته شد و داستان‌نویس‌های بسیاری در این زمینه آثاری به وجود آوردند که در انگلستان و امریکا و بعد در فرانسه مورد استقبال قرار گرفت و مردم این نوع ژانر ادبی را به عنوان سرگرمی و لذت پذیرفتند و امروز شاهدیم که ژانر جنایی و معمایی جزو ژانرهای پُرفروش در این کشورها است.

داستان‌نویسی در حوزه ژانر را تا چه میزان وابسته به فرهنگ و نگرش جوامع مختلف می‌دانید؟

بهترین نویسندگان ژانر کاراگاهی از کشور انگلیس و فرانسه هستند. آرتور کانن‌دویل، خالق «ماجراهای شرلوک هلمز» و آگاتا کریستی خالقِ «هرکول پوآرو» و «خانم مارپل» از نویسندگانِ انگلیسی هستند و یا موریس لوبلان، آفریننده «آرسن لوپن»، نویسنده فرانسوی است و همچنین گراهام گرین، نویسنده انگلیسی نیز در این ژانر ادبی، آثاری آفریده است. انگلیس، اولین کشور صنعتی جهان بوده است؛ زمینه‌های شکل‌گیری انقلاب صنعتی، ریشه در تحولات گسترده بریتانیا در نیمه دوم قرن هجدهم دارد. به مرور این انقلاب در کشورهای اروپایی گسترش یافت و در نهایت تا اواخر قرن نوزدهم به دو کشور آلمان و امریکا رسید. در همین زمان بود که چارلز دیکنز، نویسنده انگلیسی عصر انقلاب صنعتی، در رمان «الیور توئیست» به معضلات کودکان آن زمان انگلستان می‌پردازد.

امروزه شاهد معرفی نویسندگان ژانرنویس اروپایی به مخاطبان جهانی هستیم. کدام زیرساخت‌ها و امکاناتی زمینه‌های خلق چنین آثاری را شکل داده است؟

فقط درباره ژانر پلیسی می‌توانم بگویم مهمترین دلیل حضور این نوع ژانر ادبی، ورود انقلاب صنعتی به شهرهای بزرگ انگلیس و آلمان و فرانسه مربوط می‌شود. با ورود انقلاب صنعتی، شاهد تولد ژانر کاراگاهی و همچنین در کنار آن خلق داستان‌های اسرارآمیز، جاسوسی، مهیج، وحشت‌آور و فانتزی هستیم و همچنین چاپ پاورقی‌های پلیسی و جنایی در روزنامه‌ها و مجله‌ها و نیز در مورد ژانر ماجراجویی، سحر و جادو و فانتزی، می‌توان رمان‌نویس معروف، جان رونالد رول تالکین را نام برد. تالکین در اوایل قرنِ بیستم هابیت و ارباب حلقه‌ها را در انگلیس نوشت و او را به عنوان پدر ادبیات فانتزی مدرن می‌شناسند. به طور کل می‌توان گفت که اروپا و امریکا بعد از گذر از انقلاب صنعتی و صنعت چاپ شاهد ظهور ژانر و سبک‌های مختلف ادبی و مکاتب ادبی است و ایران بعد از انقلاب مشروطه، شاهد ترجمه آثار مختلف ژانر، سبک و مکاتب ادبی از اروپا و امریکاست و مخاطبان خودش را در این مدت زمان کوتاه شناخته است. ما هنوز تجربه‌ای کمتر از یک قرن را در نگارش داستان‌کوتاه و رمان و انتشار آن به شکل نوین داریم؛ پس در ابتدای راه هستیم و برای رسیدن به نقطه مطلوب باید وارد بازار جهانی و رقابت با نویسندگان معروف جهان شویم. آثار ادبی ما باید ترجمه شوند و در جوایز مختلف ادبی و مجامع بزرگ ادبی شرکت و حضور داشته باشند. باید دیوارها برداشته شود و شرایط برای گفت‌وگو و حضور در عرصه جهانی برای نویسندگان، ناشران و تولیدکنندگان عرصه سینما و تئاتر در مجامع بین‌المللی مهیا شود. همه این موارد در تسریع در کیفیت و شناخت ادبیات داستان ایران و در نتیجه سایر هنرها مانند سینما و تئاتر سازنده خواهد بود.

https://www.ibna.ir/news/499385/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%B5%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AF


شب نویسنده سبزواری در نیشابور

2023-08-02 19:49:09
16
0

مریم حسینی، حسین رهاد و مصطفی بیان

شب نویسنده سبزواری در نیشابور

منبع: خیام نامه / فروغ خراشادی

نشست «شب محمود دولت‌آبادی» همزمان با سالروز تولد این نویسنده خراسانی و با نگاهی به آخرین آثار منتشر شده‌ وی، با تسهیلگری مصطفی بیان، حسین رهاد و مریم حسینی به همت انجمن کتاب سیمرغ برگزار شد.

در این نشست که سه‌شنبه ۱٠ مردادماه ۱۴٠۲ در یک  موسسه نهال برگزار شد، دبیر انجمن داستان سیمرغ با نگاهی به زندگینامه، فعالیت حرفه ای بیش از ۶۰ سال و دو اثر غیرداستانی دولت آبادی، به ایراد سخن پرداخت.

مریم حسینی، کارشناس ارشد آموزش، درباره دو اثر( یک اثر داستانی و یک غیر داستانی) از این نویسنده شهیر به نقد و تحلیل پرداخت.

حسین رهاد، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، آخرین رمان منتشر شده دولت آبادی، دودمان، را با نگاهی به ساختار اثر و بررسی زبان در آثار آقای نویسنده، مورد بررسی قرار داد.

شب محمود دولت آبادی در نیشابور

به همت انجمن کتاب سیمرغ

چاپ شده در نشریه آفتاب صبح نیشابور / چهارشنبه 29 شهریور 1402 / شماره 113

چه کسی می دانست 83 سال قبل فرزندی از روستای دولت آبادِ سبزوار چشم به جهان می گشاید، روزی «آقای رمان ایران» می شود و جایزه «نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه» را دریافت می کند؟! پسری که از همان بدو تولد، طعمِ تلخِ فقر و نداری را چشید و در 19 سالگی برای کار به تهران مهاجرت و برای تهیه لقمه نانی کارگری کرد و سلمانی، کفاشی، حروفچینی و غیره را آموخت. خودش می گوید: «هنر را در کار آموختم نه از تئوری و نظریه های ادبی.»

به طور اتفاقی از همان جوانی با تئاتر آشنا و شیفتۀ آن شد. از آغاز دههٔ چهل در کلاس ‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و بازیگر نمایش شد و کم‌کم نوشتن را نیز آغاز کرد. او در دههٔ چهل در نمایشنامه‌های بهرام بیضایی و اکبر رادی ایفای نقش کرد. 

در سی سالگی با مهرآذر ازدواج کرد و ثمرۀ ازدواجش سه فرزند به نام های سیاوش، فرهاد و سارا شد.

اولین داستانش با عنوان «ته شب» در 22 سالگی در مجلۀ آناهیتا چاپ شد. مهم ترین ویژگی های آثار دولت آبادی را: 1) انعکاس زندگی مردم روستا (توجه به ادبیات اقلیمی) و 2 ) توجه به روان شناسی شخصیت های داستان برمی شمارند، به همین دلیل او را از پیشروان ادبیات روستایی و کارگری می دانند.

محمود دولت آبادی می گوید نویسنده سیاسی و روشنفکر نیست: «من نویسنده هستم. نویسنده که حتما روشنفکر نیست» (این گفت و سخن ها / ص 154)؛ و معتقد است در کشور به جای تشکیل حزب سیاسی باید انجمن های اجتماعی شکل بگیرد و وارد پروسه های اجتماعی شود.

محمود دولت آبادی دربارۀ دولت خاتمی می گوید بدون شک دولت خاتمی روان تر از دولت احمدی نژاد است. نظر تساهلی بیشتری داشتند و آزادی نسبی بیشتری وجود داشت (به خصوص در حوزه کتاب و مطبوعات)

او معتقد است: «من به آن ایده ای رای خواهم داد که بتواند از عهده ی چهار اصل مهم برآید: 1) صلح با عزت 2) آزادی بیان و ایمنی بعد  از آزادی بیان 3) نان و کار 4) سرانجام یافتن راه های صلح آمیز و برادرانه با اقوام ایرانی و زدودن برخوردهای خصمانه.»

او در مورد رمانِ پُرحاشیۀ خود پاسخ داد که رمانِ «کلنل» را در سال 63 و 1362 نوشته است و تنها اثری است که بخش هایی از آن را به صورت کابوس در خواب دیده است.

روزی که این رمان را تمام کرد آن را به همسرش داد تا بخواند. همسرش از او پرسید چه زمانی آن را نوشته است. دولت آبادی پاسخ داد: «من وقت هایی می نویسم که خدا بیدار است و همه خواب اند. به هیچ عامل بیرونی احتیاج ندارم. به ذهنم احتیاج دارم و یکتای همیشه بیداری که خداست.»

دولت آبادی در مورد رمان «کلنل» می گوید بعد از چهل سال چاپ این کتاب دیگر نفعی برای من ندارد. حالا دیگر چاپ کلنل به نفع دولت است. حالا فرصت برای آنهاست تا دولت جمهوری اسلامی به دنیا بگوید جامعه ی ما از حد آزادی بیان برخوردار است (همان / ص 133).

دولت آبادی در کتاب «این گفت و سخن ها» می نویسد: «من در نوشتن دنبال چیزی نبودم تا به آن برسم مگر خودِ نوشتن، و از نظر من نوشتن یک ضرورت بود و من این ضرورت را به انجام رساندم و هنوز هم در حال انجامش هستم. به یاد ندارم هرگز چیز خاصی در ازای نوشتن خواسته باشم به دست بیاورم مگر برای نوشتن و انتشار آن اگر ممکن بشود! البته آن چه در ابعاد اجتماعی – انسانی می خواسته ام در خلق آثارم عیان است و چیزی بیشتر از این برایم ارزش نداشت و ندارد، البته نان دسترنج خود را خوردن، بسیار گواراست.»

دولت آبادی معتقد است نویسندگی ذاتی است البته مرحله اول ذاتی است و مرحله دوم یادگیری و فراگیری. با منزوی کردن و منزوی شدن کسی نویسنده نمی شود، این مهم با کار کردن و حضور در اجتماع میسر است. او باور ندارد که ادبیات را بتوان مثل علم به کسی آموزش داد؛و می گوید: «در زندگی ادبی ام هیچ استادی نداشته ام. استادهای من، ادبیات کلاسیک و مترجم هایی بودند گه آثار بزرگان ادبیات را ترجمه کرده اند. (همان / ص 192)

دولت آبادی دربارۀ جلال آل احمد معتقد است: نثر جلال هیچ کمکی به رمان نویسی نمی کند و آل احمد فاقد تخیل است؛ اما اگر کسی می خواهد نویسنده شود باید یکی از معلم های نثرنویسی اش، هوشنگ گلشیری باشد؛ ولی من نگفتم از تخیل گلشیری می توانید بهره مند بشوید.

به گزارش آفتاب صبح نیشابور، نشست «شب محمود دولت آبادی» همزمان با سالروز تولد دولت آبادی به همت انجمن کتاب سیمرغ، شامگاه سه شنبه 10 مرداد ماه در موسسۀ نهال با حضور نویسندگان و علاقه مندان به آثار دولت آبادی برگزار شد. در این نشست مصطفی بیان، داستان نویس و رئیس انجمن داستان سیمرغ نیشابور دربارۀ دو کتاب «بیرونِ در» و «این گفت و سخن ها» ایراد سخن پرداخت و در ادامه، مریم حسینی، کارشناس ارشد آموزش و حسین رهاد، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی به نقد و تحلیل سه کتاب «اسب ها، اسب ها از کنار یکدیگر»، «عبور از خود» و «دودمان» پرداختند.


شب محمود دولت آبادی در انجمن کتاب نیشابور

2023-07-28 15:21:11
16
0

به همت انجمن کتاب نیشابور:

شب محمود دولت آبادی؛ همزمان با سالروز تولد نویسنده.

با نگاهی به آخرین آثار منتشر شدۀ محمود دولت آبادی

باحضور:

حسین رهاد؛ کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

مریم حسینی؛ کارشناس ارشد آموزش

مصطفی بیان؛ داستان نویس

سه شنبه 10 مرداد 1402 / ساعت 17

موسسه فرهنگی نهال / نیشابور، 15 خرداد 26


چرا جایگاه ادبیات بومی در ایران تضعیف شده است؟ 

2023-06-28 12:52:00
16
0

گفت‌وگوی آرمان ملی با مصطفی بیان، داستان‌نویس

چرا جایگاه ادبیات بومی در ایران تضعیف شده است؟ | آثار احمد محمود بهترین نمونه داستان‌های بومی

هر ملتی به فراخور گستره جغرافیایی، فرهنگی و زبانی خود، می‌تواند از فرهنگ‌ها و اقوام مختلفی تشکیل شود و نویسندگان و شاعران هر منطقه، با تکیه بر ظرفیت‌های بومی خود می‌توانند آثار متفاوتی را با محوریت زبان معیار و رسمی کشور خود، بیافرینند. از این منظر، ادبیات بومی را می‌توان در حکم پلی ارتباطی بین گونه‌های مختلف زیستی و فرهنگی با گونه‌ فرهنگ و زبان معیار آن جامعه دانست. بنابراین فعالیت و شکوفایی ادبیات بومی در یک سرزمین، موید انسجام و قوام ملی یک کشور است. در ایران، نویسندگان سرشناسی در ادوار مختلف به خلق اثر با شاخصه‌های بومی پرداخته‌اند، اما به‌نظر می‌رسد عوامل مختلفی طی دهه‌های گذشته منجر به تضعیف این جریان شده است.

به گزارش آرمان ملی آنلاین، مصطفی بیان، داستان نویس، موسس و دبیر انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور معتقد است مهم‌ترین عامل در این میان، تغییرات به‌وجود آمده در سبک زندگی جامعه بوده است؛ عاملی که نهادهای رسمی کشور باید برای آن تدابیری را بیندیشند. 

ادبیات بومی یا اقلیمی چه ویژگی‌ها و شاخصه‌هایی دارد؟

تعریف‌های بسیاری درباره‌ این گونه‌ ادبی در سایت‌ها و کتاب‌های داستان نویسی منتشر شده است؛ اما به طور خلاصه به ادبیاتی، ادبیات اقلیمی می‌گویند که در آن به آداب و رسوم اجتماعی، سنت‌ها، عادت‌های طبقات معینی از جامعه، توصیف مختصات زبان و زیستگاه و همچنین به مختصات جغرافیایی و ناحیه‌ای اشاره می‌شود. مثلا رمان «کلیدر» دولت آبادی و «قصه‌های مجید» مرادی کرمانی از نمونه‌های بسیار خوبِ ادبیات اقلیمی هستند. مثال دیگر، داستان «تنگسیر» صادق چوبک و «داستان یک شهر» احمد محمود است که در آنها به توصیف محل و اقلیم اشاره شده است. در کُل داستان‌های اقلیمی به علم مردم شناسی، جامعه‌شناسی و همچنین تاریخ کمک بسیاری می‌کند. 

جایگاه ادبیات بومی اقلیمی در ادبیات امروز چیست؟ و این مساله چه آسیب و خلأهایی را به همراه داشته است؟

اگر تاریخ هشتاد ساله‌ داستان کوتاه ایرانی را مطالعه کنیم، باید بدون تعصب - و با در نظر گرفتن دلایل بسیاری که الان مجال بحث در مورد آنها نیست- بگوییم ادبیات اقلیمی و همچنین ادبیات روستایی، بومی، محلی و ناحیه‌ای در ادبیات داستانی امروز ایران بسیار کمرنگ شده است؛ که کمرنگ شدنِ این گونه‌ ادبی به عنوان یک منبع معتبر مطالعاتی می‌تواند صدماتی را به علمِ مردم شناسی، جامعه شناسی و همچنین بخش مطالعاتی تاریخ وارد کند. خودتان تصور کنید، نبود یک منبع مطالعاتی در حوزه‌ مردم شناسی، جامعه شناسی، شهرشناسی، جغرافی و همچنین تاریخ چه آسیبی می‌تواند به همراه داشته باشد؟!

با توجه به تجربیات شما در انجمن و جایزه داستان سیمرغ و آثار ادبی نویسندگان جوانی که به این انجمن ارسال می‌شود، نویسندگان جوان تا چه میزان در این حوزه می‌نویسند؟

همان‌طور که خدمت‌تان عرض کردم، جایگاه ادبیات اقلیمی بسیار کم رنگ شده است؛ حتی در بخش منطقه‌ای که ویژه‌ نویسندگان متولد و یا ساکن نیشابور است! این ضعف شامل کل ایران می‌شود. به همین منظور عزم‌مان را جزم کردیم تا به ادبیات بومی بیشتر بپردازیم. سعی کردیم نویسندگان جوان و حتی حرفه‌ای نیشابور را تشویق کنیم که در داستان‌های خود به زندگی روستایی و همچنین شهری نیشابور و نیز به ویژگی‌های ادبیات اقلیمی، آداب و رسوم، ناحیه‌ای و محلی بیشتر بپردازند. در یک سال گذشته که از شیوا مقانلو، مجید قیصری، کاوه فولادی نسب، مهیار رشیدیان و انسیه ملکان دعوت کردیم تا در انجمن داستان سیمرغ، کارگاه داستان برگزار کنند؛ دوستان به اهمیتِ استفاده از سرمایه زیست بومی و غنای عرفانی در شهر نیشابور به عنوان منبع الهام برای خلق داستان‌های کوتاه و رمان پرداختند؛ به همین منظور تصمیم داریم در آینده مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه از نویسندگان جوان نیشابور که به این گونه ادبی پرداخته باشند، منتشر کنیم. 

چرا آنطور که باید ادبیات بومی اقلیمی مورد توجه نویسندگان قرار نمی‌گیرد؟ 

دلایل مختلفی وجود دارد؛ دلایل تاریخی، اجتماعی، سیاسی، تبلیغاتی، تجربی، روانشناختی، جامعه‌شناختی و غیره. نمی‌توان در چند کلمه به این سوال پاسخ کامل داد، اما مهم‌ترین عامل به اعتقاد من، تغییر شیوه زندگی است. شیوه زندگی مردم به سرعت در حال تغییر است. از اوایل دهه‌ هشتاد که اینترنت آرام آرام وارد زندگی خصوصی مردم شد، تغییر سبک زندگی در تولید آثار ادبی و همچنین سایر شاخه‌های هنری مانند تئاتر، سینما و تلویزیون محسوس است؛ ولی با این همه، این دلیل موجهی نیست که نویسندگانِ جوان ایرانی به این گونه ادبی توجه نکنند. آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تلویزیون، سینما، تئاتر، رسانه، ناشران و نویسندگان، همگی در رشد و ارتقای این گونه ادبی نقش دارند. 

به طور کلی از مهم‌ترین انواع داستان و رمان باید به داستان‌های تاریخی، سیاسی، اقلیمی و علمی اشاره کنیم. نگارش و تولید آثار خلاق در این چهار گونه ادبی می‌تواند در رشد و ارتقای جامعه و کشور کمک کند و همچنین به عنوان منبع مطالعاتی مفیدی محسوب شود. برای توضیح بیشتر می‌توانم به رمان «غرور و تعصب» جین استین اشاره کنم. اگر بخواهیم در مورد آداب، رسوم، عادت‌ها، سنت‌ها، تاریخ و آدم‌های قرن نوزدهم انگلیس مطالعه کنیم، رمان «غروب و تعصب» می‌تواند به عنوان یک منبع مطالعاتی به ما کمک کند. 

 به نظر شما چگونه می‌توان نویسندگان را به نگارش و خلق آثار ادبی بومی و اقلیمی علاقه‌مند کرد؟

همان‌طور که در دو سه دهه‌ گذشته، آهسته آهسته، اهمیت خلق این گونه‌ ادبی کم رنگ و کم رنگ‌تر شد، نیاز هست برای بازگشت به جایگاه اصلی از امروز برای دو دهه‌ آینده برنامه ریزی کنیم. این برنامه ریزی برای یک بخش و یا یک نهاد تعریف نمی‌شود. دستگاه‌های زیادی مانند آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ، دانشگاه، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تلویزیون، سینما، تئاتر، رسانه، ناشران، انجمن‌ها و سازمان‌های مردم نهاد در این مسئولیت نقش دارند. 

چگونه می‌توان از سوژه‌ها و وقایع تاریخی در خلق ادبیات بومی و اقلیمی بهره برد؟

بهترین مثالی که می‌توانم بزنم رمان «داستان یک شهر» اثر احمد محمود است که هیچ شخصیت تاریخی در آن وجود ندارد؛ اما داستان حوادث پس از کودتای 28 مرداد 1332، بازداشت و اعدام تعدادی از افسران ارتش را بازگو می‌کند. در این داستان، نویسنده به مختصات جغرافیایی بومی و ناحیه‌ای یک شهر (بندر لنگه) وفادار است. قهرمانِ داستان، بعد از کودتای 28 مرداد 1332 به جرم عضویت در حزب توده به بندر لنگه تبعید می‌شود. در این داستان، قلمرو و مردمانی که در بندر لنگه زندگی می‌کنند، به عنوان پایه و شالوده‌ داستان به کار گرفته شده است. به همین دلیل «داستان یک شهر» احمد محمود را می‌توان یکی از بهترین نمونه‌های ادبیات تاریخی، اقلیمی و ناحیه‌ای دانست.

آرمان ملی / چهارشنبه 7 تیر 1402 / شماره 1585


تعداد کم آثار دفاع مقدس نویسندگان نیشابوری / زندگی خلبان شهید جعفری کتاب می‌شود

2023-05-24 16:57:03
16
0

گفت و گوی خبرگزاری ایبنا با مصطفی بیان، دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور، به مناسبت سالروز آزادی خرمشهر، روز ملی مقاومت و ایثار.

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور گفت: نگارش داستان کوتاه و رمانِ تاریخی و سیاسی به ویژه در حوزۀ ادبیات دفاع مقدس در نیشابور بسیار کم است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  نیشابور در حوزه ادبیات پایداری از نظر نیروی انسانی دارای وضعیت بسیار مطلوبی است. رمان «گیلو» و داستان‌های کوتاه «کوبا نیشکر صادر می‌کند»، «کیف»، «فصل سوم» و.. تنها برخی از آثار چاپ شده در نیشابور در دهه اخیر با محوریت ادبیات پایداری توسط نویسندگان مختلف است. با مصطفی بیان دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور به بهانه سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر و روز مقاومت و پیروزی در این فضا به گفتگو نشستیم.
 
دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به 9 سال سابقه و فعالیت این انجمن گفت: انجمن داستان سیمرغ، در این مدت، علاوه‌بر برگزاری جلسات منظم هفتگی، کارگاه‌های داستان، دعوت از نویسندگان سراسر کشور، چاپ سه مجموعه داستان و برگزاری شش دوره جایزه داستان سیمرغ را درکارنامۀ ادبی خود دارد.

مصطفی بیان ادامه داد: امروز به همت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور»، شهرستان نیشابور که در گذشته با شعر و شاعری زبان‌زد بود؛ با «ادبیات داستانی» نیز در جامعه ادبی کشور مطرح شده است. اکثر مجموعه داستان‌ها و رمان‌های نویسندگانِ نیشابوری توسط ناشران معتبر کشور منتشر و همچنین در برخی جوایز معتبر ادبی، نامزد و یا برگزیده می‌شوند. مانند رمان‌های «کفتار» و «بغض سرخ» اثر مرتضی فخری که به ترتیب در جوایز ادبی مهرگان و واو حائز رتبه شدند.
 
این نویسنده تصریح کرد: همچنین مجموعه داستان «آنجا سیگار مفتی می‌دهند» نوشتۀ فریده ترقی که نامزده جایزۀ ادبی کیومرث و جایزه ادبی مازندران شد و همچنین رمان «فراموشی» اثر جواد پویان که شایسته تقدیر جایزه ادبی مهرگان شناخته شده است.

نویسندگان مرد نیشابور وارد ادبیات پایداری شدند

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به فعالیت یک دهۀ گذشته اظهار کرد: در این مدت آثار منتشر شدۀ ادبیات داستانی نیشابور در حوزۀ اجتماعی و سیاسی حضور پُررنگی داشته است.  البته نویسندگانِ زن در نیشابور هنوز وارد داستانِ سیاسی و تاریخی  نشده‌اند و بیشتر در حوزۀ اجتماعی و مذهبی می نویسند، اما نویسندگانِ مرد نیشابور در سال‌های اخیر به صورت جدی وارد حوزه ادبیات سیاسی، تاریخی و ادبیات پایداری شده‌اند و در این عرصه موفق بوده‌اند.

بیان اضافه کرد: به طور کل، نگارش داستان کوتاه و رمانِ تاریخی و سیاسی به ویژه در حوزۀ ادبیات دفاع مقدس در نیشابور بسیار بسیار کم و در حد انگشتانِ یک دست است و می‌توان گفت در میانگین کلِ آثار منتشر شده در نشریات و یا به شکل کتاب، عدد صفر است.

وی ادامه داد: در طولِ دو سال گذشته تمام تلاش‌ام را کردم و کارگاه‌های داستان‌نویسی با حضور مجید قیصری، شیوا مقانلو، محمد حسن شهسواری و همچنین در 15 اردیبهشت امسال، کارگاه داستان با حضور کاوه فولادی نسب، مهیار رشیدیان و انسیه ملکان با موضوع های ادبیات اقلیمی، عرفانی و تاریخی در نیشابور برگزار شد.

مصطفی بیان کرد: یکی از جلسات «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» در سال گذشته، همزمان با هفتۀ دفاع مقدس، اختصاص یافت به دعوت از «علی براتی گجوان» و موضوع «ادبیات جنگ» و فرصتی بود تا داستان ‌نویسان جوانِ شهرستان نیشابور، با این نوع ادبی بهتر آشنا شوند.
 
وی خاطرنشان کرد: در آن جلسه این سوال مطرح شد که «چطور می توان، متولد سال 71 به بعد که جنگ را از نزدیک ندیده و تجربۀ جبهه را ندارد، داستان جنگ بنویسد؟ آیا این ژانر منحصر است به کسانی که جنگ را زیسته‌اند؟» برگزاری این جلسه امیدوارمان کرد تا در سال‌های آینده، داستان‌هایی از این نوع، از نویسندگان شهرمان منتشر شود.خودم به عنوان یک نویسندۀ جوان، علاقه مند بودم داستانی دربارۀ ایران دوستی، شجاعت و ایثار یکی از شهدای دفاع مقدس شهرم بنویسم.
 
بیان ادامه داد: به همین دلیل نوروز سال گذشته تماسی با آقای عیسی نوکاریزی، مسئول کانون بسیج هنرمندان شهرستان نیشابور گرفتم و از ایشان راهنمایی خواستم تا یکی از شهدای نیشابور را به من معرفی کند. ایشان خلبان شهید عزیزالله جعفری را به من معرفی کردند.

زندگی شهید جعفری قابلیت تبدیل شدن به رمان دارد
 
وی با بیان اینکه نام و چهرۀ این شهید بزرگوار را سال‌ها در یکی از خیابان های اصلی شهر نیشابور دیده بودم و هفته‌ای یکبار از آن خیابان و از کنار تابلوی شهید گذر می‌کردم بدونِ آنکه دقتی به نام و صاحبِ آن خیابان داشته باشم، افزود: معرفی این شهید از سوی جناب نوکاریزی باعث شد تا از بهار سال 1401 به طور جدی وارد تحقیق و پژوهش دربارۀ این شهید بزرگوار بشوم هرچند اطلاعاتی که به دست آوردم از خارج از شهر نیشابور بوده و متاسفانه همکاری از سوی همشهریان نداشته‌ام در بررسی و پژوهش‌هایم به نکاتی درخشان و پُررنگ در زندگی کوتاه شهید خلبان عزیزالله جعفری رسیدم که قابلیت تبدیل شدن به یک داستان بلند و رمان دارد.

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به زندگی شهید خلبان عزیزالله جعفری خاطرنشان کرد: این شهید والا مقام با داشتنِ روحیه ارتشی و نظامی، هنرمند نقاش بودند و دورۀ آمورش نقاشی و مینیاتوری را در رامسر گذراندند. وی فارغ التحصیل نیروی هوایی ارتش بودند و در سال 1354 برای دورۀ خلبانی به آمریکا اعزام می‌شود. وی اولین نفری بود که با «جت اف پنج» پرواز کرد. شهید عزیزالله جعفری در هفتۀ دوم آغاز جنگ، در تاریخ 9 مهر ماه سال 1359 در سن 28 سالگی در حین نبرد با دشمن به درجۀ رفیع شهادت نائل شد.
 
وی اضافه کرد: ایران دوستی، غیرت، شجاعت، رشادت و همچنین خوی جوانمردی در وجود شهید خلبان عزیزالله جعفری، همگی باعث شد که شروع به نگارش داستان بلندی دربارۀ این شهید بکنم که امیدوارم مراحل چاپ کتاب به خوبی پیش برود.

منبع: خبرگزاری ایبنا

چهارشنبه 3 خرداد 1402

https://www.ibna.ir/fa/longint/338622/%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%85-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF


گفت و گوی ماهنامۀ «سایه سپید» با مصطفی بیان دربارۀ انجمن و جایزه داستان سیمرغ

2022-12-26 20:23:00
16
0

گفت و گوی ماهنامۀ «سایه سپید» با مصطفی بیان، موسس و مدیر انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور

سایه سپید / شماره 38 / 3 دی 1401

گفت و گو توسط حمیدرضا هادوی