صفحه مورد نظر پیدا نشد...

نتایج جستجو برای uploads

تعداد کم آثار دفاع مقدس نویسندگان نیشابوری / زندگی خلبان شهید جعفری کتاب می‌شود

2023-05-24 16:57:03
45
0

گفت و گوی خبرگزاری ایبنا با مصطفی بیان، دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور، به مناسبت سالروز آزادی خرمشهر، روز ملی مقاومت و ایثار.

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور گفت: نگارش داستان کوتاه و رمانِ تاریخی و سیاسی به ویژه در حوزۀ ادبیات دفاع مقدس در نیشابور بسیار کم است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  نیشابور در حوزه ادبیات پایداری از نظر نیروی انسانی دارای وضعیت بسیار مطلوبی است. رمان «گیلو» و داستان‌های کوتاه «کوبا نیشکر صادر می‌کند»، «کیف»، «فصل سوم» و.. تنها برخی از آثار چاپ شده در نیشابور در دهه اخیر با محوریت ادبیات پایداری توسط نویسندگان مختلف است. با مصطفی بیان دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور به بهانه سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر و روز مقاومت و پیروزی در این فضا به گفتگو نشستیم.
 
دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به 9 سال سابقه و فعالیت این انجمن گفت: انجمن داستان سیمرغ، در این مدت، علاوه‌بر برگزاری جلسات منظم هفتگی، کارگاه‌های داستان، دعوت از نویسندگان سراسر کشور، چاپ سه مجموعه داستان و برگزاری شش دوره جایزه داستان سیمرغ را درکارنامۀ ادبی خود دارد.

مصطفی بیان ادامه داد: امروز به همت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور»، شهرستان نیشابور که در گذشته با شعر و شاعری زبان‌زد بود؛ با «ادبیات داستانی» نیز در جامعه ادبی کشور مطرح شده است. اکثر مجموعه داستان‌ها و رمان‌های نویسندگانِ نیشابوری توسط ناشران معتبر کشور منتشر و همچنین در برخی جوایز معتبر ادبی، نامزد و یا برگزیده می‌شوند. مانند رمان‌های «کفتار» و «بغض سرخ» اثر مرتضی فخری که به ترتیب در جوایز ادبی مهرگان و واو حائز رتبه شدند.
 
این نویسنده تصریح کرد: همچنین مجموعه داستان «آنجا سیگار مفتی می‌دهند» نوشتۀ فریده ترقی که نامزده جایزۀ ادبی کیومرث و جایزه ادبی مازندران شد و همچنین رمان «فراموشی» اثر جواد پویان که شایسته تقدیر جایزه ادبی مهرگان شناخته شده است.

نویسندگان مرد نیشابور وارد ادبیات پایداری شدند

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به فعالیت یک دهۀ گذشته اظهار کرد: در این مدت آثار منتشر شدۀ ادبیات داستانی نیشابور در حوزۀ اجتماعی و سیاسی حضور پُررنگی داشته است.  البته نویسندگانِ زن در نیشابور هنوز وارد داستانِ سیاسی و تاریخی  نشده‌اند و بیشتر در حوزۀ اجتماعی و مذهبی می نویسند، اما نویسندگانِ مرد نیشابور در سال‌های اخیر به صورت جدی وارد حوزه ادبیات سیاسی، تاریخی و ادبیات پایداری شده‌اند و در این عرصه موفق بوده‌اند.

بیان اضافه کرد: به طور کل، نگارش داستان کوتاه و رمانِ تاریخی و سیاسی به ویژه در حوزۀ ادبیات دفاع مقدس در نیشابور بسیار بسیار کم و در حد انگشتانِ یک دست است و می‌توان گفت در میانگین کلِ آثار منتشر شده در نشریات و یا به شکل کتاب، عدد صفر است.

وی ادامه داد: در طولِ دو سال گذشته تمام تلاش‌ام را کردم و کارگاه‌های داستان‌نویسی با حضور مجید قیصری، شیوا مقانلو، محمد حسن شهسواری و همچنین در 15 اردیبهشت امسال، کارگاه داستان با حضور کاوه فولادی نسب، مهیار رشیدیان و انسیه ملکان با موضوع های ادبیات اقلیمی، عرفانی و تاریخی در نیشابور برگزار شد.

مصطفی بیان کرد: یکی از جلسات «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» در سال گذشته، همزمان با هفتۀ دفاع مقدس، اختصاص یافت به دعوت از «علی براتی گجوان» و موضوع «ادبیات جنگ» و فرصتی بود تا داستان ‌نویسان جوانِ شهرستان نیشابور، با این نوع ادبی بهتر آشنا شوند.
 
وی خاطرنشان کرد: در آن جلسه این سوال مطرح شد که «چطور می توان، متولد سال 71 به بعد که جنگ را از نزدیک ندیده و تجربۀ جبهه را ندارد، داستان جنگ بنویسد؟ آیا این ژانر منحصر است به کسانی که جنگ را زیسته‌اند؟» برگزاری این جلسه امیدوارمان کرد تا در سال‌های آینده، داستان‌هایی از این نوع، از نویسندگان شهرمان منتشر شود.خودم به عنوان یک نویسندۀ جوان، علاقه مند بودم داستانی دربارۀ ایران دوستی، شجاعت و ایثار یکی از شهدای دفاع مقدس شهرم بنویسم.
 
بیان ادامه داد: به همین دلیل نوروز سال گذشته تماسی با آقای عیسی نوکاریزی، مسئول کانون بسیج هنرمندان شهرستان نیشابور گرفتم و از ایشان راهنمایی خواستم تا یکی از شهدای نیشابور را به من معرفی کند. ایشان خلبان شهید عزیزالله جعفری را به من معرفی کردند.

زندگی شهید جعفری قابلیت تبدیل شدن به رمان دارد
 
وی با بیان اینکه نام و چهرۀ این شهید بزرگوار را سال‌ها در یکی از خیابان های اصلی شهر نیشابور دیده بودم و هفته‌ای یکبار از آن خیابان و از کنار تابلوی شهید گذر می‌کردم بدونِ آنکه دقتی به نام و صاحبِ آن خیابان داشته باشم، افزود: معرفی این شهید از سوی جناب نوکاریزی باعث شد تا از بهار سال 1401 به طور جدی وارد تحقیق و پژوهش دربارۀ این شهید بزرگوار بشوم هرچند اطلاعاتی که به دست آوردم از خارج از شهر نیشابور بوده و متاسفانه همکاری از سوی همشهریان نداشته‌ام در بررسی و پژوهش‌هایم به نکاتی درخشان و پُررنگ در زندگی کوتاه شهید خلبان عزیزالله جعفری رسیدم که قابلیت تبدیل شدن به یک داستان بلند و رمان دارد.

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به زندگی شهید خلبان عزیزالله جعفری خاطرنشان کرد: این شهید والا مقام با داشتنِ روحیه ارتشی و نظامی، هنرمند نقاش بودند و دورۀ آمورش نقاشی و مینیاتوری را در رامسر گذراندند. وی فارغ التحصیل نیروی هوایی ارتش بودند و در سال 1354 برای دورۀ خلبانی به آمریکا اعزام می‌شود. وی اولین نفری بود که با «جت اف پنج» پرواز کرد. شهید عزیزالله جعفری در هفتۀ دوم آغاز جنگ، در تاریخ 9 مهر ماه سال 1359 در سن 28 سالگی در حین نبرد با دشمن به درجۀ رفیع شهادت نائل شد.
 
وی اضافه کرد: ایران دوستی، غیرت، شجاعت، رشادت و همچنین خوی جوانمردی در وجود شهید خلبان عزیزالله جعفری، همگی باعث شد که شروع به نگارش داستان بلندی دربارۀ این شهید بکنم که امیدوارم مراحل چاپ کتاب به خوبی پیش برود.

منبع: خبرگزاری ایبنا

چهارشنبه 3 خرداد 1402

https://www.ibna.ir/fa/longint/338622/%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%85-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF


نگاهی به کتاب «خداحافظ پدرخوانده»، نوشتۀ علی اصغر شیرزادی

2023-05-22 17:49:37
44
0

نگاهی به کتاب «خداحافظ پدرخوانده»، نوشتۀ علی اصغر شیرزادی

درنگی بر شش رمان جهانی و نگاهی به داستان نویسی ایران.

مصطفی بیان / چاپ شده در ماهنامه ادبیات داستانی چوک / شکاره 154 / خرداد 1402

http://www.chouk.ir/download-mahnameh/18254-154-1402.html

ما بچه های متولد سال های 60 تا 1369 که به قول خیلی از دوستان، دهۀ سوخته هستیم و طعم تلخ جنگ، تحریم و مدیریت بی تجربۀ مدیران دوره های مختلف را به زور به ما چشانده اند؛ با این وجود نعمت هایی داشتیم، که بچه های دهه های بعد از ما – با وجود برخورداری از نعمت دنیای مجازی، اینترنت و شبکه های ارتباطی – از آن محروم اند.

وقتی نوقلم ها و علاقه مندان به داستان نویسی در شهرستان نیشابور از من می پرسند داستان مان را کجا چاپ کنیم؟! متوجه می شوم آن نعمتی که ما داشتیم، بچه های حالا از داشتنِ آن محروم هستند.

داشتنِ آن نعمت، مدیون مردان و زنان جوان آن دوره است که در بحبوحۀ انقلاب و جنگ، آستین بالا زدند و با کمترین امکانات، مجله برای گروه های مختلف سنی در سراسر کشور منتشر کردند. از کیهان بچه ها، پوپک، سروش کودکان، آفتابگردان شروع می شد و به سلام بچه ها، سروش نوجوان، رشد نوجوان و بعد سروش جوان، جوانان امروز و پسران و دختران ختم می شد.

من از بچه های همان نسلم که داستان هایم را (که بیشتر به خاطره شبیه بود تا داستان) برای صفحۀ «پاسخ به نامه های داستانی» مجلۀ «سلام بچه ها» و «سروش نوجوان» می فرستادم. بعد هم که بزرگ تر شدم؛ داستان هایم را برای «جوانان امروز»، «اطلاعات هفتگی» و «پسران و دختران» ارسال کردم.

هنوز کنکور نداده بودم که داستان هایم را برای مجلۀ «اطلاعات هفتگی» صفحۀ «مسابقۀ بزرگ داستان نویسی اطلاعات هفتگی» که بانی آن استاد علی اصغر شیرزادی بود، ارسال کردم. در آن سنِ کم به ژانرهای جنایی و پلیسی، به قول معروف داستان های آلفرد هیچکاک و آگاتاکریستی علاقه مند بودم. به خاطر دارم، یک روز در نیشابور با غریبه ای برخورد کردم. وقتی اسمم را شنید. پرسید: «مصطفی بیان! همون که داستان های پلیسی اش در اطلاعات هفتگی چاپ میشه؟!» در آن سنِ نوجوانی بر خودم بالیدم و تصور می کردم، دیگر نویسنده ژانر پلیسی شدم! بعدها، در صفحۀ پاسخ به نامه های داستانی در مجلۀ اطلاعات هفتگی (به قلم استاد شیرزادی) توصیه کردند، خودم را محدود به یک ژانر نکنم. همین راهنمایی باعث شد در نوشتنِ داستان خیلی پیشرفت کنم و بعدها متوجه شدم، هیچ استعدادی در نوشتنِ داستان های جنایی ندارم؛ بلکه در نوشتنِ ژانرهای دیگر داستانی موفق تر هستم. این راهنمایی و راهنمایی های بعدی استاد علی اصغر شیرزادی باعث شد در نوشتنِ داستان خیلی پیشرفت کنم و بعدها در سن بالاتر در دو نوبت داستان هایم برگزیدۀ «جایزه داستان نویسی مجلۀ اطلاعات هفتگی» شود.

این افتخار را داشته ام که با استاد علی اصغر شیرزادی چند بار تلفنی صحبت کنم. خدمت شان عرض کردم؛ هر چه آموختم در کلاسِ درس ایشان است؛ و هنوز هم می آموزم و نیاز به آموختن دارم.

سال 91 ازدواج کردم؛ همسرم، سارا برایم توضیح داد. وقتی اسم خواستگار را از زبانِ مادرش شنید از خودش پرسید: «مصطفی بیان! این نام چقدر برایم آشناست.» بعدها متوجه شدم خانوادۀ همسرم از خوانندگان پروپاقرصِ مجلۀ «اطلاعات هفتگی» هستند و آرشیو کاملی از شماره های منتشر شدۀ قبل از انقلاب هم در کتابخانۀ مخصوص پدرخانمم موجود دارند.

این مقدمه بابی شد برای نوشتن در مورد کتابِ جدید استاد علی اصغر شیرزادی. وقتی خبر انتشار کتاب «خداحاحفظ پدرخوانده» اثر استاد را از خبرگزاری ها خواندم. سریع کتاب را سفارش دادم.

کتابی کم حجم اما سرشار از اطلاعات و دانش برای آموختن. درنگی بر شش رمان جهانی و نگاهی به داستان نویسی ایران که به تازگی توسط نشر خزه منتشر شده است. این گونه کتاب ها برای من بسیار ارزشمند است؛ زیرا معرفی بهترین رمان ها و داستان ها از نگاه یک نویسنده و مدرس داستان، که ثمرۀ سال ها مطالعه اش را در یک کتاب منتشر کرده، می تواند برای جوان های مثل من که علاقه مند به ادبیات داستان نویسی اند، بسیار بسیار ارزشمند باشد.

این کتاب شامل 13 مقاله است که در دو بخش: «درنگی بر شش رمان جهانی» و «نگاهی به هفت داستان و داستان نویس ایرانی» به چاپ رسیده است.

در پشت جلد کتاب آمده: «خداحاحافظ پدرخوانده، گزیده ای است از مهم ترین تحلیل های مطبوعاتی علی اصغر شیرزادی، داستان نویس و روزنامه نگار پیشکسوت، دربارۀ ادبیات ایران و جهان.»

بخش اول، شامل درنگی است بر شش رمان جهانی: «عصر قهرمان» اثر ماریو بارگاس یوسا، «بازماندۀ روز» اثر کازئو ایشی گورو، «سرزمین گوجه های سبز» اثر هرتامولر، «جادۀ فلاندر» اثر کلود سیمون، «قاضی و جلادش» اثر فریدریش دورنمات و «بچه های آربات» اثر آناتولی ریباکوف.

بخش دوم به بررسی آثار یا کارنامۀ ادبی نویسندگانی چون محمود دولت آبادی، محمدعلی علومی، یعقوب یادعلی و جلال آل احمد پرداخته است.

علی اصغر شیرزادی در مقالۀ معرفی و تحلیل رمان «جادۀ فلاندر» اثر کلود سیمون با عنوان «دشوار، پیچیده، مثل زندگی» می نویسد: «داستان، امروز در تعبیری کاملا هنری، خودبنیاد است و فراتر از کشف و بیان واقعیت، حاصل صافی و تیزنگری هوشمندانه و حساسیت هنرمندانه و لایتناهی راستگویی و حقیقت جویی است. این همان دغدغۀ همیشگی وجود و جان انسانی است که بی واسطه ارائه می شود تا به تنهایی – بی نیاز از هر تکیه گاهی در بیرون از قلمرو خود – برپا بایستد، برای زدودن زنگار خرافه ها و پندارهای بی پا؛ بدون ریب و تصنع و لفظ فروشی و بدون زر و زیور و گل و بته و حفاظ و خرپا. و تازه، این تنها اشارتی است صمیمی و راستگویانه بر پایۀ مشاهده و در جهت درک موقعیت انسان و جهان، که در واقع دور از همۀ توهمات ادبی و ارزیابی های سیاسی، اجتماعی و غیره، به خودی خود وجود دارد.»

در بخش دوم، علی اصغر شیرزادی، صاف و پوست کنده بدون تعارف در مورد آسیب شناسی داستان نویسی در ایران، علت افت و رکود داستان نویسی معاصر ایران و میان بارگی و ابتذال در ادبیات داستانی ایران می پردازد. همچنین به نقدهای تُند برخی منتقدان در هیبت «پدرخوانده» در سال های اول انتشار رمان «کلیدر» اشاره می کند و در نهایت به کارنامۀ ادبی یعقوب یادعلی، محمدعلی علومی و جلال آل احمد می پردازد.

یکی از ویژگی های بارز این کتاب قلمِ بی پرده و بی تعارف علی اصغر شیرزادی است. به عنوان نمونه در مقالۀ «خداحافظ پدرخوانده» به کارنامۀ داستان نویسی جلال آل احمد می پردازد و در زیر عنوان مقاله، درشت می نویسد: «جلال آل احمد؛ نویسنده ای که داستان نمی نوشت.»

نویسنده می نویسد: «به صراحت گفت که صرف نظر از مقاله ها، گزارش ها و حدیث نفس هایی که به سادگی و شاید بنا بر سلسله جنبانی غریزه در حد پیش داستانیا شبه قصه، با بهره گیری از تسامح آمیز از قالب های قدیمی رمان و داستان کوتاه نوشته، چند داستان کوتاه او، از جمله جشن فرخنده، مشخصات یک داستان کامل را داراست. پس بدون هیچ تعارف مسامحه آمیز ریاکارانه ای باید پذیرفت که بخش اعظم آنچه شادروان جلال آل احمد به عنوان داستان و رمان نوشته، دست کم در تعریف های امروزی، اساسا داستان و رمان به حساب نمی آید.»

علی اصغر شیرزادی در ابتدای مقالۀ «داستان جستجوگران حقیقت و حکایت مقلدان و شعبده بازان» به بیت طعنه زنندۀ نظامی گنجه ای: شب افروز کرمی که تابد ز دور / ز بی نوری شب، زند لاف نور؛ اشاره می کند و در ادامه مروری اجمالی به حواشی تاریخ معاصر داستان نویسی ایران دارد:

داستان نویسی به شکل نوین در ایران با ورود ترجمۀ شماری از داستان ها و رمان های فرنگی و نگارش «داستان واره» _ به کلی متفاوت با قصه و حکایت _ از سوی برخی روشنفکران ایرانی سفر کرده به خارج آغاز می شود؛ تا بعدها به شایستگی تمام عنوان و لقب پدر داستان نویسی ایران را نصیب ببرند.

در ادامه، نسل جوان و باقریحه ای چون صادق چوبک و ابراهیم گلستان وارد صحنه شدند که راه بندان های سانسور و کابوس وحشت، عرصه را بر آنها تنگ می کند. در این دوران به قول شیرزادی، شبه داستان هایی غالبا با درونمایه فرمایشی و شبه ایدئولوگ هایی برای تبلیغ ایدئولوژی کاریکاتورنما قلم فرسایی می کنند. در همین دورانِ تاریک و آکنده از ابتذال، «بوف کور» صادق هدایت خلق می شود و ابراهیم گلستان و صادق چوبک، شماری از درخشان ترین داستان های تاریخ ادبیات داستانی ایران را می نویسند.

افسوس در این دوران، داستان و رمانِ نوپای ایرانی، ابزار ایدئولوژی چپ و فرمان حزب استالین می شود و ده ها نویسنده داستان و رمان واره هایی به تقلید از رمان «مادر» ماکسیم گورکی و «چگونه فولاد آبدیده شد» آستروفسکی می نویسند و چه آثاری که به سرعت دود می شوند.

در ادامۀ کج فهمی ها، تفکر «نیهیلیسم سطحی» و «پوچ انگاری» فاقد مولفه های فلسفی کافکا و کامو پا عرصه می گذارند و مقلدان گورکی و آستروفسکی می شوند!

زمان بی وقفه می گذرد و این بار نوبت ارنست همینگوی و رئالیسم سوسیالیستی می شود. کج دارومریز و برداشت غلط و ساده انگارانه، مقلد کماکان ادامه می دهد تا اینکه انقلاب 57 رخ می دهد نوبت به مارکز و رئالیسم جادویی می رسد اما تب تند و فراگیر «رئالیسم جادویی» مثل «رئالیسم سوسیالیستی» هم نرم نرمک فرو می نشیند و شگفتا که «رمان نو» فرانسه با تاخیری چهل، پنجاه ساله! مطرح می شود. بعد هم نظریه های ادبی فلسفی نامداران ساختارگرا، ساختارشکن، پسامدرن و پساپسامدرن و غیره به وفور ترجمه می شود. در پایان نویسنده مقاله می نویسد: «گویا هنوز نه نسل کرم های شب تاب منقرض شده است و نه سوسک های قاتل نابه کار به رنج گرسنگی از صفحۀ زمین محو شده اند!»

خوشا که چهره های نوتر در میان داستان نویسان نسل جدید مانند شهریار مندنی پور، اصغر عبداللهی، ابوتراب خسروی، علی خدایی، حسن شهسواری و یعقوب یادعلی با نوآوری و قدرتشان در کشف و خلق معنا و مهارتشان در کاربرد هر عنصر داستانی، همان اندازه ریشه دار، خودبنیاد و یگانه اند که هر یک از بزرگان نسل های قبلی چنین بوده اند.

کتاب «خداحافظ پدرخوانده»، نوشتۀ علی اصغر شیرزادی، توسط نشر خزه در 108 صفحه به قیمت 50 هزار تومان در سال 1401 منتشر شده است.


عبور از اجبار؛ در آستانۀ تکرار

2023-05-19 09:55:03
39
0

عبور از اجبار؛ در آستانۀ تکرار

جایزه ششم سیمرغ اکثریت با زنان؛ برندۀ نهایی اما پسری جوان

نویسندۀ گزارش: فروغ خراشادی

هفته نامۀ خیام نامه / چهارشنبه 27 اردیبهشت 1402 / شماره 535

http://www.khayyamnameh.ir/


شاهنامه و جای خالی اقتباس

2023-05-14 14:41:00
37
0

یادداشت: شاهنامه و جای خالی اقتباس

مصطفی بیان / داستان نویس

چاپ شده در روزنامه آرمان ملی / یکشنبه 24 اردیبهشت 1402 / شماره 1550

نباید از خوانندۀ جوان و نوجوان قرنِ پانزدهم انتظار داشته باشیم که با وجود زبان و سبک نوین زندگی امروز، شاهنامۀ فردوسی، منطق الطیر عطار، گلستان سعدی، قصه های کلیله و دمنه، مرزبان نامه، قابوس نامه و یا سایر گنجینه های گذشتۀ پارسی را همانند نیاکان و پدران و مادرانش بخواند و بازگو کند.

امروز، باید انجمن ها، سازمان های مردم نهاد، کتابخانه ها، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و شرکت های فیلم سازی در پی راه‌های تازه ای باشند، برای بیان اندیشه ‌های گذشتگان.

امروز به دلیل مشکلات اقتصادی و نیز نبود علم و آگاهی کامل، شاهد اینگونه اقتباس های ادبی در عرصۀ کتاب، تئاتر، سینما و یا پویانمایی نیستم. مهم ترین سوالی که همیشه به ذهنِ من خطور می کند این است که چرا مانند بسیاری از جشنواره های معتبر جهان، بخش اقتباس ادبی در جشنواره های خودمان نداریم؟!

یکی از بهترین سریال های تلویزیون که اقتباسی بود از یکی از قصه های کهن پارسی از حکایت شیخ صنعان از منطق الطیر عطار در سریال «میوه ممنوعه» به کارگردانی حسن فتحی، با بازی درخشان استاد علی نصیریان در نقش حاج یونس فتوحی استفاده شده بود.

به اعتقاد من، اگر آثاری از ادبیات کهن، تاریخ معاصر و اقلیم نویسنده در اثرش به چشم نخورد، لابد او برای چیزهای دیگر می‌نویسد. نویسنده و یا هنرمند باید از بستر تاریخی و ادبیات کهن خود بهره ببرد. به گمانم درست ‌ترین و شرافتمندانه ‌ترین نوع کار این است که نویسندۀ و یا هنرمند جوانِ امروز، تاریخ و ادبیات کهن پارسی را در آثار خود بازتاب دهد که اگر اینطور نباشد جای تردید و سؤال است.

برای هضم قصه های ادب پارسی، باید ابتدا زبان، دل و ذهنِ جامعۀ خودمان را بشناسیم. و اینها چیزی نیست که نویسنده در کارگاه های داستان نویسی و یا فیلم سازی بیاموزد. این از نگرش و کوشش و مطالعۀ هر نویسنده و هنرمند جوانی بر می آید و باید جامعۀ خود را با دقت ببیند و ادبیات کهن خود را با علاقه مطالعه کند؛ و در نتیجه توانایی خلاق زایش یک اثر جدید و اقتباسی را داشته باشد. به نظر من جامعۀ امروز نیاز به آشنایی با گنجینۀ ادب پارسی خود دارد. ملت ما نیاز دارد تاریخ و ادبیات خود را بشناسد و بخواند و ببیند. نتیجۀ آن هم پویایی جامعه است، که دریغ و افسوس این ضعف بزرگ را در جامعه می بینیم.

نویسنده باید بنویسد و هرچه داستانش جذاب ‌تر و خوشایندتر پدید بیاید خواننده راضی‌ تر است. شاهنامۀ فردوسی این قابلیت و جذابیت را دارد و می تواند در ادبیات داستانی امروز، تئاتر، سینما و تلویزیون کشورمان بکار آید. غرب از داشتنِ چنین گنجینه ای محروم است و دست به ساخت شخصیت های خیالی می زند و آنچنان جذاب، داستانش را می نویسد و تصویرش را می سازد که مخاطب شرق باور دارد که قهرمانان آنها شکست ناپذیرند و پیام درست فقط از کتاب و رسانه های آن سوی آب ها می آید!

اما اینگونه نیست؛ و این ضعف از سوی داستان نویس، نمایش نامه نویس، فیلم نامه نویس، و سازندگان تئاتر، سینما و سایر ارگان های دولتی هویدا است و قابل انکار هم نیست. بدون شک، داستان نویس، هنرمند و یا آموزش و پرورش به ارزش و اهمیت گنجینۀ بزرگ ادب و فرهنگ و هنر پارسی مانند سایر گنجینه های موجود در بورس و بانک پی نبرده و این از عدم آگاهی و علم اوست.

هدف این نیست که فقط ارگان های دولتی را نقد کرد. نقد بر داستان نویسان و هنرمندانِ جوان نیز وارد است.

یکی از کارهای خوبی که سالِ گذشته خواندم؛ داستان «بی ‌پدر» اثر مژده سالارکیا بود. هر چند این داستان، اقتباس کامل از داستان شاهنامه نیست، بلکه الهامی از شاهنامه با پایان‌ بندی و ساختاری متفاوت است که به خلاقیت و نو بودن داستان می ‌افزاید. در نهایت این هم یک کار جدید از یک نویسندۀ جوان است که لذت خواندنِ یک رمان خوب را برای خوانندگان به همراه دارد.

داستان «بی پدر» با الهام از جریرۀ داستانِ شاهنامه، دختر وزیر توران و زنِ اولِ سیاوش، سردار ایرانی ‌ست. جریره، تنها شخصیتِ شاهنامۀ فردوسی است که خودخواسته به زندگی خود پایان می دهد. این نویسنده با پدید آوردنِ زیرساخت اسطوره‌ای و با الهام از داستانی از شاهنامه فردوسی، داستانی نو خلق کرده است. ریتم تند و چندین تک روایت داستانی پی‌ در پی باعث ایجاد کشش و تعلیق در داستان شده که خواننده را وادار می‌کند تا داستان را به پایان برساند.


آیین اختتامیه ششمین جایزه داستان سیمرغ برگزار شد.

2023-05-07 19:20:45
38
0

آیین اختتامیه ششمین جایزه داستان سیمرغ نیشابور برگزار شد.

شنبه 16 اردیبهشت 1402 / نیشابور

با حضور برگزیدگان، داوران، داستان نویسان و علاقه مندان به داستان

مصطفی بیان ، موسس و رئیس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور

جعفر توزنده جانی ، نویسندۀ کودک و نوجوان

تقدیر از مریم اسلامی، داستان نویس و شاعر کودک و نوجوان

مریم اسلامی، کارشناس ارشد زبان‌و‌ادبیات‌فارسی، داستان‌نویس، شاعر کودک‌و‌نوجوان و متولد سال ۱۳۵۵ در نیشابور است؛ او همچنین عضو «انجمن نویسندگان کودک‌و‌نوجوان ایران» و مولف بیش از یکصد عنوان کتاب شعر و داستان در حوزهٔ کودک و نوجوان است.

 برگزیدهٔ جوایز ادبی: جایزه ادبی پروین اعتصامی، نشان ماهی سیاه کوچولو، جشنواره کتاب رشد، سه دوره جشنواره شعر فجر و….

 داور جوایز ادبی: قلم زرین، رشد، کتاب سال کانون پرورش فکری کودک‌و‌نوجوان و….

 دبیر مجله‌ی رشد کودک از سال ۱۳۹۷ تاکنون.

دکتر مهدی نوروز (نویسنده، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی)، عباس کرخی (شاعر، مدرس زبان و ادبیات فارسی) و مریم اسلامی

تندیس سیمرغ، دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون تومان برای داستان «معمولی معمولی» نوشتۀ هامون حجار از تهران / برگزیدۀ بخش ملی

داستان های «برخورد نزدیک» نوشتۀ زویا صالحپور از سوئد، «به اعتبار ماهی خارو» نوشتۀ دریا چوبین از بندرعباس و «خفه خون» نوشتۀ فاطمه حاجی پروانه از تهران شایستۀ تقدیر معرفی شدند که جایزۀ این بخش، دیپلم افتخار و مبلغ یک میلیون تومان است.

فاطمه داغستانی، معصومه دهنوی، هامون حجار، سارا عیش آبادی و خاطره قیصری

برگزیدگان بخش منطقه ای (ویژۀ نویسندگان نیشابوری):

تندیس سیمرغ و دیپلم افتخار به طور مشترک برای دو داستان «مینای خالی» نوشتۀ سارا عیش آبادی و «در به در» نوشتۀ معصومه دهنوی / مبلغ 5 میلیون تومان در این بخش بین دو برگزیدۀ اصلی تقسیم می شود.

دو داستان «شکوفه گیلاس» نوشتۀ فاطمه داغستانی و «کسی که نبود» نوشتۀ خاطره قیصری شایستۀ تقدیر معرفی شدند که جایزۀ این بخش، دیپلم افتخار و مبلغ یک میلیون تومان است.

نیشابور / شنبه 16 اردیبهشت 1402


تاریخ آیین اختتامیه ششمین جایزه داستان سیمرغ اعلام شد.

2023-05-01 19:31:21
40
0

آیین اختتامیه ششمین جایزه داستان سیمرغ

شنبه 16 اردیبهشت 1402

Final celebration of the 6th Simurgh short story award

2023 May

Neyshabour / Iran


تقدیر از مریم اسلامی در آیین اختتامیه «ششمین جایزه داستان سیمرغ»

2023-03-28 08:39:48
39
0

مریم اسلامی، کارشناس ارشد زبان‌و‌ادبیات‌فارسی، داستان‌نویس، شاعر کودک‌و‌نوجوان و متولد سال ۱۳۵۵ در نیشابور است؛ او همچنین عضو «انجمن نویسندگان کودک‌و‌نوجوان ایران» و مولف بیش از یکصد عنوان کتاب شعر و داستان در حوزهٔ کودک و نوجوان است.

 برگزیدهٔ جوایز ادبی: جایزه ادبی پروین اعتصامی، نشان ماهی سیاه کوچولو، جشنواره کتاب رشد، سه دوره جشنواره شعر فجر و....

 داور جوایز ادبی: قلم زرین، رشد، کتاب سال کانون پرورش فکری کودک‌و‌نوجوان و....

 دبیر مجله‌ی رشد کودک از سال ۱۳۹۷ تاکنون.

آیین پایانی «ششمین جایزه داستان سیمرغ» با حضور داوران کشوری، برگزیدگان، داستان‌نویسان مطرح کشور و نیشابور و همچنین علاقه‌مندان به ادبیات داستان‌نویسی، نیمه‌ی اول اردیبهشت ماه ۱۴٠۲ در نیشابور برگزار خواهد شد.


نام داوران و نامزدهای نهایی «ششمین جایزه داستان سیمرغ» اعلام شد.

2023-03-27 16:39:31
41
0

نام داوران و نامزدهای نهایی «ششمین جایزه داستان سیمرغ» اعلام شد.

«جایزه داستان سیمرغ نیشابور» از سال 1394 به ابتکار «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» و با مشارکت بخش خصوصی پایه‌گذاری شد و هدف از برگزاری این جایزه ادبی، کشف، معرفی و تولید آثار خلاق و برتر داستانی است.

«جایزه داستان سیمرغ نیشابور» ، تنها جایزه مستقل و خصوصی در شرق کشور است؛ و همچنین تنها رویداد ادبی در نیشابور است که در گسترۀ جهانی صورت می گیرد.

در این دوره 600 نویسنده از داخل و خارج از کشور داستان ارسال کردند. که بیشترین داستان ها در این دوره به ترتیب از استان های تهران، خراسان رضوی، فارس، اصفهان، خوزستان و گیلان ارسال شده است. همچنین از کشورهای امریکا، انگلیس، افغانستان، تاجیکستان، مالزی، اتریش، سوئد و ترکیه داستان هایی به دبیرخانه این جایزه ادبی رسیده است.

در این دوره، سه داور در بخش هیات انتخاب و سه داور در بخش هیات داوری حضور دارند. در بخش هیات انتخاب، سه نویسنده و صاحب نظر در زمینه ادبیات داستانی و نقد ادبی از استان های خراسان رضوی و خراسان شمالی حضور دارند و در بخش هیات داوری از سه نویسنده مطرح کشوری دعوت شده است.

داستان ‌های رسیده در سه مرحله داوری می شوند. برای رعایت عدالت در داوری‌های اولیه و نهایی و نیز رفع هر گونه شائبه‌ای، آثار به صورت کدبندی شده در اختیار داوران قرار گرفته است و تا هنگام داوری نهایی، هیچ کس از هویت نویسندگان آثار برتر، اطلاعی نخواهد داشت.

هیات انتخاب : 

هیات داوری : کاوه فولادی نسب، انسیه ملکان و مهیار رشیدیان

هیات انتخاب: محمد اسعدی، معصومه قدردان و امیرحسین روح نیا

اعلام نامزدهای نهایی ششمین جایزه داستان سیمرغ

داوران «ششمین جایزه داستان سیمرغ» 11 نویسنده «منتخب» از 600 نویسنده شرکت کننده در این دوره از جایزه ادبی سیمرغ را اعلام کردند.

اسامی برگزیدگان مرحله پایانی ششمین جایزه داستان سیمرغ در بخش «ملی» به ترتیب حروف الفبا به این شرح هستند:

باد، آب، خاک، آتش / نسترن حسین پور / تهران

برخورد نزدیک / زویا صالحپور / سوئد

به اعتبار ماهی خارو / دریا چوبین / بندرعباس

خفه خون / فاطمه حاجی پروانه / تهران

داس و پتک سرخ / علی مشکات / افغانستان

معمولی معمولی / هامون حجار / تهران

نهنگ تنها / عشرت سادات میرحسینی / شاهرود

همچنین اسامی برگزیدگان مرحله پایانی ششمین جایزه داستان سیمرغ در بخش «منطقه ای» (ویژه نویسندگان ساکن نیشابور و متولد نیشابور در داخل و خارج از کشور) به ترتیب حروف الفبا به این شرح هستند:

در به در / معصومه دهنوی

شکوفه گیلاس / فاطمه داغستانی

کسی که نبود / خاطره قیصری

مینای خالی / سارا عیش آبادی

بر اساس اعلام فراخوان، جوایز این جایزه ادبی در بخش ملی تندیس سیمرغ و ۱۰ میلیون تومان به نفر برگزیده خواهد بود و به سه نفر شایسته تقدیر نیز لوح تقدیر و یک میلیون تومان اعطا خواهد شد.

در بخش منطقه‌ای (ویژه نویسندگان نیشابوری) به نفر برگزیده تندیس سیمرغ و پنج میلیون تومان و به سه نفر شایسته تقدیر نیز لوح تقدیر و یک میلیون تومان اهدا خواهد شد.

آیین پایانی ششمین جایزه داستان سیمرغ، نیمۀ اول اردیبهشت 1402 در نیشابور برگزار خواهد شد.


نگاهی به ادبیات داستانی نیشابور در سال 1401

2023-03-24 14:34:06
29
0

مصطفی بیان / داستان نویس

چاپ شده در شمارۀ نوروز 1402 نشریه «آفتاب صبح نیشابور»

بعد از دو سالِ سخت کرونا که مانند فیلم های ژانر وحشت و آخرالزمانی با این ویروس ناشناخته دست و پنجه نرم کردیم و بیش از هزار نفر از همشهریان را به دلیل ابتلا به این بیماری از دست دادیم؛ تصور می کردیم که دورانِ تاریک سایه و وحشت با شکست شاخِ غول کرونا به پایان رسیده و قرار است زندگی روزمره ای را از نو آغاز کنیم. اما پیشگویی ها محقق نشد و سالی که گذشت به مراتب سخت تر از دو سال کرونا بود.

هنرمندان، ورزشکاران و اهالی فرهنگ و ادب میلی برای ارائۀ کار نداشتند و سر بر گریبانِ خود فرو بردند.

گرانی کاغذ و سانسور، همه و همه دست به دست هم داد تا آمار چاپ کتاب به حداقل برسد و شمارگان کتاب در کشوری با بیش از 80 میلیون جمعیت و پیشینۀ غنی از فرهنگ و تمدن، در اولین سالِ قرن پانزدهم خورشیدی، به کمتر از 50 عدد برسد؛ این یعنی خاموشی نبضِ قلبِ «کتاب»، «کتابخوانی» و «آگاهی»! بدون شک مدیران سیاسی و فرهنگی درکی از اهمیت این مسئله ندارند و در آینده ای نزدیک تبعات این فاجعۀ بزرگ را مانند «بحران آب» در دهۀ آینده خواهیم دید.

انتشار آثار ضعیف دختران جوان داستان نویس!

بعد از هفت، هشت سال فعالیت در عرصۀ ادبیات داستانی شهرستان نیشابور، نمی توانم درک کنم چرا برخی از نوقلمانِ جوان (به ویژه دختران جوان) ناگهان تصمیم می گیرند بدون تجربه، دانش و پیشینه، قلم به دست بگیرند و آنچه در ذهن و تخیل خود دارند، روی کاغذ بیاورند و باور کنند یک شاهکار ادبی خلق کرده اند؛ آن هم با هزینۀ شخصی! و در نهایت مانند یک لشکر شکست خورده، کتاب های گران شان را زیر بغل بگیرند و به دوستان، همسایه ها و همکلاسی ها تقدیم و هدیه کنند؛ پُز بیاورند که بعله ما هم نویسنده شدیم و در تصور واهی، آنچه خلق کرده اند، هم تراز آثار بزرگ سیمین دانشور، غزاله علیزاده، شهرنوش پارسی پور و غیره قرار بگیرد.

اما این طور نیست! سخن در این مورد، بسیار است و در این مقاله نمی گنجد؛ در آینده مفصل به آسیب شناسی «ادبیات داستانی زنان نیشابور» خواهم پرداخت.

این مقدمه ای شد که عرض کنم، امسال شاهد انتشار ضعیف ترین آثار از سوی دختران جوان همشهری مان بودیم: رمان «احتمام» نوشتۀ زهرا برهانی (احتمام به معنی بخواب نرفتن از اندوه) و رمان «رویای سوخته» اثر سمیرا جوادی نژاد!

که اتفاقا در آیین رونمایی رمان «احتمام» به تاریخ 31 مرداد ماه که با حضور مجید نصرآبادی، دکتر فاطمه سوقندی و بنده در کانون مهرتابان، سالن همایش تربیت برگزار شد؛ جناب نصرآبادی، منتقد و مدرس داستان و دکتر سوقندی، مدرس زبان و ادبیات فارسی به نقاط ضعف این رمان اشاره کردند.

اولین گام نویسندگی، چاپ کتاب نیست.

این صحبت برای بسیاری از دوستان نزدیکم تکراری است؛ اما در این مقاله مجدد باید به آن اشاره کنم. ما بچه های متولد سال های شصت و ماقبل، مدیون بزرگانی هستیم که در دوران جنگ، انقلاب و قبل از انقلاب برای فرزندان این آب و خاک مجله منتشر می کردند. مانند زنده یاد قیصر امین پور (سردبیر مجلۀ سروش نوجوانان)، زنده یاد امیرحسین فردی (سردبیر مجلۀ کیهان بچه ها) و همچنین مجله های «سلام بچه ها»، «رشد»، «جوانان امروز»، «پسران و دختران» و غیره که همۀ آنها به رشد و پیشرفت ما بچه های علاقه مند به داستان نویسی، شعر و روزنامه­نگاری کمک شایانی کرد.

به یاد دارم در سال های 1375 تا 1382، هر ماه، با اشتیاق داستان­ها و گزارش های خود را برای دفتر مجله ها ارسال می کردم و تیم تحریریه با حوصله آنها را می خواندند. نقد و راهنمایی می کردند و اگر قابل چاپ بود، آن را در شمارۀ بعدی چاپ می کردند.

در آن سال های نوجوانی و جوانی، هیچ وقت به یاد چاپ کتاب نمی افتادم و چون همیشه راهنمایی مان می کردند: «اول بخوانید، بخوانید، بخوانید و بعد بنویسید، بنویسید و بنویسید.»

اما امروز شرایط کاملا فرق کرده است. چاپ کتاب با هزینۀ مولف بسیار آسان شده و در نتیجه شاهد انتشار آثار بسیار بسیار ضعیف در جامعه هستیم.

این ضعف نه تنها در سراسر کشورمان، بلکه در مولفان جوان شهرمان قابل حس است. به خصوص در نویسندگان زن همشهری!

با این وجود در کنار این اخبار بد در حوزۀ کتاب، شاهد موفقیت برخی نویسندگان زن همشهری هستیم که خیلی خوب و حرفه ای می نویسند؛ عجله ای برای چاپ کتاب ندارند و علاقه مند هستند، بیاموزند و کتاب بخوانند؛ تعدادشان هم کم نیست.

به هر حال، پیشنهاد من به علاقه مندان و دوستانِ جوان همشهری در حوزۀ ادبیات داستانی همان توصیه آموزگاران خودم است: «اول بخوانید، بخوانید، بخوانید و بعد بنویسید، بنویسید و بنویسید.... عجله برای چاپ کتاب نداشته باشید.»

از انتشار داستان های ژانر وحشت تا چاپ کتاب در خارج از کشور.

«هیولای تلخ» اولین کتابِ داستان نویس نیشابوری است که به طور جدی وارد فضای ژانر «وحشت» شده و تا حدی به فضای سورئال و ادبیات گمانه زن (تخیلی، فانتزی و فراطبیعی) نزدیک می شود.

«هیولای تلخ»، دومین مجموعه داستان محمد اسعدی با دوازده داستان کوتاه است که اوایل سال 1401 توسط نشر صاد منتشر شده و برخی از داستان های این مجموعه در جایزه ملی «داستان افسانه ها» در بخش ژانر وحشت برگزیده شده است.

محمد اسعدی متولد سال 1339 در نیشابور و در حال حاضر ساکن تهران است. در کارنامۀ ادبی محمد اسعدی، علاوه بر چاپ کتاب جوایز معتبری می بینیم.

اگر علاقه مند به داستان های ژانر وحشت هستید؛ پیشنهاد می کنم این کتاب را خریداری کنید.

علی ملایجردی، نویسنده و مترجم نیشابوری دو عنوان کتاب جدید با موضوع داستان‌های آذری و افسانه‌های آسیای میانه، پاییز 1401 به همت انتشارات خردگان روانه‌ بازار نشر کرد.

«طبقه ششم خانه پنج طبقه» شامل ۶ داستان‌کوتاه اثر «آنار رضایف» است. «آنار رسول اوغلو رضایف»، متولد سال ۱۹۳۸، داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، کارگردان فیلم و دبیر اتحادیه نویسندگان آذربایجان است.

اکثر داستان‌های این مجموعه در سال‌های سرکوب و پاکسازی‌های استالین در آذربایجان زیر سیطره شوروی نوشته شده‌اند.

کتابِ دومِ علی ملایجردی با عنوانِ «افسانه‌های زیر چادر»، مجموعه‌ای از افسانه‌های آسیای میانه، نوشته «سلی پام کلیتون» و تصویرگری «سوفی هرکس همیر» است. این کتاب شامل افسانه‌های از کشورهای افغانستان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان است که در ۶۴ صفحه تمام رنگی منتشر شده است. داستان‌های این مجموعه، مناسب گروه سنی کودکان و نوجوانان است.

علی ملایجردی، نویسنده، مترجم، متولد سال ۱۳۴۶ و ساکن نیشابور است. از وی ترجمه‌های مجموعه‌داستان «فقط یک مشت استخوان»_داستان‌های کوتاه زبان اردو_ و رمان «تعلیم نفس کشیدن»، اثر آن تایلر و همچنین نگارش رمان «بایقوش» در سال‌های گذشته منتشر شده است.

بعد از انتشار رمان شش جلدی «مردم رنج» اثر مرتضی فخری در سال 1400 توسط نشر مهری لندن، اکثر آثار این نویسندۀ همشهری و دلسوز به فرهنگ، افسانه و تاریخ نیشابور، در ایران مجوز چاپ نمی گیرد!

امسال، نشر مهری لندن، سه رمان «برادران تاریکی»، «زنده گور» و «نصوح سیاه» را از مرتضی فخری به چاپ رساند.

مرتضی فخری، متولد سال 1351 در نیشابور است. برخی از آثار این نویسندۀ همشهری برگزیدۀ جایزه ادبی واو و یا نامزد جایزه ادبی مهرگان شده است. از مرتضی فخری، بیش از 10 رمان منتشر شده که مهم ترین آنها «کفتار»، «سی گاو»، «مهبوط» و «گورکن» است.

در اوایل بهمن ماه، خبر انتشار رمان جدیدی از هادی خورشاهیان رسانه ای شد. رمان «هراس عقرب از مرگ» در 222 صفحه توسط انتشارات پرنده وارد بازار کتاب شد.

هادی خورشاهیان، متولد سال 1352 در گنبدکاووس، بزرگ شدۀ نیشابور و ساکن تهران است. او شاعر و نویسندۀ پُرکاری است و داور چند جایزه معتبر ادبی مانند جلال آل احمد و داستان سیمرغ بوده.

برگزاری ششمین دورۀ جایزه جهانی داستان سیمرغ.

مهم ترین خبری که در تابستان سال 1401 منتشر شد؛ فراخوان «ششمین جایزه داستان سیمرغ» بود. جایزه داستان سیمرغ نیشابور، مهم ترین و گران ترین جایزه مستقل، خصوصی و مردمی شرق کشور است که از سال 1394 به همت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» برگزار می شود.

«انجمن داستان سیمرغ نیشابور» در طول این 8 سال، شش دوره جایزه داستان سیمرغ و سه مجموعه داستان گروهی از داستان های منتخب جایزه داستان سیمرغ منتشر کرده است؛ که به اعتراف تعداد زیادی از نویسندگان مطرح و شناخته شدۀ پایتخت نشین، «جایزه و انجمن داستان سیمرغ نیشابور» جایگاه ویژه ای در ادبیات داستانی معاصر کشور پیدا کرده است که فعالیت هایش نه تنها برای جوانان شهرستان نیشابور که بلکه سهمی در ارتقاء ادبیات داستانی شرق و کل کشور خواهد داشت.

می توان گفت، این رویداد بزرگ ادبی، تنها رویداد فرهنگی و ادبی نیشابور دانست که در عرصۀ جهانی فعالیت می کند؛ که بدون شک به همت تعدادی از جوانانِ نیشابوری و با حمایت بخش خصوصی و خیرین فرهنگ و ادب شهرستان برگزار می گردد.

در «ششمین جایزه داستان سیمرغ» 600 نویسنده از ایران و 8 کشور جهان شرکت کردند. دبیرخانۀ «ششمین جایزه داستان سیمرغ» اعلام کرده است، نام داوران و نامزدهای نهایی این دوره را در نوروز 1402 اعلام خواهد کرد. طبق فراخوان به نفر برگزیده در بخش «ملی»، تندیس سیمرغ و 10 میلیون تومان و به برگزیدۀ بخش «منطقه ای»، تندیس سیمرغ و 5 میلیون تومان اهدا خواهد شد.

علاقه مندان می توانند برای اطلاع از فعالیت های این انجمن ادبی به کانال تلگرام و یا اینستاگرام «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» به آدرس@Simurgh_Dastan  و یا وبلاگ www.simurgh-dastan.blogfa.com  مراجعه کنند.


داستان «ابلق» نوشتۀ نجمۀ باغیشنی

2023-03-24 09:31:40
30
0

«نجمه باغیشنی»، متولد سال 1365 در باغشنِ نیشابور، تحصیل کردۀ کارشناسی ارشد ارتباط تصویری است.

او با داستان «در فاصله چند نخی که میان ماست»، سال 1395 برگزیدۀ اول، «دومین جایزه داستان سیمرغ نیشابور» شد. همچنین در سال 1396 داستان «مارماهی» او در «سومین جایزه داستان سیمرغ» مورد تقدیر هیات داوران قرار گرفت؛ که هر دو داستان در مجموعه ­ای با عنوان «در خانۀ ما کسی یانگ را دوست نداشت» توسط نشر داستان، به همراه چند داستان منتخب دیگرِ جایزه داستان سیمرغ به چاپ رسید.

باغیشنی، اردیبهشت 1401 رتبۀ دوم «اولین دورۀ جایزه ملی کتاب اردیبهشت» برای داستان «کالبد شکافیِ پری دریایی» را از آن خود کرد.

برخی از داستان های کوتاه نجمه باغیشنی در مجله های معتبر ادبی مانند: «نقطه بند» و غیره به چاپ رسیده است.

داستان پیش رو، داستانِ دخترِ جوانی است که برای رهایی از خوددرمانی با داروهای خواب ­آور و یا خیال­ پردازی­ های بیمارگونه تصمیم می­ گیرد تا به همراه دوستانش به سفر برود. آنها مهمان­ خانه­ ای در خارج از شهر اجاره کردند. دوستان دختر، هر روز به بهانۀ گشت­ و­گذار و خرید، بیرون می­ رفتند. یک روز دختر جوان که مانند روزهای گذشته همراه دوستانش بیرون نرفته بود تصمیم می­ گیرد، اطرافِ مهمان­ خانه گردش کند. در نزدیکی مهمان ­خانه، خانه ای وجود داشت که در آنجا مردی تنها به همراه گاوش زندگی می ­کرد. دختر جوان آن روز متوجه شد که گاو آن مرد روز خوبی را نداشته؛ زیرا روز گذشته دو تا از گوساله ­هایش را با هم انداخته بود....

این داستان در شمارۀ نوروزی 1402 نشریه «افتاب صبح نیشابور» منتشر شده است.

تلگرام: @aftabeneyshabur