مجموعه داستان «ده داستان برای سیمرغ» داستان های برگزیدۀ پنجمین جایزه داستان سیمرغ منتشر شد.
در پشت جلد این کتاب می خوانیم:

سیمرغِ پنجمین جایزه داستان کوتاه از اواخر تابستان ۱۳۹۹ بالهایش را گشود و پروازش را در گسترۀ ملی و جهانی آغاز کرد. ۴۵۰ نویسنده از داخل و خارج از کشور در این رویداد بزرگ ادبی شرکت کردند که بیشترین داستانها از استانهای تهران، خراسان رضوی، مازندران، خوزستان و کرمانشاه ارسال شده است. همچنین از کشورهای کانادا، اسکاتلند، سوئد، آلمان، ترکیه، مالزی و هند نیز آثاری به دبیرخانۀ این جایزه ادبی رسیده است.
به جرأت میتوان گفت که «پنجمین جایزه داستان سیمرغ» اولین رویداد ادبی و فرهنگی در شهرستان نیشابور است که در ابعاد جهانی روی میدهد و این مهم، فقط و فقط، به همت تعدادی از جوانان علاقهمند به ادبیات و با راهنمایی اساتید حوزۀ ادبیات داستانی و با مشارکت داوران بخش ملی و حمایت بخش خصوصی رخ داد.
امروز جایزه داستان سیمرغ به عنوان جایزهای مستقل و خصوصی که داستانهای چاپ نشده را داوری میکند با کسب تجربیات ارزشمند در پنج دوره با افتخار اعلام میدارد که به هدف خود یعنی کشف، معرفی و تولید آثار خلاق و برتر داستانی رسیده است.
گفتنی است که آیین اختتامیه این دوره از جایزه ادبی داستان سیمرغ به شکل مجازی در ۱۹ دی ماه ۱۳۹۹ برگزار شد که داستانهای منتخب در دو بخش «ملی» و «منطقهای» (ویژهی نویسندگان ساکن نیشابور و متولد نیشابور در داخل و خارج از کشور) در مجموعۀ پیشرو گردآوری گردیده است.
مجموعه داستان «ده داستان برای سیمرغ» ، گردآورنده: مصطفی بیان ، ویراستار: فاطمه همت آبادی ، نشر داستان ، 127 صفحه ، قیمت 55 هزار تومان ، چاپ اول 1400
داستان نویسان منتخب:
برگزیدگان بخش ملی:
رتبه اول: داستان «ناگهان» نوشته مرتضی امینیپور ساکن امیدیه خوزستان[1]
رتبه دوم: داستان «کلینیک» نوشته راضیه مهدیزاده ساکن تهران
رتبه سوم: داستان «بهرام که گور میگرفتی همه عمر» نوشته شقایق بشیرزاده از آلمان
شایسته تقدیر: داستان «بعد، تو» نوشته مریم عزیزخانی از تهران
شایسته تقدیر: داستان «مادرم نخل است» نوشته شیما محمدزادهمقدم از اسفراین
شایسته تقدیر: داستان «سینهسیاه» نوشته معصومه قدردان از اسفراین
برگزیدگان بخش منطقهای : (ویژه نویسندگان ساکن نیشابور و متولد نیشابور در داخل و خارج از کشور)
رتبه اول: داستان «عروس عاشورا» نوشته حامد اناری از نیشابور
رتبه دوم: داستان «مرد چهارم» نوشته محمد اسعدی از تهران[2]
رتبه سوم: داستان «دیدن پسر صددرصد نامطلوب در عصر دلگیر ماه آبان» نوشته سولماز اسعدی از سوئد
شایسته تقدیر: داستان «روح دایناسورها» نوشته جواد دهنوخلجی از نیشابور

خانم شیوا مقانلو، آقای منصور علیمرادی و آقای جواد پویان (در هیئت داوری) و آقای هادی خورشاهیان، خانم لیلا صبوحی و آقای مجید نصرآبادی (در هیئت انتخاب)
[1] - این داستان مجوز چاپ نگرفت. همچنین این داستان در بهمن همان سال در نوزدهمین جایزه ادبی صادق هدایت تقدیر شد.
[2] - این داستان مجوز چاپ نگرفت.
سعید تشکری در نیشابور
🔹 به بهانه حضور سعید تشکری، رماننویس و دبیر دومین جایزه داستان حماسی در نیشابور / دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰ / سالن شهید آوینی شهرداری
🔻 در این نشست دکتر افشین تحفه گر معاون فرهنگی ورسانه ای اداره کل ، علیرضا سید آباد رئیس اداره فرهنگ نیشابور، عسگری رئیس حوزه هنری خراسان رضوی حضور داشتند.
📸 عکس: مسعود سلیمانیسپهر
محفل ادبی و پاتوق نویسندگان سرشناس؛ به زودی در نیشابور
هفته نامه خیام نامه / یکشنبه 26 دی 1400
نویسنده گزارش: فروغ خراشادی
محفل ادبی و پاتوق نویسندگان سرشناس؛ به زودی در نیشابور
نقطۀ شروع، حضور مجید قیصری بود!
به همت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» کارگاه داستان نویسی دو روزه با حضور مجید قیصری در نیشابور برگزار شد. این کارگاه که روزهای پنجشنبه و جمعه، 9 و 10 دی ماه، برقرار بود، به صورت حضوری (ظرفیت محدود) در «خانه داستان سیمرغ» برگزار شد.
محور بحث و گفت وگو در این کارگاه عبارت بود از: «تفاوت های داستان کوتاه با دیگر گونه های ادبیات داستانی»، «ایده های داستان از کجا می آیند؟»، «شخصیت ها در داستان کوتاه»، «اهمیت توصیفات زمانی و مکانی در داستان کوتاه»، «اهمیت ضرورت شناخت عناصر داستان» و «اهمیت پرداخت به اقلیم».
از رویدادهای مهم، در کنار برگزاری کارگاه های داستان نویسی، برگزاری نشست دوستانه و صمیمی پنجشنبه شب، 9 دی ماه با حضور مجید قیصری و تعدادی از نویسندگان شهرستان بود. در این دورهمی ادبی، مجید نصرآبادی، مرتضی فخری، حجت حسن ناظر، مصطفی بیان، امیرحسین روح نیا، حمیدرضا صادقی، پونه شاهی، زهره محقق و فاطمه داغستانی حضور داشتند؛ که ضمن ارائه گزارشی از فعالیت های داستان نویسی شهرستان در یک دهۀ گذشته، به اهمیت موضوع ادبیات اقلیمی و اسطوره ای پرداخته شد.
مجید قیصری در حاشیۀ این رویداد و پس از بازدیدی فرحبخش از مکان¬های فرهنگی شهرستان گفت: «بر این باورم، هر شهری علاوه بر ساختار فیزیکی، روحی هم دارد. و هنرمند از هر اقلیمی که باشد، موظف است از این پوسته رد شود. هر کسی به شهر نیشابور بیاید، همین چیزی را می بیند، که یک دوربین می بیند. اما زمانی می تواند به لایه درونی تر نفوذ کند و از روحِ این شهر بتواند سر در بیارود، که حتما تجربه زیستی در این شهر داشته باشد. سلوک داشته باشد. خوشبختانه قبل از من و شما این کشف رخ داده شده. این شهر روحی دارد و آن روح، عرفان است. بخواهیم یا نخواهیم، عرفان در زیر لایه¬های این شهر نهفته و ساخته شده است و ما باید در داستان هایمان به این کشف برسیم. نه اینکه از عرفان سخن بگوییم، بلکه باید خواننده با خواندنِ داستان های این شهر به این کشف برسد.»
این نویسنده نام آشنای کشورمان که متولد دی ماه ۱۳۴۵ است، مجموعه داستان «ساحل تهران» را به عنوان تازه ترین اثر خود از نشر افق وارد بازار کتاب کرده است. برخی از آثار مجید قیصری جوایزی همچون رمان برتر «اوراسیای روسیه 2018»، «جلال¬آلاحمد»، «جایزه ادبی مهرگان»، «جایزه ادبی اصفهان» و «قلم زرین» را به خود اختصاص دادهاند. او دارنده نشان درجه یک هنری است و تعدادی از آثارش به زبانهای مختلف ترجمه و راهی بازار بینالمللی کتاب شده است.
در رابطه با برگزاری این کارگاه داستان نویسی، مصطفی بیان، رئیس «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» توضیحاتی به خیام نامه داد؛ از جمله دربارۀ چگونگی مهیاشدن شرایط برگزاری کارگاه یادآور شد: بانی این کار دوستِ عزیز انجمن، امیرحسین روح نیا بود؛ خود کارگاه با هزینۀ اعضا و حمایت بخش خصوصی به سرانجام رسید.» وی در خصوص رویدادهای آتی افزود: «در نظر داریم با حمایت بخش خصوصی، هر فصل میزبان نویسندگان مطرح کشور باشیم که ضمن برگزاری کارگاه های داستان-نویسی، نشست های ادبی نیز با حضور ایشان سامان یابد؛ چراکه این رفت وآمدها و حضور چهره¬های ادبی در شهرستان نیشابور، باعث معرفی، شناخت و رشد ادبیات داستانی شهرمان، نیشابور خواهد شد. بیان از علاقه مندان ادبیات داستانی و فرهنگ دوستان نیشابوری خواست با حمایت از برنامه های آتی انجمن، گامی در راستای تحقق بازگشت به روزهای طلایی نیشابور فرهنگی بردارند و جهت کسب اطلاعات بیشتر و آشنایی با برنامه های پیش رو، به کانال تلگرامی و یا صفحه اینستاگرام «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» به آدرس @Simurgh_Dastan مراجعه کنند.
رمان جدید مرتضی فخری منتشر شد.
ا
انتشارات مهری لندن، رمان جدید مرتضی فخری منتشر کرد.
رمان «مردم رنج» (در شش جلد) که در ایران مجوز چاپ نگرفت به تازگی توسط انتشارات مهری لندن به چاپ رسید.
مرتضی فخری، متولد سال 1351 در نیشابور است. برخی از آثار این نویسنده همشهری، برگزیده جایزه ادبی واو و یا نامزد جایزه مهرگان شده است. از مرتضی فخری، بیش از 10 رمان منتشر شده که مهمترین آنها «کفتار»، «سی گاو»، «مهبوط» و «گورکن» است.
علاقه مندان برای خرید کتاب در داخل و خارج از کشور می توانند به سایت انتشارات مهری مراجعه کنند.
https://www.mehripublication.com/
ایمیل:
sales@mehripublication.com
گزارش تصویری از نشست های ادبی مجید قیصری در نیشابور
[caption id="attachment_1350" align="aligncenter" width="300"]
کارگاه مجید قیصری / خانه داستان سیمرغ نیشابور[/caption]
[caption id="attachment_1351" align="aligncenter" width="300"]
دورهمی تعدادی از نویسندگان نیشابور با مجید قیصری / چهارشنبه 9 دی 1400[/caption]
[caption id="attachment_1352" align="aligncenter" width="300"]
آرامگاه عطار نیشابوری / جمعه 10 دی 1400[/caption]
[caption id="attachment_1353" align="aligncenter" width="300"]
مصطفی بیان / مجید قیصری / امیرحسین روح نیا[/caption]
مجید قیصری را با رمان «باغ تِلو» می شناسم. به لطف دوست عزیزم، امیرحسین روح نیا (نویسنده و کارگردان تئاتر) چهارشنبه و پنجشنبه 9 و 10 دی ماه 1400 میزبان مجید قیصری بودیم. در این دو روز، کارگاه داستان نویسی در نیشابور برگزار شد. در کنار برگزاری کارگاه، دورهمی کوچک با داستان نویسان نیشابور، بازدید از آرامگاه عطار و خیام و نیز بوژان داشتیم.
کارگاه داستان نویسی مجید قیصری در نیشابور
کارگاه داستان نویسی مجید قیصری در نیشابور برگزار می شود.
به همت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» کارگاه داستان نویسی به مدت دو روز با حضور مجید قیصری در نیشابور برگزار می شود.
«تفاوت های داستان کوتاه با دیگر گونه های ادبیات داستانی»، «ایده های داستان از کجا می آیند؟»، «شخصیت ها در داستان کوتاه»، «اهمیت توصیفات زمانی و مکانی در داستان کوتاه»، «اهمیت ضرورت شناخت عناصر داستان» و«اهمیت به پرداخت اقلیم» سرفصل هایی است که در این کارگاه محور بحث و گفت وگو قرار می گیرد.
مجید قیصری متولد دی ماه ۱۳۴۵ است. مجموعه داستان «ساحل تهران» تازه ترین کتاب این نویسنده است که امسال توسط نشر افق وارد بازار نشر شده است. برخی از آثار مجید قیصری جوایزی همچون رمان برتر «اوراسیای روسیه 2018»، «جلال آلاحمد»، «جایزه ادبی مهرگان»، «جایزه ادبی اصفهان» و «قلم زرین» را نیز به خود اختصاص دادهاند. او دارنده نشان درجه یک هنری است و تعدادی از آثارش به زبانهای مختلف ترجمه و راهی بازار بینالمللی کتاب شده است.
این کارگاه به مدت دو روز در روزهای پنجشنبه و جمعه 9 و 10 دی ماه به صورت حضوری (ظرفیت محدود) در نیشابور برگزار می شود.
علاقه مندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به کانال تلگرامی و یا اینستاگرام انجمن داستان سیمرغ نیشابور به آدرس @Simurgh_Dastan مراجعه کنند.
گزارش تصویری از نشست ادبی «شب احمد محمود» در نیشابور
به همت انجمن کتاب سیمرغ نیشابور
نشست «شب احمد محمود» در نیشابور همزمان با سالروز تولدش
دوشنبه ۶ دی ماه ۱۴۰۰ / پژوهش سرای سینا مسیح آبادی
با حضور:
بهناز داودی: کارشناس ارشد روانشناسی
مصطفی بیان: داستان نویس و رئیس انجمن داستان سیمرغ نیشابور
نشست شب احمد محمود در نیشابور
به همت انجمن کتاب سیمرغ نیشابور
نشست «شب احمد محمود» در نیشابور همزمان با سالروز تولدش
دوشنبه 6 دی ماه 1400 / ساعت 16
با جضور:
بهناز داودی: کارشناس ارشد روانشناسی
مصطفی بیان: داستان نویس و رئیس انجمن داستان سیمرغ نیشابور
آدرس: خیابان فردوسی شمالی، خیابان بهشت، پژوهش سرای سینا مسیح آبادی
گفت و گو با مرجان صادقی به بهانه ی حضور در نیشابور
ما درگیر نامهاییم تا اثرها گفت و گو با مرجان صادقی به بهانه ی حضور در نیشابور بعد از بیست ماه تعطیلی نشستهای داستان به علت کرونا، در یک شبِ پاییزی به دور از هیاهوی بسیار برای هیچ و خبرهای بد؛ نشستیم، داستان خواندیم، چای و نسکافه و کیک خوردیم و از شنیدنِ داستان لذت بردیم. گفتیم که «داستان بداهه است.» یک آن میآید و در لحظه توسط نویسنده کشف میشود. مرجان صادقی را با مجموعه داستان «هاسمیک» میشناختم. دختری مهربان و پُر انرژی که به خاطر رمان جدیدش، «بداهه در لامینور» به نیشابور سفر کرد. بانی این نشست دوستِ نویسنده ام، حسین لعلبذری است که به همراه همسر گرامیشان، در پنجشنبه مهر ماه به نیشابور آمدند و به همراه امیرحسین روحنیا (نویسنده و کارگردان تئاتر)، پنج نفری به آرامگاه عطار و خیام رفتیم. دقایقی زیر سایهی درختهای تنومند باغ خیام نشستیم، رباعیات خیام را با دکلمه ی شاملو و آواز شجریان شنیدیم و چای نباتِ زعفرانی و کمر باریک خوردیم و خندیدیم. مرجان صادقی، متولد سال 1365 و ساکن تهران است. مجموعه داستان اولش با عنوان «مردن به روایت مرداد» از نشر ثالث در سال 1395 نامزد جایزه ادبی جلال شد. همچنین مجموعه داستان بعدی اش «هاسمیک» از نشر ثالث، نامزد جوایز ادبی مازندران و مشهد در سال 1399 شد. سال گذشته، رمان جدیدش را با عنوان «بداهه در لامینور» توسط نشر ثالث منتشر کرد. آنچه میخوانید گفتوگویی است با این نویسنده جوان کشورمان درباره ی جهان داستانی اش. پس از تجربه دو مجموعهداستان، «بداهه در لامینور» نخستين رمان شما است. چه شد که به سراغ رمان رفتيد و ايده نوشتن آن از کجا آمد؟ اساساً «چه شد» جملهی غلطیه برای شروع یک کار؛ ما مینویسیم چون جهان فکریمون طلب میکنه و در واقع چون از ما قدرتمندتره تصمیمگیرندهست: «او میکشد قلاب را»؛ یک روز که شروع به نوشتن میکنید دغدغهای که ذهنتون رو اشغال کرده وسیعتر و در حجم گستردهتری ارائه میشه. راستش خودم هم نمیدونستم قراره رمان بنویسم ولی میدونستم متفاوتتر از داستان کوتاهه، از شروع و حس خاطرجمعی که داشتم متوجه شدم بیشتر. بعد هم رفتهرفته و خیلی زود متوجه شدم قراره با شخصیتهای زیادی روبرو بشم که در ذهنم پشت سرهم سر میرسیدند. ایدهی رمان فقط تکراری بودنِ محتوای آگهیهای فروش بود. اینکه ما چقدر از هم کپی میکنیم و آیا خلاقیت لازمهی زندگیه، جزئیات زندگی منظورمه. بنابراین شروع رمان دقیقاً یک آگهی متفاوت در پلتفرم دیوار بود. شمــا را بيشتــر بهعــنوان داستانکوتاهنويس میشناسيم. پس از تجربه اين رمان، داستانکوتاهنوشتن سختتر است يا رمان؟ تفاوت بين داستان کوتاه و بلند (رمان) را در چه چيزی میبينيد؟ باید بپرسم (می خندد) خودم تفاوت عمده و عمیقی بین این دو نوع نوشتن نمیبینم. تفاوت بین نویسنده جدی و تفننی سوال بهتریه شاید. چون نویسنده مدام در حال خلقه حتی وقتی نمینویسه در ذهنش داره کار میکنه. (آشپزی، پیادهروی، رقص، گفتگو با دوستانش... )تمام اینها اداوات و مصالح کار نویسندهاند، برای نویسنده جدی زندگی روزمره کشف دنیای جدید داستانیشه. پس شکل ارائهی اون مهم نیست چندان؛ نوشتن کلاً سخته. اگر کسی این پروسه رو راحت طی میکنه یا دروغگو یا واقعاً استثناست. در رمان ما آدمهای منظمتری هستیم. نسخهی هر روز کار کردن نویسنده (که در داستان کوتاه این نسخه وجود خارجی نداره) کاملاً نمود خارجی داره. شما اگر شروع به نوشتن رمان کنید یعنی هر روز مثل یک کارمند باید پشت میز بنشینید و بنویسید. در داستان این الزام کمتره. تفاوت بین داستان و رمان شکل ارائهی دغدغهی ذهنی نویسندهست و البته از نظر ساختاری تفاوتهای مشخصتری داره که قطعاً آوردنش اینجا از حوصلهی مخاطب خارجه. فکر نویسنده شدن نخستین بار کی به ذهن تان خطور کرد؟ 10 سالگی. اولین داستانم هم برای همون سنه. ريشه يک ايده چگونه از داستان هایت درمی آيد؟ داستانهای من با یک تصویر در ذهنم آغاز میشن. این تصویر به اندازهای قدرتمنده که من رو متمرکز نگه میداره. در واقع وقتی از پس به کلمه در آوردن اون تصویر بشم، کمکم داستان خودش رو بهم نشون میده. آیا برای نوشتن داستان صرفا حضور در کلاسهای داستاننویسی کافی است؟ به نظر شما می توان نوشتن داستان را ياد گرفت؟ آيا هنر داستان نويسی اکتسابی است؟ به هیچعنوان و هرگز در هیچ بخشی از زندگیم کارگاه رو به کسی پیشنهاد نکردم و نمیکنم. داستان هنره و ذات هنر فرمولپذیر نیست. داستاننویسی یک تجربهی منحصربهفرد و کاملاً فردیه. تجربهی هر نویسنده با شخص دیگه متفاوته. هیچ معلمی نمیتونه به شاگردی یاد بده که کجا اگر فلشبک استفاده کنه بهتره، کدوم زاویه دید برای نوشتن ایدهای که داره بهتره. از من پرسیدن شاگرد چه کسی بودم، جوابم اینه: شاگرد همه و هیچکس. من تا تونستم هزینهی کارگاه رو کتاب خریدم. مرتب خوندم و آموختم. هر نویسندهای که کتابش در کتابخونهی منه معلم منه. چه کارش مورد تایید و پسند من باشه چه نه. امّا در جمعهایی که داستانهام رو میتونستم بخونم و نظر و نقد میشنیدم حتما شرکت میکردم. رمانم رو هم در کارگاه جلو بردم، چون موظف میشدم کار ارائه بدم و هر هفته با صدای بلند بخونم. اگر کسی باتجربهتر از شما «شنوندهی» کار شماست، تعلل نکنید، شرکت کنید و بنویسید و به اون شخص ارائه بدید. در غیر اینصورت (اگر کلاس میرید که کسی به شما بگه چگونه بنویسید) مداد و کاغذتون رو زمین بگذارید و دنبال کاری برید که قریحه دارید توش و در شما میجوشه و حسش میکنید، زمان و پولتون رو جای درست خرج کنید سرمایهگذاری درست روزی شما رو به جایی که باید میرسونه. آيا برگزاری جشنوارههای مختلف ادبی (شامل آثار منتشر شده و منتشر نشده) به رشد و ارتقای ادبيات داستانی ايران کمک میکند؟ بسیاری از دوستان نویسنده رو من در جشنوارهها شناختم. این حلقههای آشنایی راهگشاست چون معاشرت در زمینهی مورد علاقهتون شما رو ایزوله و دور افتاده نگه نمیداره. ممکنه گاهی همین جشنوارهها به شناخته شدنتون هم کمک کنه ولی در خودتون انسانی بسازید که بارها دیده نمیشه ولی باز به راهش ادامه میده. بخش قابل توجهی از داوری جشنوارهها سلیقهست. داورها طیف گسترده ندارن و ممکنه داستانی که شما مینویسید مورد سلیقه داور نباشه امّا داستان جوندار و قدرتمندی باشه. پس غارنشین نباشید امّا وابسته به جایی هم نباشید؛ رشد و ارتقای ادبیات داستانی خلاص شدن از زوائده. ما درگیر نامهاییم تا اثرها. یک روز که اثر برامون مهم باشه و نه نام، ادبیات داستانی کمی رو به بهبود خواهد رفت. یک روز جایی مقالهای خوندم که گفته بودند سینمای امروز ایران ترقی کرده، مردم دیگه فیلمها رو به نام کارگردان میشناسند نه بازیگر. ادبیات هم ترقی میکنه وقتی ما نام نویسنده رو برداریم و به کنه و وجود اثر برسیم و قضاوت کنیم که چه کاری در مسیر پیشرفت قرار داره و چه کاری نه. وضعیت داستاننویسی امروز را چگونه ارزیابی میکنید؟ فکر میکنم منظور سوال چشمانداز داستاننویسی ایرانه. چون امروزِ داستان روشنه، امیدوار نیستم به اینکه اتفاق ویژهای در این زمینه رخ بده. مثل سایر زمینهها. و سخن آخر: خوب بخونیم. در ازای هر 10 کتاب خوندن، 1 داستان نوشتن یعنی بُرد. مصطفی بیان / داستان نویس منتشر شده در نشریه «آفتاب صبح نیشابور» / شماره 87 / 15 آذر 1400نقدی بر رمان «پرده ی آهنین» نوشته ی علی شروقی
وقتی پره آهنین نویسنده ای کنار می رود...
نقدی بر رمان «پرده ی آهنین» نوشته ی علی شروقی
پردهی آهنین / علی شروقی / نشر ثالث / 304 صفحه / چاپ اول 1398
وقتی پرده ی آهنین نویسندهای کنار می رود آن وقت با واقعیت روبرو می شویم.
«پرده ی آهنین» داستانِ روزنامه نگار جوانی است به نام حامد ناصرپور که رسالتش این است که نویسندگان و شاعران را به همگان معرفی کند و درباره شان بنویسد. حامد، روزنامه نگار ادبی «پیام سحر» است. یک روز نرسیده به میدان انقلاب، بین کتاب های یکی از بساطی های پیاده رو چشمش به رمان «شیر و سایه» جهانگیر فاتحی افتاد. فاتحی را نمی شناخت. علاقه مند شد تا در موردش اطلاعاتی جمع آوری کند.
جهانگیر فاتحی، نویسنده ای بود که در دهه ی چهل، با دو رمان «شیر و سایه» و «شبِ ساده ی بی دلیل» درخشید اما رفته رفته نامش به فراموشی سپرده شد. هیچ کس دقیقا نمی دانست کجاست و از چه زمانی ناپدید شده است. حس ماجراجویی و پلیسی روزنامه نگار جوان جرقه ای بود تا تلاش کند در مورد این نویسنده ی بااستعداد دهه ی چهل بیشتر بداند و مصاحبه ای مفصل در موردش به چاپ برساند.
حامد باید این فرصت طلایی را جدی می گرفت تا بتواند قله ی ژورنالیستی را فتح کند. زیرا خیلی ها به سن و سال او چند سالی از شهرتشان در مطبوعات می گذشت و برای خودشان اسمی در کرده بودند. اما حامد در این مدت چندان نتوانسته در کارش بدرخشد. به همین دلیل به این مصاحبه نیاز داشت. مصاحبه با جهانگیر فاتحی راه را برای حامد می گشود تا بتواند وارد مرحله ی جدیدی در روزنامه نگاری شود. پس ابتدا باید فاتحی را پیدا می کرد.
جهانگیر فاتحی کیست؟ این معمای داستانِ «پرده ی آهنین» است. قدیمی ها گفته بودند، دو رمانش شاهکار است؛ اما نسل امروز، نمی توانست با نثر و داستان نویسی فاتحی ارتباط برقرار کنند! نمونه اش مهناز، دختر عمه ی حامد بود. نتوانست با رمان «شیر و سایه» ارتباط برقرار کند. مهناز می گفت: نثرش خوب است اما نتوانسته بفهمد که نویسنده چه می خواهد بگوید.
«راستش احساس کردم آن جور که نثرش است خود کتاب نیست، یعنی اصلا چیزی پشت این نثر قشنگ نیست اما یک جوری نوشته که آدم خیال می کند هست اما نمی فهمد چیست.» (صفحه 36 کتاب)
داستان گسترش پیدا می کند و آدم های جدیدی وارد داستان حامد می شوند. احمد امیدوار، دکتر ظهوری، پرنیان، فریدون فیروز، ابراهیم فروزین، مهرزاد ملکی و واقفی. اما هیچ کس اطلاعات به دردبخوری از جهانگیر فاتحی نداشتند. معمایی در ذهن حامد به وجود می آید که واقعا نویسنده ای به نام جهانگیر فاتحی وجود دارد!؟
«کلا بی خیال شدم این مصاحبه را با این بلبشو، ولی محض کنجکاوی شخصی خودم بدم نمی آید بدانم این جهانگیر فاتحیِ نویسنده الان کجاست و اصلا آیا چنین کسی وجود خارجی داشته یا همان طور که بهروز واقفی می گفت سرِ کاری بوده.» (صفحه 240 کتاب)
حامد به کمک احمد امیدوار به خانه جهانگیر فاتحی میرود و در ملاقات اول با پرستار جهانگیر به نام پرنیان روبهرو و در نگاه اول مجذوب زیبایی پرنیان می شود. در ملاقات اول امکان دیدار و گفت و گو با جهانگیر خان، بهدلیل کسالت، فراهم نمیشود و به طور ناگهانی حامد وارد رابطهای مرموز و عاشقانه با پرنیان میشود و مسیر داستان تغییر می کند.
درباره ی داستان:
در داستان «پرده ی آهنین» اسم افراد و نام کتاب های بسیاری آورده می شود که ذکر این همه نام خارج از حوصله ی خواننده است و به نظر هیچ کمکی به بازگشایی گره داستان نمی کند. به عنوان مثال در صفحه ی 132 چهار خط لیست کتاب های کتابخانه ی دکتر ظهوری ذکر می شود که به نظر، ذکر نام کتاب ها لزومی ندارد!
در رمان «پرده ی آهنین» شاهد اضافه گویی فراوانی هستیم که گاه از جذابیت داستان می کاهد. به عنوان مثال گفت و گوی مفصل حامد و مهناز در فصل 13 و نیز صفحه 110 چه کمکی در کشف علت و معلولی داستان دارد!؟
«پرده ی آهنین» از چند تک روایت تشکیل می شود. مهم ترین آنها که می توانست در شکل گیری و بازگشایی گره ی رازآلود جهانگیر فاتحی کمک کند؛ روایت پرنیان و احمد امیدوار است؛ اما گاهی می بینیم، همین دو روایت نیز از مسیر اصلی داستان خارج می شود و خواننده را وارد قصه ی جدیدی می کند که هیچ ارتباطی به داستان جهانگیر فاتحی ندارد.
چرا عشق ناگهانی حامد نسبت به پرنیان به وجود آمد. آیا این عشقِ زودهنگام به طرح داستان کمک می کند؟ چرا پرنیان از حامد خواست بی خیال مصاحبه با فاتحی شود؟ و همچنین خواب های پریشان حامد که علت آن تا پایان داستان کشف نمی شود.
مهم ترین ضعف رمان «پرده ی آهنین» پراکندگی و بی نظمی در پیچشهای قصه، تعلیق و درونمایه داستان است که همگی در خدمت داستان نیستند و این خواننده را سردرگم میکند و سبب میشود خواننده نتواند از خواندنِ رمان لذت ببرد؛ در نهایت از خود می پرسد: داستان در مورد جهانگیر فاتحی بود؟ یا داستان درباره ی عشق حامد و پرنیان؟ و یا راز زندگی حامد امیدوار؟ و یا راز گذشته ی حامد و مهناز؟ و یا علت ناپدید شدنِ عمو حمید (دوستِ صمیمی پدرِ حامد)؟ و از همه مهم تر راز ارتباط پرنیان با حامد امیدوار و جهانگیر فاتحی....؟ بالاخره داستان درباره ی چه کسی و یا چه کسانی بود!؟
این رمان از 45 فصل کوتاه تشکیل شده است. همانطور که قبلا ذکر شد، راوی این رمان روزنامهنگار است درحالی که نویسنده ی رمان، خود روزنامهنگار است و آگاه نسبت به جزئیات و حواشی روزنامه نگاری. انتقاد به حرفه ی شخصی و عدم خودسانسوری از ویژگی مثبت این رمان محسوب می شود که به خودیِ خود قابل تقدیر و ستایش است.
اوایل آبان امسال، برگزیدگان دهمین جایزه ادبی هفت اقلیم در بخش مجموعه داستان و رمان اعلام شد. در بخش رمان، «پرده آهنین» به عنوان رمان برتر معرفی شد. داوری بخش رمان را صمد طاهری، احمد آرام و رضا زنگی آبادی بر عهده داشتند.
علی شروقی متولد سال 1358، روزنامه نگار و نویسنده است. اولین اثر داستانی اش مجموعه داستانی به نام «شکار حیوانات اهلی» (نشر چشمه، سال 1389) است. این مجموعه داستان نامزد جایزه ادبی هوشنگ گلشیری و جایزه مهرگان شد. بعد از انتشار مجموعه داستان «شکار حیوانات اهلی»، دو رمان «مکافات» (نیماژ، سال 1395) و «معجون مکانیک» (ثالث، سال 1395) منتشر کرد. «پرده ی آهنین» سومین رمان علی شروقی است که توسط نشر ثالث در سال 1398 به چاپ رسیده است.
مصطفی بیان / داستان نویس
منتشر شده در سایت کافه داستان
http://www.cafedastan.com/1400/09/17/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%af%db%80-%d8%a2%d9%87%d9%86%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1/








