حضور در جشن یازدهمین سال فعالیت «کانون ادبی چوک»
حضور در جشن یازدهمین سال فعالیت «کانون ادبی چوک» یکشنبه / 7 شهریور 95 / تهران دریافت لوح تقدیر از آقای علی دهباشی ، سردبیر مجله ی بخارا
نویسندگان و شاعران ادبیات کودک و نوجوان در نیشابور
فرهاد حسن زاده ، نویسنده ی ادبیات کودک و نوجوان چهارشنبه / 6 مرداد 95
از سمت راست :
مصطفی خرامان (داستان نویس) ، شیوا حریری (داستان نویس ، ویراستار و مسئول بخش نوجوان نشریه دوچرخه) و عبدالرحمن اونق (داستان نویس)
کاروانسرای شاه عباسی
چهارشنبه 6 مرداد 95
ناصر کشاورز / شاعر و نویسنده ی کودکان
آرامگاه خیام / چهارشنبه 6 مرداد 95
نشست «سورئالیسم در ادبیات داستانی» در شبِ بارانی
هشتمین نشست از شب های ادبی «انجمن داستان سیمرغ» به موضوع «سورئالیسم در ادبیات داستانی» اختصاص داشت. این نشست با حضور «میثم کیهان نژاد» داستان نویس و منتقد ادبی ساکن مشهد و تعداد قابل توجهی از نویسندگان و علاقه مندان به ادبيات داستانی ، بعدازظهر بارانیِ پنجشنبه 13 ام خرداد ماه در کتابکده ی فرّ اندیشه برگزار شد. کیمیا امینی ، کارشناس ارشد ادبیات فارسی در ابتدای جلسه به موضوع «مرز میان خیال و تخیل با رویکردی بر گونه های فانتزی و سوررئال» پرداخت و گفت: «قلمرو داستان های خیال و وهم وسیع است از رمان های حیرت انگیز ارباب حلقه ها اثر جی.آر.آر. تالکین گرفته تا داستان های کوتاه فانتزی و قسمتِ اساطیری قصه های شاهنامه فردوسی.» میثم کیهان نژاد ، داستان نویس و منتقد ادبی ساکن مشهد به زیان سورئال و تفکر صادق هدایت در رمان بوف کور پرداخت و گفت: «هشتاد سال گذشت اما بوف کور فهمیده نشد، بلکه بد فهمیده شد! دغدغه های درونی و بیرونی نویسنده باعث شد تا فضای خاکستری رمانِ بوف کور کدر نشان داده شود.» مجید نصرآبادی ، داستان نویس و مدرس داستان به سوررئالیسم و تفکر مدرن پرداخت و با اشاره به اندیشه و قلمِ صادق هدایت گفت: «صادق هدایت در هند زندگی کرد. فرقه های مختلفی را از نزدیک دید. وقتی می خواهد داستانی بنویسد همه ی عوامل تجربی و دیداری به کمکش می آیند. پس دنیای ناخودگاه صادق هدایت، سرچشمه از تجربه ها و دیده هایش است.» پایان بخش برنامه، قرائت بخش کوتاهی از داستانِ «به تماشای شکوفه ها» اثر جمال میرصادقی بود که توسط مصطفی بیان ، داستان نویس و دبیر انجمن داستان سیمرغ خوانده شد.
رونمایی از چاپ دوم کتاب «غذا در قرآن» با حضور سرپرست محترم اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور
طی مراسمی در روز پنجشنبه 23 اردیبهشت ماه جاری (ساعت 16) در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ، از چاپ دوم کتاب «غذا در قرآن» با حضور آقای عباس کرخی ، سرپرست محترم اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور و تعدادی از نیشابوری های ساکن تهران، رونمایی شد.
نشست «داستان خوانی داش آکُل نوشته ی صادق هدایت»
نشست «داستان خوانی داش آکُل نوشته ی صادق هدایت»
هفتمین نشست از شب های ادبی «انجمن داستان سیمرغ» به خوانش و نقد و بررسی داستان «داش آکُل» اثر زنده یاد «صادق هدایت» اختصاص داشت. این نشست با حضور بیش از پنجاه نفر از نویسندگان و علاقه مندان به ادبيات داستانی، بعدازظهر دوشنبه 20 اردیبهشت ماه در کتابکده ی فرّ اندیشه برگزار شد.
مصطفی بیان ، دبیر انجمن داستان سیمرغ در ابتدای جلسه گفت: «داستان کوتاه داش آکل از مجموعه داستان سه قطره خون اثر صادق هدایت انتخاب شده است. این داستان را انتخاب کردیم ، زیرا از میان انبوه داستان های هدایت شاید بتوان گفت هنرمندانه ترین آنهاست.»
مجید نصرآبادی ، داستان نویس و مدرس داستان به زندگینامه و اندیشه ی صادق هدایت پرداخت و گفت: «داش آکل داستان جوانمردی و غیرت است. در خلال این قصه داش آکل که از چهره های دوست داشتنی طبقات پایین جامعه است مردی جوانمرد و با غیرت است در مقابل کاکارستم چهره منفی داستان قرار می گیرد.» نصرآبادی در ادامه می گوید: «هدایت در پی تثبیت آگاهی های غیر رسمی طبقات فرو دست جامعه بوده است.»
حجت حسن ناظر ، به فیلم «داش آکل» ساخته ی مسعود کیمیایی اشاره می کند و می گوید: «مسعود کیمیایی این فیلم را در سال 1350 ساخت و بهروز وثوقی در آن نقش آفرینی کرده است. موسیقی بی نظیر این فیلم را اسفندیار منفرد زاده تنظیم کرده است. این فیلم در سینما و تئاتر ایران ، یک شاهکار محسوب می شود.» ناظر در ادامه توضیح می دهد: «نگاه روشنفکرانه و ادیبانه سینما در گذشته نسبت به امروز پُر رنگ تر بوده است.»
در این نشست، داستان کوتاه «داش آکُل» اثر صادق هدایت توسط خانم ها کیمیا امینی، زهره احمدیان، مهرنوش چمنی و فائزه کرامتی قرائت شد.
آدرس وبلاگ انجمن داستان سیمرغ:
http://simurgh-dastan.blogfa.com/
چند نکته تازه درباره داستان و داستان نویسی
چند نکته تازه درباره داستان و داستان نویسی اولین بار «ادگار آلن پو» نويسنده آمريكايی در سال 1842 داستان کوتاه را تعريف کرد و اصول انتقادی و فنی خاصی را ارائه داد که تفاوت ميان شکل های کوتاه و بلند داستان نويسی را مشخص می کرد. اما برخلاف اصلی که پو ارائه داده بود، بسياری از داستان های کوتاهی که در قرن نوزدهم نوشته شد، فاقد ساختمان حساب شده و محکم بود و به آنها قصه، لطيفه و حتی مقاله می گفتند . اولين بار ادگار آلن پو در نقد مجموعه داستان های «ناتانیل هاثورن»، داستان کوتاه را چنين تعريف کرد: «نويسنده بايد بکوشد تا خواننده را تحت اثر واحدی که اثرات ديگر مادون آن باشد، قرار دهد و چنين اثری را تنها داستانی می تواند داشته باشد که خواننده در يک نشست که از دو ساعت تجاوز نکند، تمام آن را بخواند.» باربارا ورنک دورکين در مقاله «داستانتان را کوتاه کنيد، تراش دهيد و پرداخت کنيد» گفت: «داستان کوتاه بايد بتواند بدون آن اشباع شدگی و شکوهی که يک رمان می تواند به وجود بياورد، با ضربه هايی ضعيف حرارت و جادوی درون خواننده را - تمام شادی ها و اندوه هايش و همه اشتياق و همذات پنداری اش را -بيدار کند. به همين دليل است که نوشتن داستان کوتاه رويای انسان های هنرمند است.» آليس آنه مونرو برگزيده نوبل ادبی 2013 را از مستعدترين نويسندگان داستان کوتاه معاصر می نامند. او زمانی تلاش کرد رمان بنويسد ولی هيچ فايده ای نداشت. هميشه داستانی را که در قالب رمان می خواست روايت کند در وسطهای راه به هم می ریخت و به آن بی علاقه ميشد و ديگر به نظرش به درد نمی خورد و پيگيرش هم نمی شد. الان هم به نظر خودش داستان هايی که می نويسد چيزی بين داستان کوتاه و رمان هستند که البته مردم به آنها می گويند داستان کوتاه، ولی داستانهايش به ندرت کوتاه هستند و درعين حال هم رمان نيستند. نمی داند آيا برای داستانهايی که حجم شان بين داستان کوتاه و رمان است، کلمه خاصی وجود دارد يا نه. او در مورد سوال «چه شد که داستان کوتاه نوشتيد؟» پاسخ داد: «سالهای متمادی فکر می کردم که داستان کوتاه نوشتن فقط نوعی تمرين نويسندگی به حساب می آيد. آن سا ل ها گمان می بردم داستان کوتاه نوشتن بسيار آسا نتر از رمان نوشتن است تا اينکه يک رمان نوشتم و پس از آن متوجه شدم داستان کوتاه نوشتن کاری بسيار دشوار است و من می توانم از عهده هر دوی اين ها برآيم. البته بستگی زيادی به موضوع های انتخابی ام هم دارد. به نظرم حرفهايم را می توانم در یک داستان کوتاه هم خلاصه کنم .» يادم می آيد هميشه درباره «گارسيا مارکز» می خواندم که با ديده ترديد به منتقدان ادبی نگاه می کرد. او به هيچ عنوان نقدها را نمی خواند چون اين مطالب را خيلی دور و بی ربط با اثرش می ديد. به اعتقاد مارکز، منتقدان هميشه جرقه نا امنی را برای نويسندگان روشن می کنند. حتی جديترين منتقدان هم برخلاف تصور نويسندگان جرقه اين فکر را در ذهنشان روشن می کنند که نکند اشتباهی مرتکب شده اند . سوال من اين است: منتقدان ادبی از داستا ن های نويسنده های جوان چه توقعی دارند؟ منتقدها اغلب از نويسنده يا ايده بکر می خواهند يا نگاه بکر به ايده هاس گذشته. خواننده های کتاب ها تغيير می کنند، ولی بازه سنی آنها نه. به عبارت ديگر یک کتاب هميشه برای يک گروه سنی خاص منتشر می شود، اما اعضای اين گروه سنی خاص مدام تغيير می کنند. اين گروه سنی هميشه درگير موضوع های مشابهی است، در نتيجه داستا ن ها هم هميشه به همان موضو ع های مشابه می پردازند. منتقد ادبی می خواهد هر سال داستا ن های جديد با ايده های بکر خوب بخواند. در حقيقت آنها داستا ن های جديد درباره همان موضو ع های جديد می خواهند و کار نويسنده اين است: نوشتن داستانی با نگاهی بکر حتی به ایده های قديمی . در عين حال منتقد ادبی هميشه می خواهد که نويسنده های جوان به درونمايه ها، زاويه ديد، زبان گفت و گو، شيوه شروع داستان و پايان بندی داستان به درستی بپردازند. منتقدان ادبی معمولا داستا ن هايی را دوست دارند که خواندنشان جذاب و مهيج است. توقعی که از نويسنده وجود دارد اين است که بهترين داستانی را که می توانيد، بنويسيد. برخلاف تصور «گارسيا مارکز» نسبت به منتقدان ادبی کتابهايش ، اگر نويسنده های جوان از منتقدان ادبی تبعيت کنند، به آنها کمک می شود تا داستا ن های بهتری منتشر کنند. بن لوری داستا ن نويس آمريکايی می گويد: «منتقدان ادبی کسانی هستند که خود را وقف ادبیات کرده اند و اين چيزی است که من به آن احترام می گذارم.» ارنست همينگوی می گويد: «وقتی نوشتن بزرگترين گناه و بزرگترين لذت تو شد، تنها مرگ است که می تواند آن را از تو بگيرد.» من عاشق نوشتن هستم. عاشق اينم که تنها در يک اتاق، لغت ها را يکی يکی مثل مهره های شطرنج کنار هم بچينم تا اثری تخيلی از آن خودم را روی کاغذ سفيد خلق کنم. البته بعد از اينکه داستان یا نوشت هام چاپ شد، تازه حس و حال ديوانگی ام آغاز می شود . از يک بانوی جوان نويسنده تهرانی به تازگی شنيدم: «نوشتن برای من مثل يک ظرف آش پُر و لبريز است که بايد اين ظرف پُر را نگه داريد تا بتوانيد بنويسيد.» و يا در جايی خواندم که ايزابل آلنده گفت: «نوشتن مثل اين می ماند که درونتان يک محفظه داشته باشيد. وقتی می خواهيد بنويسيد بايد اين محفظه را پر نگه داريد تا بتوانيد بنويسيد. برای پر نگه داشتن اين محفظه هم بايد گوش های آرام و ساکت داشته باشيد.» حالا اگر يکی از من بپرسد که چرا می نويسم؟ اگر مثل همه اهالی قلم بگويم عاشق نوشتن هستم که جواب تکراری شده است اما در مورد خودم بايد بگويم، «نوشتن» را برايم کشف کردند؛ درست عصر سيزده به در سال 76 . داستان نوشتنم از سیزده سالگی با ماهنامه نوجوانان «سلام بچه ها» و «سروش نوجوان» شروع می شود. آن موقع دايی حسينم (کوچکترين دايی ام( برای تشويق «خواهر زاده اش»، اين دو مجله را معرفی کرد. اين شد که شروع کردم به نوشتن و خيلی زود متوجه شدم که چيزی کاملا متفاوت از دنيای واقعی اطرافم می نويسم. چيزی که سال ها در درون من وجود داشت و من آماده نوشتن آنها روی کاغذ نبودم، يا بهانه ای برای نوشتن آنها نداشتم. البته فقط همين نيست . بعد از آنکه پاسخ اولين داستان ارسالی ام در صفحه «پاسخ به نامه های داستانی» چاپ شد، تازه شوق و سر مستی ام شروع شد. استاد جمال ميرصادقی در کتاب «شناخت داستان» می گويد: «اثری می تواند ماندگار بماند که از نجابت و علو طبع صاحب اثر برخاسته باشد. غير ممکن است کسی که با فرومايگی و حقارت زنگی کند، بتواند چيز شگفت انگيز و شايسته جاودانگی به وجود آورد.» هربرت گُلد در مقاله اش برای يک «سمپوزيوم بین المللی درباره داستان کوتاه» که در کنيون ريويو منتشر شد، اظهار داشته که «داستانگو بايد قصه ای برای گفتن داشته باشد، نه آنکه با نثری شيرين خواننده را بفريبد.» مصطفی بیان این یادداشت در مجله ی «اطلاعات هفتگی» (18 آذر 94) به چاپ رسیدنشست «روز جهانی داستان کوتاه» در نیشابور
نشست «روز جهانی داستان کوتاه» با حضور سرپرست اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور و چهره هایی همچون حجت حسن ناظر ، مرتضی فخری ، محسن درجزی ، مجید نصرآبادی و با پخش پیامِ صوتی و اختصاصی «قباد آذر آیین» داستان نویس برجسته ی کشور برگزار شد. مصطفی بیان ، دبیر انجمن داستان سیمرغ در جشن روز جهانی داستان کوتاه که عصر شنبه 24 بهمن ماه در دانشگاه جامع علمی – کاربردی برگزار شد، گفت: «انسان، با داستان زنده است و با داستان در آینده حضور خواهد داشت، همانطور که با داستان گذشته ها را حفظ میکند. هر انسانی داستانی دارد که در طول عمرش و حتی پس از خودش ادامه می یابد. ما با این اعتقاد، عشق و دوستی بین نویسنده، داستان، منتقد ادبی و خواننده را در روز جهانی داستان جشن میگیریم و امروز گرد هم آمده ایم تا با حضور استاد مرتضی فخری و استاد محسن درجزی جشن خود را زیباتر و پربارتر کنیم.» مجید نصرآبادی نیز در این شب گفت: «خوشحالم که به همت جوانان، چراغ داستان در نیشابور روشن است.» او در بخش دیگری از سخنانش به تاریخچه انجمن های داستان در نیشابور ، ردپای فلسفه و علوم انسانی در ادبیات داستانی و شناخت داستان کوتاه و تفاوت آن با قصه اشاره کرد. محسن درجزی نیز با اشاره به دهه ی چهل و نمایشنامه ی هوس در سخنانی به نگارش رمان «سالها درنگ» و ماجرای پیوستن خود به تئاتر و نگارش نمایشنامه اشاره کرد. مرتضی فخری نیز در سخنانی گفت: «چرا داستان در ایران با اقبال روبرو نمی شود؟ زیرا داستان های ما، داستان نیستند! متاسفانه نویسنده های ما دنبال فرم هستند.» فخری در بخش دیگری به نویسندگان جوان توصیه کرد و گفت: «نویسندگان جوان باید داستان را کشف کنند. نویسنده باید چشمه ی هنرش، همیشه بجوشد.» در بخشی از این شب نیز زهره احمدیان و سلیمان آهی، داستان «ماهی سیاه کوچولو» را از صمد بهرنگی برای حاضران قرائت کردند. نشست «روز جهانی داستان کوتاه» ششمین شب از شبهای ادبی «انجمن داستان سیمرغ» بود که با همکاری دانشگاه جامع علمی – کاربردی و کلبه کتاب کلیدر برگزار شد.
http://khorasan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=90511
نشست ادبی «شبِ غلامحسین ساعدی»
پنجمین نشست از شب های ادبی «انجمن داستان سیمرغ» به نویسنده ایرانی، زنده یاد «غلامحسین ساعدی» (گوهر مراد) اختصاص داشت. این نشست با حضور قابل توجهی از نویسندگان و علاقه مندان به ادبيات داستانی به مناسبت هشتادمین سالروز تولد «غلامحسین ساعدی» ، بعدازظهر یکشنبه 13 دی ماه در کتابکده فرّ اندیشه برگزار شد. موضوع نشست، زندگینامه، قصه خوانی و نقد و بررسی آثار غلامحسین ساعدی بود. دکتر غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) ، نویسنده ، نمایش نامه نویس ، مترجم و روان پزشک معاصر در 13 دی ماه 1314 در تبریز متولد شد. در سال های قبل از انقلاب چندین سال به عنوان محکوم سیاسی در زندان به سر برد، پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و در سال 1364 در پاریس در گذشت. از داستان های او می توان به عزاداران بَیَل ، واهمه های بی نام و نشان ، شب نشینی باشکوه ، دندیل ، تاتار خندان ، گوی و گهواره اشاره کرد. مرتضی قربان بیگی ، کارشناس ارشد ادبیات فارسی به زندگینامه ، اندیشه و آثار ساعدی پرداخت و گفت: «ساعدی با توجه به تخصص روانپزشکی خود می کوشد شخصیت های داستان هایش را از زاویه روان شناختی تجزیه و تحلیل کند. در آثار ساعدی تصویری از ملال ، ترس ، آسیب های روانی و وحشت به خوبی نمایان است.» علی ملایجردی اشاره ای کوتاه به آثار ساعدی کرد و گفت: «دنیای داستان های ساعدی را غمِ نداری ، خرافات ، جنون ، وحشت و مرگ تشکیل می دهد. او فقر را منحوس و زشت می پندارد. خصوصا فقر فرهنگی را و در داستان ها می کوشد به طور موثر و جدی با آنها مبارزه کند.» حجت حسن ناظر ، از نمایشنامه های غلامحسین ساعدی نام برد و گفت: «ساعدی ، یکی از سه فیلمنامه نویس مطرح ایران است. او همه ی عمر خود را در خدمت مردم و قلم گذراند. ساعدی با هنر زندگی کرد، با ادبیات و داستان زیست و ما باید قدردان بزرگان ادب و روشنفکران خود باشیم.» مهمانان ویژه و سخنران در این جلسه: آقایان مرتضی قربان بیگی ، حجت حسن ناظر ، علی ملایجردی ، دکتر علیرضا بیان ، دکتر شهرام وجوهی ، دکتر مومنی ، مسعود اصغرنژاد بلوچی ، حصار کوشکی و خانم ها ابوی ثانی ، فتحعلیان ، غلامرضایی و اسعدی. پایان بخش برنامه ى «شب غلامحسین ساعدی» قرائت بخش کوتاهی از داستان «عزاداران بیل» نوشته ی ساعدی بود که توسط مصطفی بیان خوانده شد.
اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ برگزیدگانش را شناخت
اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ برگزیدگانش را شناخت
در این دوره 35 اثر ارسال شد که بهاره ارشد ریاحی و احمد نجفی داوری آثار را برعهده داشتند و در نهایت معصومه دهنوی با داستان «بازی» نفراول و برنده تندیس اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ و زهره احمدیان با داستان «بی خوابی های نیمه شب»، بنت الهدی امینیان مقدم با داستان «عفت» و سلیمان آهی با داستان «نیاز» سه نفر تقدیر شده، معرفی شدند.
مراسم اختتامیه ، یکشنبه 6 دی ماه در پردیس سینما فیروزه نیشابور برگزار شد.
مصطفی بیان / دبیر اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ
حامی اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ : مدیران داروخانه های دکتر اسعدی ، دکتر بیان و دکتر وجوهی
نشست دیدار و گفت و گو با بهاره ارشد ریاحی
نشست دیدار و گفت و گو با بهاره ارشد ریاحی ، نویسنده ی مجموعه داستان «لیتیوم کربنات» و داور اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ این نشست با حضور آقای عباس کرخی ، مدیر محترم اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور ، نویسندگان ، اعضا و مهمانان انجمن کتاب سیمرغ در کتابخانه ی دکتر شریعتی نیشابور برگزار شد حامی مالی این نشست و اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ : مدیران محترم داروخانه ی دکتر اسعدی ، دکتر بیان و دکتر وجوهی زمان : شنبه ، پنجم دی ماه 1394 ساعت : 16 الی 18


