admin

admin

تاریخ ثبت نام: 2022-07-17 22:25:56

آخرین محتواهای کاربر


نشست مشترک با داستان نویسان مشهدی

2018-07-31 23:27:23
31
0

نشست مشترک با داستان نویسان مشهدی سه شنبه / 9 مرداد 1397 / کتابخانه دکتر علی شریعتی

نقد و بررسی رمان «پدرو پارامو» اثر خوآن رولفو

2018-07-29 18:27:20
22
0
[caption id="attachment_843" align="aligncenter" width="300"]مصطفی بیان، مجید نصرآبادی و فروغ خراشادی مصطفی بیان، مجید نصرآبادی و فروغ خراشادی[/caption] نشست نقد و بررسی رمان «پدرو پارامو» اثر خوآن رولفو، بعد از ظهر ‌شنبه ششم مرداد ماه 1397 با حضور مجید نصرآبادی، مصطفی بیان و فروغ خراشادی در کتابخانه دکتر علی شریعتی شهرستان نیشابور برگزار شد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مصطفی بیان در ابتدای این نشست به مضمون داستان اشاره کرد و گفت: «تمِ اصلی داستان، ناامیدی است. امید هر شخصیت اصلی این داستان منجر به نابودی می شود. زیرا هیچ یک از تلاش های آنها برای رسیدن به هدفشان موفق نبوده است. ارواح و ماهیت حقیقی نیز از مضامین مکرر در متن داستان است. هنگامی که خوآن پرثیادو به کامولا می رسد این شهر در تسخیر ارواح است. در حالی که خودش خبر ندارد. حتی خواننده ی رمان هم نمی داند. این مضمون به تدریج به راوی داستان و خواننده ی داستان تزریق می شود. به عنوان مثال در یک قسمت خوآن پرثیادو تصور می کند دامینا زنده است تا اینکه به رفتار او مشکوک می شود و از او می پرسد: آیا شما زنده هستید؟ این برخورد نشان می دهد که بدانیم چه کسی مرده است؟ و چه کسی در کامولا زنده است؟» این داستان نویس و منتقد ادبی به عنوان داستان اشاره می کند و توضیح می دهد: «پدرو پارامو که عنوان داستان است؛ هم شخصیت اصلی داستان است و هم می تواند یک نماد باشد. پدرو پارامو، شخصیت ضد قهرمان است. او خان کامولا است. هرزه و با زن های کامولا در ارتباط است. همچنین عاشق زنی زیبا، پاکدل و بی گناه به نام سوسانا است. پدرو پارامو، نماد نابودی آبادی به نام کامولا است. فردی که فرزندان زیادی تولید می کند و عامل مرگ خیلی افراد می شود. کامولا را از آبادی به ناآبادی تبدیل می کند. همچنین برای حفظ جان خودش به مقابله با ارتش انقلابیون می رود.» بیان در ادامه به ویژگی های این رمان اشاره می کند: «تقسیم روایت، ویژگی های فیزیکی شخصیت های اصلی داستان و نجواها و توهمات شنیداری که توسط راوی اصلی داستان توصیف می شود و در نهایت انزوای انسان ها، مرگ و تنهایی از ویژگی های بارز این داستان محسوب می شود.» مجید نصرآبادی در این نشست گفت: «رمان پدرو پارامو از دو سبک ادبی، جریان سیال ذهن و رئالیسم جادویی بهره گرفته است و این خوانش رمان را سخت می کند و حداقل باید دو بار این رمان خوانده شود. زیرا نویسنده خیلی به صحنه پردازی و فضاسازی نپرداخته و بیشتر بر حول محور دیالوگ پرداخته است. از قرن شانزدهم تمدن ‌های بومی مکزیک از سوی اسپانیایی‌ها مورد حمله قرار گرفتند. اسپانیایی‌ها توانستند تمدن‌های آزتک و مایا را در مکزیک شکست دهند و این کشور را به تصرف خود درآورند. با وجود اینکه زبان رسمی مکزیک، اسپانیایی است اما هنوز افرادی هستند که به زبان بومی شان تسلط دارند و باورهای اسطوره ایشان بسیار قوی است. تمدن مایا از تمدن های قدیمی و غنی در مکزیک است که بنیان های اسطوره شناختی خیلی خوب و قوی دارد که رد و پاهای آنها را می توان در ادبیات اسپانیایی زبانان آمریکای لاتین و مرکزی بینیم. رئالیسم جادویی، مبنا آن در همین اسطوره ها است.» این مدرس و پژوهشگر فلسفه و ادبیات در ادامه توضیح داد: «در بسیاری کشورها حتی در کشور خودمان این تفکر و بینش اسطوره ای پا برجاست. در بینش اسطوره ای از ابزارهای علت و معلول برای شناخت جهان استفاده نمی کند. یکی از ابزارها و تکنیک های بنیان های اسطوره ای بر مبنای مجاورت و مشابهت است. ما در ابتدای این رمان می بینیم که خوآن پرثیادو عکس مادرش را به همراه دارد و بعد اینکه عکس مادرش را بیرون می آورد با سوزن و یا سنجاق سوراخ سوراخ شده است؛ سوراخ های نزدیک سر و قلب. این به تفکر اسطوره ای بر می گردد حتی در بینش قدیمی خود ما هم هست. آن سوزن ها قرار بوده از راه دور قلب مادر خوآن پرثیادو را تسخیر کند که این از تفکر اسطوره ایست. در قوم مایا، جهان به جهان آسمانی، زمینی و زیرزمینی تقسیم می شود و معتقد بودند که انسان ها همراه خودشان همذاتی دارند و این همذات ها توانایی این را دارند که با جهان زمینی و مردگان ارتباط برقرار کنند. ما این رد و پای این تکنیک و اسطوره ای را در رئالیسم جادویی می بینیم.» نصرآبادی ادامه داد: «رئالیسم جادویی که در این رمان به کار گرفته شده است در حقیقت همان نگاه و تفکر اسطوره ای است که نویسنده مدرن امروزی سعی می کند آن را در داستانش بکار ببرد. شاید ما امروزه فکر کنیم که روح از نگاه عصر روشنفکری وجود نداشته باشد و انسان همذاتی برای او نیست. اما چه انسان دینی و چه انسان اسطوره ای به روح و همذات اعتقاد دارد. نویسنده ی ما از ظرفیت هایی که در اسطوره وجود دارد برای خلق رمان استفاده می کند.» فروغ خراشادی در ادامه این نشست گفت: «من تصور می کنم هیچ سفری اتفاق نیفتاده هر چه هست در ذهن و ناخودآگاه خوآن پرثیادو رخ داده است. از همان جایی که بعد از فوت مادرش صداهایی می شنود، حالش عوض می شود، تغییراتی می کند و یکدفعه بدون هیچ مقدمه ای در مسیر گاریچی قرار می گیرد. نکته اینجاست داستان با شخصیت آبوندیو شروع می شود و با آبوندیو تمام می شود. ضمن اینکه می گوید: آمدم به کامولا. انگار این آمدنِ، بیرون رفتن نیست؛ آمدن و عمیق شدن می باشد؛ این برداشت شخصی من هست. خواب یا لایه های زیرین ذهن یا ناخودآگاه یا مرگ و یا هر عبارتی دیگری که در این دسته بندی قرار بدیم تناقضی با ساختار داستان ایجاد نمی کند. داستان دارای چند راوی است. الزاما هیچ لازم نیست یک سفر فیزیکی اتفاقی افتاده باشد و مرگی رخ داده باشد و ما وارد جهان دیگری شده باشیم. همه ی این موارد می تواند فرو رفتن به ضمیرناخودآگاه فرد باشد.» این نویسنده و روزنامه نگار با اشاره به حوادث تاریخی و انقلاب مکزیک در دوران زندگی خوآن رولفو و تاثیر آن بر فضای رمان پدرو پارامو گفت: «خوآن رولفو با لحن طنزی تلخ و یک ریشخند به سراغ حوادث تاریخی و انقلاب می رود. انگار انقلاب و نتیجه انقلاب به جای اینکه آبادانی به وجود آورد غارت را گسترش می دهد. گروه های انقلابی همدیگر را غارت می کنند. انقلابیون مردم را غارت می کنند. خوآن رولفو به بی عدالتی اعتراض نمی کند اما از وجود آن چه که بخشی از زندگی اش قرار دارد، رنج می برد.» «خوان رولفو» از معتبرترین نویسندگان اسپانیایی زبان قاره امریکا است. شهرت رولفو برای مجموعه داستان «دشت سوزان» و رمان «پدرو پارامو» است که در صحنه ادبیات بین‌المللی بسیار تحسین شده است. http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263771  

رونمایی از مجموعه داستان های برگزیده جایزه داستان کوتاه سیمرغ

2018-07-13 21:57:58
35
0
[caption id="attachment_838" align="aligncenter" width="300"]رونمایی مجموعه داستان در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت رونمایی مجموعه داستان در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت[/caption] رونمایی از مجموعه داستان های برگزیده جایزه داستان کوتاه سیمرغ               به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، آیین رونمایی از مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، عصر سه شنبه، 19 تیر ماه با حضور رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور، منتخبان جایزه داستان کوتاه سیمرغ، داستان نویسان و علاقه مندان به داستان در سالن همایش جهاد دانشگاهی شهرستان نیشابور برگزار شد. مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، شامل 17 داستان کوتاه از 14 داستان نویس منتخب سه دوره جایزه داستان کوتاه سیمرغ در سال های 1394 الی 1396 است که تابستان امسال توسط نشر داستان منتشر شده است. [caption id="attachment_839" align="aligncenter" width="226"]مصطفی بیان مصطفی بیان[/caption] مصطفی بیان، داستان نویس و مدیر جایزه داستان کوتاه سیمرغ، سخنانش را با وضعیت نشر و ممیزی آغاز کرد و گفت: «متاسفانه نوشتن کتاب در ایران خیلی سخت شده است؛ منظورم نوشتنِ کتاب خوب! این روزها خبرهای خوشی نمی شنویم. ناشرانمان درگیر گرانی کاغذند. هر روز خبر تعطیلی کتابفروشی ها را در نقاط مختلف کشور می شنویم. آمار کتابخوانی پایین است؛ و دردسر بعدی كه برای همه ی ما نويسندگان وجود دارد، بحث سانسور و مميزی است. اميدواريم قانون درستی وضع شود، چرا كه سانسور، باعث می ‌شود كتاب‌ ها و داستان ‌های خوبی منتشر نشود.» دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به این سخن هوشنگ گلشیری که تنها راه داستان نویس موفق بودن این است که باید خوب ببینی، خوب تجزیه و تحلیل کنی و جامعه را بشناسی، ادامه داد: «معتقدم، بزرگترین لذت یک نویسنده، انتقال تجربه، اندیشه و آگاهی است. لذتی که در داستان و ادبیات هست در هیچ جای دیگری نمی‌شود پیدا کرد. منظور من نسخه پیچیدن و دادن راهکار به جامعه نیست. داستان نویس اگر می خواهد داستانش ماندگار شود، باید با نگارش داستان خوب (رعایت فرم و محتوی) و دادن آگاهی، تلنگری به ذهنِ خواننده و جامعه بزند.» این داستان نویس با اشاره به انتشار مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، گفت: «انجمن داستان سیمرغ نیشابور به‌ عنوان انجمنی ادبی و مستقل، تمام تلاشش در این سه دوره این بوده، آثاری را به جامعه ی ادبی و عموم مردم معرفی کند که هم در تکنیک و هم در محتوی، آثار شاخص و قابل دفاعی باشند. این مجموعه داستان شامل داستان های منتخب سه دوره جایزه ادبی سیمرغ است که توسط داوران کشوری، که همگی داستان نویس، منتقد، مدرس داستان و داور چندین جایزه معتبر ملی بوده اند؛ به صوت مستقل و آزادانه داوری شده اند. من به همه ی داستان نویسانِ منتخب که داستان شان در این مجموعه منتشر شده است تبریک می گویم.» عباس کرخی، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور در ادامه این نشست به اهمیت حضور جوانان در عرصه های فرهنگ و هنر شهرستان اشاره کرد و گفت: «ایمان دارم؛ جوانان اگر قرار باشه اتفاقی را رقم برنند در زیر سایه خردمندانه باتجربه ها کاری خواهند کرد کارستان.» در قسمتی از این برنامه نیز معصومه دهنوی و زهره احمدیان بخشی از داستان های خود را برای حاضران در نشست خواندند. گفتنی است این مجموعه داستان، با آثاری از امیرمحمد سلیمانی، سولماز اسعدی، هستی بشروتنی، معصومه دهنوی، نجمه باغیشنی، زهره احمدیان، کیان درجزی، پوریا دارابیان، هدی امینیان مقدم، جواد دهنوخلجی، علی بوتیمار، محمد اسعدی، سلیمان آهی و فریده ترقی منتشر شده است.

مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت»، با گردآوری مصطفی بیان و ویرایش رضا روزبهانی با شمارگان پانصد نسخه، 133 صفحه و بهای شانزده هزار تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است.

مجموعه داستان های منتخب سه دوره جایــــــزه داستــــان کوتـــــاه ســـــیمرغ

2018-07-06 23:32:21
33
0

مجموعه داستان های منتخب سه دوره جایــــــزه داستــــان کوتـــــاه ســـــیمرغ

علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند  سه شنبه 19 تیرماه 1397 از ساعت 18 تا 20 به مجتمع جهاد دانشگاهی ، خیابان امام خمینی 17  (کوچه قوامی) ، سالن همایش مراجعه کنند.

ورود برای عموم آزاد است.


مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»

2018-07-13 18:35:13
33
0

مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت» این مجموعه شامل 17 داستان‌ کوتاه از 14 داستان‌نویس منتخب سه دوره ی اول جایزه داستان کوتاه سیمرغ از سال 1394 تا 1396 است. این مجموعه داستان، با آثاری از امیرمحمد سلیمانی، سولماز اسعدی، هستی بشروتنی، معصومه دهنوی، نجمه باغیشنی، زهره احمدیان، کیان درجزی، پوریا دارابیان، هدی امینیان مقدم، جواد دهنوخلجی، علی بوتیمار، محمد اسعدی، سلیمان آهی و فریده ترقی منتشر می‌شود. مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت»، با گردآوری مصطفی بیان و ویرایش رضا روزبهانی با شمارگان پانصد نسخه، 133 صفحه و بهای شانزده هزار تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است.

تاثیرات ادبیات کلاسیک فارسی در داستان نویسی معاصر فارسی

2018-06-28 17:50:40
33
0
عنوان مقاله: تاثیرات ادبیات کلاسیک فارسی در داستان نویسی معاصر فارسی با نگاهی به کتاب «تاثیر ادبیات کلاسیک فارسی در داستان نویسی معاصر» نوشته معصومه صادقی   در ادبیات کلاسیک ایران با نمونه های متنوعی از آثار ادبی مواجه می شویم که در توسعه ی روایت و نثر داستانی ایفای نقش کرده اند. از افسانه های اسطوره ای و تاریخی گرفته تا آثاری که به روش کشور داری و آداب درباری می پردازند مثل سیاست نامه نظام الملک، منظومه های تعلیمی چون مصیبت نامه ی عطار و مخزن الاسرار نظامی؛ تمثیل های فلسفی و رمزی از قبیل حی بن یقظان ابن سینا و آثار سهروردی مانند آواز پر جبرئیل؛ مناظره هایی به قصد آزمونِ قهرمان که ریشه در درخت آسوریک دارند و در ادبیات رواییِ فارسی به شکل های گوناگون در آمده اند؛ و قصه هایی با بن مایه ی سفر به عالم ملکوت مثل ارداویراف نامه یا سیرالعباد الی المعادِ سنائی؛ یا داستان های عاشقانه که نمونه هایی متعددی در حماسه ی شاهنامه دارد اما در دوره ی غزنوی به صورت داستان هایی مستقل در می آید و در ویس و رامینِ فخرالدین اسعد گرگانی و خمسه نظامی شکل خاص خود را می یابد. ادبیات کلاسیک فارسی گنجینه ای سرشار از واژگان اصیل فارسی، ترکیبات واژگانی، بازی های زبانی (آرایه های ادبی) و همچنین اندیشه ها، مضامین، درونمایه های داستانی و نیز شیوه ها و شگردهای بیانی است که داستان نویس امروز می تواند با بهره گیری، تاثیر و الهام از آنها در خلق اثر هنری خود با دقت بیشتری عمل کند. برای شناخت چگونگی اثر پذیری داستان معاصر از ادبیات کلاسیک، لازم است علاوه بر آشنایی با ادب کلاسیک، آثار داستانی ای که از ادبیات کلاسیک فارسی تاثیر پذیرفته اند نیز با دقت مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند تا به رگه های تاثیرپذیری آن از متون کهن و سنت ادبی پی برد. اگر چه می توان تاثیرپذیری های ادبی را در دو حوزه ی «صورت» و «محتوا» مورد بررسی قرار داد:  
  • تاثیرات زبانی
  1. کاربرد واژگان کهن: ادبیات کلاسیک فارسی گنجینه ای غنی از واژگان است و طبیعتا نویسنده که ابزار آفرینش ادبی اش را واژگان تشکیل می دهد، با مطالعه و انس با ادبیات کلاسیک فارسی، بهتر و بیشتر واژگان را می شناسد و دایره ی واژگانی خود را گسترش می دهد. از سوی دیگر نویسنده گاه به تناسب روایت نیاز دارد از واژگان کهن بهره بگیرد و شناخت ادبیات کلاسیک او را از این نظر نیز یاری می رساند.
به عنوان مثال در اکثر آثار محمود دولت آبادی تاثیر آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی در نثر و زبان داستان خویش مشاهده می شود. آشنایی دولت آبادی با ادبیات کلاسیک فارسی باعث خلق رمان «جای خالی سلوچ» می شود. این اثر نیز از نظر زبانی و اندیشگانی (مضامین) تحت تاثیر آثاری چون شاهنامه، تاریخ بیهقی، سعدی، حافظ، عطار قرار گرفته است که دولت آبادی بارها به مطالعه ی آنها پرداخته است.  
  1. نثر شاعرانه: در قرن های پیش در شکل داستانی رمانس، نثر شاعرانه فراوان به کار می رفت زیرا با ماهیت رمانس سازگاری داشت. اوج این نثر در گلستان سعدی است. بنابراین می توان کاربرد نثر و زبان آهنگین در داستان های امروز را تاثیر نثر کهن دانست.
از ویژگی های بارز آثار دولت آبادی مانند کلیدر، جای خالی سلوچ و طریق بِسمِل شدن، زبان و نثر شاعرانه آنهاست. دو دلیل عمده این ویژگی نثر دولت آبادی: یک خراسانی بودن اوست یعنی قرار گرفتن در منطقه ای که از لحاظ زبان بسیار غنی است و دلیل مهم تر مطالعات عمیق و کنکاش او در این آثار بده است. محمود دولت آبادی در نشریه هفت (مهر ماه 1387) در این باره می گوید: «وقتی بیهقی را خواندم متوجه شدم به زبان مادری من بسیار شبیه است.» دولت آبادی ادامه می دهد: «من با شاهنامه فردوسی مثل خیلی از مردم ایران از دوران کودکی انس داشتم. من به دانشگاه که نرفتم، دبیرستان را هم تمام نکردم؛ بنابراین آن وقت ها خودم باید می گشتم و ادبیات قدیم را پیدا می کردم و دنبال این بودم که بدانم در این کتاب چیست؛ اما بعد از اینکه این ها را به صورت منظوم دیدم، با خودم گفتم چرا این ها به نثر نوشته نشده که من بتوانم فارغ از شعر و قافیه و ریتم، موضوع و قصه این ها را بفهمم. بنابراین همین طور جستجوگرانه در پی آن بودم.»  
  1. ویژگی های بلاغی: ویژگی های بلاغی و آرایه های ادبی از دو جنبه مورد توجه است؛ اول صرف استفاده از این آرایه ها به عنوان شیوه ای برای آرایش کلام که گذشتگان در آثارشان فراوان آنها را به کار می بردند، دوم آرایه هایی که از جنس ادبیات کلاسیک است و رنگ و بوی همان آرایه ها را دارد و به همان صورت در ادبیات کلاسیک دیده می شود.
محمود دولت آبادی با تامل در شاهکارهای ادب فارسی، نه تنها توانسته است به زبانی پیراسته و شیوا دست یابد، بلکه از جنبه صور خیال نیز از تجربیات بزرگان ادب فارسی بهره ها برده و برای پُر بار کردن زبانِ داستان از عناصر خیال استفاده کرده است.  
  1. ویژگی های دستوری متاثر از ادبیات کلاسیک فارسی: برخی ویژگی های دستوری مانند نحو خاص جملات، جابه جایی ارکان جمله همچون تقدم فعل بر فاعل و مفعول، کاربرد حرف اضافه به شیوه ی خاص، حذف فعل با قرینه و بی قرینه ... از ویژگی های نثر گذشته ی فارسی است که در برخی داستان های امروزین نیز دیده می شود و کاربرد آنها رنگ کهنگی و قدمت به اثر می بخشد و گاهی در ایجاد لحن، فضاسازی و شخصیت پردازی داستان ها موثر است
 
  • تاثیرات شگردی
منظور از شگرد در اینجا شگرد ادبی یا روایی، شیوه و فنون خاصی در بیان ادبی و روایت داستانی است. رمان نویسان به برخی از شیوه های روایی اشاره کرده اند که از گذشته وجود داشته و در برخی رمان ها نیز مورد استفاده قرار گرفته است. میریام آلوت در کتاب «رمان به روایت رمان نویسان» می نویسد: «در مراحل نخستین از سیر تحولی رمان، انتخاب شیوه ی روایت، چه در عمل و چه در مقام نظر، محدود می شد به نخست شیوه ی نقالی حماسی ، دوم خاطره نویسی، سوم شیوه نامه نگاری. بیشتر فنون روایی آغازین، در واپسین گام، آبشخور از همین شیوه ها دارند.» از میان شیوه هایی که وی نام می برد، لااقل درباره ی شیوه ی نخست به اطمینان می توان گفت که در ادبیات کلاسیک فارسی وجود داشته و داستان نویسان معاصر ایرانی نیز از آن بهره برده اند. این مساله از آن رو بین شد که برخی نویسندگان و منتقدان بر آن باورند که داستان ایرانی فرم و ساختارش را از غرب گرفته است و بحث درباره ی فرم ها و شگردهای روایی متاثر از ادبیات کلاسیک فارسی ظاهرا بیهوده است؛ سخن بر سر نفی تاثیر آثار غربی بر داستان ایرانی نیست، بلکه بحث بر سر آن است که همه ی شگردها و فرم ها لزوما از داستان های غربی تقلید نشده است؛ بسیاری از شگردهای روایی در گنجینه ی عظیم ادبیات فارسی بوده است و نویسندگان از آنها بهره برده اند. امیرحسن چهل تن در کتاب «ما نیز مردمی هستیم» می نویسد: «شیوه تداعی معانی که ده سالی است به عنوان نشانه ی نبوغ نویسندگان غربی، از بدیع ترین کشفیات داستان نویسی تلقی شده است، در ادبیات فارسی پیش از ما روشی معمول و عادی بوده است.» ، چنان که بسیاری از قصه های مثنوی با اسلوب تداعی پدیدار می شوند. هوشنگ گلشیری در مقاله ی «روایت خطی منابع شگردهای داستان نویسی در ادبیات کهن» می نویسد: «شیوه ی خاص قصه گویی قرآنی که ما اصطلاحا شیوه ی اشارتی می گوییم، و حضور آخر داستان در آغاز و یا در بند بند هر آیه که ما در برابر شیوه ی خطی توراتی، شیوه دایره ای می گوییم، همان مختصه ای است که در بخش عظیمی از داستان های ادب کهن ما موجود است. سابقه ی این نحوه روایت را شاید بتوان در اوستا نیز دید مثلا در گاتها، که به جای روایت خطی یک قصه، به پاره پاره های اعمال داستانی اشاره می شود، انگار که با ذکر بعضی اعمال بخواهیم کل یک قصه را احضار کنیم.» حسین حداد در مقاله ی «مقدمه ای بر شگردهای روایت در درام ایرانی» می نویسد: «قرن ها پیش از تجربه ی جدید غرب در زمینه ی کشف شکل های نوین داستان پردازی، شکل شکنی ساخت های متعارف، روایت گوناگون از رویدادهای واحد، و سرانجام دیدگاه های غیر متعارف در نحوه روایت داستان، ادبیات و داستان پردازی ما دارای سنتی تودرتو و روایت در روایت بوده است.» شهریار مندنی پور در گفتگو با یوسف علیخانی در کتاب «نسل سوم داستان نویسی امروز» به نکته ی مهمی اشاره می کند: «شیوه ها، فرم ها و شگردها، چون برآمده از سازه های زبان هستند پس امکان نمودشان در هر فرهنگ و هر زبانی هست. یعنی راه و رسم و رفت و آمد داستان در زبان های گوناگون تقریبا مشابه است. با این نگره و فرضیه، پس دیگر نمی توانیم به راحتی حرف از تقلید بزنیم. شیوه شگرد فلش بک ذاتی زبان است، تعلیق در ذات هر جمله حتی جمله ی خبری هست؛ بنابراین طبیعی است که در داستان نو ایرانی هم شاهد مثلا فلاش بک ، تعلیق ، تغییر زاویه دید ، بازی با زمان های روایت باشیم. یا همین طور، سیال ذهن که اصلا حالتی در ذهن همه ی انسان هاست. بنابراین، استفاده از این شگردها که جهانی زبان هستند، تقلید نیست، این ها امکانات زبان هستند... هیچ فرهنگ و ملتی نمی توان ادعا کند که مثلا شگرد فلاش بک یا سیال ذهن، یا حضور نویسنده در متن از آن اوست، چرا که نخستین بار و بیشتر نویسندگان این فرهنگ یا این ملت به کارش برده اند. اما در نحوه ی استفاده از این شیوه ها و شگردها، تقلید ممکن است.» از شگردها و فنونی که در روایات ادبیات کلاسیک فارسی وجود دارد و در داستان های معاصر نیز دیده می شود:  
  1. براعت استهلال: به بیان ساده «خوش آغازی تناسب بین مقدمه و موضوع اثر» است.
سرآغاز رمان «سووشون» اثر سیمین دانشور بیتی از حافظ نقش بسته که علاوه بر اشاره به نام داستان، زیباترین و موجزترین براعت استهلال برای این اثر محسوب می شود: شاه ترکان سخن مدعیان می شنود شرمی از مظلمه ی خون سیاووشش باد فارغ از آن، در فصل آغازین داستان نیز اشاراتی به سرانجام داستان می شود که می توان آن را براعت استهلال برای این اثر دانست و پیداست دانشور در آفرینش سووشون به این شگرد داستانی توجه داشته است. نادر ابراهیمی در براعت استهلال این اثر را در بخش براعت استهلال زبانی مورد بررسی قرار می دهد و توضیح می دهد که می توان براعت استهلال سووشون را محتوایی یا تصویری یا شخصیتی و در نهایت استهلال مرکب تلقی کرد. به نظر می رسد که کل فصل اول این رمان در واقع براعت استهلال است و در آن نویسنده خواننده را از اوضاع سیاسی و اجتماعی شیراز، مسئله قحطی، مشکل نان، دیدگاه یوسف نسبت به این ماجرا، مهر و محبت بین یوسف و زری، ایستادگی یوسف در برابر انگلیسی ها، نگرانی زری برای یوسف و کشیده شدن جنگ به حریم خانه زری و غیره آگاه می کند. محمود دولت آبادی، رمان «جای خالی سلوچ» را از بزنگاه حساس و مناسبی شروع می کند. داستان با یک بحران آغاز می شود؛ بحرانی که به یکباره مخاطب را در خود می کشد و با داستان همراه می کند. ضرباهنگ تند داستان با نگرانی ها و سرگشتی های مرگان و با همه ی آنچه در فصل های بعدی، از گمشدگی و نبود سلوچ روایت می شود همخوانی دارد. در همان چند سطر اول شخصیت های اصلی معرفی می شوند تا در فصل های بعد بنابر مفتضای روایت کاملا پرداخت و شناسانده شوند. تنگدستی و شرمندگی سلوچ، سردی و فقر حاکم بر زمینج، بی تفاوتی مردم روستا در آنچه بر سر مرگان می رفت و تنهایی مرگان در اوج سختی ها، در چند سطر نخست رمان پدیدار می شود.  
  1. نماد پردازی: آشکارترین و گسترده ترین نمادی که سیمین دانشور در رمان «سووشون» به کار می گیرد، نماد «خانه» است برای همه ی ایران. هوشنگ گلشیری در این باره می نویسد: «تقابل خانه و باغ زری با کل ایران، که یکی اشغال شده است و آن یک نیز اشغال می شود و با مرگ یوسف، تمام و کمال به غارت می رود.»
محمدرضا قربانی در کتاب «نقد و تفسیر آثار دولت آبادی» می نویسد: «چهره ی نمادین پدر را در رمان جای خالی سلوچ بازنمایی گذشته ی روستایی است که قرار است تا چندی دیگر صفحه ی روزگار حذف شود.» حتی بازگشت سلوچ در صحنه ی پایانی چون وجدانی آغشته به خون جلوه ی تمثیلی دارد. «مرگان» نیز نمادی از سرزمین است. ارتباط گسترده ی او با تمامی خانواده ها، ایستادگی در برابر خرده مالک ها و تلاش تمام جریان های روستا برای تاثیرگذاری و تصرف او، درستی این ادعا را تایید می کند.  
  1. زاویه ی دید: تغییر زاویه دید و راوی در داستان، آنجا که نویسنده با آگاهی و برای روایتی مناسب تر آن را انجام می دهد از شگردهای داستانی محسوب می شود.
با وجود اینکه زاویه دید کلی رمان «جای خالی سلوچ» محمود دولت آبادی، دانای کل است. گاه نویسنده از زاویه دید دوم شخص بهره می برد و شخصیت های داستانی خود را مورد خطاب قرار می دهد؛ این شیوه بر احساس صمیمیت و نزدیکی با شخصیت های داستانی می افزاید.
  1. داستان در داستان: نمونه ی جاویدان این شیوه ی قصه نویسی، «هزار و یک شب» است که در داخل یک قصه، یعنی قصه ی «شهرزاد و شهریار»، قصه های زیادی روایت شده است.
این شیوه مورد استفاده رمان نویسان بوده است؛ ماننده رمان «سووشون». سیمین دانشور آگاهانه این شیوه را بر اساس شیوه ی روایت مثنوی، برای روایت داستان خویش به کار برده است. سیمین دانشور می گوید: «بیشتر غرضم در این تک گویی ها، آوردن قصه های فرعی ضمن قصه ی اصلی بوده، یعنی مثلا پیروی از سنت قصه گویی مثنوی.» او در جایی دیگر یکی از دلایل جذاب و تاثیرگذار بودن این رمان را شیوه ی «قصه در قصه» ی آن می داند.  
  1. مداخله گری راوی: روایت با زاویه دید سوم شخص یا دانای کل از قدیمی ترین اشکال روایت است. راوی در اصل همان نویسنده است که بر همه چیز آگاه و داناست. هوشنگ گلشیری در مقاله ی «حاشیه ای بر رمان های معاصر» می نویسد: «گزینش نظرگاه دانای کل به تنهایی نه حسن است و نه عیب، بلکه استفاده نامناسب از آن است که به روایت و کل اثر لطمه می زند. برخی منتقدان، این نوع روایت گری را برگرفته از شیوه قصه نویسی و قصه گویی در ادبیات کهن می دانند که با شیوه های داستان نویسی امروز چندان همخوانی ندارد.
یکی از شیوه هایی که در رمان «سووشون» به کار رفته است، تغییر زاویه دید است. نظر کلی داستان دانای کل محدود به ذهن زری است، اما از آنجایی که حضور این شخصیت در تمام صحنه ها و رویدادها امکان پذیر نیست، نویسنده برخی فصول را از زبان راویان دیگری بیان می کند (تغییر زاویه دید). محمود دولت آبادی هم در کلیدر و هم در جای خالی سلوچ از این شیوه استفاده کرده است. «عشق مگر چیست آنچه که پیداست؟ نه عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند... گاه آدم، خودِ آدم، عشق است، بودنش عشق است.» (جای خالی سلوچ). آنچه نویسنده درباره جوانی و عشق می آورد نه اندیشه ای است در ذهن شخصیتی و نه سخنی است بر زبان کسی، بلکه تصور هنرمندانه خود اوست که از زبان راوی بیان می شود (راوی مداخله گر).  
  1. کاربرد شعر در میان نثر: کاربرد شعر در میان نثر از ویژگی های متون کلاسیک فارسی چون گلستان سعدی، مرزبان نامه، کلیله و دمنه و ... است.
 
  • تاثیرات اندیشگانی (مضامین و درونمایه ها)
از تاثیرات محتوایی و اندیشگانی رمان «جای خالی سلوچ» می توان به دفاع از سرزمین (جنبه حماسی)، عشق ممنوع (میل پنهانِ مرگان به سردار و تردید و دودلی هایش در تضاد با این میل)، چهله یا چله نشینی (از مفاهیم و رسوم مهم عرفان و تصوف) اشاره کرد.   تا سر زلف عروسان سخن: محمود دولت آبادی در مقدمه ی کتاب «تا سر زلف عروسان سخن» می نویسد: «این به گزین سخن پارسی به چند انگیزه فراهم آمد در گذر سالیان؛ نخست توجه بیشتر به نثر – نوشتار؛ دیگر توجه به شیوه روایی گزیده ها. دو دیگر نگاهکی هر چند گذرا به پراکنده هایی از تاریخ – اسطوره، همچنان که به ما رسیده است از برکت پژوهشِ اهل دانش و تحقیق. استادانی که مدیون ایشانیم، به اعتبار هموار کردنِ دشواری های کار پژوهش در یکصد سال هنوز جاری. پس دیگر انگیزه ی من در این فراهم، ادای دین است به یکایک آموزگارانی که کتب منبعِ این گزینه ها را ویراسته پیش روی ما نهاده اند. و دیگر این که مگر این دفتر را نشانی باشد وانهاده پیش نگاه جوانانی که چون به من می رسند اشاره می کنند به ادبیات قدیم پارسی؛ و با ایشان بگویم نشانه هایی از آن در این دفتر فراهم شده است.» کتاب «تا سر زلف عروسان سخن» اثر محمود دولت آبادی، هدیه ارزشمندی است برای نویسندگان جوان که همچون دولت آبادی تشنه ی ادبیات کلاسیک فارسی هستند. این کتاب گزیده ای از آثار کهن از قرن سوم، تا هفتم که دوره ی باروری ادبیات کلاسیک ایران است. مانند تاریخ طبری، شاهنامه ابومنصوری، تاریخ بلعمی، تاریخ بخارا، تاریخ سیستان، سفرنامه ی ناصرخسرو، تاریخ بیهقی، قابوس نامه، نوروزنامه، کیمیای سعادت، سیاست نامه، افسانه بیدپای و اسرار التوحید. مصطفی بیان  چاپ شده در ماهنامه ادبیات داستانی چوک / تیر ماه 1397 / شاره 95 منبع: صادقی، معصومه.«تاثیر ادبیات کلاسیک فارسی در داستان نویسی معاصر». انتشارات امیر کبیر. چاپ 1396 دولت آبادی، محمود.«تا سر زلف عروسان سخن». نشر چشمه. چاپ 1394 میرعابدینی، حسن.«تاریخ ادبیات داستانی ایران».انتشارات سخن. چاپ 1392        

نشست نقد و بررسی رمان «طریقِ بسمل شدن» آخرین اثر محمود دولت‌آبادی

2018-06-25 12:29:25
31
0

در نشست بررسی آخرین اثر محمود دولت آبادی مطرح شد؛

مهمترین ویژگی دولت آبادی کاربرد واژگان کهن و نثر شاعرانه اوست

نشست نقد و بررسی رمان «طریقِ بسمل شدن» آخرین اثر محمود دولت‌آبادی، بعد از ظهر ‌شنبه دوم تیر ماه با حضور زهرا ابویسانی، مجید نصرآبادی و مصطفی بیان در کتابخانه دکتر علی شریعتی شهرستان نیشابور برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  مصطفی بیان در ابتدای این نشست گفت: «رسالت یک رمان چه می تواند باشد؟ مگر غیر از سرگرم کردن خواننده است؟ البته که همین طور است. رسالت ابتدایی رمان، سرگرم کردن خواننده است. آیا در این رمان کشمکش می‌بینیم؟ آیا رویارویی دو نیروی متقابل در این رمان می‌بینیم؟ آیا ارائه نتیجه‌ای برای این رویارویی می‌بینیم؟ آیا دولت‌آبادی در این داستان می‌خواهد کسی یا چیزی پیروز شود و کسی یا چیزی ببازد؟»

این داستان‌ نویس و منتقد ادبی به ویژگی‌های داستان‌نویسی محمود دولت‌آبادی اشاره کرد و توضیح داد: «مهم‌ترین ویژگی بارز داستان‌نویسی دولت‌آبادی، کاربرد واژگان کهن و نثر شاعرانه اوست. در این رمان، تاثیر آشنایی نویسنده با ادبیات کلاسیک فارسی در نثر و زبان داستان مشاهده می‌شود. این اثر از نظر زبانی و مضامین تحت تاثیر آثاری کلاسیک و تاریخی قرار گرفته که دولت‌آبادی بارها به مطالعه آنها پرداخته است. نویسنده، رمان را از بزنگاه حساس و مناسبی شروع می‌کند. داستان با یک بحران و صحنه آغاز می‌شود. با شلیک یک گلوله، آغاز یک جنگ. بسمل‌شدن. بحرانی که به یکباره مخاطب را در خود می‌کشد و با داستان همراه می‌کند.» بیان ادامه داد: «با وجود اینکه زاویه دید کلی رمانِ طریق بسمل شدن، دانای کل است. گاه نویسنده زاویه دید را تغییر می‌دهد. مانند فصل گفت‌وگوی کاتب و سرگرد عراقی. نویسنده در این فصل، شخصیت‌های داستانی خود را مورد خطاب قرار می‌دهد؛ این شیوه بر احساس صمیمیت، همذات پنداری و نزدیکی با شخصیت‌های داستانی می‌افزاید. زبان، زاویه دید و شروع نقطه بحران در این داستان کاملا شبیه رمانِ «جای خالی سلوچ» دولت‌آبادی است. انگار داستان دوباره تکرار شده است. این تکرار و شباهت برای نویسندگان بزرگی چون دولت‌آبادی یک زیان محسوب می‌شود.» زهرا ابویسانی نیز در این نشست گفت: «عنصر اصلی این قصه یک روایت است. یک روایت اصلی همراه با چند روایت دیگر در لایه‌های پنهانی نقل می‌شود. نام کتاب خودش یک مفهوم استعاری است. یک نگاه بسیار متفاوت به موضوع جنگ و انسان دارد. این داستان یک مخاطب آگاه را می‌طلبد؛ مخاطبی که با تاریخ و فلسفه آشنایی نسبی یا کامل داشته باشد. بنابراین گفت‌وگوهای فلسفی و تاریخی بسیار زیاد در این رمان وجود دارد. به نظر می‌رسد یک روایت در این کتاب گفته شده اما انگار روایت‌های دیگری در موازات داستان کشیده می‌شود اما چون راویان متفاوت هستند مثلا ستوان ایرانی، سرگرد عراقی و دانای کل صحبت می‌کند انگار، خودانگاری نویسنده به نام کاتب در داستان حضور دارد. این شخصیت کاتب را می توان با خیلی عقاید امروز دولت آبادی مقایسه اش کرد. در واقع شخصیت کاتب در این داستان یک اصلاح طلب است.»

این مدرس و پژوهشگر ادبیات در ادامه توضیح داد: «یکسری شخصیت‌ها در این داستان به نظر من پردازش نشده است. بیان این داستان غیر متعارف است در نتیجه این بیان متعارف یک آفرینش ادبی خلق می‌کند تا تولید یک قصه. به نظر من این غیر متعارف بودنِ این داستان هم بسیار جالب است. به نظر می‌رسد که دولت‌آبادی بسیاری از استعاره‌های مفهومی را در این روایت به کار برده است. دقیقا این استعاره مفهومی را از زبانِ ستوان ایرانی بسیار می‌شنویم. هر لحظه به کبوتر بودن فکر می‌کند از لحاظ شخصیت‌پردازی در گفت‌وگوها متوجه می‌شویم که کبوتر عشق نرسیده شخصیت داستان است. ستوان ایرانی نقش ترغیبی دارد اما سعی می‌کند دیگران را امیدوار کند و به اخلاقیات توجه می‌کند مانند از بین نبردنِ اسیر. نگاه دولت‌آبادی به جنگ با نویسندگان دفاع مقدس متفاوت است. ظاهرا دولت آبادی احساس کرده باید این حرف‌ها گفته شود و زمانش به نظر من زمانی است که نویسنده تصمیم می گیرد این داستان را بنویسد.»

زهرا ابویسانی ادامه داد: «دولت آبادی یک نگاه حماسی در این داستان دارد. آب در آیین باستان رمز جاودانگی، زندگی و تداوم را بیان می کند. گذر از آب نمادی از حمایت ایزدی از قهرمان ایرانی است. تانکر آب در تپه صفر که اسرای ایرانی و عراقی دوست دارند به آن برسند این زنده بودن هر دو طرف در گرو رسیدن به منبع آب و زنده ماندن، نمادین است. نویسنده در جایی دیگر دو موضوع سمبلیک را نیز مطرح می‌کند. موضوع ماده شیری که بی‌توجه به دوست یا دشمن تشنگان زمین را با شیر خود سیراب می‌کند و دیگری تبدیل شدن انسان به کبوتر.» مجید نصرآبادی در ادامه این نشست به موضوع زبان اشاره می کند: «در جای جای این داستان کلمات و ترکیبات عامیانه و بومی را زیاد می‌بینیم. من معتقدم باید برای پیشرفت داستان‌نویسی، ادبیات کلاسیک را خواند. یک نویسنده ایتالیایی به نام ایتالو کالوینو کتابی با عنوان «چرا باید کلاسیک را خواند؟» منتشر کرده است. این که ما فکر می‌کنیم داستان نقل یک خاطره است کاملا اشتباه است. دولت‌آبادی کاملا با زبان آشناست. ما در این کتاب شیوه‌های روایت ذهنی یا جریان سیال ذهن را داریم. نویسنده به سمت حدیث نفس گویی نمی‌رود و خودِ دانای کل وارد تکنیک تداعی معانی می‌شود مانند متن پشت جلد کتاب. که بسیار دلنشین و حرفه ای است که نشان از مهارت دولت آبادی در موضوع دارد.» این مدرس و منتقد ادبی با اشاره به دیدگاه هرمنوتیک فلسفی گادامر توضیح داد: « کسی که ماشه را می‌کشد و به دیگری نظر می افکند، دیگری را چه می بیند؟ یک حیوان می بیند یا قوطی یا شی خاص؟ اینجاست که نویسندگان و فلاسفه ورود پیدا می‌کنند. دولت آبادی پس از جنگ این داستان را می‌نویسد و از دور به این مسئله نگاه می‌کند. گادامر سه رابطه میان «من و تو» با «دیگری» برقرار می کند. اول دیگری یا تو را در مقام ابژه یا ابزار می بیند. دوم فرافکنی تاملی و سوم سنتی که سخن می گوید. گادامر می‌گوید باید دیگری را به رسمیت بشناسیم. دولت آبادی، کاراکتر‌ها را در این رمان به نحوی طراحی می‌کند که مثلا کاراکتر سرگرد عراقی، از طرفی، دیگران را یک شی می‌بیند و از طرف دیگر، عرب بودن را بر عجمیت ارجحیت می‌دهد. در مقابل کاراکتر کاتب، انسان دوست است و به رسالت قلم اشاره می کند. همچنین کاراکتر راوی ایرانی، نمی خواهد اسیرش کشته شود و به اخلاقیات اشاره می کند.»@ایبنا

نشست نقد و بررسی رمان «طریقِ بسمل شدن» اثر محمود دولت آبادی

2018-06-14 20:59:43
30
0

نشست نقد و بررسی رمان «طریقِ بسمل شدن» اثر محمود دولت آبادی با حضور : دکتر زهرا ابویسانی مجید نصرآبادی مصطفی بیـــان زمان: شنبه دوم تیر ماه 1397 / ساعت 16:30 الی 18:30 مکان: نیشابور ، خیابان شهید جعفری، کتابخانه دکتر علی شریعتی ، سالن مرجع

قاسم کشکولی نویسنده رمان «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» در نیشابور

2018-06-07 19:09:51
31
0
[caption id="attachment_814" align="aligncenter" width="300"]قاسم کشکولی نویسنده رمان «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» برگزیده جایزه ادبی مهرگان قاسم کشکولی نویسنده رمان «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» برگزیده جایزه ادبی مهرگان[/caption]
نشست دیدار با ابوالفضل حسینی، داور جایزه ادبی مهرگان و قاسم کشکولی نویسنده رمان «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» برگزیده جایزه ادبی مهرگان در سال 97 سه شنبه 15 خرداد 97 برگزار شد.
به گزارش ايسنا- منطقه خراسان،  در این نشست قسمتی از رمان «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» توسط نویسنده خوانده شد؛ سپس مصطفی بیان، دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور، در ابتدای این جلسه گزارشی از فعالیت‌های سه ساله این انجمن را ارائه داد.
در ادامه ابوالفضل حسيني و قاسم كشكولي به پرسش‌هاي حاضران پاسخ گفت.
داور جایزه ادبی مهرگان با بيان اين كه 285 رمان منتشر شده از سال‌های 94 و 95 به دبیرخانه جایزه ادبی مهرگان ارسال شد؛ به رمان «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» اشاره كرد و گفت: اول، کشش به خلاقیت در اکثر آثار وجود داشت. دوم، توجه به فرم و ساختار داستانی؛ سوم، توجه به محتوا و جهان بینی نویسنده، همچنین توجه به مسائل اجتماعی و تاریخی؛ چهارم نثر تمیز و سالم که مغلوب تکنیک نشده است و پنجم، رفتن به ریشه‌های روایی؛ این رمان اثری است که برای طرح مسائل عمیق ذهن و روان انسان معاصر و تصویر کردنِ فردیت انسان شهری به شدت متکی به فرم و ساخت است.
وي ادامه داد: همه چیز بر مدار ماجرای سقوط و مرگ رکسانا می‌چرخد اما در هر لایه‌ای از روایت ابعاد تازه‌ای از واقعیت آشکار می‌شود تا جایی که رویداد مرکزی اهمیتش را از دست می‌دهد و مخاطب در می‌یابد که سررشته واقعیت را در لایه‌های متعدد روایی پیدا کند.
حسيني افزود: مخاطب هر چه بیشتر جلو می‌رود با شبکه تو در تویي از روایت‌هایی که پیرامون یک رویداد تنیده شده‌اند، روبه رو می شود تا جایی که مرز واقعیت و خیال، عقل و جنون، امکان و وقوع، قطعیت و تردید در هم ادغام می‌شود و مسئله راوی تبدیل به مسئله انسان می‌گردد.
در ادامه قاسم كشكولي عنوان كرد: داستان کوتاه و رمان ایرانی به گمان من در حال حاضر شرایط خوبی دارد؛ من رمان‌نویس هستم. رمان‌نویس اندیشه‌اش را از دریچه کتابش می‌گوید. من به‌عنوان یک نویسنده ابتدا باید داستان بگویم. یک نویسنده باید بتواند حتی وقتی در مورد انتزاعی‌ترین مسائل، هم می‌نویسد آن را داستانی بنویسد.
وي اظهار كرد: من دوست دارم داستان‌های نویسندگان نیشابور را بخوانم و چیزی از داستان‌ هایشان یاد یگیرم و غافلگیرم کنند.
كشكولي در بخش ديگري از صحبت‌هايش گفت: اين كه يك اثر در خارج از كشور منتشر شود، آن چنان اهميت ندارد به این دلیل که ما برای این جا داریم کتاب می‌نویسیم نه برای خارج از کشور. مخاطب ما این جاست.
وي بيان كرد: گویاترین چیز برای من اندیشه است که باید آن را داستان کنم و اين کار بسیار خطرناکی است به دلیل این که داستان حمال اندیشه می‌شود و بعد از آن مرحله مصالح را باید جمع آوری کرد شخصیت‌ها را شناسایی کرد؛ زمان و مکان را مشخص کرد و باید آن قدر روی این مصالح کار کرد تا خودشان را پیدا کنند. نویسنده باید اندیشه شخصی داشته باشد و رمان نویس باید اندیشه‌ای را برای خود شخصی سازی کند.

نشست ادبی «عصری با عباس معروفی» در نیشابور

2018-05-19 23:32:26
23
0
[caption id="attachment_809" align="aligncenter" width="300"]مصطفی بیان، مجید نصرآبادی، سیما رحمتی و زهره محقق مصطفی بیان، مجید نصرآبادی، سیما رحمتی و زهره محقق[/caption] انجمن کتاب سیمرغ با مشارکت انجمن داستان سیمرغ نیشابور برگزار می کند: شنبه / 29 اردیبهشت 1397 / ساعت 16:30 الی 18:30 آدرس: نیشابور ، خیابان شهید جعفری ، کتابخانه دکتر علی شریعتی ، سالن مرجع
  • سیما رحمتی / بررسی رمان سال بلوا
  • زهره محقق / بررسی رمان سمفونی مردگان
  • مصطفی بیان / بررسی مجموعه داستان دریاروندگان جزیره آبی تر
[caption id="attachment_810" align="aligncenter" width="300"]نشست ادبی عصری با عباس معروفی در نیشابور نشست ادبی عصری با عباس معروفی در نیشابور[/caption]