اختتامیه سومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ نیشابور
اختتامیه سومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ نیشابور پنجشنبه / 28 دی 1396 / پردیس سینمایی شهر فیروزه
با حضور :
مهندس شیبانی / معاون استاندار و فرماندار نیشابور
دکتر گرمابی / نماینده مجلس
عباس کرخی / رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
اساتید و داستان نویسان نیشابور :
جعفر توزنده جانی
خدابخش صفادل
محمدطاها گاراژیان
حجت حسن ناظر
مجید نصرآبادی
علیرضا نیرآبادی
[caption id="attachment_763" align="alignnone" width="300"]
تقدیر از مرتضی فخری / رمان نویس نیشابوری[/caption]
نکوداشت مقام ادبی استاد مرتضی فخری / رمان نویس نیشابور
داوران کشوری :
فرحناز علیزاده
بهاره ارشد ریاحی
حمید بابایی
[caption id="attachment_764" align="alignnone" width="300"]
مصطفی بیان / دبیر سومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ[/caption]
دبیر جایزه : مصطفی بیان
برگزیدگان :
نفر اول : معصومه دهنوی برای داستان کوتاه فنس پاره
نفر دوم : کیان درجزی برای داستان لااُبالیِ کوچه ی لردها
نفر سوم : محمد اسعدی برای داستان حس مرگ
شایسته تقدیر :
فریده ترقی برای داستان پنج شب در اتاق کرایه ای
هستی بشروتنی برای داستان سرخ
سولماز اسعدی برای داستان کن فیکن
نجمه باغیشنی برای داستان مار / ماهی
پوریا دارابیان برای داستان فرنگیس
گفت و گو با نویسنده برگزیده جایزه داستان کوتاه سیمرغ
آرزو میکنم روزی برسد که با خاطری آسوده تر بگویم نویسنده ام. گفت و گو با نویسنده برگزیده جایزه داستان کوتاه سیمرغ آیین اختتامیه دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ به همت انجمن داستان سیمرغ نیشابور، عصر پنجشنبه 5 اسفند ماه با حضور شهردار، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، داوران کشوری، چهره ها و دوستداران ادبیات داستانی در فرهنگسرای وکیلی برگزار شد. و در مجموع از میان 77 داستان رسیده از نویسندگان نیشابوری، از سراسر کشور، نجمه باغیشنی با داستان «در فاصله ی چند نخی که میان ماست»، تندیس سیمرغ، دیپلم افتخار و کارت هدیه ده میلیون ریالی را به خانه برد و رتبه ی اول را کسب کرد. لطفا خودتان را معرفی کنید؟ من، نجمه باغیشنی در اردیبهشت 1365در روستایی واقع در بخش زبرخان نیشابور به دنیا آمدم. فامیلم داد می زند کدام روستا! سه سال بعد به نیشابور آمدیم و از سال 1370 تا 1395 فاصله ی خانه تا مهد کودک، خانه تا مدرسه، خانه تا دانشگاه و خانه تا محل کارم را با موتور پدرم، سرویس مدرسه، پای پیاده، تاکسی، اتوبوس و قطار طی کردم. دستاورد این آمد و شدها هم شد یک مدرک دیپلم ریاضی فیزیک، کارشناسی مهندسی شیمی (دانشگاه اصفهان) و کارشناسی ارشد ارتباط تصویری (دانشگاه هنر تهران) و چند سالی سابقه کار در حوزه طراحی گرافیک. ناگفته پیداست تغییر مسیرهایی داشته ام. اما پیوندهایم با ادبیات برمیگردد به قبل از دانشگاه و سال هایی که شعر میسرودم و شعر معاصر ایران را دنبال میکردم. در سال های دانشجویی در مقطع کارشناسی این پیوندها کمرنگ تر شد و محدود شد به مطالعاتی پراکنده در حوزه داستان، فعالیتهای فرهنگی، چند تجربه نه چندان موفق در داستان نویسی و مطالعات جدی تر در حوزه تاریخ هنر که این آخری مقدمه ی علاقمندی من به حوزه هنرهای تجسمی و ورودم به دانشگاه هنر شد. البته بعد از دو سال تلاش و درگیری. چرا نویسنده شدید؟ آن تغییر رشته به نظرم بیشترین سهم را در نویسنده شدن من داشت. کیفیت دیگری به نگاه کردنم داد. نوشتن های من با یادداشت های روزانه در همان سال ها شروع شد. یادداشت هایی که کم کم رنگ و بوی روایت های داستانی به خود گرفت. اولین داستانم از دل همین یادداشت ها بیرون آمد، در اردیبهشت سالی که گذشت. تا مدتها جراتش را نداشتم بگویم داستان نوشته ام. پروسه نوشتن تان چگونه است؟ دشوار و خوشایند، گاهی اوقات هم طاقت فرسا. پر از لحظاتی که به محدویت های ذهن و زبانم پی میبرم. ایده اولیه غالبا از دل یک اتفاق ساده در طول روز، یک گفتگو، بخشی از یک کتاب یا فیلم بیرون میآید. چیزهایی پراکنده یادداشت میکنم که گاهی تا چند ماه درست نخورده باقی می ماند و گاهی هم رها میشود. نوشتن داستان را زمانی شروع میکنم که مطمئن شوم تکه هایی از پازل کنار هم چیده شده و تکلیف شخصیت ها و وقایع تا حدودی روشن است. بگذریم از این که گاهی در طول مسیر و حتی نزدیک به پایان کار، داستان را کاملا به هم میریزم و دوباره آغاز میکنم. اگر برایش زمان پایانی در نظر نگیرم ویرایش های بیپایان دمار از روزگارم در میآورد. روزی که برای مراسم اختتامیه جایزه داستان کوتاه سیمرغ میآمدم در قطار بعد از تقریبا یک ماه و نیم، دوباره داستانم را خواندم. و ویرایش شروع شد! «چرا این جمله را این طوری ننوشتی؟ این یکی را اصلا لازم نداشتی! این دیگر چه کلمهای است؟». واقعا از دست خودم کفری بودم. کمی هم درباره داستان «در فاصله ی چند نخی که میان ماست» حرف بزنیم. داستانی که شما را برگزیده ی دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ معرفی کرد. حرف زدن درباره اش نگرانم میکند. میترسم با توضیحاتم محدودش کنم. داستان نوشته شده و الان آن طرف در دست های مخاطب است و کار خاصی از دست من بر نمیآید. وقتی موضوع داستان، پیچیدگیها و ظرافت های روابط میان آدمها باشد، به نظرم هرکدام از ما به فراخور دنیای درون، تجربیات و احساس های پنهانمان به شکلی متفاوت با آن مواجه میشویم. درباره جایزه داستان کوتاه سیمرغ صحبت کنید. آیا این جایزه می تواند در مسیر شناخت و حمایت از نوقلمان و داستان نویسان شهرستان نیشابور حرکت کند؟ مسلما بله. در مورد من که این طور بوده است. برای اکثر نویسندگان در ابتدای راه، ترس ها و تردیدهایی وجود دارد. با توجه به اینکه سال 95 شروع کار داستان نویسی من بود، جایزه داستان سیمرغ نه تنها مرا به جامعه داستان نویسان معرفی کرد بلکه مسیر را برایم روشن تر کرد. در واقع به من جرات داد تا با جدیت بیشتری به ارائه داستان هایم فکر کنم. آیا پروژه انتشار کتابی در دست دارید؟ بله، انتشار مجموعه داستان های کوتاهم را برای شش ماهه اول سال 1396 در برنامه دارم. پیشاپیش سال نو را به شما تبریک میگم. پیشنهاد نوروزی شما برای کسانی که می خواهند این بهار را با کتاب آغاز کنند، خواندن چه آثاری است؟ من هم سال نو را به شما تبریک میگویم. در سالی که گذشت بهترین داستانی که خواندم داستان نبرد رستم و اسفندیار در شاهنامهی حکیم فردوسی بود. همه عناصر این داستان تا مدتها ذهن مرا درگیر کرده بود. واقعا شاهکار است. خواندن این داستان و داستانهای دیگر شاهنامه را پیش و بیش از هر داستان دیگری پیشنهاد میکنم. آثار دیگری که تازگیها خواندهام اگر حافظهام یاری کند، آثاری از کورت ونهگات با آن طنز تلخ بینظیرش و رمانهای نویسندهی محبوبم، اورهان پاموک هستند. و آرزوی بهاری تان؟ آرزو میکنم روزی برسد که با خاطری آسوده تر بگویم نویسنده ام. نه فقط از بابت مسائل تکنیکی و کیفی که خودم از کارم انتظار دارم، بلکه همین طور از بابت حداقل هایی که انتظار دارم نویسندگی بتواند به عنوان یک حرفه مثل هر حرفه دیگری، برایم فراهم کند، از جایگاه اجتماعی گرفته تا مسایل مالی. میدانیم که این آرزویی فقط برای من نیست. ارتباطی تنگاتنگ دارد با آمار کتابخوان های ما و مسایل مربوط به حوزه نشرمان. در سال پیش رو برای همه خواندن و نوشتن آرزو میکنم. مصطفی بیان چاپ شده در نشریه «آفتاب صبح نیشابور» / شماره 26 / 28 اسفند 1395آیین اختتامیه دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ نیشابور
نجمه باغیشنی / نفر اول
معصومه دهنوی / نفر دوم
جواد دهنو خلجی / نفر سوم
آیین اختتامیه دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ
پنجشنبه 5 اسفند 95 /فرهنگسرای وکیلی نیشابور
دبیر : مصطفی بیان
http://khorasan.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=114283
در اين مراسم از عليرضا نيرآبادي و مجيد نصرآبادي به عنوان دو تن از فعالان و پيشكسوتان عرصه داستاننويسي در شهرستان تقدير به عمل آمد.
فراخوان دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ اعلام شد.
فراخوان دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ اعلام شد.
«انجمن داستان سیمرغ نیشابور» در ادامه ی تلاش در جهت گسترش فرهنگ کتابخوانی و با هدف تشویق و ترغیب نویسندگان، ایجاد فضای مناسب برای کشف استعدادهای درخشان و معرفی ظرفیت های ادبیات داستانی شهرستان نیشابور با مجوز رسمی از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز با حمایت بخش خصوصی ، «دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ» را برگزار می کند.
از علاقه مندان و نویسندگان ساکن شهرستان نیشابور و متولدین نیشابور در سراسر کشور دعوت می شود تا داستان خود را طبق مقررات زیر به دبیرخانه این جایزه ارسال کنند:
1 – جایزه در حوزه داستان کوتاه با موضوع آزاد برگزار می شود.
2 – شرکت کنندگان فقط می توانند یک اثر را به منظور داوری ارسال کنند.
3 – داستان ارسالی نباید از هزار کلمه کمتر و از پنج هزار کلمه بیشتر باشد.
4 – داستان ارسالی نباید در دوره ی گذشته این جایزه ی ادبی شرکت داده شده باشد.
5 – داستان باید با نرم افزار word تایپ شده باشد.
6 – عنوان داستان، نام و نام خانوادگی، سن، آدرس دقیق پستی، پست الکترونیک، شماره تلفن و صفحه اول کارت ملی در صفحه ای جداگانه به همراه داستان ارسال شود.
7 – هیچ محدودیت سنی برای شرکت کنندگان در این مسابقه وجود ندارد.
8 – شرکت کنندگان باید متولد و یا ساکن شهرستان نیشابور باشند.
9 – دبیرخانه جایزه ی ادبی در استفاده از تمام یا قسمتی از آثار رسیده، مختار است.
10 – داستان های رسیده در دو مرحله داوری می شوند و اسامی داستان های رسیده به مرحله دوم پیش از داوری نهایی در وبلاگ انجمن داستان سیمرغ منتشر خواهد شد.
11 – مهلت ارسال داستان تا تاریخ بیستم آذر ماه 95 است.
12 – زمان و مکان برگزاری آیین پایانی از طریق وبلاگ انجمن اعلام می شود.
13 – علاقه مندان به شرکت در این جایزه باید داستان خود را از طریق پست الکترونیک به نشانی simurgh.dastan@gmail.com ارسال کنند.
داوران :
آرام روانشاد / داستان نویس / داور پنج دوره جایزه ادبی صادق هدایت
بهاره ارشد ریاحی / داستان نویس / منتقد ادبی / داور چند جایزه معتبر ادبی کشور
علیرضا شکوهی / داستان نویس / فیلمنامه نویس / منتقد ادبی / مدرس داستان
جایزه :
نفر اول ، ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال کارت هدیه به همراه تندیس جایزه ، دیپلم افتخار و چاپ داستان در یکی از نشریات معتبر کشور
نفر دوم، ۰۰۰،۰۰۰، ۵ ریال کارت هدیه به همراه لوح تقدیر
نفر سوم، ۲،۵۰۰،۰۰۰ ریال کارت هدیه به همراه لوح تقدیر
آدرس وبلاگ : www.simurgh-dastan.blogfa.com
حامی دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ:
شرکت فرآورده های لبنی پالود
مصطفی بیان
دبیر دومین جایزه داستان کوتاه سیمرغ
اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ برگزیدگانش را شناخت
اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ برگزیدگانش را شناخت
در این دوره 35 اثر ارسال شد که بهاره ارشد ریاحی و احمد نجفی داوری آثار را برعهده داشتند و در نهایت معصومه دهنوی با داستان «بازی» نفراول و برنده تندیس اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ و زهره احمدیان با داستان «بی خوابی های نیمه شب»، بنت الهدی امینیان مقدم با داستان «عفت» و سلیمان آهی با داستان «نیاز» سه نفر تقدیر شده، معرفی شدند.
مراسم اختتامیه ، یکشنبه 6 دی ماه در پردیس سینما فیروزه نیشابور برگزار شد.
مصطفی بیان / دبیر اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ
حامی اولین جایزه داستان کوتاه سیمرغ : مدیران داروخانه های دکتر اسعدی ، دکتر بیان و دکتر وجوهی
