وقتی ادبیات خشن می شود

2015-07-19 10:42:43
17
0
انسان از ابتدای خلقت با ترس و وحشت آشنا بوده و روایت های داستان های هراس انگیزش را بر روی صخره ها و یا دیوار غارها طراحی کرده است. از ابتدای قرن هجدهم میلادی با آثار داستانی بر می خوریم که نوعی ترس و وحشت توسط نویسندگان به نگارش درآمده که یادآور آثار گوتیک در دوران وسطی است. به عنوان مثال «قصر اوترانتو» نوشته «هوراس والپول» اولین گونه از ادبیت گوتیک است  که در سال 1747 نوشته شده. ادبيات گوتيک در شكل اوليه ياد آور خرافاتی بود كه همواره با انسان‌ها در دوره‌های مختلف وجود داشته است به شكلی كه از دل قصرهای گوتيک موجوداتی عجيب و شياطين بد ذات متولد می‌شوند و يک دشمنی ذاتی با آدم‌ها دارند. به هر حال اولین رمانی که توانست به عنوان الگو در «ادبیات وحشت» معرفی شود رمان «فرانکشتاین» نوشته «مری وول اِستوِنکِرافت گادوین شِلی» (1851 -1797)  نویسنده انگلیسی است که در سال 1818 آن را منتشر کرد و بعد از او «ویلیام پولیدوری» خالق شخصیت «خون آشام» و «دراکولا» نوشته «برام استوکر» را می توان نام برد که در قالب خلق شخصیت های داستانی «ادبیات وحشت» موفق بودند. به طور کلی در ابتدا درون مایه ادبیات وحشت موضوعاتی نظیر خودکشی، قتل، خون آشام، ارواح، جن، شیاطین و هیولا بوده است؛ ولی از اواسط قرن نوزدهم و آغاز انقلاب صنعتی شاهد  شکل گیری داستان های علمی و تخیلی در گونه ادبیات وحشت مانند موجودات فضایی و حتی موجودات ساخته شده توسط انسان در آزمایشگاه های تخصصی بودیم. از نویسندگان موفق و مطرح «ادبیات وحشت» می توان به روبرت استيونسون ( 1894 1850) و برام استوكر ( 1912-1847) و استفان كينگ (1947) اشاره کرد که آثار آنها به چندین زبان زنده دنیا منتشر و توسط شرکت های هالیوودی به سریال و فیلم سینمایی تبدیل شده است. در دوران قرن بیستم می‌توان در آثار نويسندگانی همچون ايزابل آلنده،خورخه لوئيس بورخس، جيمز هربرت،ريچارد ليمون، جان شرلی ، ادگار آلن پو،هاينريش بل،ولفانگ بورشرت،رومن گاری،ژان ژيونو،ولف ديتريش شنوره، وايمارجاكوبس،پل استرو و بسياری ديگر اشاره كرد؛ نويسندگانی كه دشمن انسان را موجودات زیرزمینی یا شیاطین نمی دانند بلکه به باور آنها همین خود انسان است که در قرن مدرن در برابر انسان وحشت می آفریند. یکی از تفاوت های چشمگیر و عمده این نویسندگان یاد شده با نویسندگان قرن هجده و اوایل قرن نوزدهم در این است مرگ توسط فرشته مرگ صورت زیبایی به خود می گیرد و ترس و هراس انسان از خودِ تفکر انسان است. ولی با همه ی این گفته ها در آثار برخی نویسندگان مانند «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز، رمان «کشور آخرین ها» پل استر، «آئورا» نوشته كارلوس فوئنتس و«سور بز» نوشته ماريو بارگاس يوسا ذهنیت گوتیک وجود دارد که می توان نشانه هایی از ادبیات گوتیک را به راحتی در آثار نویسندگان قرن بیستم مشاهده کرد. نویسندگانی که به عنوان منتقدان جامعه امروز خود سعی بر این دارند که به شیوه نگارش «ادبیات خشن» ، ترس و هراس جامعه را نسبت به رویدادهای خشن توسط سیاستمداران و دولتمردان بر روی کاغذ بیاورند. ترس و هراسی که انسان قرن بیست و یکم با آن مواجه است. جايزه ادبی برام استوكر جايزه ادبی برام استوكر كه به اسكار وحشت شهرت دارد، در ايالت سالت ليک آمريكا و در چارچوب جشنواره جهانی آثار ژانر وحشت برگزار می شود. اين جايزه ادبی در سال 1987 توسط  انجمن نويسندگان ژانر وحشت (Horror Writers Association-HWA) و به منظور بزرگداشت ياد و خاطره برام استوكر (8 نوامبر 1845 – 20 آوریل 1912)  راه اندازی شده است. جايزه ادبی برام استوكر هر ساله از سوی اعضای اين انجمن به نويسندگانی تعلق می‌گيرد كه سهم عمده‌ای در شكل‌گيری ادبيات ژانر وحشت داشته باشند اما از آنجايی كه در آغاز، برخی اعضای اين انجمن از جمله دان كونتس به دليل ترس از ايجاد ميدان رقابت در اين زمينه تمايل چندانی به تاسيس اين جايزه نداشتند، لذا با توافق اعضای انجمن، اين جايزه هرساله به نويسندگان جديد و كسانی‌كه تاكنون مورد تقدير قرار نگرفته‌اند اعطا می‌شود.   علاوه بر آن طبق توافق اعضا هدف از اعطای جايزه ادبی برام استوكر گزينش تنها يک فرد به عنوان بهترين نويسنده سال نيست بلكه هدف آن است كه  آثار برجسته در زمينه ‌های مختلف هنری كه به موضوع وحشت، پرداخته‌اند مورد تقدير قرار گيرند.  جايزه ادبی برام استوكر به آثاری كه در رشته ‌های رمان، داستان كوتاه، داستان بلند، مجموعه داستان، شعر، مقاله و فيلمنامه نوشته شده باشد اعطا می‌گردد. برگزیدگان سال 2012 اين جايزه ادبی، جو مک کینی (رمان گوشت خواران)، پیتر استراب (داستان بلند تصنیف بالارد و ساندراین)، استفان کینگ (داستان کوتاه هرمان هنوز زنده است)،  جویس کارول اوتس  (مجموعه داستان مرموز) و لیندا ادیسن (مجموعه شعر) بوده‌اند. برخی از نویسندگانی که در ژانر وحشت داستان می نویسند؛ می توان به کلایو بارک (متولد 1952)، پیتر کانن (متولد 1951)، کریستوفر فاولر (متولد 1953)، برایان فریمن (متولد 1979)، جیمز مور (متولد 1965)، دیوید ولینگتون (متولد 1971)، دن ولز (متولد 1977)، تیموتی ویلارد (متولد 1969)، سیدنی ویلیامز (متولد 1962) و چت ویلیامسون (متولد 1948) اشاره کرد. رمان «فرانکشتاین» توسط جعفر مدرس صادقی (نشر مرکز) و محسن سلیمانی (نشر قدیانی)، رمان «دراکولا» توسط زهرا قلمبردزفولی (نشر قصه)، منیرالسادات سیدکردستانچی (نشر واژه) و سامان زعیم (نشر ایران مهر) به فارسی برگردانده شده است. مقاله زیر در روزنامه آرمان (3 مهر 92) چاپ شد

به بهانه اول مهر، سالروز بازگشایی مدارس

2015-07-19 10:41:04
16
0
از معلمم خیلی خوشم می آمد. مردی بلند اندامی بود که عینک بزرگی می زد و سبیلی سیاه و نرم و صورت تراشیده ای هم داشت. بیشتر از هر چیز از اندام بلندش خوشم می آمد که می توانست تا انتهای کلاس پر جمعیتمان را ببیند؛ برخلاف پدرم که کوچک اندام بود و هم قدِ خودم! کلاسمان پرجمعیت ترین کلاس مدرسه بود. شاگردهایی که معلمم خوب اسم کوچکمان را در ذهن داشت. خیلی خوشحال بودم شاگردِ بلند قدترین معلم مدرسه هستم، شاید اصلا برای همین بلندی اندامش بود که دوستش داشتم. معلمم شیفته اشعار حافظ بود. هر چهارشنبه، زنگ انشاء برایمان از اشعار حافظ می خواند و برایمان تفسیرش می کرد. یک بار عکس آرامگاه حافظ را که آنجا رفته بود برای اولین بار آورد کلاس. تا حالا عکس آرامگاه حافظ  را از نزدیک ندیده بودم. معلمم در طول سال تحصیلی سعی کرد نحوه صحیح خواندن تعدادی از ابیات حافظ را یاد بگیریم. او عاشق این بود و به همه توصیه می کرد از خیر این کتاب ارزشمند نگذریم. چون مطمئن بود در زندگیمان به دردمان می خورد. اتفاقا حرف هایش بعد بیست سال درست از آب در آمد. امروز که اشعار حافظ را درست و صحیح می خوانم احساس خیلی خوبی بهم دست می دهد. چند روز پیش او را پشت فرمان پیکانش دیدم که در خیابان های پرازدحام شهر مسافرکشی می کند. دقایقی در کنارش بودم. درباره حافظ حرف زدیم. آن لحظه به نظرم آمد تنها چیزی که برایش اهمیت دارد همین است که من بعد از بیست سال «حافظ خوانی» او را در کلاس به یاد دارم. او تنها کاری که می توانست برای شاگردانش انجام دهد همین بود و خودش از این بابت احساس رضایت داشت. این مطلب در شماره 537 (7 مهر 92) هفته نامه چلچلراغ چاپ شد

به بهانه هفتاد سالگی هوشنگ مرادی کرمانی

2015-07-19 10:39:32
16
0
کلاس سوم ابتدایی بودم که ظهرهای جمعه سال 71 به همراه مادر و برادرم  می نشستیم قصه های مجید و بی بی و مدرسه های دولتی پر ازدحام دهه شصت و هفتاد را می دیدیم. خوب به یاد دارم که سال سوم ابتدایی باید جدول ضرب حفظ می کردم و مثل مجید که در مقابل معلم ریاضی که در برابر هر سوال بی جواب جدول ضرب، دانه ای از تسبیح را می انداخت و زمین زیر پایش دهان باز می کرد؛ من هم تنبیه بدنی می شدم. «قصه های مجید» یک اثر ملی ست و خوشحالم که مردم کرمان برای قدر دانی «هوشنگ مرادی کرمانی» مجسمه یادبودی از وی بنا کردند و دبیرستانی به نام وی زدند. آسمان دلت همیشه آفتابی و قلمت همیشه سبز

به بهانه سالروز تولد سر ویلیام جرالد گلدینگ

2015-07-19 10:38:19
16
0
در زمانی که ایران شاهد آغاز پادشاهی شاه نوجوان (احمد شاه قاجار) بود. در انگلیس فرزندی به دنیا آمد که توانست هفتادو دو سال بعد جایزه نوبل ادبی را از آن خود کند. «سر ویلیام جرالد گلدینگ» در 19 سپتامبر 1911 (28 شهریور 1290 خورشیدی)  در روستای «کورن وال» زندگی را آغاز کرد. پدرش برخلاف مردهای زمان خود از سیاست بیزار و خود را سرگرم آموزش در مدرسه و کسب علم کرد. گلدینگ جوان برخلاف آرزوی پدرش در دانشگاه رشته علوم طبیعی (علوم) را ادامه داد و در كنارش به تحصیل در زمینه ادبیات نیز پرداخت. اولین كتابش را كه مجموعه‌ای از سروده‌هایش بود یک سال قبل از اتمام تحصیلات دانشگاهی اش در سن 23 سالگی منتشر کرد. پس از فراغت از تحصیل خانه اش تبدیل به محل كارش شد و به نمایشنامه نویسی مشغول شد. در سال 1939 او از لندن به سالیسبوری نقل مكان و در مدرسه ای تدریس ادبیات انگلیسی را آغاز کرد. با آغاز جنگ دوم جهانی، گلدینگ همانند بسیاری از جوانان به میدان جنگ اعزام شد و به نیروی دریایی سلطنتی پیوست و مسئول دستگاه پرتاب موشک شد. با خاتمه جنگ، گلدینگ در حالی به دنیای تدریس و نویسندگی خود باز می گشت كه همانند بسیاری از سربازها تصویری سیاه از انسانیت در ذهنش نقش بسته بود. در سالیسبوری بیش از چهار كتاب نوشت ولی هیچ یک از آنها را به چاپ نرسانید. در میان این چهار اثر، رمانی بود به نام «سالار مگس ها»  كه در آن زمان بنا به خواسته گلدینگ تنها چند نسخه از آن به چاپ رسید و به دست نزدیكان و دوستانش رسید. این رمان عاقبت در سال 1954 به چاپ رسید و برخلاف انتظار وی به سرعت به موفقیتی عظیم دست یافت و جز پرفروش ترین کتاب های امریکا در دهه پنجاه قرن بیستم قرار گرفت. گلدینگ هم دوره نویسنده هم وطن خود «گراهام گرین» بود، که هفت سال از وی بزرگ تر و اعتبارش در جامعه آن زمان به مراتب بیشتر و محبوب تر بود. این دو نفر با وجود تفاوت های بسیاری چه در خلق آثار و چه در تیپ و قیافه، تفاوت های بسیاری نیز داشتند. گلدینگ برخلاف گرین درشت با مو و ریشی بلند در محافل ادبی حضور داشت ولی گرین برخلاف گلدینگ لاغر و قد بلند با صورتی تراشیده در محافل شرکت می کرد. خیلی ها «گراهام گرین» را بخت اول نوبل ادبیات می دانستند؛ ولی برخلاف انتظار گلدینگ هفتادو دو ساله موفق به دریافت این جایزه معتبر ادبی جهان شد و بسیاری را دچار حیرت کرد. آکادمی نوبل ادبیات در هنگام اهداء جایزه گفت: «به خاطر داستان هایش که درآنها با صراحتی واقع بینانه و با مضمون های متنوع جهانی به توصیف وضعیت آدمی در دنیای کنونی می پردازد.» گلدینگ در هنگام دریافت جایزه نوبل گفت: «جهان ما دنیایی است پر از آزادی كه حاكمیتش از آن فرومایگان است و عاقبت روزی نوری همه مان را درخواهد نوردید.»  منتقدینش گلدینگ را انسانی گوشه گیر و بدبین می خواندند كه فقط سیاهی های جهان را ‌می‌دید، ولی او خود در جواب آنها می گفت: «اگر بدبین بودم این قدر به زندگی امیدوار نبودم.» گلدینگ با وجود اینکه تصویرهای تلخ جنگ را از نزدیک دیده بود ولی سعی می کرد در آثارش تصویرهای روشنی از قلب های تاریک آدم های سیاه دل را نمایان کند در آثار خود بیش از هر چیز در پی نمایان و روشن كردن بخش های پنهان و تاریک قلب آدمی بود. سالار مگس ها (1954)، وارثان (1955)، پینچر مارتین (1956)، پروانه برنجی (1958)، سقوط آزاد (1959)، هرم (1967)، خدای عقرب (1971)، تاریکی مشهود (1979) از آثار ارزشمند «سر ویلیام جرالد گلدینگ» است. از وی تنها سه کتاب «سالار مگس‌ها»، «برج» و «خدای عقرب» به فارسی ترجمه و در ایران به انتشار رسیده‌اند. «سالار مگس ها» یا «ارباب مگس ها» از معروف ترین اثر گلدینگ است. وی جایزه ادبی مَن بوکر را برای رمان «آداب عبور» که اولین کتاب از سه‌گانه ی به سوی انتهای زمین می‌باشد را در سال 1980 کسب کرد.

به بهانه سالروز تولد لئوتولستوی

2015-07-19 10:37:03
16
0
اولین باری که نام «لئوتولستوی» را شنیدم، مربوط به سال سوم دبیرستان، ادبیات فارسی 3 بود. داستان کوتاه «سه پرسش» که درون مایه ی آن دعوت به نیکی ودرستی بود. بالای عنوان داستان هم، عکس مشهور لئو با ریشی بلند و سفید که روی صندلی چوبی اش لم داده بود. زمانی که لئوتولستوی چشم به جهان گشود، جنگ سختی بین ایران و روسیه در سواحل شمالی رود ارس در گرفت. در سال 1207 خورشیدی (1828 میلادی) روس ها کتابخانه معتبر اردبیل را غارت و به کتابخانه امپراتوری در سن پترزبورگ انتقال دادند. حاصل جنگ هم «معاهده ترکمنچای» بود که مطابق آن، خانات ایروان و نخجوان را به روس‌ها واگذار و از حقوق دولت ایران برای کشتیرانی در دریای خزر محروم و ایران متعهد شد تا مبلغ پنج میلیون تومان غرامت جنگی به روس ها پرداخت نماید. نام «لئو نیکلایویچ تولستوی» را به عنوان یکی از مهمترین نویسنده های تاریخ ادبیات جهان بسیار شنیده و آثارش را یکبار هم خوانده و یا در تلویزیون دیده ایم. تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور و محبوب است که سکه طلای یادبودی به‌احترام وی ضرب شده و تندیس های بزرگی از وی در میدان های معروف جهان نصب شده است. تولستوی به رغم اشرافی و شهرت حاصل از نگارش کتاب هایش، زندگی خود را به شدت تغییر داد و به ساده زیستن روی آورد. لئو در 9 سپتامبر 1828 (18 شهریور 1207 خورشیدی ) در یاسنایا پالیانا در 160 کیلومتری جنوب مسکو در خانواده ی ملاک و ثروتمند چشم به جهان هستی گشود. مانند سوژه خیلی از قصه هایش مادر و پدرش را در کودکی از دست داد و پس از آن تحت سرپرستی عمه‌اش قرار گرفت. وی در سال 1846 در دانشکده حقوق نام نویسی کرد. تولستوی مانند جوانان ایرانی در سال 1851 به خدمت سربازی اعزام شد و پس از گذراندن دوران مقدماتی نظام، طعم تلخ جنگیدن در جنگ‌های قفقاز را هم چشید. تولستوی پس از کناره گیری از ارتش در سال 1857 به مدت پنج سال از کشورهای اروپای غربی و با نویسندگانی همچون چارلز دیکنز، فریدریش فرویل و آدلف دیستروگ از نزدیک دیدار کرد و پس از بازگشت زندگیش را صرف تربیت کودکان روستایی بنا کرد و در آن خود به آموزگاری پرداخت. نشریه آموزشی با نام «یاسنایا پولیانا» منتشر کرد و در سال 1827 الفبای مشهورش را تدوین کرد و با آن چهار کتاب برای مطالعه ی کودکان نوشت. تولستوی، برای بهره گیری در کارش، به مطالعه ی یونان باستان پرداخت و زبان های عربی و هندی را هم فرا گرفت. با وجود اینکه تولستوی شایسته دریافت نوبل ادبیات هم بود ولی به خاطر مسائل سیاسی و سلیقه های شخصی در کمیته نوبل، نوبل ادبیات تا سال 1910 نه تنها تولستوی بلکه هیچ نویسنده روس موفق به دریافت نوبل ادبیات نشد و در آخرین سال زندگی وی، «پال هیزه» نویسنده آلمانی موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات گردید. تولستوی جمله زیبایی دارد: «هر اثر برجسته و ارزشمند باید اعماق روح نویسنده را منعکس نماید.» مصطفی بیان

من می تونم هر کسی باشم!

2015-07-19 10:34:57
16
0
نزدیک ظهر بود. تنها داشتم راه می رفتم که یه پسر بچه نوجوانی جلوی پایم سبز شد. سنگی دستش بود، هُل کرده بودم. رفتم عقب اما او جلو آمد. این دفعه دور و برم رو نگاه کردم که ناگهان پسر بچه تکه سنگ را به طرفم پرتاب کرد. شانس آوردم که سنگ به سرم نخورد. از روی زمین خودم رو کندم و پشت چرخ اتومبیل پناه بردم. روز بعد نزدیک غروب بود و فقط پنجاه قدم با خانه فاصله داشتم. یک موتوری از تاریکی بیرون آمد و تا به خودم بیایم روی زمین افتادم و خون از بالای چشمانم بیرون زد. کل ماجرا یک دقیقه هم طول نکشید. چند ساعت روی آسفالت خیابان رها شده بودم. آخر شب، مامور شهداری با بیل من رو از روی زمین برداشت پشت اتومبیل شهردای انداخت. پشت اتومبیل شهردای خیلی ها مثل من بودند که به خاطر انسان ها آنجا افتاده بودند. مصطفی بیان هفته نامه چلچراغ شماره 534 به تاریخ 16 شهریور 92 چاپ شده است 

جوایز دریافتی

2015-07-19 09:21:06
17
0
1 – لوح یاد بود دومین مسابقه داستان نویسی کشوری ، ستاد اقامه نماز – سال 1378 2 – مقام اول شهرستان در مسابقات داستان نویسی – سال 1379 3 – مقام دوم کشور در مسابقات داستان نویسی حوزه هنری – سال امام علی (ع) 4 – لوح تقدیر چهارمین انتخاب سالانه بهترین اثر برای نوقلمان در ماهنامه سلام بچه ها – سال 1380 5 – لوح تقدیر و برگزیده پنجمین مسابقه داستان نویسی کشوری ، ستاد اقامه نماز – سال 1381 6 – لوح تقدیر ششمین انتخاب سالانه بهترین اثر برای نوقلمان در ماهنامه سلام بچه ها – سال 1382 7_ در ماهنامه مرداد 1388 اثر «حکایت کله قندهای سفید» به عنوان مقاله برگزیده ماه ( ماهنامه اطلاعات علمی _ سال بیست و سوم _ شماره 358 _ تیر 1388 ) معرفی شد. 8 – دیپلم افتخار دومین جشنواره ادبی بسیج قشم با داستان کوتاه کیف – سال 1390 http://mojqeshm.com/index.php?option=com_content&view=article&id=71:1390-09-03-07-48-39&catid=39:honari 9 – برگزیده جشنواره ادبی «سیاه و سفید، زشت و زیبا» فرهنگ سرای شفق تهران – مهر 1391 10 – لوح یادبود دومین و سومین جشنواره ملی فرهنگی هنری نماز ستاد اقامه نماز استان همدان – آذر 1391 و اردیبهشت 1393 11 – داستان کوتاه «کیف» به مرحله نهایی یازدهمین جشنواره سراسری شعر و داستان جوان سوره در بخش داستان کوتاه بزرگسالان راه یافت – مرداد 1392 12 – داستان «کاغذ پاره» به مرحله نهایی ششمین جشنواره سراسری داستان انقلاب در بخش داستان کوتاه بزرگسالان راه یافت – بهمن 1392 13 – لوح تقدیر و برگزیده دومین جشنواره ادبی کار و تلاش یزد (داستان «قایم شدن») – 30 بهمن 1392 14 – لوح تقدیر و تندیس نخستین هفته فرهنگی نیشابور – 16 مهر 1393 15 – لوح تقدیر، نشان شبکه رادیو جوان و برگزیده چهارمین جشنواره رادیویی جوان و رادیو جوانه در بخش متن رادیویی «قصه های پدربزرگ» – 7 دی 1393 16 –  دیپلم افتخار برای داستان برتر و شاخص نهمین دوره «مسابقه بزرگ داستان نویسی» مجله «اطلاعات هفتگی». (داستان کوتاه «ژیان زرد») – اردیبهشت 1394 17 – لوح تقدیر ، سیصد و چهاردهمین نشست کتاب خوانی کشور در شهرستان نیشابور – 22 دی ماه 1394 18 – لوح تقدیر از یازدهمین جشن «کانون ادبی چوک» تهران – 7 شهریور 1395 19 – داستان «قهرمان ورشکسته» به مرحله نهایی ششمین جایزه ادبی لیراو راه یافت –  آبان 1395 20 – نامزد نهایی بخش نوشتاری شانزدهمین دوره جشنواره کتاب و رسانه از سوی نشریه «آفتاب صبح نیشابور» – آبان 1396 21 – لوح تقدیر در هفته گرامیداشت کتاب و کتابخوانی (از سوی فرماندار، رئیس اداره ارشاد و نهاد کتابخانه های عمومی نیشابور) – دوشنبه 28 آبان 1397 22 – نامزد دومین جایزه ملی داستان آب برای داستان «کاریزبان» / تیر ماه 1399 23 – نامزد چهارمین جایزه ملی داستان تهران برای داستان «خیاط» / آذر 1399 24 – نامزد دومین جشنواره ملی داستان کوتاه اردبیل برای داستان « از تاج سلطان تا کلاه لبه دار مشکی» / دی 1399

نیشابور، شهری به قدمت تاریخ

2015-07-17 16:27:39
16
0

نِیشابور یکی از شهرهای استان خراسان رضوی در شرق ایران می‌باشد.این شهر از مراکز فرهنگی، گردشگری، صنعتی و تاریخی استان خراسان رضوی و ایران است. نیشابور از طرف شمال به کوه بینالود، از غرب به شهرستان سبزوار، از شرق به بخش فریمان از شهرستان مشهد و بخش کدکن از شهرستان تربت حیدریه و از جنوب به شهرستان کاشمر راه دارد.

نیشابور از نظر تقسیمات درجه بندی کشوری شهرستانی درجه دو می باشد و ارتفاع آن از سطح دریا بین ۱۷۱ تا ۱۱۹۳ متر نگاشته اند.

این شهر در دشت همواری قرار دارد وسعت کل آن حدود سه میلیون متر مریع است و مساحت شهرستان نیشابور در حدود ۹۳۰۳ کیلومتر مربع می باشد و در سیطره استان خراسان رضوی قرار دارد.

گفته اند شکل دیرین واژه نیشابور (نیوشاهپور) به مفهوم کار نیک یا جای نیک شاهپور بوده است.

نیشابور را مادر شهرهای خراسان از اقلیم چهارم می دانند و شاهپور پسر اردشیر که والی خراسان بوده از پدر آن شهر را درخواست کرد، اما پدرش آرزوی او را اجابت نکرد. برشاهپور غیرتمنداین گران آمد و آن شهر را دگر باره ساخت و نه (نه شاهپور) نام نهاد که نیشابور شد و عرب آن را نیسابور خواندند. در ضمن مسکوکاتی از سلسله باکتریان در بلخ و افغانستان به جای مانده است که از پادشاهی به نام نیکه فوریاد و گفتگو می کند واینان دامنه فرمانروایشان تا نیشابور گسترش داشت که این شهر نیکه فور را بنیاد کردنند که بعدها نیسه فور، نیسافور و نیشابور شده است. نام دیگر نیشابور را ابر شهر ضبط کرده اند بدان خاطر که به ابرهای آسمان نزدیک بوذ! و بر فراز پایگاهی ساخته شده بود و اعتدال هوای آن نیز به همان سبب بوده است.

 در دوره آخر حکومت ساسانیان ظاهراً نیشابور اهمیت اولین را از دست داده‌است، زیرا نام آن شهر به ندرت دیده می‌شود. مسلمانان در حکومت عثمان بن عفان (۲۶-۳۵ ه'.ق.) به صلح بدانجا درآمدند. در دوره طاهریان و سامانیان نیشابور از نو موقعیت دیرین خود را به دست آورد. در اوايل دوره اسلامي، وسعت و عظمت اين شهر به حدي بود كه شهرتي جهاني يافت. به همين سبب نيز برروي سكه هايي كه در دوران خلفاي اموي و عباسي ضرب مي شد، نام اين شهر نيز ديده مي شود. نيشابور در زمان غزنويان و سلجوقيان از شهرهاي مهم و معتبر خراسان محسوب مي شد.

در اواخر حکومت مسعودغزنوی که سلجوقیان به مشرق ایران هجوم آوردند طغرل این شهر را مقر خود ساخت. در دوره حکومت سنجر نیشابور مورد هجوم غزان واقع شد (۵۴۸ ه'.ق). یاقوت نویسدغزان هر که را در این شهر یافتند کشتند و مال او راگرفتند و شهر را آتش زدند. سپس یکی از غلامان سنجر به نام موید به نیشابور درآمد و مدرم را در یکی از محلات آن که شادیاخ نام داشت سکونت داد و شهر را آبادان کرد و باروئی بر گرد آن برآورد. اندک اندک نیشابور آبادان می‌شد که دیگر بار با هجوم مغولان (۶۱۸ ه'.ق.)ویران گردید. یاقوت که خود معاصر با مغولان بوده‌است چنین آرد: در حمله مغول مردمی که از شهرهای خراسان گریخته بودند در نیشابور گرد آمدند و این شهر را برای سکونت خود استوار ساختند. مغولان شهر را محاصره کردند. یکی از مردم نیشابور تیری افکند و داماد چنگیزخان را بکشت. چنگیزخان خود عازم تسخیر نیشابور شد و این شهر را بگرفت و مغولان هر موجود زنده که یافتند بکشتند و شهر را با خاک یکسان کردند. درباره جمعیت نیشابور در این عهد سخن را به مبالغت کشانده‌اند چنانکه عده‌ای مردم شهر را دوهزارهزار نوشته‌اند که پیداست براساسی نیست ولی هرگاه شمار مردم مقیم آن را در عصر پس از غزان با مردمی که از شهرهای مختلف خراسان بدانجا گریخته بودند در نظر گیریم عددی بزرگ خواهد شد. پس از حمله مغول دیگر هیچ گاه نیشابور نتوانست مقام گذشته خود را به دست آورد.

گویش این شهر گویشی منحصر بفرد و خاص است.در این گویش کلمات اصیل فارسی به وفور دیده می‌شود. نیشابور دارای بناهای تاریخی و مراکز گردشگری زیادی است که از جمله می‌توان به آرامگاه کمال الملک، آرامگاه خیام، آرامگاه عطار، امام‌زاده محروق وابراهیم، بی‌بی شطیطه، مسجد چوبی، کاروانسرای شاه عباسی، قدمگاه نیشابور، موزه تخصصي نجوم خيام ،موزه صحرايي شادياخ، موزه طيبعت، باغ ملي، باغ و عمارت امين اسلامی، باغ شادياخ، پارك گلريز(بزرگترين تنديس مادر در ايران)، آرامگاه حيدر يغما، آرامگاه سعيد بن سلام مغربی، مقبره مشاهير(پرويزمشكاتيان)- حمام مرمر، بقعه قدمگاه رضوی، مناطق زيست محيطی رييسی و حيدری، مرقد شاهزاده حسين اصغر (ع)، منطقه گردشگری باغرود، شهر ييلاقي خرو (ماسوله خراسان)، شهر ييلاقی درود (نگين بينالود)، شهرييلاقی با ر، مرقد امامزاده حمزه (ع) (فرزند امام كاظم ع) در شهر عشق آباد، سراي ارباب زاده، معدن فيروزه، قله و ارتفاعات بينالود، غار ابراهيم ادهم (هفت غار)،  مناطق ييلاقی بو‍ژان، كليدر، بقيع، چكنه و...، رباط قدمگاه، مدرسه گلشن، افلاك نمای خيام، آب انباربازارنو، گنبدهاي شادمهر، رباط فخرداوود، باغ كوروش (مرقد امامزادگان محمد و عبدالله ع) و غیره اشاره کرد. زیباترین گردشگاه‌های نیشابور در دامنهٔ رشته‌کوه‌های البرز قرار دارند، از جمله می‌توان به روستاهای دیزباد، خرو ، درود و حصار بوژان و غار و کوه ابراهیم ادهم در اطراف باغرود و همچنین اردوگاه تربیتی کشوری شهیدرجایی (باغرود) اشاره کرد.

از مشاهیر بزرگ نیشابوری می توان به عمر خیام نیشابوری، شیخ عطار نیشابوری، ادیب نیشابوری، پروفسور حسین صادقی، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، استاد پرویز مشکاتیان، فریدون جنیدی، فریدون گرایلی، یغمای نیشابوری و غیره اشاره کرد.

سوغات شهر نیشابور می توان صنایع دستی، ریواس و فیروزه نام برد. نام نیشابور به سبب وجود معادن غنی با فیروزه قرین بوده و تراشیدن و شکل دادن به این سنگ قیمتی از حرفه های قدیمی و سودمند آن دیار به شمار می رود. امروزه معادن فیروزه در شمال غرب نیشابور و دامنه های بینالود قرار دارند. ابزار کار فیروزه تراشی ، چرخی برقی است که با سایش قطعات سنگ معدنی به سهولت فیروزه را از سنگ آذرین جدا می کند. فیروزه انواع گوناگونی دارد که از جمله می توان به فیروزه عربی ، شجری ، شروام ، عجمی ) بهترین نوع فیروزه ( ، توخال و چاغوله اشاره کرد. فیروزه بیشتر به عنوان و ترصیع در انگشتر ، گردنبند و ظروف نقره استفاده می گردد. فیروزه از مشهور ترین سوغات شهرستان نیشابور است که شهرتی جهانی دارد. از سایر صنایع دستی می توان به قالی بافی ، سفال گری و لعاب کاری و از دیگر سوغات این شهر می توان به ساقه های ترد گیاه اساطیری ریواس و گل های فصل بهار اشاره کرد.


درباره من

2015-07-17 16:02:12
18
0
داستان نویس، روزنامه نگار ادبی، موسس و دبیر انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور

متولد 28 اردیبهشت 1363 در مشهد مقدس و فارغ التحصیل رشته ی مهندسی علوم و صنایع غذایی.

در یک خانوادۀ متدین و اهل ادب به دنیا آمدم. مرحوم پدربزرگم حاج محمدحسین بیان (بنیانگذار دومین داروخانه رسمی در شهرستان نیشابور) و پدرم دکترعلیرضا بیان فارغ التحصیل رشته دکترای داروسازی از دانشگاه فردوسی مشهد می باشند؛ که ذوق ادب و هنر را از آن دو بزرگوار آموخته ام.

از آثار منتشر پدرم: گل واژه های برفی، دخترم با تو سخن می گویم ، همنوا با هزارو یک آوا، پرستار قهرمان (لسلی لیویت)، اصول آزمایشگاهی ادرار، تشخیص و پیگیری بالینی بیماری ها به کمک روش های آزمایشگاهی (جان برنارد هنری/ نشر نور دانش 1381).

از نوجوانی داستان نویسی را با ماهنامه «سلام بچه ها» و «سروش نوجوان» شروع کردم. اولین مطلب جدی ام با نام «با کمال الملک نقاش بزرگ ایرانی» در اسفند 1380 در ماهنامه سلام بچه ها چاپ شد که برگزیده چهارمین انتخاب سالانه بهترین اثر برای نوقلمان در ماهنامه سلام بچه ها در سال 1380 انتخاب گردید.

از من تا کنون چندین داستان های کوتاه، متن ادبی، مقالات ادبی و صنایع غذایی مختلفی در مجلات و روزنامه های گوناگون کشور (ماهنامه سلام بچه ها، ماهنامه سروش نوجوان،ماهنامه سروش جوان، روزنامه جوان، هفته نامه جوانان امروز، ماهنامه پسران و دختران، هفته نامه همشهری خانواده، ماهنامه اطلاعات علمی، ماهنامه غذا، روزنامه تهران امروز، ماهنامه ادبی و هنری گلستانه، ماهنامه صنعت آرد و غذا، ماهنامه دانش غذا و کشاورزی، هفته نامه غذا و خراسان، ماهنامه دانشمند، روزنامه روزگار، ماهنامه کشاورزی و غذا، هفته نامه اطلاعات هفتگی، هفته نامه چهل چراغ ، روزنامه بهار، روزنامه آرمان امروز، روزنامه ابتکار، روزنامه سازندگی، روزنامه آرمان ملی و سایت کافه داستان ) با رویکردی متفاوت منتشر شده است.

در حال حاضر در شهر در شهر زیبای نیشابور اقامت دارم.

جوایز : 1 – لوح یاد بود دومین مسابقه داستان نویسی کشوری ، ستاد اقامه نماز – سال 1378 2 – مقام اول شهرستان در مسابقات داستان نویسی – سال 1379 3 – مقام دوم کشور در مسابقات داستان نویسی حوزه هنری – سال امام علی (ع) 4 – لوح تقدیر چهارمین انتخاب سالانه بهترین اثر برای نوقلمان در ماهنامه سلام بچه ها – سال 1380 5 – لوح تقدیر و برگزیده پنجمین مسابقه داستان نویسی کشوری ، ستاد اقامه نماز – سال 1381 6 – لوح تقدیر ششمین انتخاب سالانه بهترین اثر برای نوقلمان در ماهنامه سلام بچه ها – سال 1382 7_ در ماهنامه مرداد 1388 اثر «حکایت کله قندهای سفید» به عنوان مقاله برگزیده ماه ( ماهنامه اطلاعات علمی _ سال بیست و سوم _ شماره 358 _ تیر 1388 ) معرفی شد. 8 – دیپلم افتخار دومین جشنواره ادبی بسیج قشم با داستان کوتاه کیف – سال 1390 http://mojqeshm.com/index.php?option=com_content&view=article&id=71:1390-09-03-07-48-39&catid=39:honari 9 – برگزیده جشنواره ادبی «سیاه و سفید، زشت و زیبا» فرهنگ سرای شفق تهران – مهر 1391 10 – لوح یادبود دومین و سومین جشنواره ملی فرهنگی هنری نماز ستاد اقامه نماز استان همدان – آذر 1391 و اردیبهشت 1393 11 – داستان کوتاه «کیف» به مرحله نهایی یازدهمین جشنواره سراسری شعر و داستان جوان سوره در بخش داستان کوتاه بزرگسالان راه یافت – مرداد 1392 12 – داستان «کاغذ پاره» به مرحله نهایی ششمین جشنواره سراسری داستان انقلاب در بخش داستان کوتاه بزرگسالان راه یافت – بهمن 1392 13 – لوح تقدیر و برگزیده دومین جشنواره ادبی کار و تلاش یزد (داستان «قایم شدن») – 30 بهمن 1392 14 – لوح تقدیر و تندیس نخستین هفته فرهنگی نیشابور – 16 مهر 1393 15 – لوح تقدیر، نشان شبکه رادیو جوان و برگزیده چهارمین جشنواره رادیویی جوان و رادیو جوانه در بخش متن رادیویی «قصه های پدربزرگ» – 7 دی 1393 16 – دیپلم افتخار برای داستان برتر و شاخص نهمین دوره «مسابقه بزرگ داستان نویسی» مجله «اطلاعات هفتگی». (داستان کوتاه «ژیان زرد») – اردیبهشت 1394

17 – لوح تقدیر ، سیصد و چهاردهمین نشست کتاب خوانی کشور در شهرستان نیشابور – 22 دی ماه 1394 ۱۸ – لوح تقدیر از یازدهمین جشن «کانون ادبی چوک» تهران – ۷ شهریور ۱۳۹۵ ۱۹ – داستان «قهرمان ورشکسته» به مرحله نهایی ششمین جایزه ادبی لیراو راه یافت – آبان ۱۳۹۵ ۲۰ – نامزد نهایی بخش نوشتاری شانزدهمین دوره جشنواره کتاب و رسانه از سوی نشریه «آفتاب صبح نیشابور» – آبان ۱۳۹۶ 21 – لوح تقدیر در هفته گرامیداشت کتاب و کتابخوانی (از سوی فرماندار، رئیس اداره ارشاد و نهاد کتابخانه های عمومی نیشابور) – دوشنبه 28 آبان 1397 22 – نامزد دومین جایزه ملی داستان آب برای داستان «کاریزبان» / تیر ماه 1399 23 – نامزد چهارمین جایزه ملی داستان تهران برای داستان «خیاط» / آذر 1399 24 – نامزد دومین جشنواره ملی داستان کوتاه اردبیل برای داستان « از تاج سلطان تا کلاه لبه دار مشکی» / دی 1399 25 – نفر اول و دیپلم افتخار پانزدهمین دوره ی  «مسابقه بزرگ داستان نویسی» مجله «اطلاعات هفتگی». (داستان کوتاه «کاریزبان») – چهارشنبه 8 اردیبهشت 1400 عضویت : 1 – عضویت در مرکز بین المللی گفت و گوی تمدن ها، بچه های زمین (تاریخ عضویت سال 1380) 2 – عضویت در باشگاه پسران و دختران ایران (تاریخ عضویت سال های 80 – 1379 ) 3 – خبرنگار افتخاری ماهنامه سروش نوجوان (1 آذر 1379 الی 1 آذر 1380) 4 – خبرنگار افتخاری هفته نامه جوانان امروز (25 شهریور 1381 الی 25 شهریور 1382) 5 – عضویت در کانون شاعران و نویسندگان امور تربیتی شهرستان نیشابور 6 – عضویت در انجمن ادبی سوشا (تاریخ عضویت 7 آذر 1389) 7 – عضویت در انجمن ادبی داستان ایران (آذر 1389) 8 – عضویت در باشگاه خوانندگان داستان (ماهنامه همشهری داستان) (بهار 1390) 9 – عضویت در انجمن مولفین شهرستان نیشابور (خرداد 1394) موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور در سال 1394  برگزاری پنج دوره جایزه داستان سیمرغ در سال های: دوره های اول و دوم و سوم در سطح منطقه ای: سال های 1394 ، 1395 و 1396 دوره چهارم در سطح استان های شرق کشور (استان های خراسان شمالی، رضوی، جنوبی و استان سیستان و بلوچستان): سال 1397 دوره پنجم در سطح ملی و فراملی (دوسالانه): سال 1399 آثار ادبی چاپ شده:  1 - مجموعه داستان «بزقاب»، نشر روزنه، چاپ اول، بهار 1398 2 - گردآوری داستان های منتخب دورۀ پنجم جایزه داستان سیمرغ «ده داستان برای سیمرغ»، نشر داستان، چاپ اول، اسفند 1400 3 - گردآوری داستان های منتخب دورۀ چهارم جایزه داستان سیمرغ «پری خورجنی»، نشر داستان، چاپ اول، زمستان 1398 4 - گردآوری داستان های منتخب دوره های اول، دوم و سوم جایزه داستان سیمرغ «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، نشر داستان، چاپ اول، تابستان 1397 ، چاپ دوم، زمستان 1398 آثار غیرادبی چاپ شده:  1 - کتاب «غذا در قرآن»، انتشارات آهنگ قلم مشهد، چاپ اول، زمستان 1392 ، چاپ دوم، اردیبهشت 1393 2 - کتاب «غذا در نهج البلاغه»، انتشارات آهنگ قلم مشهد، چاپ اول، سال 1395

مَدفا ؛ مدرسه هوشمند فارسی

2024-02-28 12:00:00
60
0
مدفا ترکیب سه سیستم تولیدشده توسط کانون فرهنگی آفتابگردان جهت مدیریت آنلاین یک مدرسه هوشمند است: حُجرا، نُمرا و تِستا

برای اطلاع از آخرین تخفیف‌ها در خبرنامه ثبت نام کنید: