مجموعه ی پیش رو داستان هایی است سرسار از خیال و اندیشه ی داستان نویسان جوان استان های شرق کشور (شامل استان های خراسان شمالی، رضوی، جنوبی و سیستان و بلوچستان) که در دوره ی چهارم جایزه داستان کوتاه سیمرغ (بهمن ۱۳۹۷) از سوی داوران کشوری انتخاب شدند.
این کتاب شامل ده داستان می شود که سه تای اول آن برگزیدگان رتبه های یک تا سوم هستند و بقیه شایسته تقدیر شناخته شده اند. داستان های «پری خورجنی» نوشته ی مونا بدیعی جوان از مشهد، «کالترا» نوشته ی شیما محمدزاده از اسفراین و «لاله عباسی» نوشته ی مصطفی توفیقی از مشهد به ترتیب رتبه های یک تا سوم این جایزه را از آن خود کرده اند.
این مجموعه داستان با گردآوری مصطفی بیان و ویرایش رضا روزبهانی در ۹۰ صفحه توسط انتشارات داستان، زمستان ۱۳۹۸ منتشر شده است.
همچنین چاپ دوم مجموعه داستان گروهی «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت» از سوی نشر داستان منتشر شد.
این کتاب مشتمل بر مجموعه داستانهای منتخب دوره اول و دوم و سوم جایزه داستان کوتاه سیمرغ است که مصطفی بیان آن را گردآوری کرده است. این مجموعه، داستانهایی از نویسندگان جوان نیشابوری را شامل میشود که از سوی داوران کشوری سه دوره جایزه داستان کوتاه سیمرغ از سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ گردآوری شدهاند.
در این کتاب هفده داستان از نویسندگان مختلف آمده است. فضای داستانهای این مجموعه بسیار با هم متفاوت است و این تفاوت شامل زبان و لحن نیز میشود که دلیل آن وجود نویسندگانی مختلف با سبکهای متفاوت است.
چاپ دوم مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت» به قیمت سی و پنج هزار تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است.
چاپ دوم مجموعه داستان گروهی «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت» از سوی نشر داستان منتشر شد.
این کتاب مشتمل بر مجموعه داستانهای منتخب دوره اول و دوم و سوم جایزه داستان کوتاه سیمرغ است که مصطفی بیان آن را گردآوری کرده است. این مجموعه، داستانهایی از نویسندگان جوان نیشابوری را شامل میشود که از سوی داوران کشوری سه دوره جایزه داستان کوتاه سیمرغ از سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ گردآوری شدهاند.
در این کتاب هفده داستان از نویسندگان مختلف آمده است. فضای داستانهای این مجموعه بسیار با هم متفاوت است و این تفاوت شامل زبان و لحن نیز میشود که دلیل آن وجود نویسندگانی مختلف با سبکهای متفاوت است.
چاپ دوم مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت» به قیمت سی و پنج هزار تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است.
گفت و گو با نویسنده برگزیده چهارمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ
آیین اختتامیه «چهارمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ»، شامگاه پنج شنبه چهارم بهمن ماه ۹۷ با حضور داستان نویسان، اصحاب قلم و اندیشه، فرماندار و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در سالن شماره دو پردیس سینمایی شهر فیروزه برگزار شد.
«چهارمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ» در سطح استان های شرق کشور و با مشارکت ۱۷۵ داستان نویس و داوری محمدجواد جزینی، نشاط داودی و مژگان مظفری برگزار شد. در این دوره، تندیس سیمرغ، دیپلم افتخار و جایزه نقدی دو میلیون تومانی به داستان «پری خورجنّی» اثر مونا بدیعی جوان از مشهد تعلق گرفت و رتبه اول را کسب کرد.
مونا بدیعی جوان می گوید: «متولد شبی برفی در میانه ی نخستین ماه زمستان سال ۱۳۶۰ هستم. در مشهد متولد شدم به عنوان آخرین فرزند مادری که پُر بود از شعر و قصه و مثل و متل. مادرم شهرزاد دم به دم زندگی من بود و اونقدر برام قصه گفت که بالاخره من قصه نویس شدم. عشق به داستان های خارجی منو به خوندن مترجمی زبان فرانسه کشوند و عشق به ادبیات فارسی منو بر اون داشت که دوباره برم دانشگاه و ارشد ادبیات فارسی بخونم.»
«مونا بدیعی جوان»، دو مجموعه داستان به نام های «وقتی پری ها عاشق میشوند» و «تمام سهم من از بابا» منتشر کرده است. همچنین در دو دوره جشنواره ملی «داستان ایرانی» رتبه سوم را از آن خود کرده است. از او در مورد آینده ادبیات داستانی ایران می پرسم. پاسخ می دهد: «حتما آینده ی ادبیات ایران روشنه. ادبیات در ایران همیشه درخشان بوده و جایگاه والایی داشته. یک پدیده ی ادبی سنگین و قوی، جایگاه خودشو سرانجام پیدا کرده حتی سال ها پس از مرگ پدید آورنده اش. در فیلم دلشدگان روانشاد علی حاتمی یه دیالوگ نابی گفته میشه با این مضمون که: جان ادبیات ما از خون همین سهراب ها و طاهرهاست. طاهر به معنی پاک در کنار سهراب که نماد پاکی و بی گناهی است، نهاده میشه و یک تصویر خیلی قشنگ از ادبیات میده. این دیالوگ همیشه در ذهن من هست و بهش ایمان دارم. جان ادبیات ایران؛ جان پدیدآورندگان پاکی هست که بر سر خلق اثرشون، دلشون خون میشه و روحشون عرق می ریزه و تنشون فرسوده. این گونه آثار هستند که حتی اگر در زمان زندگی خالقشون گمنام بمونن، سرانجام روزی کسی پیدا میشه که کشفشون کنه و در جایگاهی که حقشون هست بنشوندشون. حتی شاهنامه ی فردوسی هم از این سرنوشت جدا نبوده.»
می پرسم: «ما در جامعه ای زندگی می کنیم که چاپ کردنِ کتاب سخت شده و خواننده ی کتاب هم خیلی کم داریم. اما با این وجود می نویسیم و کتاب چاپ می کنیم.»
پاسخ می دهد: «در مورد آثاری که به چاپ میرسه و عدم اقبال مخاطب نسبت به ادبیات امروز؛ به زعم من امروزه کتاب های زیادی چاپ میشه و فراوانی امکانات این امتیاز رو داره که همه در هر جایی میتونن از کلاس های داستان نویسی استفاده کنن. اگر سال ها پیش غلامحسین ساعدی دور ایران راه میفتاد که یه نویسندهی نو ظهور و خوب رو بشناسه و بشناسونه، حالا به کمک فناوری های دنیای مجازی و جشنواره ها این اتفاق میفته. اما این همگانی و فراوانی باعث شده که خیلی نانویسنده های خود نویسنده پندار وارد دنیای ادبیات بشن و شده با پول خودشون کتاب چاپ کنن تا نامی به دست بیارن. همین نانویسنده ها و همین فراوانی کتاب های کم مایه سبب میشه که نویسنده های خوب و آثار خوب و پر مایه، گمنام بمونن. زیادی کتاب های چاپی مخاطب رو هم دلزده میکنه. به نظر من باید جهت ممیزی ها عوض بشه، بجای رویارویی با واژگان باید با محتوای اثر رودرو شد. این که اگر یه اثر مشکل اروتیک یا واژگانی نداشته باشه پس قابلیت چاپ و پخش داره، یه اندیشه ی کاملا اشتباه هست. کتاب یعنی پرورشگاه و جولانگاه فکر و رویا. سازمانی که وظیفه ی دادن مجوز چاپ رو بر عهده داره باید با تفکری باز و بی طرفانه در مورد محتوای کتاب ها داوری کنه، باید با انگیزهی بالا بردن سطح سلیقه ی اجتماعی، آثار رو ممیزی و انتخاب کنه. بلایی که در چند سال گذشته سر سینما اومده اکنون دارن بر سر کتاب میآرن. اونقدر فیلمهای بیمایه و بیارزش ساخته شد که مخاطب از سینما نا امید شد و پناه برد به قلیون خونهها. ما در دورهی بازگشت ادبیات هم روزگارمون به سر میبریم یعنی از آثار ارزشمند اسلاف بزرگمون رسیدیم به آثاری بیمایه و پرتعداد. از کارهای خوب نویسندگانی همچون هدایت و چوبک و دانشور و ساعدی و معروفی و خیلی خوب های دیگر رسیدیم به انبوهی کتاب چاپ شده که بعد از خریدن و خوندنشون، حس میکنی که هم پولت حروم شده و هم وقتت. کارهایی که کپیهای کمرنگ و ضعیفی هستند از آثار بزرگ و ارزشمند گذشته. اما در میان این انبوه بیارزش، اندک کارهای با ارزشی هم به چاپ میرسه. مثلا کارهای خانم میرقدیری که سال ها پیش خوندم رو خیلی دوست دارم، یا کارهای آقای یادعلی و جولایی رو.»
می پرسم: «جایگاه زنان را در ادبیات داستانی ایران، چگونه ارزیابی می کنید؟»
پاسخ می دهد: «زنان در ادبیات ایران جایگاه خوبی دارن تا حدی که به نظر من میتونن یک ژانر ادبی رو پایه گذاری کنن. جلسات داستان نویسی با حضور زنان هست که چراغش روشن مونده و می مونه، نوشتن برای زنان در جامعه ی در حال گذار مانده ی ایران، جولانگاه آزادیست. البته در همه ی دنیا، ادبیات برای زنان مجالی برای زیستن هست، برای زیستن در موقعیت هایی که از اون ها سلب شده. البته باید ما زنانی که میخواهیم در این حیطه کار کنیم، تلاش و کوشش بیشتر بکنیم و رنجی بزرگتر از محدودهی زندگیمون رو به جان بخریم و فقط برای بهبود رنج های درونمون یا برون ریزی احساساتمون ننویسیم و به رسالتی که به عنوان یه زن نویسنده بر عهده داریم دید واقع گرایانهتری داشته باشیم. باید به بهبود اوضاع اجتماع، نمایش زخمهای اجتماع و حتا بالا بردن سطح سلیقه ی مخاطب هم بیندیشیم.»
می پرسم: «فکر نویسنده شدن نخستین بار کی به ذهن تان خطور کرد؟»
پاسخ می دهد: «از بچگیم یادمه که مامانم خیلی برام کتاب و مجله میخریدن، کتاب و مجله جزو جدایی ناپذیر خریدهای مامانم بود. البته بعد از خریده شدن، اجبار من به خوندن بود. یعنی هر مجله و کتابی که برای من خریداری میشد باید میخوندم. خود مامانم هم دنیایی از قصه و خاطره و ضرب المثل و شعر بودن و از صبح که من چشم میگشودم تا شب با یک مثنوی گویا روبه رو بودم. سال اول راهنمایی بودم که مامانم منو بردن به یه کتابفروشی تو خیابون جنت (اونروزها جنت کتابفروشی های خوبی داشت و مثل اینروزها نیمه متروکه نبود) و به کتابفروش گفتن بهترین کتابت رو بده به دخترم. کتابفروش صد سال تنهایی رو به من داد. اولین باری که خوندمش برام سخت بود و نفهمیدش برا همین به نیمه نرسیده رهاش کردم. سال ها بعد که یکبار دیگه خوندمش، عاشقش شدم، بخشی از روحم شد. یک الگو برای بیرون داد اون همه قصه و داستان و شعر و مثلی شد که روزانه از مادرم میشنیدم. و اینگونه بود که نوشتن منو شروع کرد و من دوباره متولد شدم، اینبار از واژگان و قصه های مادرم. ولی نوشتن از سال های دانشگاهی دوران لیسانس برای من جدی شد. وقتی که میدیدم راحتتر از بقیه همکلاسی هام میتونم متون و اشعار زبان فرانسه رو به فارسی برگردونم. زبان فارسی برای من زبان مادریی بود که خیلی درش شناور بودم و خیلی برام ملموس بود و به آسانی و با تناسب، واژه ها رو کنار هم میچیدم و میتونستم القای معنی کنم. بر این شدم که بنویسم، در همون روزها آگهی جشنوارهای به دستم رسید که در مشهد برگزار میشد، با همون الگوهایی که در ذهنم نقش بسته بود نوشتم و جزو برگزیدگان جشنواره شدم. مامانم منو کلاس داستان نویسی ثبت نام کرد و هر هفته بردم کلاس. یعنی مامانم دست من دانشجو رو میگرفت و میبرد کلاس داستان؛ از من مشتاقتر بود به نویسنده شدنم. گرچه هنوز خودمو نویسنده نمیدونم.»
می پرسم: «ریشه یک ایده چگونه از داستان هایتان در می آید؟»
پاسخ می دهد: «داستان ها و ایده ها، جایی در روح من متولد میشن که نمیدونم کجاست. یعنی تا حالا نشده من یه چیزی رو ببینم یا یه موضوعی رو بشنوم و اراده کنم در موردش بنویسم. بلکه این شخصیت های داستان ها هستند که من رو انتخاب میکنن و به من میگن که ما رو بنویس. معمولا هم با نخستین جمله ی آستانه ی داستان به سراغم میآن. یعنی داستان ها منو انتخاب میکنن و خودشونو به روح من میرسونن و یهو اراده میکنن که متولد شن، اصلا هم براشون مهم نیست من کجام یا چه حالی دارم؛ اونا میخوان بیرون بریزن و من باید در خدمتشون باشم.»
می پرسم: «کمی هم درباره داستانِ پری خورجنّی حرف بزنیم. داستانی که شما را برگزیده ی چهارمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ نیشابور معرفی کرد.
پاسخ می دهد: «پری خورجنی هم خودش اومد. یه روز صبح با نام پری آدم از خواب بیدار شدم و دیدم که یه پری آبی درخشان من رو انتخاب کرده که بنویسمش. و این روزها هم امر کرده تبدیلش کنم به یه رمان. کلی شخصیت دیگه هم برداشته با خودش آورده و الان مدتیه که هر کدومشون یه گوشه اتاقم نشستن و زل زل منو تماشا میکنن. خود پری که گلدون مرجانمو کرده به عنوان خونهش و هر وقت میرم به مرجان آب بدم میبینم که یه تاج گل از گلای مرجان درست کرده و گذاشته رو سرش و از ترس عامو حبیب و دار و دستهش، لای خار و برگای مرجان پنهون شده. البته از من قول گرفته که جاشو لو ندم ولی شما که غریبه نیستین برا همین بهتون گفتم. برنامه آینده منم همینه دیگه به پری خورجنی قول دادم بنویسمش و تبدیلش کنم به رمان و در بین کارهای روزمرهم میکوشم به قولی که بهش دادم عمل کنم و خودشو آدمایی که از خورجنی برداشته با خودش آورده و توی اتاقم جا داده رو بنویسم.»
مصطفی بیان / داستان نویس
چاپ شده در دو هفته نامه «آفتاب صبح نیشابور» / دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۷
آیین اختتامیه «چهارمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ»، پنجشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۷، در پردیس سینمایی شهر فیروزه برگزار شد.
جایزه ی ادبی «داستان کوتاه سیمرغ»، به ابتکار «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» و امسال با حمایت «شرکت مجتمع فولاد خراسان» در سطح استان های شرق کشور، شامل: خراسان های شمالی، رضوی و جنوبی و استان سیستان و بلوچستان برگزار شد. در این دوره ۱۷۵ داستان نویس از ۲۰ شهر از استان های شرق کشور شرکت کردند که به ترتیب مشهد، نیشابور، شیروان و سبزوار بیشترین مشارکت را در این دوره داشته اند.
مصطفی بیان / مدیر جایزه داستان کوتاه سیمرغ
در ابتدای این مراسم، مصطفی بیان، مدیر جایزه داستان کوتاه سیمرغ ضمن خوشامدگویی به مهمانان مراسم گفت: «جایزه داستان کوتاه سیمرغ، یک جایزه مستقل و خصوصی است که در طول این چهار سال، توسط تعدادی از نویسندگان جوان نیشابور و با حمایت بخش خصوصی برگزار شده است. در کشور ما، چندان رسم نیست به جوایز ادبی و همچنین تشکل های مردم نهاد توجه شود. در حالی که رویدادهای ادبی در سایر کشورها از حمایت وسیع برخوردارند.»
بیان ادامه داد: «به امید خدا، پنجمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ را در سطح ملی و در دو بخش ملی و نیشابور برگزار خواهیم کرد. برای رسیدن به این هدف بزرگ، نیاز به حمایت گسترده بخش خصوصی داریم. خوشبختانه، امروز، نیشابور با داشتنِ سه شهرک صنعتی، و شرکت های بزرگ تولیدی، به عنوان یکی از شهرهای بزرگ صنعتی در شرق کشور معرفی شده است.»
در ادامه ی مراسم، غلامحسین علی پور، مدیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور با اشاره به فعالیت های چهار ساله این جایزه ادبی افزود: «این رویداد ادبی شناسنامه دار شده و در تقویم نویسندگان کشور وجود دارد؛ این جایزه ادبی می تواند از مبدا نیشابور در سطح ملی عرضه شود.»
جعفر توزنده جانی / نویسنده کودک و نوجوان
در این مراسم از جعفر توزنده جانی، نویسنده کودک و نوجوان تقدیر به عمل آمد. جعفر توزنده جانی بعد از دریافت نشان طلایی سیمرغ از دست جواد محقق نیشابوری، مرتضی فخری و خدابخش صفادل، گفت: «در میان این همه مراسم مختلفی که من شرکت کردم این مراسم کاملا متفاوت است چون توسط همشهریان خودم مورد محبت و احترام قرار گرفتم.»
سپس بیانیه هیئت داوران توسط نشاط داودی قرائت شد. در این بیانیه، هیئت داوران همت بلند دست اندرکاران این دوره از جایزه ادبی داستان کوتاه سیمرغ را در جهت تلاش برای توسعه فعالیت های ادبی بومی شرق کشور را مورد ستایش قرار دادند. برگزاری چنین جایزه ادبی می تواند به کشف استعدادهای ناشناخته منجر شود. اما این هدف نهایی نیست و بخشی از این فرآیند است. محیا سازی زمینه های آموزشی و کمک به چاپ آثار، همچنان از امیدهای ماست. در این دوره از جایزه ادبی سیمرغ، توجه به داستان هایی معطوف شد که علاوه بر تکنیک های نوشتن و حفظ ساختار صحیح در داستان کوتاه، از خلاقیت نویسنده هم بهره مند بودند.
شیما محمدزاده، مونا بدیعی جوان، مصطفی توفیقی و مصطفی بیان
در پایان مراسم، جوایز برندگان «چهارمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ» اهدا شد: جایزه نخست، تندیس سیمرغ، دیپلم افتخار و دو میلیون تومان جایزه نقدی برای داستان «پری خورجنّی» به مونا بدیعی جوان از مشهد تعلق گرفت. رتبه دوم، تندیس سیمرغ، دیپلم افتخار و یک میلیون و پانصد هزار تومان جایزه نقدی برای داستان «کالترا» به شیما محمدزاده از اسفراین اهدا شد. رتبه سوم، تندیس سیمرغ، دیپلم افتخار و یک میلیون تومان جایزه نقدی برای داستان «لاله عباسی» اثر مصطفی توفیقی از مشهد تعلق گرفت.
همچنین هفت داستان، «راپرت» اثر معصومه قدردان از اسفراین، «والران» اثر علی اصغر داوری از کاشمر، «آقای مرد هنوز همان جا ایستاده است» اثر سیده حدیث میرفیضی از نیشابور، «آواز شغال ها» اثر کیان درجزی از نیشابور، «تاج رز برای شاه بی سر اثر» سولماز اسعدی از نیشابور، «چای تلخ» اثر آریاناز برجی از نیشابور و «عقربه ساعت دویدنش را از سر می گیرد» اثر نگین محمدی از نیشابور شایسته تقدیر شدند و لوح تقدیر و جایزه غیر نقدی را دریافت کردند.
محمدجواد جزینی، نشاط داودی و مژگان مظفری داوری این دوره از جایزه داستان کوتاه سیمرغ را بر عهده داشتند.
«جایزه داستان کوتاه سیمرغ»، تنها جایزه مستقل و خصوصی ادبیات داستانی در شرق کشور است که در سال های اخیر به ابتکار «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» برگزار می شود و هدف از برگزاری این جایزه ادبی، کشف، معرفی و تولید آثار خلاق و برتر داستانی است.
«چهارمین جایزه داستان کوتاه سیمرغ» در سطح استان های شرق کشور، استان های خراسان شمالی، رضوی، جنوبی و استان سیستان و بلوچستان برگزار خواهد شد.
از علاقه مندان و نویسندگان استان های شرق کشور دعوت می شود تا داستان خود را طبق مقررات زیر به دبیرخانه این جایزه ادبی ارسال کنند:
۱ – داستان نویسان استان های خراسان شمالی، رضوی، جنوبی و استان سیستان و بلوچستان می توانند در این جایزه ادبی شرکت کنند.
۲ – جایزه در حوزه داستان کوتاه با موضوع آزاد برگزار می شود.
۳ – شرکت کنندگان فقط می توانند یک اثر را به منظور داوری ارسال کنند.
۴ – داستان ارسالی نباید از هزار کلمه کمتر و از پنج هزار کلمه بیشتر باشد.
۵ – داستان ارسالی نباید در سه دوره ی گذشته این جایزه ی ادبی شرکت داده شده باشد.
۶ – داستان باید با نرم افزار word تایپ شده باشد.
۷ – عنوان داستان، نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد، کد ملی، محل سکونت، آدرس ایمیل، شماره همراه در صفحه ای جداگانه به همراه داستان ارسال شود. فایل داستان بدون نام و اطلاعات نویسنده باشد.
۸ – هیچ محدودیت سنی برای شرکت کنندگان در این جایزه وجود ندارد.
۹ – شرکت کنندگان باید متولد و یا ساکن استان های شرق کشور باشند.
۱۰ – دبیرخانه جایزه ی ادبی در استفاده از تمام و یا قسمتی از آثار رسیده، مختار است.
۱۱ – داستان های رسیده در دو مرحله داوری می شوند و اسامی داستان های رسیده به مرحله دوم پیش از داوری نهایی در وبلاگ و کانال تلگرامی و اینستاگرام انجمن داستان سیمرغ نیشابور منتشر خواهد شد.
۱۲ – مهلت ارسال داستان تا تاریخ دهم آذر ماه ۱۳۹۷ است. (این تاریخ تمدید نخواهد شد)
۱۳ – زمان و مکان برگزاری آیین پایانی از طریق وبلاگ، کانال تلگرامی و اینستاگرام انجمن اعلام می شود.
۱۳ – علاقه مندان به شرکت در این جایزه باید داستان خود را از طریق پست الکترونیک به نشانی simurgh.dastan@gmail.com ارسال کنند.
هیات داوران داستان کوتاه :
نشاط داودی: داستان نویس، ویراستار، مدرس داستان، داور جشنواره های ادبی دانش آموزی و عضو هیئت بررسی انتشارات پرسمان و شالان
محمد جواد جزینی: داستان نویس، منتقد ادبیات داستانی، سردبیر ماهنامه تخصصی ادبیات داستانی، طراح استاندارد مهارتی داستان نویسی، مدیر اولین هنرستان داستان نویسی ایران و داور چندین دوره انتخاب کتاب سال
مژگان مظفری: داستان نویس، ویراستار، مدرس داستان، مدیر نشر شالان و عضو هیئت بررسی انتشارات پرسمان.
جوایز :
نفر اول : دو میلیون تومان و تندیس سیمرغ
نفر دوم : یک میلیون و پانصد هزار تومان و تندیس سیمرغ
رونمایی مجموعه داستان در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت
رونمایی از مجموعه داستان های برگزیده جایزه داستان کوتاه سیمرغ
به گزارشخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، آیین رونمایی از مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، عصر سه شنبه، ۱۹ تیر ماه با حضور رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور، منتخبان جایزه داستان کوتاه سیمرغ، داستان نویسان و علاقه مندان به داستان در سالن همایش جهاد دانشگاهی شهرستان نیشابور برگزار شد.
مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، شامل ۱۷ داستان کوتاه از ۱۴ داستان نویس منتخب سه دوره جایزه داستان کوتاه سیمرغ در سال های ۱۳۹۴ الی ۱۳۹۶ است که تابستان امسال توسط نشر داستان منتشر شده است.
مصطفی بیان
مصطفی بیان، داستان نویس و مدیر جایزه داستان کوتاه سیمرغ، سخنانش را با وضعیت نشر و ممیزی آغاز کرد و گفت: «متاسفانه نوشتن کتاب در ایران خیلی سخت شده است؛ منظورم نوشتنِ کتاب خوب! این روزها خبرهای خوشی نمی شنویم. ناشرانمان درگیر گرانی کاغذند. هر روز خبر تعطیلی کتابفروشی ها را در نقاط مختلف کشور می شنویم. آمار کتابخوانی پایین است؛ و دردسر بعدی كه برای همه ی ما نويسندگان وجود دارد، بحث سانسور و مميزی است. اميدواريم قانون درستی وضع شود، چرا كه سانسور، باعث می شود كتاب ها و داستان های خوبی منتشر نشود.»
دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به این سخن هوشنگ گلشیری که تنها راه داستان نویس موفق بودن این است که باید خوب ببینی، خوب تجزیه و تحلیل کنی و جامعه را بشناسی، ادامه داد: «معتقدم، بزرگترین لذت یک نویسنده، انتقال تجربه، اندیشه و آگاهی است. لذتی که در داستان و ادبیات هست در هیچ جای دیگری نمیشود پیدا کرد. منظور من نسخه پیچیدن و دادن راهکار به جامعه نیست. داستان نویس اگر می خواهد داستانش ماندگار شود، باید با نگارش داستان خوب (رعایت فرم و محتوی) و دادن آگاهی، تلنگری به ذهنِ خواننده و جامعه بزند.»
این داستان نویس با اشاره به انتشار مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، گفت: «انجمن داستان سیمرغ نیشابور به عنوان انجمنی ادبی و مستقل، تمام تلاشش در این سه دوره این بوده، آثاری را به جامعه ی ادبی و عموم مردم معرفی کند که هم در تکنیک و هم در محتوی، آثار شاخص و قابل دفاعی باشند. این مجموعه داستان شامل داستان های منتخب سه دوره جایزه ادبی سیمرغ است که توسط داوران کشوری، که همگی داستان نویس، منتقد، مدرس داستان و داور چندین جایزه معتبر ملی بوده اند؛ به صوت مستقل و آزادانه داوری شده اند. من به همه ی داستان نویسانِ منتخب که داستان شان در این مجموعه منتشر شده است تبریک می گویم.»
عباس کرخی، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور در ادامه این نشست به اهمیت حضور جوانان در عرصه های فرهنگ و هنر شهرستان اشاره کرد و گفت: «ایمان دارم؛ جوانان اگر قرار باشه اتفاقی را رقم برنند در زیر سایه خردمندانه باتجربه ها کاری خواهند کرد کارستان.»
در قسمتی از این برنامه نیز معصومه دهنوی و زهره احمدیان بخشی از داستان های خود را برای حاضران در نشست خواندند.
گفتنی است این مجموعه داستان، با آثاری از امیرمحمد سلیمانی، سولماز اسعدی، هستی بشروتنی، معصومه دهنوی، نجمه باغیشنی، زهره احمدیان، کیان درجزی، پوریا دارابیان، هدی امینیان مقدم، جواد دهنوخلجی، علی بوتیمار، محمد اسعدی، سلیمان آهی و فریده ترقی منتشر شده است.
مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت»، با گردآوری مصطفی بیان و ویرایش رضا روزبهانی با شمارگان پانصد نسخه، ۱۳۳ صفحه و بهای شانزده هزار تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است.
مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»
این مجموعه شامل ۱۷ داستان کوتاه از ۱۴ داستاننویس منتخب سه دوره ی اول جایزه داستان کوتاه سیمرغ از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ است.
این مجموعه داستان، با آثاری از امیرمحمد سلیمانی، سولماز اسعدی، هستی بشروتنی، معصومه دهنوی، نجمه باغیشنی، زهره احمدیان، کیان درجزی، پوریا دارابیان، هدی امینیان مقدم، جواد دهنوخلجی، علی بوتیمار، محمد اسعدی، سلیمان آهی و فریده ترقی منتشر میشود.
مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت»، با گردآوری مصطفی بیان و ویرایش رضا روزبهانی با شمارگان پانصد نسخه، ۱۳۳ صفحه و بهای شانزده هزار تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است.
مجموعه داستان های منتخب سه دوره جایــــــزه داستــــان کوتـــــاه ســـــیمرغ
علاقهمندان به شرکت در این نشست میتوانند سه شنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۹۷ از ساعت ۱۸ تا ۲۰ به مجتمع جهاد دانشگاهی ، خیابان امام خمینی ۱۷ (کوچه قوامی) ، سالن همایش مراجعه کنند.