بایگانی برچسب‌ها : کنج بهشت

گفت و گو با تکین حمزه لو ، داستان نویس

نویسندگی دیگر در انحصار مردان نیست
گفت و گو با تکین حمزه لو، داستان نویس و زن برتر ایرانی در سال ۲۰۰۷

خانم «تکین حمزه لو» رمان نویس شاخص کشورمان، در سال ۱۳۵۶ در خانواده ای فرهنگی و ادب دوست در تهران به دنیا آمد. مادر او شهناز مجیدی از مترجمین خوب کشور ماست. اولین رمان او به نام «افسون سبز» در سال ۱۳۸۰ منتشر شد و در کمتر از یک ماه به چاپ دوم و تا سال ۹۳ به چاپ نوزدهم رسید. او تاکنون یازده تالیف در کارنامه ی ادبی خود دارد. خانم حمزه لو در سال ۲۰۰۷ از سوی مجله ی لهستانی « Wysokie Obcasy» به عنوان زن برتر ایرانی شناخته شد. و بررسی زندگی و آثارش موضوع پایان نامه یک دانشجوی رشته ایران شناسی اهل لهستان بوده است.
شهریور ماه امسال، جدیدترین رمانش، با نام «کنج بهشت» توسط نشر «برکه خورشید» منتشر شده که با استقبال خوبی نیز روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت ‌وگوی من با ایشان را بخوانید:
آیا بزرگ شدن در یک خانواده فرهنگی و ادب دوست برای یک نویسنده امتیاز است؟
به نظرم بله. رشد و بالیدن در میان خانواده ای علاقمند به فرهنگ مطالعه باعث می شود بستر مناسبی برای تبدیل شدن یک فرد مستعد ، به یک نویسنده فراهم شود. در خانه ما همیشه کتاب در دسترس بود و هست. پدر و مادرم هرگز برای خریدن و یا خواندن کتاب مرا سرزنش نکردند و همیشه این روند با تشویق روبرو بوده است و اصولا در نظر همه ما که در آن خانه بودیم، در روند طبیعی زندگی، همیشه خواندن و مطالعه بخش قابل ملاحظه ای داشته و دارد.
چرا داستان می نویسید؟
برای من این سوال مثل این است که کسی بپرسد چرا غذا می خوری؟ نیاز به نوشتن در من درست مثل نیاز به غذا خوردن است. با نوشتن احساس آسودگی می کنم و آن همه چیزی که ذهنم را آشفته می کند را می توانم مرتب کنم و از نزدیک بهشان نگاه کنم.
با آمدن دولت اعتدال، آیا آینده ادبیات داستانی ما و نویسندگان فعال در کشورمان روشن است؟
برای پاسخ به این سوال باید به دو وجه این سوال بپردازم. یک: آینده روشن ادبیات و نویسندگان کشور ما بخشی وابسته به قوانین است. که مسلما با روی کار آمدن دولت اعتدال و نوع نگاهشان به مسایل فرهنگی و رویکردشان به مقوله فرهنگ و سرعت عملکردشان درامر مجوز دهی و تساهل در بررسی، امید بخش تر از سابق خواهد بود.
دو: بخش دیگر این پیشرفت مرتبط به رفتار و عملکرد خود نویسندگان با هم است. اگر روزی برسد که آستانه تحمل همه ما بالاتر برود و با سعه صدر بیشتری با هم رفتار کنیم و بتوانیم وجود همه نویسندگان با سبک های مختلف را در کنار هم و در یک بازار مشترک تاب بیاوریم آن وقت است که می شود به آینده امیدوار بود.
جایگاه زنان را در ادبیات داستانی ایران، چگونه ارزیابی می کنید؟
از نظر تعداد، نویسندگان زن آمار بالاتری نسبت به مردها دارند. از نظر تعداد تالیفات هم احتمالا خانم ها از مردان نویسنده پیشی گرفته اند ولی درقسمت جوایز معمولا کتاب هایی که نویسنده مرد داشته اند موفق تر بوده اند. جایگاه زنان در ادبیات ایران امروز و روند رو به رشد تعداد نویسندگان خانم نشان می دهد زنان به یک خودباوری رسیده اند که شاید پیش از این نداشته اند. قبلا نویسندگی را بیشتر شغلی مردانه می پنداشتند ولی با موفقیت هایی که زنان نویسنده در این زمینه کسب کرده اند شاید باعث شده اند که دیگر زنان هم به این نتیجه برسند که اگر بخواهند می توانند بنویسند و این شغل دیگر در انحصار مردان نیست.
برای‌ نوشتن‌، الگوی‌ ادبی‌ مشخصی‌ را هم مدنظر دارید؟
من سال هاست که داستان نوشته ام و شاید اوایل کارم، وجه رمانتیک نوشته هایم مشهودتر بود اما با بالا رفتن سن و تجربه اندوزی بیشتر و بالاخص مطالعه مداوم ، وجه اجتماعی در داستان هایم بسیار پر رنگ تر از وجوه دیگر آن شده است. فضای بیشتر داستان هایم رئال است و از مشخصات ویژه اش تمرکز روی مسایل انسان مدرن و شهرنشین است و شاید بیشتر روی مسایل زنان طبقه متوسط و تحصیل کرده متمرکز باشد.
ريشه يک ايده چگونه از داستان هایت درمی ‌آيد؟
هرنویسنده ای به مسایل و مشکلات پیرامونش توجه دارد ولی نوع نگرشش به آنها و جهان بینی خود نویسنده است که اثر را شکل می دهد و برای همین است که ممکن است در دنیا سوژه ها شبیه بهم باشند اما نوع پرداخت آنها توسط هر نویسنده آنها را اثری منحصر به فرد می کند. نگاه من هم به اطرافم بیشتر شکل اعتراضی دارد بخصوص در حوزه حقوق زن ها و همین پیرنگ اکثر داستان هایم را شکل می دهد.
چه موقع و چگونه می نويسيد؟ برای نوشتن از مداد، خودكار يا رایانه استفاده می‌كنيد؟ آيا پيش از شروع به نوشتن يا در هنگام كار عادت های خاصی دارید؟
برای من در موقعیتی که دارم وقت مثل طلا است. من مادر سه بچه هستم و انجام وظایف خانه و همزمان اداره کردن انتشارات (برکه خورشید) و نوشتن کمی سخت است. این است که در هر حال دفتر یادداشتم همراهم است و فیش برداری می کنم از ایده ای که در ذهن دارم. و وقتی ذهنم آماده است شروع به نوشتن می کنم که ساعت خاصی ندارد و هروقتی می تواند باشد. اوایل با خودکار و روی ورقه کلاسور می نوشتم ولی اخیرا داستان هایم را تایپ می کنم که بسیار راحت تر و بهتر است.
شاید بشود اینطور گفت که قبل از نوشتن عادات خاصی دارم. شروع هر بار نوشتن برایم بسیار سخت و مشکل است برای همین هر وقت می خواهم شروع کنم مشغول خانه تکانی عجیبی می شوم که به وسواس شبیه است آن وقت است که اهالی خانه می فهمند من باز داستانی در ذهن دارم.
به نیشابور سفر کرده اید؟
متاسفانه خیر. البته به طور گذری شهر را دیده ام اما اینکه در آن اقامت کنم خیر.
توصیه تان به نویسندگان جوان نیشابور چیست؟
توصیه که نمی شود اسمش را گذاشت اما پیشنهادم به آنها این است که یک: بخوانید بخوانید و بخوانید هر چقدر که می توانید و از انتخاب نویسندگان جدید و کتاب های مختلف نترسید. خودتان را به یک سری اسم محدود عادت ندهید و همیشه به روز باشید در خواندن. و دوم بنویسید. هرروز مطلبی را بنویسید حتی اگر یک خاطره کوچک باشد این نظم ما را عادت می دهد تا بتوانیم راحت بنویسیم و بدانیم از کجا شروع کنیم. و سوم: از کتاب های راهنما یا کارگاه های داستان نویسی کمک بگیریم تا حداقل به مبانی کار آشنا و وارد باشیم.

 

چاپ شده در دو هفته نامه استانی «فرّ سیمرغ» / ۲۳ آبان ۱۳۹۴ / شماره ۹۰