bclose

بایگانی دسته برای:نقدهای ادبی من

نگاهی به رمان ایشان نوشته احمد ابوالفتحی

سرزمین ‌ما پُر است از قصه‌ها و اسطوره‌هایی که در دلِ تاریخ و فرهنگ ما جا باز کرده‌اند و برای داستان‌نویسان منبع خیلی خوبی هستند. آنها می‌توانند با استفاده از منابع تاریخی و قصه‌های بومی و اسطوره‌ای، داستان‌های شگفتی خلق کنند. 🔸 رمانِ ایشان نمونه‌ای از باورها و قصه‌های بومی است. باورها و آیین‌هایی که […]

 

نقدی بر مجموعه داستان «گاه رویش عشقه» نوشته ی معصومه دهنوی

مجموعه داستان «گاه روی عشقه» نوشته ی م. دهنوی (معصومه دهنوی)، نخستین اثر از نویسنده ی جوان نیشابوری است، که در ابتدای تابستان ۱۴۰۰ توسط نشر صاد وارد بازار کتاب شد. این مجموعه داستان شامل هفت داستان کوتاه است که شخصیت های اصلی داستان اسم ندارند. آدم های این داستان، گاهی به دنبال همسایه‌های معمولی […]

 

دجله به حال تو گریه می کند

🔹 پیشنهاد می‌کنم این رمان را نخوانید! لااقل در این روزها نخوانید. گرد مرگ همه جا را فرا گرفته است. انگار اشرف مخلوقات، این انسانِ خودخواه و باخت‌ناپذیر حریف سپاه جان‌خواه اجنه‌ها نشده است. دیگر فرصتی برای ناله نداریم. دیگر چوبی برای نجار باقی نمانده که تابوتی بسازد و یا توانی نمانده برای غسال که […]

 

نگاهی به رمان «عشق غیر منتظره» نوشته ی جودی هدلاند

جودی هدلاند[۱] نویسنده ی امریکایی است که تاکنون بیش از سی رمان پُرفروش برای بزرگسالان و نوجوانان منتشر کرده است. رمان «عشق غیر منتظره» داستان زندگی دختری بیست و دوساله به نام اِما چمبرز است که بعد از مرگ ناگهانی پدر و مادرش، همراه با تنها برادرش، رایان، سوار بر کشتی عازم دیترویت می شوند […]

 

یادداشتی برای مجموعه داستان «به چشم های هم خیره شده بودیم» نوشته ی احمد آرام

اولین داستانی که از احمد آرام خواندم؛ داستانِ «آن سه نفر» بود که قبل از شروع کرونا، در روزنامه ی «آرمان امروز» به چاپ رسید. این بهانه ای شد تا مجموعه داستان «به چشم های هم خیره شده بودیم» را که به تازگی توسط نشر نیماژ منتشر شده، بخوانم. کتابِ «به چشم هم های هم […]

 

درباره زن سی ساله

به اعتقاد من، بهترین پیام رمان «زن سی ساله» در صفحه‌ی ۳۱۰ کتاب آمده؛ در جایی که اونوره بالزاک می نویسد: «داور،  جز خدا کسی نیست. خداوندی که غالبا انتقامش را در کانون خانواده‌ها مستقر می‌سازد و جاودانه فرزندان را علیه مادران، پدران را علیه پسران، ملت‌ها را علیه دولت‌ها، دولت‌ها را علیه ملت‌ها، همه […]

 

نگاهی به رمان «بایقوش» نوشته ی علی ملایجردی

نگاهی به رمان «بایقوش» نوشته ی علی ملایجردی نوشته ی : مصطفی بیان چاپ شده در نشریه آفتاب صبح نیشابور / دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ / شماره ۸۰  «بایقوش» اولین رمان علی ملایجردی است که اوایل بهمن ۱۳۹۹ در انتشارات خردگان منتشر شد. علی ملایجردی ، نویسنده و مترجم ، متولد سال ۱۳۴۶ در جوین […]

 

یادداشتی بر رمان «دالِک»؛ نوشته مریم عزیزخانی

یادداشتی بر رمان «دالِک»؛ نوشته مریم عزیزخانی؛ انتشارات مایا داستانی از تنهاییِ دختران، زنان و مادران مصطفی بیان منتشر شده در سایت کافه داستان  هنگام شروع رمان، این جمله را در مقدمه می بینم : «برای مادرم ؛ دالِک به زبانِ کوردی بیجاری به معنای مادر می باشد.» برای من همیشه نام کتاب جذاب ترین […]

 

یادداشتی برای داستان بلند «عط مرگ در خیاط خانه ی مادام» نوشته ی مریم آمارلو

مریم آمارلو ، متولد سال ۱۳۵۹ در نیشابور ، یکی از نویسندگان جوان و پُرکار است. داستان بلند «عطر مرگ در خیاط خانه ی مادام» اولین کتابی ست که از مریم آمارلو می خوانم. این کتاب به تازگی توسط نشر سیب سرخ وارد بازار کتاب شده است. داستانی جذاب، کم حجم که اگر کُندخوان هم […]

 

یادداشتی برای رمان «کابوس های درخت پرتقال» نوشته ی مائده مرتضوی

داستان بلند «کابوس های درخت پرتقال» درباره ی دختری جوانی است که به خانه ی پدری اش آمده و در هفت شبی که آنجا اسکان دارد ، هر شب در رویا و کابوس ، آدم های مختلفی به خوابش می آیند که پس از آشنایی با هر یک از  آنها ، به بدترین شکل ممکن […]