بایگانی برچسب‌ها : مصطفی بیان

گفت و گوی ماهنامۀ «سایه سپید» با مصطفی بیان دربارۀ انجمن و جایزه داستان سیمرغ

گفت و گوی ماهنامۀ «سایه سپید» با مصطفی بیان، موسس و مدیر انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور

سایه سپید / شماره ۳۸ / ۳ دی ۱۴۰۱

گفت و گو توسط حمیدرضا هادوی

نشست «شب ایوان تورگنیف» در نیشابور برگزار شد.

نشست «شب ایوان تورگنیف» به همت انجمن کتاب سیمرغ، سه شنبه ۸ آذر ۱۴۰۱ در پژوهش سرای سینامسیح آبادی برگزار شد.

در این نشست، زهرا منصورزاده، مدرس و کارشناس ارشد زبان روسی و مصطفی بیان، داستان نویس و مدیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور در مورد مهم ترین آثار داستانی ایوان تورگنیف صحبت کردند.

در انتهای این نشست، بخشی از داستان بلند «آسیا» نوشتۀ ایوان تورگنیف با صدای میکائیل شهرستانی و کرامت رودساز پخش شد.

ایوان سرگئی‌یویچ تورگنیف (متولد ۹ نوامبر ۱۸۱۸ در استان اریول، روسیه – درگذشته ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ در بوگیوال؛ حوالی پاریس) رمان نویس، شاعر و نمایش‌نامه نویس روس بود که نخستین بار توسط او کشورهای غربی با ادبیات روسی، آشنا شدند. آثار او تصویری واقع‌گرایانه و پر عطوفت از دهقانان روس و بررسی تیزبینانه‌ای از طبقه روشنفکر جامعه روسیه که در تقلای سوق دادن کشور به عصری نوین بودند، ارائه می‌دهد.

پرواز ششمین سیمرغ جایزه داستان سیمرغ

بزرگان ادبیات داستانی نیشابور از اهمیت بزرگترین و گران ترین جایزه ادبی شرق کشور می گویند.

پرواز ششمین سیمرغ جایزه داستان سیمرغ

نشریه آفتاب صبح نیشابور / شماره ۹۸ / ۳۰ شهریور ۱۴۰۱

مصطفی بیان

جایزه مستقل و خصوصی داستان سیمرغ از سال ۱۳۹۴ به ابتکار «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» و با حمایت بخش خصوصی پایه گذاری شد و در طول سال های گذشته و با برگزاری پنج دوره موفقیت آمیز، سه مجموعه داستان از ۲۶ نویسندۀ منتخب توسط نشر داستان منتشر کرد. تاکنون ۱۵ داور ملی در داوری و انتخاب آثار برگزیده مشارکت داشتند.

«جایزه داستان سیمرغ» نمونه ای موفق از فعالیت فرهنگی غیردولتی در دهۀ گذشتۀ شهرستان نیشابور است که به همت بخش مردمی صورت گرفته. کارنامۀ فعالیت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» را می توان نمونه ای بی نظیر و حتی کم نظیر در دهه های بعد از انقلاب دانست؛ که نتیجۀ آن می تواند اعتماد بخش دولتی نسبت به فعالیت های انجمن های مردمی و سازمان های NGO (مردم نهاد) باشد تا در برنامه های توسعه، بخش فرهنگی را به مردم واگذار کند.

برگزاری پنج دوره «جایزه داستان سیمرغ» با صرف نزدیک به یکصد میلیون تومان و با حمایت بخش مردمی و اسپانسرهای صنعتی و تولیدی صورت گرفته است. حضور و مشارکت خیرین فرهنگی و واحدهای صنعتی و تولیدی شهرستان در برگزاری این جایزه ادبی، از نمونه های درخشان و پُراهمیت این جریان فرهنگی و مردمی است که می تواند در گسترش سایر فعالیت های فرهنگی و هنری این شهرستان قابل توجه باشد.

جواد پویان، رمان نویس و برگزیدۀ جایزه ادبی مهرگان می گوید:

«برگزاری جوایز ادبی اگر چه در پایتخت اثر چندانی بر توسعه کتاب و کتاب خوانی ندارد اما در شهرستان ها  یکی از ستون های امر توسعه فرهنگی و به الطبع ادبی است. محیط های کوچک تر و به هم بافته تر شهرستان ها خود عامل تسریع کننده در اثر بخشی گروه های فعال ادبی هنر در بین اقشار دیگر است.

تداوم جایزه ادبی سیمرغ مزید بر علت است تا شهرستان نیشابور نقطه روشنی در جامه ادبی ایران گردد. به شکلی استعاری میل این جغرافیا را به ادامه سنت ادبی عطار و خیام به رخ بکشد. همین ویژگی ها خود نشان دهنده اهمیت جایزه ادبی سیمرغ است. به قول حافظ :یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد.»

نشاط داودی، رمان نویس همشهری ساکن تهران معتقد است:

«جشنواره‌های ادبی می‌توانند فرصتی برای اهل مطالعه ایجاد کنند.جایزه ادبی سیمرغ نیشابور یکی از بهترین اتفاقات ادبی شرق ایران است. علاوه بر برپایی جشنواره داستانی، آثار برگزیدۀ نوقلمان را چاپ و از ایشان حمایت می‌کند.

به نظرم چاپ آثار انگیزۀ نوشتن‌های دوباره را رقم خواهد زد و میل شرکت در جشنواره‌های بعدی را افزایش می‌دهد.

مرتضی فخری، رمان نویس و برگزیدۀ جوایز ادبی مهرگان و واو پاسخ می دهد:

«در شرایطی این جایزه برگزار می شود که جامعه از طرفی اسیر بحران های اقتصادی است و از طرف دیگر دچار یک نوع خمودگی فرهنگی شده است. چنین حرکت هایی را می توان تابش نوری اندک در ظلماتی عمیق تصور کرد چرا که به نسل امروز یک بار دیگر انگیزه می دهد. نسلی که اسیر فضای مجازی است و کمتر از همه وقت کتاب می خواند و می نویسد. جایزه داستان سیمرغ فرصتی است برای آنان که می خواهند دغدغه های ذهنی شان را با صدای بلند به گوش جامعه برسانند. و نیز افتخاری برای نیشابور که زمانی مهد فرهنگ ایران زمین بوده و حالا از این شهر بزرگ جز خاطره ای تاسف بار به جای نمانده است.»

سولماز اسعدی، داستان نویس همشهری ساکن سوئد می گوید:

«نویسنده با به کار بردن صنایع ادبی و فنون داستانی، جهانی تازه خلق می‌کند که به مدد آن حقایق جهانی که در آن زندگی می‌کنیم تاثیرگذارتر می‌شود. داستان کنجکاوی و تخیل انسان را بیدار می‌کند. زیربنای فکری و اجتماعی‌اش را به چالش می‌کشد. از این رو قادر است راه‌های متفاوت اندیشیدن و اصلاح جامعه را هموار کند.

برگزاری مسابقات ادبی از این رو اهمیت دارد که راه‌گشای نویسندگان جوان و در نتیجه افکار بکر و تازه است. همان‌گونه که سیمرغ در اساطیر نماد دانایی و وحدت است، سیمرغ داستان شهر ما هم با تلاش و همبستگی بار دیگر در آسمان اندیشه پرواز خواهد کرد.

جعفر توزنده جانی، نویسندۀ کودک و نوجوان معتقد است:

«تداوم جوایز و انجمن‌ها در ایران تشکیل انجمن و جوایزی داستانی که بتوانند نقش مهمی در شکل‌گیری جریان‌های داستان‌نویسی داشته باشند، همیشه کار سختی نبوده. اما تداومش امری دشوار. اهمیت یک جایزه به تداوم آن است. چرا که  هر سال تجربه برگزار کنند بیشتر از سال قبل شده و انتخاب‌ها بهتر. من تردیدی ندارم که تمایل نویسندگان برای شرکت در این جایزه افزون‌ شده و این امر در کنار تجربه برگزارکنندگان می‌تواند نقش مهمی در شکل‌گیری جریان‌های ادبی در حوزه داستان داشته باشد. خوشحالم که جایزه داستان سمیرغ به ایستگاه ششم رسیده است.»

مجید نصرآبادی، منتقد و مدرس داستان پاسخ می دهد:

«پس از پنج دوره اجرای جایزه داستان سیمرغ در سطح محلی و ملی شاهد اقبال بیشتر داستان‌نویسان محلی و ملی به این رویداد هستیم. مداومت بر یک فعل نیک می‌تواند تبدیل به سنّت شود و در گذر زمان مشوقی برای سایرین باشد تا این سنّت ادبی را به شیوه‌ای مستقل پیگیر شوند. رشد و بالندگی ادبیات داستانی نقشی موثر در فهم خود و جهان انسانی دارد. استقلال جایزه از تنگ‌نظری‌ها و دیکته‌کردن‌ها و رویکرد مقیّم‌مآبانه نسبت به هنر، اندیشه و فرهنگ، هویتی مستقل برای آن می‌آفریند؛ باشد که چنین باشد.»

محمد اسعدی، داستان نویس و برگزیدۀ چندین جایزه معتبر ادبی می گوید:

«داستان یک قطعۀ ادبی با ویترینی از رقص بیهودۀ کلمات نیست. روایتی ساده است که انسان در آن حضور دارد. داستان می تواند واقعی تر و عمیق تر از دنیای واقعی باشد. به ظواهر تردید کند و شناخت تضادهای پیدا و پنهان درون انسان را آشکار کند.

با افتخار ششمین دو سالانۀ جایزۀ ملی و مستقل داستان کوتاه سیمرغ، رویداد مهم ادبی و سترگ از دیار خراسان بزرگ به مرکزیت ابرشهر نیشابور، امسال هم با تلاش یک تیم کارکشته، با تجربۀ پُربار ده ساله و با حضور داوران سرشناس کشوری و شرکت داستان نویسان فارسی زبان در سراسر جهان در دو بخش ملی و منطقه ای برگزار می شود.

امیدوارم این اتفاق مهم فرهنگی همچون دوره های گذشته و بیش از آن، زمینه ساز بالندگی ادبیات داستانی و کشف استعدادهای جوان و جریان ساز رویدادهای تاثیرگذار ادبی و تولد نویسندگانی باشد که تاریخ ساز این دوره از ادبیات داستانی ایران زمین باشند.»

امیرحسین روح نیا، داستان نویس، نمایش نامه نویس و کارگردان تئاتر معتقد است:

«ضرورت وجود و حضور ادبیات داستانی در زندگی عموم مردم جامعه، بخصوص در جوامع مدرن امروز، که دارای پیچیدگی‌های متعددی است، بر هیچ‌کس پوشیده نیست. بدون شک انسان معاصر در آیینه ادبیات داستانی است که می‌تواند تصویری آشکار‌ از خود و جامعه‌اش ببیند. می‌تواند تجربه‌های نزیسته‌ی خویش را در بین خطوط داستان و صفحه‌های رمان جستجو کند. این یکی از کوتاه‌ترین و کم هزینه‌ترین راه‌هایی که بشر اختراع نموده تا آن‌چه را که ناشدنی و نادیدنی است، به امکانی برای تجربه‌ی عموم تبدیل کند.

در همین راستا جوایز ادبی می‌توانند بستری مناسب برای رشد ادبیات داستانی این مرز و بوم ایجاد نمایند. هر داستان که توسط نویسنده‌ای کم ‌‌نام و نشان نوشته می‌شود، نماینده‌ی فرهنگ و رسوم بخشی از این سرزمین پهناور است.

بدون شک جایزه داستان سیمرغ هم از این قائده مستثناء نیست. امید است ششمین دور این جایزه مستقل ادبی،‌ پُرباتر از پیش به ثمر بنشیند و راه‌گشای جوانای علاقه‌مند به داستان‌نویسی و دوست‌ داران هویت و فرهنگ این سرزمین کهن باشد.»

نشست «ابلهی در میان ما»؛ نگاهی به رمان «ابله» اثر داستایفسکی

✅ از سری نشست‌های هفتگی، عصر دوشنبه «انجمن کتاب سیمرغ» اختصاص یافته به رمان «ابله» اثر داستایفسکی با حضور سارا عیش آبادی، کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی و مصطفی بیان، داستان نویس و رئیس انجمن داستان سیمرغ نیشابور که در ساعت ۱۷ دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۴٠۱ در پژوهش سرای دانش آموزی سینا مسیح آبادی برگزار می‌شود.

🔴 ورود برای همه آزاد و رایگان است.
🔻 آدرس: نیشابور، خیابان فردوسی شمالی، خیابان بهشت، پژوهش سرای سینا مسیح آبادی، طبقۀ دوم

📖 آیین رونمایی رمان «احتمام» نوشتهٔ زهرا برهانی / با حضور مجید نصرآبادی، فاطمه سوقندی و مصطفی بیان

📖 آیین رونمایی رمان «احتمام» نوشتهٔ زهرا برهانی / با حضور مجید نصرآبادی، فاطمه سوقندی و مصطفی بیان

🔷 دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴٠۱ / کانون مهرتابان، سالن همایش تربیت.

گفت‌وگوی خبرگزاری ایبنا با مصطفی بیان به بهانه آغاز هشتمین سال فعالیت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» و انتشار کتاب «ده داستان برای سیمرغ»:

موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور گفت: ششمین دوره جایزه داستان سیمرغ در دو بخش ملی و منطقه‌ای، ویژه نویسندگان ساکن نیشابور و متولد نیشابور در داخل و خارج از کشور با حضور شش داور مطرح کشوری برگزار خواهد شد.

✍ معرفی و حمایت از نویسندگان جوان هدف جایزه داستان سیمرغ نیشابور است / اعلام فراخوان ششمین دوره در تیرماه.

🔷 مصطفی بیان، موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور، معتقد است: «نیشابور در ادوار مختلف تاریخ، از مهم‌ترین شهر‌های علمی و فرهنگی و خاستگاه ادیبان و دانشمندان بوده و در ردیف ثروتمندترین و پُر‌جمعیت‌ترین شهرهای ایران قرار داشته است. بنابراین ضرورت داشت در چنین شهری با چنین پیشینه‌ای، انجمن ادبی تاسیس و جایزه مستقل ادبی برگزار شود.
جایزه داستان سیمرغ یک گردهمایی و رویداد مهم ادبی است که باعث می‌شود برای چند روز نویسندگان جوان نیشابور و منتخبان سراسر کشور در کنار داوران دور هم جمع شوند و درباره داستان صحبت کنند. بدون شک این نوع گردهمایی‌ها و دیدارها در رشد و شکوفایی ادبیات داستان‌نویسی ایران تاثیرگزار خواهد بود.»

🔶 وی با بیان اینکه جایزه داستان سیمرغ، یک جایزه مستقل و مردمی است، می‌گوید: «اکثر جوایز ادبی جهان توسط دانشگاه‌ها، انجمن‌ها، شرکت‌های خصوصی و سازمان‌های مردم نهاد برگزار می‌شود. دولت می‌تواند نقش نظارتی داشته باشد و بدون شک، برگزاری جوایز و گردهمایی‌های ادبی، فرهنگی و هنری توسط نهادهای مردمی و با حمایت مالی دانشگاه‌ها و صنعت در شکوفایی فرهنگ و هنر جامعه و همچنین گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخوانی و نیز تئاتر و صنعت سینما تاثیرگذار خواهد بود.»

🔷 فراخوان ششمین دوره جایزه داستان سیمرغ همزمان با آغاز هشتمین سال فعالیت انجمن داستان سیمرغ نیشابور، تیر ماه اعلام خواهد شد. این دوره، مانند دوره گذشته در دو بخش «ملی» و «منطقه‌ای» (ویژه نویسندگان ساکن نیشابور و متولد نیشابور در داخل و خارج از کشور) با حضور شش داور مطرح کشوری برگزار خواهد شد.

🔶 بیان ادامه داد: «ما در این دوره یک برگزیده در بخش ملی و یک برگزیده در بخش منطقه‌ای خواهیم داشت و در هر بخش، سه نویسنده شایسته تقدیر معرفی خواهیم کرد. به برگزیده بخش «ملی» تندیس سیمرغ و جایزه نقدی ۱٠ میلیون تومانی و به برگزیده بخش «منطقه‌ای» تندیس سیمرغ و جایزه نقدی ۵ میلیون تومانی اهدا خواهد شد. به شایستگان تقدیر هر بخش نیز، لوح تقدیر و هدیه نقدی یک میلیون تومانی اختصاص داده‌ایم. داستان‌های برگزیده این دوره هم مانند دوره گذشته در مجموعه‌ای مستقل به چاپ خواهند رسید…. #ادامه 👇

https://www.ibna.ir/fa/longint/323450/

دو راهی احساس و وظیفه / یادداشتی بر داستان بلند کوه مرگی نوشتۀ حسین عباس زاده

– یادداشت «دو راهی احساس و وظیفه / یادداشتی بر داستان بلند کوه مرگی نوشتۀ حسین عباس زاده» _ سایت کافه داستان – ۲۲ خرداد ۱۴۰۱

مصطفی بیان

«هیچ وقت فکر نمی کردم روزی یک قاتل را عمل کنم؛ قاتلی که بهترین دوستانم را از من گرفته بود؛ قاتلی که بهترین روزهای عمرم را تباه کرده و مرا زخمی به اسارت برده بود. حالا قرار بود او زیر دست من عمل بشود.» (صفحه ۱۷۳)

با خواندنِ پنج جمله از متنِ این داستان؛ طرح داستان برای خواننده مشخص می شود. داستان دربارۀ تک تیرانداز عراقی است که در زمان جنگ تحمیلی در یکی از درگیری ها، تعداد زیادی از سربازان جوان ایرانی را به شهادت می رساند ولی بالاخره بعد از چند ساعت درگیری نفس گیر، توسط ۸ سربازِ جوان و کم تجربه به اسارت گرفته می شود. حسِ انتقام و تنفر در رگ های ۸ سرباز جوان ایرانی دمیده و آنها منتظر  فرمانده نشدند. هرکس نظری دربارۀ شیوۀ کشتنِ تک تیرانداز عراقی می داد. بخاطر عدم تجربه و ناآگاهی سربازان، بالاخره تصمیم نادرست می گیرند و سرباز عراقی را با دستانِ باز از کوه پرت می کنند؛ به گمانِ آن که، تک تیرانداز عراقی در آن ارتفاع و زیر بارش سنگین برف از بین خواهد رفت و یا خوراک حیوانات خواهد شد! اما سرنوشت به گونۀ دیگری رقم می خورد. چند روز بعد، آن ۸ سرباز در یک شب سرد و یخبندانِ دی ماه، توسط چند سرباز عراقی به فرماندگی آن تک تیرانداز، غافلگیر و به اسارت گرفته می شوند.

«نباید دست هایش را باز می کردیم. نباید بهش رحم می کردیم. ترحم بر پلنگ تیزدندان/ ستمکاری بُود بر گوسفندان!» (صفحه ۴۲ کتاب)

داستانِ ۸ سرباز وظیفه که هیچ تجربه ای از جنگ و ماهیت جنگ نداشتند و از سر جبر و برای دفاع از ناموس و وطن، ترک منزل و دیار کرده بودند و در مقابل هجوم نابرابر دشمن خون خوار ایستاده بودند؛ با یک تصمیم اشتباه و عجولانه و از سر تنفر و حسِ انتقام جویی، سرنوشت خود را تغییر می دهند.(طنز تلخ داستان)

از ۸ سرباز، ۷ سرباز توسط آن تک تیرانداز عراقی از کوه پرت می شوند؛ اما سرنوشت راوی داستان مانند ۷ هم رزم دیگرش نیست؛ او از روی خوش شانسی یا شاید بتوان گفت، بدشانسی، زخمی به اسارت گرفته می شود.

حالا سال ها بعد از پایان جنگ نابرابر هشت ساله ایران و عراق، راوی داستان، پزشک شده است و مطبی در مشهد دارد. یک روز آن مرد تک تیرانداز عراقی به مطب او می آید و از او می خواهد بیماری سرطانش را درمان کند؛ بدون آنکه دکتر (شخصیت اصلی داستان) را بشناسد.

«بیمار نگاهش را دوخت به چهره ام. من هم نگاهش کردم. قلبم تندتند زد. از درون داغ شدم. با خودم گفتم خدا کند توی صورتم چیزی مشخص نباشد، ولی داشتم می لرزیدم. دستم را به لبۀ میز گرفتم و فشارش دادم. سعی کردم محکم باشم. هر دو خیره به هم نگاه کردیم. با خودم گفتم نباید کم بیاورم، نباید خودم را ببازم.» (صفحه ۱۰۵ کتاب)

تنفر و حسِ انتقام در وجود راوی شعله می کشد. نباید بگذارد این بار مانند بار قبلی، آن تک تیرانداز عراقی قسر دربرود؛ باید انتقام دوستانش را بگیرد. اما راوی بین دو راهی قرار می گیرد. حسِ انتقام و احساس وظیفه به عنوان پزشک. وظیفه پزشکی ایجاب می کند که بیمار را بدونِ توجه به ماهیت درونی، شغل و سمت سیاسی و حتی به عنوان جانی ترین آدمِ روی زمین به چشم «بنی آدم» نگاه کند و به قسمش وفادار بماند. دوراهی «احساس» و «وظیفه». بدترین دوراهی برای راوی داستان. کدام را باید انتخاب کند؟

«چه چیزی ما آدم ها را مقابل هم قرار داده است؟» (صفحه ۱۱۷ کتاب) لعنت به جنگ، لعنت به آدم های عوضی که به قدرت می رسند که انسان ها و مردمِ دو همسایه را در مقابل هم قرار می دهند. ما آدم ها تقاصِ خودخواهی، جاه طلبی، طمع قدرت طلبان و سیاستمدران را پس می دادیم. حتی بعد از سه دهه از پایان جنگ!

مردم از جنگ خسته شده بودند: «هشت ساله؛ جنگ بسه دیگه.» (صفحه ۱۱۱ کتاب). هنوز هم خستگی و زخمِ جنگ از تن شان صیقل نشده است. حتی بعد از این همه سال، مردم دیگه فیلم جنگی نگاه نمی کنند … فیلم طنز می بینند. (صفحه ۸۶ کتاب)

«کوه مرگی» داستانی ضد جنگ است. داستان از سختی های جنگ می گوید. از رشادت، شهادت، اسارت، شکنجه، از کولاک و برف و سرمای استخوان سوز اواخر دی ماه کوهستان های کردستان، نبودنِ آذوقه و ماموریت های بیست روزه تا یک ماهه بدونِ دوش و حمام داغ!

راوی داستان، سرباز وظیفه ای دیپلمه بود که آرزو داشت دورانِ خدمتِ سربازی را زود تمام کند و به خانه برگردد. برای آینده برنامه ریزی می کرد و به فکر کار و تحصیل فکر بود. در جنگی که هر ثانیه امکان داشت کشته شود و فقط باید به فکر زنده ماندن می بود، امید داشت و امید بود که باعث می شد بتواند در بدترین شرایط به آینده فکر کند.

داستان، شروعی خیلی خوب و قوی دارد. آنقدر کشش دار، که خواننده را مُجاب می کند داستان را ادامه دهد؛ اما این کششِ داستانی از نیمۀ دوم داستان کاسته می شود و آن فضای پُر التهاب به فضایی آرام و شاعرانه بدل می شود. طوری که پایان داستان، بسیار کلیشه ای و شعار گونه به نظر می رسد و در نهایت به آن مثل معروف: «کوه به کوه نمیرسد آدم به آدم میرسد» می رسیم: «کوه همیشه کوه هستند، ولی آدم ها نه. کوه ها از سنگ هستند و همیشه سنگ باقی می مانند؛ حتی زمانی که خُرد بشوند، ولی آدم ها نه. آدم ها همیشه آدم نیستند. گاهی خودخواه، مغرور، خبیث، وحشی و درنده، گاهی خمیده و افسرده و پشیمان و ناتوان اند.» (صفحه آخر کتاب)

نکتۀ دوم که می توانم به آن اشاره کنم: در داستانِ «کوه مرگی» دو تک داستان داریم؛ داستانِ سرقت کیف و لپ تاپ راوی داستان و داستان عمو عباس که هیچ ارتباطی به خط و جریانِ اصلی داستان ندارد و این عدم ارتباط باعث لطمه به طرح اصلی داستان می شود.

نکتۀ آخر: اشاره نویسنده به دو شخصیت تاریخی «نادر شاه افشار» و «کلنل پسیان» در صفحۀ ۶۱ کتاب. دو شخصیت متضاد با مضمون اصلی داستان. کلنل پسیان، در اولین روزهای قدرت‌گرفتن رضاخان از سازش با حکومت مرکزی خودداری کرد و بر علیه حکومت مرکزی قیام کرد و جنگید؛ و دیگری، نادرشاه، آخرین فاتحِ بزرگِ آسیای میانه، که بعد از هجوم به هند، دو الماس «کوه نور» و «دریای نور» را به عنوان غنائم جنگی از هند بیرون آورد؛ در حالی که مضمون و درون مایه اصلی داستان «کوه مرگی» ضدیت با جنگ، دفاع از میهن، مبارزه با هجوم بیگانه و پیامدهای فاجعه بار جنگ است. از این رو، انتخاب و نام بردنِ این دو شخصیت تاریخی سنخیتی با مضمون و درون مایه اصلی داستان و شخصیت اصلی داستان ندارد!

حسین عباس زاده، متولد سال ۱۳۵۸ و ساکن مشهد است. داستان بلندِ «کوه مرگی» جدیدترین کتابِ اوست که به تازگی توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. داستان ۱۹۰ صفحه ای در نوزده فصل و به قیمت ۵۵ هزار تومان که بهار امسال، وارد بازار کتاب شده است.

پرواز «سیمرغ» در آسمان نیشابور

گفت و گوی آرمان ملی با مصطفی بیان به مناسبت انتشار «ده داستان برای سیمرغ»

آرمان ملی / یکشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۱ / شماره ۱۲۸۶

پرواز «سیمرغ» در آسمان نیشابور

مصطفي بيان، داستان نويس، منتقد ادبي و موسس انجمن و جايزه داستان سيمرغ نيشابور است؛ حرکتي که تا کنون شاهد برگزاري پنج دوره از آن بوده‌ايم و توانسته علاقه‌مندان به داستان‌نويسي را در شهرستان نيشابور گرد هم آورد و مشارکت داستان‌نويسان در سطح کشور و همچنین خارج از کشور را به‌همراه داشته باشد. به گفته بيان؛ «جايزه داستان سيمرغ» به صورت دوسالانه در دو بخش «ملي» و «منطقه‌اي» (بخش منطقه‌اي ويژه‌ نويسندگان ساکن نيشابور و متولد نيشابور در داخل و خارج از کشور) برگزار مي‌شود.

«کتاب ده داستان براي سيمرغ» شامل داستان‌هاي برگزيده پنجمين جايزه داستان سيمرغ است. ابتدا کمي درباره جايزه داستان سيمرغ و اهداف برگزاري آن توضيح دهيد.

«جايزه داستان سيمرغ» همزمان با تاسيس انجمن داستان سيمرغ نيشابور از سال ۱۳۹۴ با مجوز رسمي از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و دفتر گسترش شعر و ادبيات داستاني بنياد ايرانيان (خانه کتاب و ادبيات ايران) به شکل مستقل و با حمايت بخش خصوصي و با حضور داوران مطرح کشوري شروع به فعاليت کرد. هدف اصلي از برگزاري اين جايزه ادبي، کشف، معرفي و حمايت از آثار داستان نويسان جوان و همچنين ارتقاي سطح داستان نويسي شهرستان نيشابور است. سه دوره‌ اول به صورت سالانه در سال‌هاي ۹۴، ۹۵ و ۹۶ ويژه داستان نويسان شهرستان و متولدين نيشابور در سراسر کشور برگزار شد که داستان‌هاي منتخب اين سه دوره در مجموعه‌اي با عنوان «در خانه‌ ما کسي يانگ را دوست نداشت» توسط نشر داستان در سال ۱۳۹۷ منتشر شد و در سال ۱۳۹۸ به چاپ دوم رسيد.

چهارمين دوره‌ جايزه داستان سيمرغ در سال ۱۳۹۷ در سطح استان‌هاي شرق کشور (خراسان‌هاي شمالي، رضوي، جنوبي و استان سيستان و بلوچستان) برگزار شد. داستان‌هاي منتخب اين دوره‌ در مجموعه‌اي با عنوان «پري خورجني» توسط نشر داستان در سال ۱۳۹۸ روانه‌ي بازار کتاب شد.

پنجمين دوره‌ جايزه داستان سيمرغ به صورت دوسالانه و در گستره‌ جهاني صورت گرفت. اين دوره را در شرايطي برگزار کرديم که جهان درگير ويروس کرونا بود. آيين اختتاميه اين دوره به شکل مجازي در ۱۹ دي ماه ۱۳۹۹ برگزار شد. داستان‌هاي منتخب، «پنجمين دوره جايزه داستان سيمرغ» در دو بخش «ملي» و «منطقه‌اي» (ويژه‌ي نويسندگان ساکن نيشابور و متولد نيشابور در داخل و خارج از کشور) در مجموعه‌اي با عنوان «ده داستان براي سيمرغ»، اواخر سال گذشته توسط نشر داستان منتشر شد.

از تفاوت‌ها و ويژگي‌هاي داستان‌هاي ارسالي و برگزيده اين دوره از جايزه توضيح دهيد.

در بخشي از بيانيه هيات داوران پنجيمن دوره جايزه داستان سيمرغ که متن آن در کتاب «ده داستان براي سيمرغ» منتشر شده است؛ آمده: در ابتدا بايد به اين نکته اشاره کنيم که داستان‌هاي راه يافته به مرحله‌ نهايي عموما بدون ويراستاري مقدماتي و حتي در برخي از موارد بدون نمونه‌خواني و علامت‌گذاري ارسال شدند. چنانچه آثار پيش از ارسال به جشنواره، توسط افرادي آشنا با ادبيات داستاني خوانده و بازنگري مي‌شد، قطعا در ارتقاي کيفيِ داستان‌ها و حتي در مواردي در نتيجه‌ داوري نيز تاثيرگذار بود. توجه کتاب‌اولي‌ها و نوقلمان را به اين نکته‌ مهم جلب مي‌نماييم که بايد علاوه بر بازنويسي‌هاي متعدد توسط نويسنده، ويراستاري و نمونه‌خوانيِ مقدماتي نيز از اهميت زيادي برخوردار است.

استقبال از پنجمين دوره جايزه داستان سيمرغ را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

با وجود اينکه جهان درگير بيماري ناشناخته‌ کرونا بود؛ استقبال از پنجمين دوره از جايزه داستان سيمرغ خيلي خوب بود. در اين دوره، ۴۵۰ نويسنده از داخل و خارج از کشور در اين رويداد بزرگ ادبي شرکت کردند که بيش‌ترين داستان‌ها از استان‌هاي تهران، خراسان رضوي، مازندران، خوزستان و کرمانشاه ارسال شده است. همچنين از کشورهاي کانادا، اسکاتلند، سوئد، آلمان، ترکيه، مالزي و هند نيز آثاري به دبيرخانه‌ اين جايزه ادبي رسيده بود.

داوران اين دوره: خانم شيوا مقانلو، آقاي منصور عليمرادي و آقاي جواد پويان (در هيات داوري) و آقاي هادي خورشاهيان، خانم ليلا صبوحي و آقاي مجيد نصرآبادي (در هيات انتخاب) بودند.

نقش جوايز ادبي در معرفي و تبليغ آثار ادبي بسيار حائز اهميت است اما بسياري از نويسندگان و منتقدان بر اين باورند که جوايز ادبي پس از پايان هر دوره بايد از برگزيدگانش با انتشار کتاب و برگزاري جلسات معرفي و نقد حمايت کند. با توجه به اينکه کتاب «ده داستان براي سيمرغ» در همين راستا منتشر شده است، کمي در اين‌باره توضيح دهيد؟

هدف دبيرخانه‌ جايزه ادبي داستان سيمرغ، فقط دادنِ جايزه نقدي و برگزاري گردهمايي نيست بلکه به جرات مي‌توان اعتراف کرد که امروز جايزه داستان سيمرغ به عنوان جايزه‌اي مستقل و خصوصي که داستان‌هاي چاپ نشده را داوري مي‌کند با کسب تجربيات ارزشمند در پنج دوره با افتخار اعلام مي‌دارد که به هدف خود يعني کشف، معرفي و توليد آثار خلاق و برتر داستاني رسيده است؛ و تمام داستان‌هاي منتخب اين پنج دوره را در سه مجموعه‌ مستقل توسط نشر داستان منتشر و راهي بازار کتاب کرده است. مجموعه جديد «ده داستان براي سيمرغ» شامل داستان‌هايي با عناوين «کلينيک» نوشته راضيه مهدي‌زاده (از تهران)، «بهرام که گور مي‌گرفتي همه عمر» نوشته شقايق بشيرزاده (از آلمان)، «بعد، تو» نوشته مريم عزيزخاني (از تهران)، «مادرم نخل است» نوشته شيما محمدزاده‌مقدم (از اسفراين)، «سينه سياه» نوشته معصومه قدردان (از اسفراين)، «عروس عاشورا» نوشته حامد اناري (از نيشابور)، «ديدن پسر صددرصد نامطلوب در عصر دلگير ماه آبان» نوشته سولماز اسعدي (از سوئد) و «روح دايناسورها» نوشته جواد دهنوخلجي (از نيشابور) است.

از دوره ششم جايزه داستان سيمرغ چه خبر؟

«جايزه داستان سيمرغ» به صورت دوسالانه در دو بخش «ملي» و «منطقه‌اي» (بخش منطقه‌اي ويژه‌ نويسندگان ساکن نيشابور و متولد نيشابور در داخل و خارج از کشور) برگزار مي‌شود. از پوستر «ششمين جايزه داستان سيمرغ»، تير ماه امسال، همزمان با آغاز هشتمين سالِ فعاليت «انجمن داستان سيمرغ نيشابور» رونمايي خواهد شد. در اين دوره همه‌ فارسي زبانان جهان و يا به بيان ديگر هرکسي که به زبانِ فارسي داستان مي‌نويسد؛ مي‌تواند در اين جايزه ادبي شرکت کند.

به برگزيده‌ بخش «ملي» علاوه بر تنديس سيمرغ، جايزه نقدي ۱۰ ميليون توماني و به برگزيده‌ي بخش «منطقه اي» علاوه بر تنديس سيمرغ، جايزه نقدي ۵ ميليون توماني اهدا خواهد شد. همچنين داستان‌هاي برگزيده در يک مجموعه منتشر مي‌شود.

با توجه به اينکه جايزه داستان سيمرغ در نيشابور برگزار مي‌شود، از تاثير آن بر مشارکت داستان‌نويسان و اساتيد حوزه ادبيات داستاني در اين جايزه بگوييد؟

زنده ياد نادر ابراهيمي در کتاب «صوفيانه‌ها و عارفانه‌ها» اشاره نموده عطار، خالق منطق الطير را يکسره شاعر مي‌شناسند و نه داستان سرا؛ در حالي که عطار مانند فردوسي و نظامي، داستان سرا بودند. در گذشته زبانِ داستان، شعر بوده است. هميشه نيشابور را شهرِ شاعران مي‌دانستند؛ به همين دليل «انجمن داستان سيمرغ نيشابور» تصميم دارد نيشابور را با زبانِ «نثر» و «ادبيات داستاني» به ايران و سراسر جهان معرفي کند. يکي از اهداف جايزه ادبي «داستان سيمرغ» اين است که با دعوت از نويسندگان مطرح کشور و جوانان علاقه مند به ادبيات داستان نويسي، باعث ارتقاي ادبيات داستان نويسي نيشابور و همچنين منطقه شود.

شگرد نو ادبی چشم‌هایش، اثر بزرگ علوی آن را به نقطه عطفی در ادبیات معاصر بدل کرده.

📰 ضمیمه فرهنگی روزنامه ایران، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴٠۱ منتشر شد:

🔷 شگرد نو ادبی چشم‌هایش، اثر بزرگ علوی آن را به نقطه عطفی در ادبیات معاصر بدل کرده.

✍ نوشته: مصطفی بیان

📖 ضمیمه فرهنگی روزنامه ایران، ۴۳٠ صفحه پیشنهاد کتاب

«گویند: مگو سعدی، چندین سخن از عشق، می گویم و بعد از من گویند به دوران ها.

شهر تهران خفقان گرفته بود، هیچ کس نفسش در نمی آمد؛ همه از هم می ترسیدند، خانواده ها از کسانشان می ترسیدند، بچه ها از معلمین شان، معلمین از فراش ها، و فراش ها از سلمان ها و دلاک؛ همه از خودشان می ترسیدند، از سایه شان باک داشتند. همه جا، در خانه، در اداره، در مسجد، پشت ترازو، در مدرسه و در دانشگاه و در حمام، مامورین آگاهی را دنبال خودشان می دانستند. در سینما، موقع نواختن سرود شاهنشاهی همه به دوروبر خودشان می نگریستند، مبادا دیوانه یا از جان گذشته ای برنخیزد و موجب گرفتاری و دردسر همه را فراهم کند. سکوت مرگ آسائی در سرتاسر کشور حکمفرما بود. همه خود را راضی قلمداد می کردند. روزنامه ها جز مدح دیکتاتور چیزی نداشتند بنویسند.» (آغاز رمان چشمهایش / سال ۱۳۳۱)

بزرگ علوی می گوید: «چشمهایش را به زنی که اسمش را ترانه گذاشتم تقدیم کردم، این کتاب نتیجۀ دلدادگی من بود.» (پیشۀ دربه دری، زندگی و آثار بزرگ علوی؛ ص۵۳)

در رمانِ «چشمهایش» بیش از سیاست، قصۀ عشق را می خوانیم زیرا، به قول م.آزاد (ص ۱۴۵): «علوی باطناً مرد سودایی است و در حقیقت خط آن حرف ها (سیاست) نیست. چشمهایش، لحن و محتوای اشرافی انسان دوستانه دارد… علوی نویسنده بود و صادق، و همین صداقت بود که شور و غوغا و یاس، داستان های او را از پشتِ امیدواری {سیاسیِ مقاله هایش} نشان می داد.» پرویز ناتل خانلری او را «نویسندۀ صمیمی و احساسی» باز می شناسد. نویسنده ای تغزّلی که خودش دارد حماسه سرایی کند.

علوی می گوید: «من نویسنده هستم، به کار سیاست نمی خورم.» با این حال عمری را به وابستگیِ حزبی گذراند و از نوشتنِ آن چنان که باب طبعش بود، دور افتاد.

بزرگ علوی به همراه صادق هدایت، یکی از پایه گذاران داستان نویسی نوین ایران هستند. وی از معدود نویسندگانِ ایرانی به شمار می رود که آثارش به زبان های مهمِ غرب ترجمه شده و شهرت جهانی یافته است. او در سال های قبل از انقلاب، ممنوع القلم شد. در آن سال ها، رمانِ «چشمهایش» در چاپخانه های مخفی یا به صورت نسخه های دست نویس، تکثیر می شد و این در حالی بود که خواندن و داشتنِ آن جرمِ سیاسی محسوب می شد!

به گفتۀ برخی از کسانی که آن روزهای خفقان را گذرانده اند، علوی «در بالندگی و تحول فکریِ» نسلی از جوانان چپ گرای دهۀ چهل «نقشی بسزا» ایفا کرد. شهرنوش پارسی پور که در ده سالگی رمان را خوانده، از تاثیر در خورِ تامل آن بر خود سخن می گوید. به ویژه آنکه گفته می شد آن رمان با الهام از زندگی کمال الملک نوشته شده است.

سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ پُربارترین دورۀ فعالیت ادبیِ علوی است. مهم ترین دستاورد ادبی این دوره از زندگی علوی، رمانِ «چشمهایش» است. نوآوری های او در شیوۀ روایت، تازگیِ این داستان در ساخت رازآمیز و کنشِ جست و جوگرانه و آکنده از تعلیقِ، جایگاه علوی را به عنوان نویسنده ای پیشرو در ادبیات معاصر ایران تثبیت می کند. شگرد نو ادبی و ایجاد تعلیق، رمان «چشمهایش» را به نقطۀ عطفی در ادبیات معاصر ایران بدل می کند.

در دهۀ ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰، بخش هایی از ادبیات معاصر تحت تاثیر رئالیسم سوسیالیستیِ روسی قرار گرفت. در این دوره، علوی نویسنده ای بود که در عینِ وابستگی به حزبی چپ گرا، شخصیت های داستانی خود و به ویژه زنان را از خانواده های مرفه بر می گزید و ضمن وصف آنها، تصویرهایی گران بار از شیفتگی به خانه ها و مهمانی های اشرافی ارائه می داد؛ خانه هایی که در آنها از مسائل هنری و اجتماعی گفت و گو می شد و از پسِ پرده های کُلفتِ اتاق های نیمه تاریک شان آهنگ سمفونی به گوش می رسید. از جمله، او چهره زنِ مرفه رمانِ «چشمهایش» را خطرپذیرتر از شخصیت مرد مبارزِ رمان آفرید و از همین جهت، انتقاد منتقدان ادبی و حزبی را برانگیخت. آنان از نویسنده می خواستند واقعیت را از پسِ عینک مرامی و ایدئولوژیک ببیند و هنر را به خدمت سیاست حزبی در آورد.

می توان علوی را از نخستین داستان نویسان ایرانی شمرد که در توجه به «دیدگاه» و اینکه چه کسی از چه زاویه ای واقعیت را می بیند و ماجرا را روایت می کند، رویکردی مدرن دارد. بیهوده نیست که خانلری داستان های او را «خوش ساخت» می خواند، انتخاب دیدگاه مناسب نمودار آشناییِ او با فنون داستان نویسی است. (پیشۀ دربه دری، زندگی و آثار بزرگ علوی؛ ص۹۹)

«چشمهایش» در اردیبهشت ۱۳۳۱ منتشر شد. در سال ۱۹۵۹، با ترجمۀ هربرت مالتزیگ و به کمک علوی، به زبان آلمانی و در سال ۱۹۸۸ به قلم اُ.کِین به انگلیسی ترجمه شد؛ و جوزف بیلووسکی آن را به زبان لهستانی برگرداند. حسن میرعابدینی معتقد است که این رمان، یکی از «ده رمان بزرگ ایران» است.

این رمان، در خلال روایت، حوادث تاریخی و اجتماعی دوره سلطنت رضاشاه را به تصویر می کشاند. «استاد ماکان»، نقاش مبارز، در تبعید جان سپرده است و راوی داستان، «ناظم» مدرسۀ نقاشی، برای نوشتن شرح احوال استاد می کوشد به اسرارِ زندگیِ عاشقانه او پی برد. ناظم نخست باید راز چشم های منقوش بر آخرین پردۀ نقاشیِ استاد را کشف کند. پس جست و جویی را آغاز می کند. نویسنده پرسش هایی را پیشِ روی خواننده می گذارد و، با ایجاد شک و تردید و به تاخیر انداختنِ پاسخ، او را به خواندنِ ادامۀ داستان ترغیب می کند. قدرت نویسنده در به کارگیریِ شگرد ادبیِ «جست و جو برای کشف» و ایجاد تعلیق و کشش داستانی مناسب (مثلا: بعد چه می شود؟) باعث می شود این رمان در زمینۀ جذب مخاطب بسیار موفق عمل کند.

در فصل دوم، ناظم با فرنگیس، ملاک زادۀ زیبا و جسور که در سال مرگِ استاد به دیدنِ تابلوهای او آمده است، روبرو می شود. توصیف نقشه های ذهنیِ او برای حرف کشیدن از زن، مهارت نویسنده در بازنمایی درون چهره های داستانی را نمودار می سازد. فرنگیس برای آموختنِ نقاشی نزد استاد رفته و عاشق او شده است اما چون بی اعتناییِ عارف­منشانۀ معشوق را دیده، رهسپار پاریس شده است. اما حین شرح وقایع، دربارۀ گذشته به داوری می نشیند که سبب گسترش رئالیسم روانیِ داستان و خصوصیات روحیِ قهرمانِ داستان می شود: «آیا این چشم ها از آنِ یک زن پرهیزکارِ از دنیا گذشته بود یا زنِ کامبخش و کامجویی که دنبال طعمه می گشت.» استادیِ نویسنده در نشان دادنِ تناقض های درونی و احساسات دو گانۀ فرنگیس چشم گیر است.

فرنگیس در پاریس در مدرسۀ هنری ثبت نام می کند. فرنگیس، ناتوان از آموختن نقاشی و خسته از یکنواختی، به فکر خودکشی می افتد. اما آشنایی با «خداداد»، دانشجوی مبارز ایرانی، سبب تغییر روحیه و توجه او به مسائل اجتماعی می شود. گزارش نویسنده از زندگی دانشجویان مبارز ایرانیِ مقیم اروپا، ریشه در تجربه زندگی نویسنده دارد، که واقع گرایی داستان را تقویت می کند. خداداد، تصور فرنگیس را از استاد تغییر می دهد و از او می خواهد به ایران بازگردد و با استاد دیدار و همکاری کند. فرنگیس به ایران بر می گردد. پس از ملاقات با او، درگیر مسائل جنبش اعتراضی در مخالفت با رژیم می شود. استاد ماکان درگیر سیاست شده، فرنگیس به دلیل اینکه استاد را به عشق خود گرفتار کند، به جریان اعتراضی می پیوندد؛ در حالی که استاد ماکان به عشق او توجهی نشان نمی دهد. ولی به مرور زمان عاشق فرنگیس می شود اما عشق خود را بروز نمی دهد. استاد از عشق می گریزد تا وظیفۀ سیاسی و اجتماعی خود را انجام دهد.

رمان چشمهایش، رمانی که به قولِ م.آزاد (ماهنامه آرش،خرداد۱۳۴۲) یک نسل خوانندۀ فرویدی – نیچه ای پس انداخت که دخترهایش شلاق­کِش بودند و پسرهایش به بهانۀ درگیری در مبارزۀ اجتماعی، به معشوقه بی اعتنایی و جفا می کردند. (سرگردان در میدان های پیر بوردیو و مقالات دیگر / ص۹۵)

استاد در جریان اعتراضات، دستگیر می شود. فرنگیس برای نجات او فداکاری می کند و حاضر به ازدواج با سرهنگ آرام می شود.

استاد به تبعیدگاهِ کلات می رود و فرنگیس رهسپار اروپا می شود. سال ها بعد در مجله ای که خبر مرگ استاد را چاپ کرده، با تصویر پردۀ نقاشی چشمهایش مواجه می شود.

کلود سیمون، نویسندۀ فرانسوی می گوید: «هر بار که نویسنده یا هنرمندی به شیوه ای کمی جدیدتر با جهان سخن می گوید، جهان تغییر می کند.» شخصیت فرنگیس، از معدود شخصیت های، اعترافیِ ادبیات معاصر ایران به شمار می آید. جوان نقاش روی جلد قلمدان، بیدار شده از خوابی تاریخی، این سوال را مطرح می کند: من کی­ام و کجای جهان ایستاده­ام؟ پرسشی که انسانِ ایرانی در آستانۀ روزگار نو و در ملتقای برخورد تجدد با جامعه­ای سنتی مطرح می کند. (سرگردان در میدان های پیر بوردیو و مقالات دیگر / ص۶۷)

انتشار این رمان واکنش های متفاوتی را برانگیخت. کسانی بر آن، از جهت زمینۀ سیاسیِ ماجراهایش، خُرده گرفتند، مثلال آل احمد (ص ۴۳۵ و ۴۳۶) صفحاتی از آن را مشابه مقالات روزنامه های حزبی بازشناخت. منتقدانی همچون به­آذین، همدلیِ نویسنده با شخصیت فرنگیس را مهم ترین مشکل رمان می دانند و علوی را نکوهش می کنند که استادِ مبارز را به قدر کافی مثبت تصویر نکرده! (پیشۀ دربه دری، زندگی و آثار بزرگ علوی؛ ص۱۰۷ و ۱۰۸)

در عرصۀ نقد ادبی ایران، علوی به عنوان مشهورترین نویسنده چپ گرای ایران، موضوع بحث و جدل بوده است؛ عده ای برایش دل سوزانده اند و عده ای بر او خُرده گرفته اند.

نکته قابل تامل و تاسف این جاست که همزمان با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ به رهبری لنین (سال ۱۲۹۶ خورشیدی)، از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰بسیاری از آثار ادبی ایران و شبه روشنفکران و مبارزان مسلح که کشور را با شرایطی آشفته و بحران زده روبرو می‌دیدند؛ بدون هیچ اطلاع و آگاهی از نظام سیاسی و اندیشه سوسیالیسی لنین و استالین، با خوشحالی از تحولات همسایه شمالی استقبال کردند و نام و توان قلمیِ خود را در خدمت آرمان های سوسیالیستی و انقلاب روسیه شوروی می گذارند؛ نمونۀ آن شخصیت «استاد ماکان».

اگر روشنفکریِ دورۀ مشروطه خاستگاهی عمدتاً روسی داشت. روشنفکری دهۀ ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ بر اساس معیارهای ایدئولوژیک سوسیالیسم روسی تعریف شده است. (سرگردان در میدان های پیر بوردیو و مقالات دیگر / ص۱۱۱)

بزرگ علوی می خواست نویسنده شود اما هر بار سیاست، زندان، فعالیتِ حزبی و تبعید مانعی سدّ راهِ او برای آفرینش ادبی می شد. «وقتی می بینم که همکاران من چه آثار با ارزشی نوشته اند… دلم آکنده از غم می شود که چنتۀ من خالی است و از خود می پرسم چه شد که می خواستی نویسنده بشوی وسطِ راه ماندی.» (می خواستم نویسنده شوم / محمد بهارلو)

مصطفی بیان / داستان نویس

منابع:

چشمهایش، بزرگ علوی، انتشارت نگاه، چاپ دوازدهم، ۱۳۹۱

پیشۀ دربه دری، زندگی و آثار بزرگ علوی، حسن میرعابدینی، نشر چشمه، ۱۳۹۶

سرگردان در میدان های پیر بوردیو و مقالات دیگر، حسن میرعابدینی، نشر چشمه، ۱۳۹۹

می خواستم نویسنده شوم، گزیدۀ آثار بزرگ علوی، به کوشش محمد بهارلو، انتشارات علم، ۱۳۷۷٫

با شیوا مقانلو در کتابفروشی فلسطین (نمایندگی نشر نیماژ مشهد)

✍️ از سمت راست: زهره محقق، شیوا مقانلو، سارا عیش‌آبادی و مصطفی بیان
📎 کتابفروشی فلسطین (نشر نیماژ) / مشهد / پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴٠۱
✍️ از سمت راست: مصطفی بیان، هادی تقی زاده، زهره محقق و سارا عیش آبادی

📎 کتابفروشی فلسطین (نشر نیماژ) / مشهد / پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴٠۱ / نشست دیدار و گفت و گو با شیوا مقانلو