بایگانی دسته بندی ها: مقالات ادبی من

شجاع ترین نویسنده امروز

او را «شجاع ترین نویسنده امروز امریکا» خطاب می کنند که مسائل امروز اجتماعی امریکا مانند اعتیاد، تجاوز، همجنس گرایی و قتل در مدارس و خانواده های امریکایی را در کتاب های خود به نقد می کشاند. حالا که پنجاه و دو سال شده و تمام قد، نقش نویسنده و منتقد اجتماعی برجسته امریکا را ایفا می کند.

«ای. ام. هومز» (A.M. Homes) در ۱۸ دسامبر ۱۹۶۱ در پایتخت امریکا متولد شد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستانش را در واشنگتن گذراند و مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشدش را در رشته «برنامه نوشتن خلاق» را در دانشگاه های کلمبیا و نیویورک به پایان رساند. وی در حال حاضر در دانشگاه پرینستون مشغول به تدریس است.

او یک نویسنده نادر بین هنر والا و فرهنگ عامه است. در نقد هنر امپرسیونیستی، وی سبک خشکیده را به سبک سری و خلاقیت به ارمغان آورد. و در سخنرانی الهام بخش خود خلاقیت سایر نویسندگان و هنرمندان را به رها کردن ترس و حدوسط خطرات واقعی در کار خود تحریک کرده است. همان طور که خود یکی از تحریک کننده ترین صدای ادبی امروز امریکا شناخته شده است.

از اولین رمان ای. ام. هومز با نام «جک» (۱۹۸۹) که در مورد پسری نوجوان و نوزده ساله که با واقعیت اجتماع همجنس گرایی آشنا می شود تا رمان «پایان آلیس» (۱۹۹۶) ستایش را برای تجسم راسخ خود را از پدوفیلیا برانگیخته است؛ همگی سخن از اجتماع فاسد و پلید سرمایه داری دولتمردان امریکایی به زبان می آورد.

در سخنان «مایکل کاتینگهام» رمان نویس و برنده جایزه پولیتزر، ای. ام. هومز را به عنوان «شجاع ترین نویسنده امروز» خطاب می کند که اگر بخواهد وی می تواند تقریبا همه چیز را انجام دهد.

برخلاف جنس زنانه «ای. ام. هومز» دارای روحیه ایی مردانه است. وی در واشنگتن پست اظهار داشت: «من از مردان مورخ ام و هم از زنان مورخ، نه بیشتر و نه کمتر» و در مصاحبه ایی با مجله دیوا گفت: «من دارای خصوصیات جنس نر و ماده هستم» ولی در شرح خاطرات، خود را دختر معشوقه ایی توضیح می دهد که با وجود بیش از پنجاه سال سن هنوز با پدر و مادر خود زندگی می کند.

در کارنامه پرکار ادبی خانم «ای. ام. هومز» چندین رمان و مجموعه داستان به چشم می آید؛ که می توان رمان های جک(۱۹۸۹)، مادران از یک کشور (۱۹۹۳)، پایان آلیس (۱۹۹۶)، موسیقی برای آتش زدن (۱۹۹۹)، این کتاب زندگی شما را نجات داد (۲۰۰۶)، ممکن است ما را ببخشند (۲۰۱۲) و مجموعه داستان چیزهایی که شما باید بدانید (۲۰۰۲) را نام برد. وی علاوه بر تدریس در دانشگاه، به عنوان یک روزنامه نگار در مجلات معتبر مانند نیویورکر و مک سوینی فعالیت دارد و مقالات و مصاحبه های مختلفی با نویسندگان و هنرمندان برجسته بر روی کاغذ آورده و منتشر کرده است.

ای. ام. هومز جوایز متعددی مانند بنیاد گوگنهایم یاران (۱۹۹۸) رادریافت کرده است؛ و توانست امسال نیز با رمان «ممکن است مارا ببخشند» (May We Be Forgiven) جایزه ادبی اورنج ۲۰۱۳ را از میان نامزدهای دیگر این جایزه، ماریا سمپل « برنادت، کجا می روید»، هیلاری مانتل « مطرح کردن اجسام» (نامزد جایزه ادبی اورنج ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰)، باربارا کینگسالور «پرواز» (نامزد و برگزیده جایزه ادبی اورنج ۱۹۹۹ و ۲۰۱۰)، کیت اتکینسون «زندگی بعد از زندگی» (برگزیده کتاب سال بریتانیا ۲۰۰۹) و زیدی اسمیت «ان.دبلیو» (نامزد و برگزیده جایزه ادبی اورنج سال های ۲۰۰۰، ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶) را از آن خود کرد.

جایزه ادبی اورنج (Orange Prize for Fiction) یکی از معتبرترین جایزه های ادبی انگلستان است که به نویسندگان زن که به زبان انگلیسی رمان نوشته و در انگلستان منتشر کرده باشند اهدا می شود. این جایزه به طور رسمی به عنوان جایزه ادبی زنان انگلیس زبان در دنیا شناخته شده است. داوران این جایزه ادبی یک هیات پنج نفره شامل پنج زن نویسنده یا منتقد ادبی برجسته در هر سال انتخاب می شوند. این جایزه از سال ۱۹۹۶ با هدف ترویج ادبیات داستانی از سوی نویسندگان زن در سراسر جهان برگزار می گردد و برگزیده هر سال علاوه بر مجسمه برنزی، مبلغ سی هزار پوند نیز دریافت می کند.

رمان «ممکن است مارا ببخشند» داستان دو برادر یهودی را روایت می‌کند که یکی در تصادفی وحشتناک، چند نفر را می‌کشد و برادر دیگر، به رفع و رجوع رخدادهای پس از آن می‌پردازد. داستان در کنار فضای تیره‌ای که دارد سرشار از طنز است. ای. ام. هومز در نیویورک تایمز گفته است: « این کتاب، یک طنز است که در آن شخصیت های اصلی در حال حاضر مرده اند.» با این حال منتقد روزنامه اعلام کرد که کتاب «ممکن است ما را ببخشند» بزرگترین، وسیع ترین رمان در عین حال، یک کارناوال تاریک زندگی آمریکایی در قرن بیست و یکم است.

«ای. ام. هومز» در گفت و گو با رادیو بی بی سی گفت که این رمان را در ابتدا به صورت داستان کوتاه دیده بود. داستان کوتاه او با همین نام در کتاب بهترین داستان های کوتاه آمریکایی منتشر شده بود. او گفت:« ولی بعد تا ۷۰۰ صفحه ادامه دادم. به خودم اجازه دادم که همین طور پیش بروم، کاری که معمولا نمی کنم. فکر کردم می خواهم کتابی را که دوست دارم بنویسم و خودم را سرگرم کنم.»

«ای. ام. هومز» در مورد کتابش گفته است: «گمان می کنم من می خواستم برای نوشتن یک کتاب امیدوار کننده در مورد تکامل خانواده بنویسم. »

وی معتقد است روزی زندگی خود را در یک زمان عجیب و غریب از برزخ شناور و اضطراب طلاقی می بینیم. او می خواهد به ما بیاموزد که در فرهنگ لغت نامه، علاوه بر کلمه «انتقام» کلمه متضادی به نام «بخشش» وجود دارد که باید معنی آن را در زمان خودش به درستی دانست.

در پایان، برگزیده جایزه ادبی اورنج ۲۰۱۳ این سوال را از ما می پرسد: «زمانی خواهد رسید که شما بخواهید برای بخشش اشتباهات بزرگ یک انسان تصمیم بگیرید. آیا در آن زمان انسان پخته ایی شده اید؟»

مصطفی بیان

این مقاله در روزنامه آرمان/ شماره ۲۳۷۲/ دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۲ به چاپ رسید

مادربزرگ های نویسنده

تصور کنید مادربزرگ ها به جای پخت و پز و بافتن لباس و بزرگ کردن بچه ها، بروند سراغ مداد و کاغذ و بنشینن کنار پنجره در فصل بهار و یا وقت زمستان لَم بدن کنار بخاری نفتی یا هیزمی، داستان بنویسند.

قصه های مادربزرگ حال و هوای خاص خودش را دارد. آنها خوب می دانند خوراک بچه ها، چه جور قصه هایی است. مادربزرگ ها یکی از راه های تربیت بچه ها را گفتن داستان می دانند. آنها سعی می کنند با خلق شخصیت های منفی و مثبت داستان و قرار دادن آنها مثل مهره های شطرنج در کنار یکدیگر، پیام اخلاقی خود را به ما منتقل کنند.

ولی هیچ وقت گمان نکنید که قصه های مادربزرگ فقط در سوژه های ساده و عامیانه خلاصه می شود. وقتی از نزدیک زندگی آنها را خواندم، دیدم مادربزرگ هایی هستند که با شجاعت سوژه های داستانی خلق کردند که حاصل آنها تحول اجتماعی به سوی فضای صحیح اخلاقی بود. آنها توانستند در میان نظام مردسالاری، برای رسیدن به آرمان های مقدس و درستشان داستان بنویسند و در روزنامه های معروف و حتی کتاب با شمارگان بالا چاپ کنند و جالب است که این را هم بدانید، ده نفر از برگزیدگان جوایز نوبل ادبیات، مادربزرگ هستند!

برخی از آنها بسیار پرکار بودند و تا آخرین سال های زندگی شان داستان گفتند و برخی فقط با نوشتن یک داستان، نامشان برای همیشه در تاریخ ادبیات جهان به یادگار ماند.

در کشور ما هم مادربزرگ های نویسنده ایی بودند؛ مانند سیمین دانشور که در سال های آخر زندگی اش کم کار بود و برخی مثل فاطمه (غزاله) علیزاده، فرزانه کرم پور و فرشته ساری دست از نوشتن بر نداشتند.

ادنی نولیوار 

کارتون زیبای «حنا دختری در مزرعه» هنوز در خاطر بسیاری از ما کودکان دیروز خاطره ای شیرین به یادگار گذاشته است. همان دختر بچه مظلوم و دوست داشتنی به نام حنا! قصه ای که جزء یکی از محبوب ترین و تاثیرگذارترین داستان های نوجوانان در جهان به حساب می آید. نویسنده این داستان شیرین و خواندنی خانم ادنی نولیوار نویسنده فنلاندی است.

ادنی نولیوار مانند تمام نویسندگان زمان خود، لحظات دشوار جنگ جهانی اول را لمس کرده است. شايد بتوان ادعا كرد كه اين نويسنده تنها در يک اثر خود يعنی رمان کاتری، دختر گاوچران (حنا، دختری در مزرعه)  تا حدودی خوی ضد جنگ خود را در خلق شخصیت یک دختر بچه نه ساله به نام کاتری (حنا) نشان داده است.

نولیوار، ۸۹ سال عمر کرد و آخرین کتابش را با نام «راز مارکوس» در سن هفتاد سالگی نوشت و در بیست سال آخر زندگی اش هیچ داستان و رمانی منتشر نکرد.

لوسی مود مونتگرمری

«آنه از گرین گیبلز» در ایران با نام «رویای سبز» ترجمه شده است. دختری پُرحرف، با استعداد و زرنگ البته کمی هم سر به هوا که در يک پرورشگاه زندگی می کند تا آنکه زندگی اش دچار دگرگونی می شود. مونتگرمری، الهام نوشتن این قصه را از مقاله ای در روزنامه و همچنین تجربیات کودکی خود در روستای جزیره پرنس ادوارد را در آن ترسیم کرده است.

زندگی مونتگرمری همانند شخصیت داستانی اش آنه، پس از مرگ مادرش به نزد مادر بزرگ و پدربزرگش در مزارع سرسبز جزيره پرنس ادوارد رفت. او برخلاف آنه، دختری آرام و گوشه گیر بود.

لوسی نویسنده پرکاری بود و آثار بسیاری به یادگار گذاشت. آخرین کتابش را با نام «داستان جین از فانوس هیل» در سن ۶۵ سالگی چاپ کرد ولی تنها اثرش «آنه از گرین گیبلز» (رویای سبز) بر محبوبیت او در کانادا و جهان افزود.

پاتريشيا ماری سَنت جان

کارتن زیبای «بچه های کوه آلپ» را بسیاری از متولدین دهه پنجاه و شصت به یاد دارند. داستان در مورد دختر نوجوانی به نام آنت است که برادری کوچک به نام دنی دارد که مادرشان بعد از به دنیا آوردن دنی از دنیا می رود. آنها با پدرشان در مزرعه ای در دامنه های  رشته کوه های آلپ زندگی می کنند. در همسایگی آنها پسر نوجوانی به نام لوسین با خانواده اش زندگی می کند که با آنت خیلی صمیمی است، تا اینکه طی حادثه ای دوستی بین او و آنت به نفرت تبدیل می شود.

«پاتریشیا ماری سنت جان» در آغاز نگارش کتاب «گنجینه های برف» می گوید:

«داستان را زمانی شروع می کنم که جنگ (جنگ دوم جهانی) پایان یافته است. جنگی که در آن شاهد جنایت، خشم و نفرت بودم. خشم کسانی است که می توانند دیگران را ببخشند. پشیمانی از آن کسی است که می تواند ببخشد ولی نمی بخشد؛ و من می دانستم که نسل جدید کودکان پس از جنگ، نیاز جدیدی به یادگیری معنای بخشش دارند.»

پاتریشیا، ۷۹ سال زندگی کرد و بیشتر عمر خود را به عنوان پرستار مبلغ در مراکش گذراند. او در آخرین سال های زندگی اش داستان هایی با موضوع عشق و بخشش نوشت و در سال ۱۹۸۷ دو کتاب «نیاز به یک همسایه دارم» و «راز قایق» را منتشر کرد.

یوهانا اشپیری

داستان زیبای «هایدی» را همه ی ما خوانده و یا فیلمش را یکبار دیده ایم. دختر بچه ایی شاداب که به همراه پدربزرگش و دوستش پیتر در کوهستان زندگی می کند. مجموعه رمان هایدی، دختر روستایی در روستایی در سوئیس، اثر «یوهان اشپیری» نویسنده سوئیسی است.

او ۷۴ سال زندگی کرد و نویسنده ای نسبتا کم کار در آخرین سال های زندگی اش بود. یوهان را بیشتر به خاطر نگارش مجموعه ی رمان هایدی  در تاریخ ادبیات جهان می شناسند.

هریت بیچر استو

«او زن کوچکی است که جنگ بزرگی به راه انداخته‌است.»

این جمله معروف «آبراهام لینکلن» رئیس جمهور وقت امریکا، وقتی در ابتدای جنگ داخلی آمریکا با «هریت بیچر استو» دیدار کرد؛ از او نقل شده ‌است.

با مرگ نلسون ماندرلا، بلافاصله به یاد رمان عمو تام (عمو تُم) افتادم. بردگانی که با گذشت زمان، معنای آزادی را از یاد برده‌ بودند و خود را محکومین ابدی این زندگی تلخ جامعه سفید پوستان می دانستند.

رئیس جمهور امریکا، زمانی که نویسنده رمان «کلبه عمو تام» را دید با چنین زنی روبرو شد: انسانی کوتاه قد با موهایی کاملا سفید که بدنش به نسبت لاغر و شانه هایش باریک بود؛ طوری که جثه ریز و ضعیفش نظرش را جلب کرد.

استو برخلاف جثه کوچکش، قلمی زیبا و بیانی محکم و استوار داشت. او نویسنده شجاعی بود که در جامعه سفید پوستان و سیاستمداران افراطی و مردسالار از آزادی برده ها سخن گفت.

هریت بیچر استو در تابستان ۱۸۹۶ در سن ۸۵ سالگی درگذشت و بیش از بیست کتاب از جمله رمان، سه سفرنامه و مجموعه مقالات و نامه ها به یادگار گذاشت؛ ولی هیچ یک از آنها به محبوبیت داستان «کلبه عمو تام» او نمی رسد. او نویسنده پرکاری بود و تا آخرین سال های زندگی اش، هیچ گاه قلم از دستش رها نشد. «زندگی پور» و «او به آمدن فردا» آخرین نوشته های استو است که در سال های پایانی زندگی اش منتشر شد.

آنا سِوِل

آنا فقط یک کتاب نوشت که بیش از پنجاه سال نوشتن این کتاب سیصد صفحه ایی به طول انجامید. مدت زمان طولانی نگارش رمان، فقط به علت بیماری آنا بود که بیشتر عمر زندگی اش را در خانه گذراند. او فقط برای تحویل کتابش به ناشر، دو یا سه بار از خانه بیرون آمد. اما آنا بسیار زودتر از آنکه از موفقیت کتابش با خبر شود، از دنیا رفت. داستان «زیبای سیاه» ششمین کتاب پرفروش به زبان انگلیسی است و به بیش از پنجاه زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

آنا هیچ گاه مادربزرگ نشد و بیشتر از ۵۸ سال عمر نکرد. ولی بیماری سخت و دشوارش، جسم او را همچون پیرزن های هفتاد ساله نشان می داد که عمری بسیار دراز کرده است. او تلاش داشت احساسش را با قلم از زبان یک اسب در داستان «زیبای سیاه» به مردم جهان انتقال دهد.

آگاتا کریستی

دوستداران ادبیات پلیسی به طور حتم نام «آگاتا کریستی» نویسنده پُرکار و معروف انگلیسی را شنیده اند. او برخلاف بسیاری از نویسنده های معروف دنیا، تا آخرین ماه های زندگی اش دست از نوشتن برنداشت و پشت میز به خلق داستان های پلیسی و معمایی اش پرداخت.

«روزالیند هیکس»، تنها فرزند آگاتا کریستی است که حاصل ازدواج ناموفق روزالیند با همسرش یک پسر و دو دختر است.

آلیس مونرو

آلیس مونرو نویسنده کانادایی و برگزیده نوبل ادبیات ۲۰۱۳، متولد تابستان ۱۹۳۱ است. آلیس چند ماه قبل از دریافت نوبل، از دنیای نویسندگی اعلام بازنشستگی و گفت که احتمالا دیگر چیزی نخواهد نوشت. او از مستعدترین و پرکارترین نویسندگان داستان کوتاه معاصر است که به اعتقاد بسیاری از منتقدان، داستان‏‌هایش به لحاظ قدرت ادبی و احساسی به رمان نزدیک است تا داستان کوتاه. البته خودش می گوید هرگز قصد نداشته صرفا نویسنده داستان کوتاه باشد؛ فکر می کرده مثل همه ی نویسنده ها رمان خواهد نوشت. ولی حالا دیگر می داند او نویسنده داستان های کوتاه است و آکادمی نوبل امسال، آلیس را «استاد داستان کوتاه معاصر» لقب داد.

آلیس مونرو قبل از اعلام بازنشستگی از دنیای نویسندگی، داستان بلند «زندگی عزیز» را در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد. آلیس دو بار ازدواج کرد که حاصل ازدواج هایش سه فرزند پسر و دختر است.

نادین گوردیمر

نادین گوردیمر نویسنده آفریقای جنوبی است. او در سال ۱۹۹۱ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. نادین در اکثر نوشته هایش به موضوع آپارتاید اشاره کرده است و بسیاری از آثارش در زمان رژیم آپارتاید در شمار آثار ممنوعه قرار گرفت.

نادین گوردیمر دو بار ازدواج کرد و حاصل ازدواج او دو فرزند است. او در حال حاضر فعالیتش را معطوف به مسئله ایدز در افریقا کرده است.

مصطفی بیان

این مقاله در شماره ۵۵۲ شنبه ۲۱ دی ۹۲ در هفته نامه چلچلراغ چاپ شد

اليف شفق برگزیده جایزه ادبی ریلِی ترکیه ۲۰۱۳

همسایه شمال غربی کشورمان، ترکیه کشوری کوهستانی و نسبتا پرباران است. ترکیه با نام امپراتوری عثمانی در چند قرن گذشته، بخش‌های بزرگی از خاورمیانه و جنوب خاوری اروپا را در دست داشت. تا اینکه پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، جمهوری ترکیه به رهبری «مصطفی کمال پاشا آتاترک» در سال ۱۹۲۳تاسیس شد.

زبان رسمی ترکیه، ترکی (استانبولی) است که در گذشته (امپراتوری عثمانی)  با خط عربی نوشته می‌شد و از زمان تشکیل جمهوری ترکیه توسط آتاترک با خط لاتین نوشته می‌شود.

از نویسندگان برجسته و معروف ترکیه می توان آتیلا ایلهان، خالد ضیاء، عزیز نسین، سویم بوراک، خالد ادیب آدیوار، نازان بکیر اوغلو، رشاد نوری گونتکین، اورهان پاموک، لطیفه تکین، الیف شفق و یاشار کمال را نام برد؛ که از میان آنها «اورهان پاموک» (متولد ۱۹۵۲) نخستین نویسنده ترک است که توانست جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۶ را دریافت کند.

پاموک علاوه در کشور خود در چندین کشور جهان نویسنده بسیار نامداری است و رمان های قله سفید، زندگی نو، نام من سرخ و چهره پنهان از وی در سال های گذشته به فارسی برگردانده شد است.

در ترکیه بر خلاف کشور ما، آثار نویسندگان به شمارگان چند صد هزار جلد منتشر می شود؛ که از لحاظ اقتصادی نویسندگان ثروتمندی در ترکیه زندگی می کنند. طبق آخرین فهرست نویسندگان ثروتمند ترکیه، «عايشه كولين» در صدر نویسندگان ثروتمند ترکیه در سال ۲۰۱۱ و «اليف شفق» ديگر رمان نويس شناخته شده تركيه نيز پس از اين نويسنده قرار دارد.

الیف شفق (Elif Shafak) نویسنده چهل و دو ساله (متولد ۲۵ اکتبر ۱۹۷۱)، زنی زیبا و قد بلندی است. او یکی از نویسندگان شناخته شده در ترکیه و در خارج از ترکیه است.

الیف شفق در استراسبورگ فرانسه متولد شد. پدرش دیپلمات و استاد جامعه شناس است؛ به همین امر او در فرانسه، مادرید و عمان بزرگ شده است. شفق بعد از گذراندن دوران دبیرستان در استانبول، به دانشگاه علم صنعت استانبول راه یافت. او فارغ التحصیل از گروه روابط بین الملل در شرق میانه دانشگاه علم صنعت در استانبول، کارشناسی ارشد در موضوع مطالعات زنان و دکترا در علوم سیاسی است. او از سال ۲۰۰۶ به عنوان استادیار در گروه مطالعات شرق میانه در دانشگاه آریزونا در توسان مشغول به فعالیت و تدریس است.

الیف شفق نويسنده آثار پرفروش به دو زبان تركی و انگليسی است. كتاب‌های او به بيش از ۳۰ زبان زنده دنیا (به جز فارسی) ترجمه شده‌اند. او تاکنون ۱۲ كتاب در كارنامه‌ اش دارد كه هشت عنوان از آنها رمان هستند. رمان «عشق» او كه با نام «چهل قانون عشق» در سال ۲۰۱۰ در امريكا منتشر شد؛ از پرفروش ترین رمان ها اوست.

شفق دو رمان به زبان انگليسی نوشته كه به خاطر اشاره به نسل‌كشی ارمنيان در رمان دومش به نام «حرامزاده استانبول» از سوی دادگاه‌های تركيه به جرم «اهانت به ترک بودن» متهم شد و به همراه مترجم و ناشر به سه سال زندان محکوم شدند که در ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۶ به‌خاطر كمبود مدرک و شواهد، پرونده او از نو بسته شد.

اولین رمان او Bnhan (1998) است که موفق به دریافت جایزه ادبی مولانا شد. از آثار منتشر شده الیف شفق می توان به شهر آینه (۲۰۰۰)، آداب و رسوم (۲۰۰۴ انگلیسی)، کاخ (۲۰۰۵)، زل زل نگاه کردن (۲۰۰۵)،  پدر و بچه سرراهی (۲۰۰۷)، شیر سیاه (۲۰۰۷)، عشق (۲۰۰۹) و کاغذ آب نبات (۲۰۱۰)  و چندین مقاله در روزنامه «زمان» و ماهنامه «تمپو» اشاره کرد.

الیف معتقد است که از طریق هنر داستان سرایی ما به یکدیگر متصل می شویم. او می گوید: «من در هر کجا و در همه جا می توانم بنویسم. برخی از رمان هایم در فرودگاه های بین المللی، در قطار، در هتل های کوچک، رستوران ها، خوابگاه… در همه جا به جز دفتر شسته و رفته و تمیز کارم. این تنها جایی است که نمی توانم بنویسم!» منتقدان، الیف شفق را به عنوان «متمایز در ادبیات ترک و جهان معاصر» می دانند. نام مستعار شفق در داستان هایش «Safak» به معنی «سپیده دم» نام مادر اوست.

الیف شفق در یک مصاحبه گفت: « درست مانند عشق، ادبیات به ما اتصالات را در جهان نشان می دهد. مانند کسی است که در پاکستان زندگی می کند و بر کسی که در کانادا زندگی می کند تاثیر می گذارد. غم و اندوه از یک نفر می تواند کل بشریت را اندوه کند. شادی یک نفر می تواند به لذت ادبیات و هنر کمک کند.»

الیف با وجود اینکه در خانواده مذهبی و روحانی رشد نکرده است اما به دلیل علاقه بسیار به مولانا و اشعارش، از دوران دانشجویی به تصوف روی آورد. او در این مورد گفته است: «من احساس می کردم توسط نیروی مغناطیسی نسبت به مولانا کشیده می شوم. در ابتدا بیشتر پیگیری معنویت و تفکرش بودم. اما در آن زمان این پیگیری و اشتیاق از ذهنم به قلبم منتقل شد. این عامل باعث شد شروع به نوشتن اولین رمانم کنم. من می خواستم نشان بدهم که چگونه یک شاعر و فیلسوف که در قرن سیزدهم میلادی زندگی می کرد می تواند در افکار زندگی مدرن قرن بیستم و یکم نفوذ کند.»

او علاقه بسیار به خواندن رمان های فلسفی دارد. ولی سعی می کند با بسیاری از سبک های مختلف ادبی آشنا شود. رمان های گابریل گارسیا مارکز، تولستوی، داستایوسکی، جویس کارول اوتس، ادگار آل پو، ویلیام بلیک و بالزاک در مراحل مختلف از زندگی او را تحت شعاع قرار داده است.

الیف شفق معتقد است که آزادی بیان به عنوان یک ارزش جهانی است که باید در هر کشور حاکم باشد و هرگونه محدودیتی که بر آزادی بیان وجود دارد، باید برداشته شود و تنها چیزی که او در موردش محتاط است گفتمان نفرت، نژادپرستی، خشونت و بیگانه ستیزی است.

در کارنامه پربار الیف شفق می توان به جوایزی معتبر مانند جایزه IMPAC جایزه ادبی دوبلین ۲۰۰۶ برای رمان عشق، جایزه بین المللی روزنامه نگاری ایتالیا (۲۰۰۶)، جایزه بهترین رمان سال ترکیه (۲۰۰۶) برای زل زل نگاه کردن، جایزه ادبی لندن (۲۰۰۸) برای حرامزاده استامبول، جایزه Marka ترکیه (۲۰۱۰) و نشان شواليه ادبيات و هنر فرانسه (۲۰۱۲) اشاره کرد.

امسال الیف شفق علاوه بر دریافت جایزه ادبی ریلِی ترکیه ۲۰۱۳ (Prix Relay) در جشنواره جایزه داستان های زنان مورد تقدیر قرار گرفت.

در حال حاضر او به همراه همسرش و دو فرزندش (یک دختر متولد ۲۰۰۶ و یک پسر متولد ۲۰۰۸) زندگی می کند و وقت خود را بین استانبول و لندن تقسیم می کند.

مصطفی بیان      

 این مقاله در روزنامه آرمان / شماره۲۳۶۵ /  شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲  به چاپ رسید

«سوتلانا آلیکسیویچ» برگزیده جایزه ادبی آلمان ۲۰۱۳

بلاروس سرزمینی کوچک با ده میلیون جمعیت که با کشورهای روسیه، اوکراین، لهستان، لیتوانی و لتونی هم مرز می باشد. این کشور در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، استقلال خود را به عنوان جمهوری بلاروس در ۲۵ اوت ۱۹۹۱ اعلام کرد.

نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بزرگترین رویداد ادبی خود را برگزار کرد و همچون سال های گذشته به طور سنتی و با حضور رئیس جمهور آلمان و اشخاص سیاسی و فرهنگی جایزه ادبی آلمان را به نویسنده ایی از بلاروس اهدا کرد.

این جایزه بیست و پنج هزار یورویی از سال ۱۹۵۰ همه ساله در نمایشگاه کتاب فرانکفورت برگزار می شود و جزء بزرگترین رویدادهای ادبی آلمان می باشد. انجمن ادبی کتاب فرانکفورت اعلام کرد: «این جایزه به نویسنده ایی اهدا می شود که با قلم خود زندگی و تجربیات احساسی، غم آلود و سخاوتمندانه از بلاروس، روسیه و اوکراین را ترسیم کرده است… وقایع غم انگیز از سرنوشت انسان هایی که درگیر فاجعه چرنوییل، جنگ شوروی در افغانستان و آرزوهای برآورده نشده برای صلح موثر در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را با بیانی ملموس.»

خانم «سوتلانا آلیکسیویچ» ( Svetlana Alexievich) نویسنده، روزنامه نگار و محقق ادبی از سوی انجمن ادبی کتاب فرانکفورت، برگزیده جایزه ادبی آلمان ۲۰۱۳ (German literary prize) شد.

سوتلانا متولد ۳۱ می ۱۹۴۸ در شهر اوکراین است. پدرش بلاروسی و مادرش اوکراینی است. وی در بلاروس بزرگ شده و پس از اتمام تحصیل از دانشگاه دولتی بلاروس در رشته روزنامه نگاری به عنوان معلم و روزنامه نگار مشغول به کار است.

سوتلانا به عنوان روزنامه نگار حرفه ای از سال ۱۹۷۶ در مجله ادبی Neman به مصاحبه و روایت شاهدان تلخ ترین حوادث مانند جنگ دوم جهانی، جنگ شوروی در افغانستان، سقوط اتحاد جماهیر شوروی و فاجعه چرنوییل پرداخت.

سال ۲۰۰۰، بلاروس را ترک کرد و به مدت یازده سال در پاریس، برلین و گوتنبرگ زندگی کرد. سال ۲۰۱۱ به رغم مخالفت با سیستم دیکتاتوری در بلاروس به اجبار برای زندگی به مینسک (پاتخت بلاروس) رفت.

سوتلانا آلیکسیویچ، اولین کتابش را با نام «صورت جنگ» در سال ۱۹۸۵ منتشر کرد. این کتاب به سرنوشت سربازان زن شوروی در جنگ دوم جهانی پرداخته شد و بارها و بارها تجدید چاپ و بیش از دو میلیون نسخه به فروش رفت.

کتاب «آخرین شاهدان» براساس خاطرات شخصی از زمان جنگ توصیف می کند. جنگ دیده را از طریق نگاه زنان و کودکان با توجه به سقوط جماهیر شوروی و احساس جدایی ناپذیر از ایدوئولوژی کومنیستی و پذیرفتن نظام جدید، توصیف می کند.

کتاب سومش با نام «پسران به شکل روی» که شامل مصاحبه با جانبازان جنگ شوروی در افغانستان است که انتشار این کتاب باعث شد در سال ۱۹۹۲ در دادگاه مینسک برای توضیح واقعیت های تلخ جنگ احظار شود.

کتاب های سوتلانا به عنوان یک واقعیت تاریخی به صورت ادبی شرح داده شده است. آثار منتشر شده او به صورت کتاب و مقاله براساس مصاحبه با صدها نفر از سربازان و خانواده های آسیب دیده از جنگ ها و به ویژه بحران هسته ایی در چرنوییل است. کتاب های سوتلانا در بسیاری از کشورهای جهان از جمله امریکا، انگلیس، آلمان، ژاپن، هند (به جزء ایران) به بیش از بیست زبان زنده منتشر و از سوی خوانندگان و منتقدین مورد تحسین و ستایش قرار گرفته است.

در کارنامه ادبی «سوتلانا آلیکسیویچ» جوایز ادبی مهمی را می توان دید. مانند جایزه ادبی اوستروسکی، اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۸۴)، جایزه ادبی فدین، اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۸۵)، جایزه پن تاچولسکی سوئد (۱۹۹۶)، جایزه پیروزی روسیه (۱۹۹۷)، جایزه فریدریش ایبرت (۱۹۹۸)، جایزه هردر (۱۹۹۹)، جایزه صلح اریش ماریا (۲۰۰۱)، جایزه منتقدان امریکا (۲۰۰۵)، جایزه ادبی اروپای مرکزی، لهستان (۲۰۱۱) و جایزه کتاب تجارت آلمانی (۲۰۱۳).

سوتلانا خود را یک نویسنده مستقل می داند و معتقد است «ترس» بخش بزرگی از زندگی انسان قرن بیست و یکم قرار گرفته است. «در واقع حادثه یازده سپتامبر می توانست در کشورهای دیگر هم رخ دهد. تصور کنید ایستگاه های اتمی استرالیا منفجر شود و باران رادیواکتیو به جان مردم بیفتد؛ چه اتفاقی رخ خواهد داد!؟ در واقع تمام جهان امروز ما در معرض خطر است. ترس بخش بزرگی از زندگی ما انسان های کره زمین را فرا گرفته است؛ روسیه نمونه ایی کوچک از تجربه تلخ مردم رنج کشیده است.»

«سوتلانا آلیکسیویچ» نویسنده شصت و پنج ساله و برگزیده جایزه ادبی کتاب آلمان معتقد است: «اگر شما به تمام تاریخ نگاه کنید، فکر نمی کنم جنایت ها و حمام خونی که چه قبل و چه بعد از فروپاشی شوروی توسط جلادان صورت گرفت، دیده باشید و کسی که باید سرزنش شود کیست!؟ و این تاریخ تلخ معاصر ماست که موضوع کتاب هایم است.»

مصطفی بیان

این مقاله در روزنامه آرمان، دوشنبه ۲۵ آذر ۹۲ به چاپ رسید 

النور کاتن برگزیده جایزه ادبی من بوکر ۲۰۱۳

«النور کاتن» نویسنده‌ای که با دومین رمان خود در ۲۸سالگی به‌عنوان جوان‌ترین برنده مهم‌ترین جایزه ادبی جهان معرفی شد. رمان کاتن با عنوان «پرفروغ ها» (Luminaries)داستانی است درباره جست و جوی معادن طلا در قرن نوزدهم است. این داستان به طرز عجیبی متاثر از داستان های ویکتوریایی است.  این کتاب که با داستانی معمایی، روایتی است از هجوم آدم ها به سمت معادن طلا در نیوزیلند، ساختاری دارد منطبق با جدول های نجومی و حجم هر فصل از رمان دقیقا نصف حجم فصل پیش از خود است. «رابرت مک فارلین»، رئیس هیئت داوران، این رمان را «یک اثر شگفت انگیز، یک کار پرفروغ» خواند. رمان کاتن طولانی‌ترین رمانی است که در تاریخ جایزه ۴۵ ساله بوکر، برنده شده است.

«النور کاتن» (Eleanor Catton) متولد ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۵در اونتاریوی کاناداست. زمانی که شش سال داشت با پدری اهل فلسفه و مادری کتابدار به نیوزلند برگشت (چون پدر و مادرش آن جایی بودند). او فارغ التحصیل نویسندگی خلاق در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه ویکتوریا در ولینگتون است. اولین رمان خود را با عنوان «نمایش تمرین» به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشدش در سال ۲۰۰۸ منتشر کرد که به شدت مورد تحسین قرار گرفت و چندین جایزه دریافت کرد.

کاتن با انتشار دو رمان در فاصله زمانی پنج سال توانست مورد تحسین و تقدیر از سوی منتقدین و انجمن های ادبی قرار گیرد و جوایز ادبی مانند جایزه نویسندگی خلاق (۲۰۰۷)، جایزه لوئیس جانسون (۲۰۰۸)، جایزه بتی ترسک (۲۰۰۹)، جایزه بهترین کتاب داستانی انجمن نویسندگان نیوزیلند کلیسای هوبرت (۲۰۰۹)، جایزه کتاب اول گاردین (۲۰۰۹)، جایزه ادبی اورنج (۲۰۰۹) جایزه رمان اول سایت آمازون (۲۰۱۰) را در کارنامه ادبی خود به ثبت برساند. او به عنوان جوان ترین نویسنده برگزیده جایزه ادبی من بوکر ۲۰۱۳ (Man Booker Prize Award 2013) معرفی شد.

النور کاتن شخصیتی آرام دارد، اما وقتی می خواهد درباره کتابش صحبت کند، دیگر آرام نیست. در این حالت است که او برخلاف ظاهر آرامش، پرتحرک ظاهر می شود و اصلا قبل از این که چیزی بگوید، دست هایش را حرکت می دهد. شاید همین اشتیاق اوست که سبب شد تا نویسندگان کهنه کاری را که در فهرست نهایی بوکر حضور داشتند پشت سر بگذارد و برنده شود.

او بعد از شنیدن خبر برنده‌شدنش گفت: «خوشحالم که رمان طولانی‌ای که کابوس ناشر بوده، برنده این جایزه شده است.» این رمان در زمان انتشار به‌عنوان «کابوس ناشران» معروف بوده است. درنهایت نیز ناشری حاضر شد رمان کاتن را منتشر کند. کاتن از ناشر «گرانتا» که این کتاب را منتشر کرده تشکر کرد که با انتشار چنین کتابی تعادل میان پول و زیبایی به‌وجود آورده‌ است.

«ناشران به نوشته های نویسندگان جوان اعتماد نمی کنند و معمولا اسم نویسندگان جوان را کوچک تر از عنوان کتاب چاپ می کنند.»

کاتن می‌گوید برای نوشتن این رمان از واقعه‌های قدیمی الهام گرفته است؛ «در زمانی که من هنوز دانشجو بودم، یک پروژه‌ برداشتم؛ ثبت روزنامه‌های قدیمی دهه ۸۰٫ در زمانی که من این پروژه را به سرانجام می‌رساندم، داستان‌های عجیبی می‌خواندم و همان داستان‌ها باعث شد که ایده اصلی قصه‌ام را پیدا کنم.» جالب است بدانید که النور به هیچ عنوان برای رسیدن به این جایزه برنامه‌ریزی نکرده بود، در حقیقت او زمانی که شروع به نوشتن این کتاب کرد، فکرش را هم نمی‌کرد که نامش در بین نویسندگانی دیده شود که جایزه بوکر را به خودشان اختصاص داده‌اند.

کاتن در خانواده ایی که کتاب را «یار مهربان» می دانند، تولد یافت. پدرش فارغ التحصیل دانشگاه وسترن انتاریو و مادرش کتابدار کتاب کودکان است. این بود که کتاب بخش مهمی از زندگی اش را تشکیل داد: «بیشتر عمرم را در کتابخانه می گذراندم. همین جا بود که با کتاب های «تن تن» و «آستریکس» آشنا شدم و تحت تاثیر آن قرار گرفتم. همیشه در زندگی ام به شخصیت های مهم زندگی ام فکر می کنم؛ تن تن و دیمیتری کارامازوف.»

النور از کودکی با داستان های کلاسیک آشنا شد و در نهایت داستان های نویسندگان نیوزیلند برایش منحصر به فرد بود. او می گوید: «ما در آستانه تغییر جدید در ادبیات نیوزیلند هستیم.» نیوزیلند کشوری در جنوب غرب اقیانوس آرام است. این کشور از دو جزیره بزرگ و تعداد زیادی جزیره کوچک تشکیل شده. نیوزیلند فاصله زیادی با دیگر خشکی های کره زمین دارد به طوریکه استرالیا نزدیک ترین همسایه این سرزمین در دو هزار کیلومتری آن قرار دارد. بیشترین جمعیت این کشور را مهاجران اروپایی تشکیل می دهند. نیوزیلند تحت مستعمری پادشاه بریتانیا است.

النور عاشق داستایوفسکی است و می گوید که رمان «برادران کارامازوف» را خیلی دوست دارد: «این رمان یکی از اسرارآمیزترین نوشته های قرن نوزدهم به حساب می آید و از آن جا که رمان من هم در قرن نوزدهم روی می دهد، خیلی برایم جالب بود که از ساختار روایی آن استفاده کنم.»

کاتن تاکید می کند:«من فکر می کنم نوشتن یک استعداد و قریحه است، اما فکر می کنم استعداد در کنار مطالعه دقیق می تواند سازنده و مفید باشد. اما جایزه ادبی که بسیار خوب است. زیرا با ارائه آنها به من، امنیت کافی را برای ادامه نوشتن می دهد.»

کاتن از میان نویسندگان معتبر و خوش نام همچون نوویولت بولاوایو (نام‌های تازه‌ای لازم داریم)، جیم کریس (فصل برداشت)، جومپا لاهیری (زمین پست)، روث اوزکی (قصه حال)، کالوم توبین (عهد مریم) توانست با رمان «پر فروغ ها» برنده جایزه ۵۰ هزارپوندی بوکر ۲۰۱۳ شود. او می گوید: «من احساس می کنم در نقش یک نویسنده بی دست و پا هستم. من هنوز یک دانش آموز هستم و همه چیز با یک تمرین خوب رخ خواهد داد.» النور کاتن به خوبی می داند که دیگر باید نگاهی متفاوت به دنیا داشته باشد: «از لحظه ای که اسمم را اعلام کردند متوجه شدم که زندگی عادی نخواهم داشت، اما دوست دارم از پولی که برنده شده ام، استفاده کنم.»

«النور کاتن»نویسنده است که در توصیف روابط خانوادگی و تعلق خاطر به اشیا و اشخاص مهارت بسیاری دارد. او در حال حاضر در اوکلند زندگی می کند و مدرس نویسندگی خلاق در موسسه تکنولوژی Manukay است.

مصطفی بیان 

این مقاله در روزنامه آرمان / شماره۲۳۵۵/ دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲  چاپ شده است

آرامگاه های ادبی جهان

آرامگاه، گورستان و قبرستان در معنی کلی به محل دفن اجساد انسان گفته می‌شود. اما در فرهنگ بزرگ سخن آمده است: «قبر‌، گور‌، جای زندگی‌، مسکن، منزل‌، مقر‌ و پناهگاه.»

همه ی ما وقتی از دنیا می رویم نام و خاطراتمان را بعد از مدتی کوتاه با خودمان دفن می کنیم. اما شخصیت های تاثیر گذار جامعه برای عبرت و پند آیندگان، نام و آثار شان برای همیشه در ذهن تاریخ خواهد ماند.

امروز اگر من و شما به آرامگاه دوستان و اقوام خود سر می زنیم؛ بیشتر بهانه ایست برای تسکین درد دل خودمان که در کنار سنگ قبر آنها خلوت کنیم و سنگینی بار دلمان را برای مدتی  سبک نماییم. حالا سوال اینجاست که به چه هدف از آرامگاهِ بزرگان ادب فارسی دیدن می کنیم!؟

تا حالا از خودتان پرسیده اید چرا آرامگاه فردوسی (توس خراسان)، خیام (نیشابور)، عطار (نیشابور)، حافظ (شیراز)، سعدی (شیراز) و باباطاهر (همدان) این همه بازدید کننده از داخل و خارج از کشور دارد!؟

به توس خراسان سفر کرده اید؟ بیشتر بازدید کننده ها، وقتی بالای سنگ قبر حکیم ابوالقاسم فردوسی می ایستند. بعد از خواندن فاتحه، نگاه به متن شعر روی سنگ قبر او می اندازند، با نمای داخلی و بیرونی آرامگاه عکس می اندازند تا خاطره ایی شود برای آلبوم زندگی شان.

دلیل دیگر می توان گفت شناسنامه ایست برای نشان دادن هویت ادبی کشورمان به مردم جهان. در طول سال به بهانه های مختلف اساتید دانشگاه، شاعران و شخصیت های ادبی  داخل و خارج از کشور در آرامگاه بزرگان ادب فارسی گردهم می آیند تا با یاد آنها از شخصیت و آثار ارزشمندشان قدردانی و ستایش کنند.

امروز آرامگاه  بسیاری از شخصیت های برجسته ادبی در نقاط مختلف دنیا به شکل مجزا و مختص آن شخص وجود دارد و جنبه زیارتی و گردشگری پیدا کرده اند.

ایران

ادبیات ایران چهره‌های بین المللی شناخته شده‌ای دارد که بیشتر آن‌ها شاعران سده‌های میانه هستند. آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته و آثارشان به زبان های زنده دنیا برگردانده شده است. گوته شاعر و نویسنده آلمانی (۱۸۳۲ – ۱۷۴۹) باور دارد: «ادبیات فارسی، یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است.»

بزرگترین آرامگاه ادبی ایران را می توان آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی نام برد که در سال ۱۳۱۳ هم‌زمان با آیین‌های هزاره فردوسی در توس در شمال مشهد احداث شد.

آرامگاه حکیم سخن، سعدی شیرازی کنار باغ دلگشا در دامنه کوه در شمال شرق شیراز قرار دارد. علاوه بر آن آرامگاه خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدین حافظ شیرازی در شمال شهر و در جنوب دروازه ی قرآن  به شیوه ی معماری مربوط به دوره‌های هخامنشیان و زندیان واقع است.

بنای تاریخی آرامگاه فرید الدین عطار نیشابوری در دوره تیموری توسط امیر علیشیر نوایی بر روی قبر عطار ساخته شد. این بنا دارای هشت ضلع و گنبدی کاشی کاری شده و چهار در ورودی است که در باغی بزرگ در کنار آرامگاه کمال الملک نقاش معاصر واقع است.

طراح و معمار بنای یاد بود خیام نیشابوری و محوطه پیرامونی آن مهندس هوشنگ سیحون  است. هوشنگ سیحون خود درباره این بنا می‌گوید: «خیام ریاضیدان، منجم و ادیب بود؛ سعی داشتم که این سه جنبه شخصیتی در مزارش تجلی پیدا کند من ده پایه برای آرامگاه در نظر گرفتم عدد ده اولین عدد دو رقمی است و پایه و اساس بسیاری از اعداد می‌باشد از هر پایه دو تیغه بر پایه مدل ریاضی خاصی به صورت مورب بالا می‌رود و با دیگر تیغه‌ها برخورد می‌کنند و از روبه‌رو بر روی پایه مقابلشان پائین می‌آید همه این تیغه‌های مورب در محور عمودی وسط برج همدیگر را قطع می‌کنند سطح پیچیده حاصله بر اثر یک فرمول ریاضی به وجود آمده که سنبله جنبه ریاضیان خیام است از طرف دیگر تقاطع تیغه‌ها در سقف آرامگاه یک ستاره به وجود می‌آورد که سمبل ستاره‌شناسی خیام محسوب می‌شود»

علاوه بر شاعران برجسته، ادبیات معاصر ایران از زمان مشروطه تا به امروز شخصیت های شناخته شده ایی مانند علی اکبر دهخدا (ابن بابویه شهر ری)، جلال آل احمد (مسجد فیروز آباد در شهر ری)، صادق هدایت (گورستان پرلاشز در پاریس)، بزرگ علوی (گورستان تمپل هوف در برلین)، هوشنگ گلشیری (تهران)، سهراب سپهری (امام زاده سلطان علی بن محمد باقر در روستای مشهد اردهان در اطراف کاشان) و احمد شاملو (امام زاده طاهر کرج) دارد.

نویسندگان جهان

در برخی کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین، نویسندگان و شاعران جزء ثروت های ارزشمند آن کشور محسوب می شوند. نام این نویسنده ها برای دولت و مردم آن کشور بسیار اهمیت دارد، زیرا نام، تاریخ تولد و آثار آنها هویت ادبی و تمدن آن کشور را نشان می دهد.

موردی که حائز اهمیت است؛ ارزش و مقامی است که آنها به آرامگاه و بنای یادبود  نویسندگان و شاعران محبوبشان می دهند. انجمن های ادبی در این کشورها بسیار آزادانه فعالیت می کنند و با برگزاری گردهمایی و مناسب های ویژه سعی بر زنده نگه داشتن نام و آثار آن نویسنده خاصِ خود را دارند.

قبر ویلیام شکسپیر در کلیسای مقدس ترینتی واقع است. قطعه‌ای ادبی نیز بر روی سنگ قبر آن حک شده ‌است: «به خاطر حضرت مسیح از کندن خاکی که اینجا را احاطه کرده خودداری کن، خجسته باد کسی که این خاک را رها کند و نفرین باد کسی را که استخوان‌های مرا بردارد.»

در زمان در گذشت «هانس کریستین آندرسن» و «ویکتور هوگو»، دانمارک و فرانسه باعث سوگ ملی شد و میلیون ها نفر در مراسم خاکسپاری آنها شرکت کردند.

مارک تواین (گورستان وودلاف در امریکا)، جورج اورول (درخواست خودش، پیکرش را سوزانده و خاکسترش را در گورستانی گمنام و پرت در دهکده‌ای به نام ساتن کورتینی در نزدیکی آکسفورد به خاک سپردند. بر روی سنگ قبرش نیز هیچ اشاره‌ای به شهرت و نامی که بدان آوازه جهانی داشت؛ نشده است)، ژان پل سارتر (خاکستر او در گورستانی در حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله‌ای از پاریس به خاک سپرده شد، جایی که شش سال بعد همسفر زندگی اش سیمون دوبووار به همراهش آرمید)،  اونوره دو بالزاک (درقبرستان پرلاشز) فرانتس کافکا (گورستان یهودی‌ها در ژیژکوف پراگ) و ویکتور هوگو (پانتئون نزدیک پارک لوگزامبورگ)، هانس کریستین اندرسن (کپنهاک) و فرانتس کافکا (گورستان ژیژکوف پراگ در جمهوری چک).

این مقاله در روزنامه آرمان، شنبه ۲ آذر ۹۲ چاپ شده است 

عارف جام

به بهانه ۲۴ آبان سالروز تولد عبدالرحمن جامی 

«نظام الدین احمد دشتی» دست رو به آسمان کرد و خدا را شاکر شد. بعد قرآن را باز کرد و چنین نوشت:

«تولد عبدالرحمن در شامگاه بیست و سوم شعبان ۸۱۷ (۲۴ آبان ۷۹۳ خورشیدی) در این روستای کوچک خرگرد (خرجرد) به میمنت و مبارکی» و چنین گفت: «من نام او را عبدالرحمن می نامم تا همیشه مطیع و عبدِ فرامین پروردگار خود باشد.»

عبدالرحمن تحصیلات ابتدایی را نزد پدر فراگرفت و سپس نزد مولی جنید اصولی،خواجه علی سمرقندی و مولی شهاب الدین محمد جاجرمی حاضر شد و از آنها کسب فیض کرد. پس از گذراندن این مراحل، عبدالرحمن جوان برای مدتی از هرات به سمرقند (پایتخت تیموریان)، نزد استاد قاضی زاده ی رومی رفت و آن استاد پس از اندک زمانی چنان شیفته ی این دانشجوی مستعد خود شده بود که می گفت: «تابنای سمرقند است هرز به جَودَتِ طبع و قوت تصرف این جوان جامی کسی از آب آمُویه نگذشته است.» سلطان محمد ثانی کوشید تا او را به استانبول بکشاند؛ سلطان بایزید ثانی نیز دو نامه برای او فرستاد و از تاثیر او در ادبیات عثمانی گفت.

لقب نخستین عبدالرحمن جامی، عمادالدین بود و سپس به لقب نورالدین شهرت یافت. و در شاعری به مناسبت آنکه اجدادش از محله ای در دشت اصفهان بودند، نخست «دشتی» تخلص کرد ولی بعدها به علت آنکه تولدش در ولایت جام رویداده بود، «جامی» را به عنوام تخلص شاعری خود برگزید.

جامی در قدرت کلام و شعر، مقام عرفانی و اخلاق مانندی نداشت و از همین رو در محیط حاکمان تیموریان مورد احترام بود. او در دوره حیات بزرگترین شاهان تیموری، یعنی شاهرخ، ابوالقاسم بایقرا، میرزا ابوالسعید و قسمت اعظم سلطنت سلطان حسین بایقراء زندگی کرد.

«هرمان اته» صاحب نظر آلمانی در کتاب «تاریخ ادبیات فارسی» درباره جامی چنین نوشت: «می توان گفت دوره ی کلاسیک شعر فارسی با ظهور و افول نورالدین جامی به پایان رسید.»

معین الدین محمد زمچی اسفزاری از دانشمندان و نویسندگان بزرگ قرن نهم در «روضات الجنات» جامی را «تارمِ چهارمِ مقام مسیح و منزلِ خورشید حقایق نامیده است.»

جامی در مجالس کم سخن می گفت و تا حدی ممکن بود از ستایش و تعریف دیگران خودداری می کرد. او نویسنده و دانشمندی پرکار بود  بزرگ ترین استاد سخن پارسی پس از روزگار حافظ و به نظر عده ایی از نویسندگان «خاتم شاعران بزرگ پارسی گوی» است.

تصوّف و عرفان

قرن نهم به سبب اعتقاد شدید شاهان و شاهزادگان تیموری به مشایخ صوفیه، یکی از دوره های پیشرفت و رواج تصوف و نفوذ روزافزون صوفیه بود. بخصوص آنکه تصوف در این زمان تا حدودی رنگ دینی به خود گرفت. از سوی دیگر از قرن هفتم به بعد رفته رفته اصول تصوف و عرفان در کتاب های علمی و درسی وارد شد.

گروهی تصور می کنند تصوف همان عرفان است در حالی اینگونه نیست. «تصوف، عرفانی است که از دیدگاه اسلام و تعالیم آن نگریسته شده است و هدف آن شناخت ذات آفریننده ی بزرگ است و راه رسیدن به این هدف در تصوّف، رعایت مبانی شرع، پرهیز از گناه، سیر و سلوک در وادی های شریعت و طریقت و سرانجام دستیابی به حقیقت و شناخت نهایی یا عرفان است و حال آن که در عرفان راه وصول به این هدف و حقیقت، تهی شدن خویشتن خویش و اشراق و کشف و مشاهده است که رهروان راه اشراق و کشف شهود را «اهل حال» می نامند.»

به عقیده جامی، عقاید صوفیه بر وصول به حق از طریق عشق است، بر عقاید متکلمین و حکما – که به برهان جدل و اثبات و تفکر اتّکا دارند – برتری دارد.

صوفی ای دید زآلایش پاک / زده در چهره ی آسایش خاک/ گفت کای روی تو چون خوی، درشت! / کرده بر صحبت دانایان پشت / با شناسایی خود ساخته ای / گو خدا را به چه بشناخته ای؟ / گفت: من غرق شناساوری ام / نیست کاری به شناساگری ام / کار من نیست که کس را به جدال / رو نمایم به خدای متعال.

جامی در تمثیل زیبای قطره و دریا در دفتر دوم سلسله الذهب، شناخت جاودانه را به طرزی زیبا و قابل فهم سخن می گوید:

قطره چون آب شد به تابستان / گشت آن آب سوی بحر روان / وز روانی خود به بحر رسید / خویشتن را ورای بحر ندید / هستی خویشتن را در او گم ساخت / هیچ چیزی بغیر آن نشناخت.

جامی موسیقی شناس

در هرات آن زمان یک گروه موسیقی شناسان زبردست و استادان ماهرساز سرود از شهرهای بخارا، سمرقند، خوارزم، آذربایجان و خراسان حضور داشتند از رساله ها و آثار تاریخی آن زمان چنین نتیجه ای به دست می آید که نی، تنبور، قانون، رباب، نفاره، دایره، تار، دوتار، دهل، طبل و غیره فراوان به کار برده شده و مشهورترین استادان اهل ساز در آن زمان محمد عودی، سید احمد غِژکی، حافظ بصیر، حافظِ قزاقِ قانون نواز، حسنِ بَلَبانی و امثال اینها بوده اند. درویش احمد سمرقندی برابر قانون در بربط نوازی مهارت داشته است. در کنار موسیقی، هنر رقص هم  در میان زن ها خیلی پیشرفت کرده بود. (نقد و بررسی آثار و شرح احوال جامی تالیف اعلاخان افصح زاد/ ص ۹۶)

عبدالرحمن جامی یک رساله دارد که رساله موسیقی نامیده می شود. جامی در این رساله نشان می دهد که:  «پیدایش هنر موسیقی اساس حیاتی و زمینه ی اجتماعی داشته، موسیقی واسطه ای است که به حالت های روحی انسان تاثیر نموده، برای تکامل فکری و معنوی او مدد می رساند.» (نقد و بررسی آثار و شرح احوال جامی تالیف اعلاخان افصح زاد/ ص ۱۷۰) جامی ر خاتمه رساله ی موسیقی اش تاثیر خاص داشتنِ هر مقام و آواز و شعبه ها را تاکید کرده است.

جامی و تقلید از شاعران

جامی را به حق آخرین استاد بزرگ شعر فارسی باید شمرد. ویژگی مهم شعر جامی منتخب بودن الفاظ و استحکام عبارات، قدرت در بیات تعالیم و افکار صوفیانه بی نظیر است. اغلب او را یکی از بنیاگذاران سبک هندی می شناسند.

جامی در شاعری تا حد زیادی نظر به امیر خسرو دهلوی داشت اگرچه در غزل به سعدی، حافظ و در مثنوی به فردوسی و نظامی گنجوی و سنایی متمایل بوده است ولی در نظم «هفت اورنگ» بیشتر از همه به نظامی بیشتر نزدیک بوده است. هفت اورنگ دربردارنده ی هفت مثنوی است که همه از درون مایه های عرفانی و اخلاقی برخورداند.

مرد باید که به لطف سخن و حسن خطاب/ طبع ارباب ستم را ز ستم باز آرد/ هر لئیمی که از احسان و کرم رم کرده ست/ به فسون سخن او را به کرم باز آرد.

مشهورترین اثر عبدالرحمن جامی، «بهارستان» را به تقلید از گلستان سعدی در سن ۷۳ سالگی اش نوشته است. جامی در این اثر عقاید جامعه شناس، اندیشه ها و افکار ادیب خود را در آن به طور ساده و روشن بیان کرده است.

خواهی که شاه عدل کند، عدل پیشه باش / در کار خود که معرکه ی گیر و دارِ توست / شاه آینه است، هرچه همی بیند اندر او / پرتو فکند قاعده ی کار و بار توست.

***

نورالدین عبد الرحمن بن احمد بن محمد معروف به جامی ملقب به خاتم الشعرا در سن ۸۱ سالگی در صبحگاه هجدهم محرم سال ۸۹۸ هجری (۲۷ آبان ۸۷۱ خورشیدی)، نبض او از حرکت ایستاد. مزار او در مکانی به نام «تخت مزار» در هرات می باشد. بر روی سنگ قبر آرامگاه او نوشته شده است:

جامی که بود مایل جنّت مقیم گشت / فی روضه مغلدة ارضها السما / کلک قضا نوشت روان بر در بهشت / تاریخه و من دخل کان آمنا.

این مقاله در روزنامه آرمان به تاریخ دوشنبه ۲۷ آبان ۹۲ چاپ شده است

ادبیات رشته کوه های آلپ

اين بار قرار است نگاهی به ادبيات کشور آلمان بيندازيم و درباره نويسندگان برجسته آلمانی، به‌ويژه نويسنده‌هايی که به زبان آلمانی می‌نوشتند بنويسيم. نويسندگانی که در کشور ما طرفداران زيادی دارند و برای خوانندگان شناخته شده هستند. آلمان از همان اولش که اروپا وارد عصر روشن فکری می‌شود، کشور فلسفه بوده ‌است. هيچ کدام از کشورهای اروپا به گرد پای آلمان هم نمی‌رسند. به همين خاطر نويسنده‌های آلمانی هميشه دارای نگاه متفاوت‌تری نسبت به ديگر کشورها هستند.

آلمان از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوئیس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزابورگ و هلند مرز دارد. این کشور ترکیبی از دشت،جنگل، کوه، ساحل و تعدادی جزیره است. جنوب آلمان را رشته کوه های آلپ پوشانده است.

ادبیات آلمان، مانند ادبیات انگلیس و فرانسه نتوانست چندین شخصیت داستانی بزرگ و ماندگار برای ادبیات جهان خلق کند. ولی می توان نام «امیل و کاراگاهان» نوشته اِریش کستنر (۱۹۷۴ – ۱۸۹۹)  را آورد که تا اندازه ایی توانست در ادبیات جهان تاثیر گذار باشد؛ ولی نه به اندازه شخصیت های بزرگ داستانی ادبیات انگلیس و فرانسه!

گوته در آلمان،شکسپیر در انگلستان، ویکتورهوگو در فرانسه و دانته در ایتالیا را چهار رکن ادبیات اروپا می دانند. «یوهان ولفگانگ فون گوته» يک جوری سعدی ادبيات آلمان است. نویسنده، شاعر، نقاش، ادیب، محقق، انسان شناس، فیلسوف و یکی از افراد برجسته ادبیات جهان محسوب می‌شود.

در کنار گوته قطب ادبيات کلاسيک آلمان، نويسنده‌های آلمانی ديگری را هم سراغ داريم؛ مانند «یوهان پاول فریدریش ریشتر» (۱۸۲۵- ۱۷۶۳) نویسنده و شاعر  که بعدا نام خود را به «ژان پل» تغییر داد و «کریستین یوهان هاینریش هاینه» (۱۸۵۶ – ۱۷۹۷) نویسنده، شاعر و خبرنگار.

هاینریش هاینه منظومه‌ای با عنوان «فردوسی شاعر» در بزرگداشت شاهنامه و  فردوسی حکیم دارد. او در این منظومه با اشاراتی به رنجی که فردوسی در سرودن شاهنامه کشید، بیش از همه به ستمی که در حق او روا داشتند پرداخته و از ناسپاسی سلطان محمود غزنوی بسیار گفته‌ است.

در قرن بیستم و آغاز دو جنگ جهانی، علاوه بر نویسندگان آلمانی در کشورهايی مثل اتريش و سوئد و رومانی هم نويسندگانی بودند که به زبان آلمانی می‌نوشتند.

از معروف‌ترین نویسندگان آلمانی برای ما ايرانی‌ها «ولفگانگ بورشرت» بود که مجموعه داستان «گل قاصد» و «اندوه عیسی» از وی به فارسی برگردانده شده است.

در همان دوران نويسندگان ديگری بودند مانند «توماس مان»، «کورت توخولسکی»،  که به شدت سخت می‌نوشتند.« بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌فهمن» و « سلام به آینده» از آثار کورت توخولسکی است که به فارسی ترجمه شده است.

از نويسنده‌های کلاسيک آن دوران که بگذريم، می‌رسيم به نويسنده‌های قرن بيست و يکم که طرفداران بسيار زيادی هم دارند. از همه معروف‌ تر در ايران « هاینریش تئودور بل» است. هاينريش بل برنده جايزه نوبل ادبيات، جزو معدود نويسنده‌های معاصر است که طرفداران بسياری هم در تمام جهان دارد. آثار بسیار زیادی از او به فارسی برگردانده شده است؛ مانند قطار به موقع رسید، گوسفندان سیاه، آدم کجا بودی؟، خانه ای بی سرپرست، بیلیارد در ساعت نه و نیم، عقاید یک دلقک و زنان در چشم انداز رودخانه.

در کنار بل نويسنده ديگر معاصر آلمانی « گونتر ویلهلم گراس» جزوه جنجالی‌ترين و تاثيرگذارترين نويسنده‌های معاصر جهان است. کتاب های بسیاری از این نویسنده مانند «طبل حلبی»، «سال‌های سگی»  در کشورمان ترجمه شده است.

«هرمان هسه»  (۱۹۶۲ – ۱۸۷۸) نویسنده، ادیب، نقاش  و برنده جایزه نوبل ۱۹۳۲ بود. او در ایران بسیار شناخته شده است؛ رمان دمیان، سیذارتا و سفر به شرق او به فارسی برگردانده شده اند.

در کنار نام اين نويسنده‌ها شخصيت‌هایی مثل «اووه تيم»، «الزه آيشنگر»، «زيگفريد لنتس» و «يورک بکر» و «پيتر هانکه» نيز از نويسنده‌های آلمانی شناخته شده در جهان هستند.

از مطرح ترین نويسنده‌هايی که در واقع به زبان آلمانی می‌نويسند ولی آلمانی نيستند می توان به «فرانتس کافکا» از  جمهوری چک، «الفريده يلينک» نويسنده اتريشی و برنده جايزه نوبل و «هرتا مولر» نویسنده رومانی و برگزیده جایزه نوبل ادبیات اشاره کرد. با نگاهی به اين اسامی می شود گفت تعداد نويسنده‌های مطرحی که در طول قرن بيستم به زبان آلمانی می نوشتند، کم‌تر از خود نويسنده‌های آلمانی نيستند و شايد بعضی از آن‌ها از خود نويسنده‌‌های آلمانی در جهان مطرح‌تراند.

مهمترین جوایز ادبی آلمان

از مهمترین جوایز ادبی آلمان می توان جایزه کتاب سالانه نمایشگاه کتاب فرانکفورت، جایزه گئورگ بوخنر، جایزه گوته، جایزه هاینریش هاینه، جایزه مان هاینریش، جایزه باخمان، جایزه ادبی کاسل، جایزه نلی ساکس، جایزه توکان و ده ها جایزه معتبر دیگر را نام برد.

از قدیمی ترین جایزه های ادبی آلمان می توان به جایزه گوته (۱۹۲۷)، جایزه گئورگ بوخنر (۱۹۵۱)، جایزه مان هاینریش (۱۹۵۳)، جایزه نلی ساکس (۱۹۶۱) و جایزه توکان (۱۹۶۵) اشاره کرد، که بیش از پنجاه سال به صورت پی در پی برگزار می گردد.

جایزه برتولت برشت از معتبرترین و گران ترین جوایز ادبی آلمان است که هر سه سال از سال ۱۹۹۶ مبلغ پانزده هزار یورو به نویسنده برگزیده تعلق می گیرد.

برندگان نوبل ادبیات

آلمان هم مانند رقیبانش در عرصه ادبیات توانست نه بار جایزه نوبل ادبیات را سهم خود نماید.

«کریستیان ماتیاس تئودور مومسن» (۱۹۰۳ – ۱۸۱۷) پژوهشگر، تاریخ نویس، روزنامه نگار، حقوق دان، سیاستمدار و باستان شناس آلمانی بود. وی همچنین بزرگ ترین نویسنده کلاسیک در قرن نوزدهم به حساب می آید. او در سال ۱۹۰۲ جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد.

رودولف کریستف یوکن (نوبل ۱۹۰۹)، پل یوهان لودویگ فون هیزه (نوبل ۱۹۱۰)، گرهارد هاپتمان (نوبل ۱۹۱۲)، توماس مان (نوبل )، اریک آکسل کارلفلدت (نوبل ۱۹۳۱)، نلی زاکس (نوبل ۱۹۶۶)، هاینریش تئودور بل (نوبل ۱۹۷۲)، گونتر ویلهلم گراس (نوبل ۱۹۹۹) و هرتا مولر (نوبل ۲۰۰۹) از نویسندگان آلمانی هستند؛ که موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل شدند.

این مقاله در روزنامه آرمان شنبه ۱۷ مهر ۹۲ چاپ شده است

پاریس شهر نویسنده ها

نام هر کشوری به صورت کلی بيانگر يک مفهوم خاص است؛ مانند برزیل انسان را به یاد درخشش فوتبالش، هلند را به یاد گل های لاله، ایتالیا را به یاد تنوع پنیرهایش و فلاند را به یاد گاوهای شیرده!

کشور فرانسه جزو آن کشورهايی است که آدم را ياد هنر می‌اندازد. بوم‌های نقاشی که درخيابان فروخته می شود و نويسندگان و شاعران بزرگش، که کتاب هایشان در سراسر جهان ترجمه و منتشر می شوند.

اگر از حق نگذريم از قرن هفده تا اواخر قرن بيستم، فرانسه بی‌شک پايتخت فرهنگی جهان بوده است. يعنی می‌شود گفت تمام جريان‌های ادبی و موج‌های هنری جهان به نوعی ابتدا از اين کشور شروع شدند و بعد در ديگر نقاط جهان کامل گرديدند. مخصوصا اگر بخواهيم درباره ادبيات صحبت کنيم بی‌شک هيچ کجا اندازه فرانسه نويسنده و داستان‌نويس بزرگ نداشته و نداریم.

فرانسه زادگاه شخصیت های بزرگ و تاثیرگذار داستانی مانند «پرین» در کتاب باخانمان هکتور مالو، «ژان والژان» در رمان بینوایان ویکتورهوگو، «گوریو» در کتاب «بابا گوریو» اونوره دو بالزاک و «کنت دومونت کریستو» با همین عنوان کتاب از الکساندر دوما است که از شخصیت های محبوب داستانی جهان به شمار می روند.

فرانسه، خالق سبک های مختلف ادبی است که آثار بسیاری از آنها را خوانده و شنیده اند. از بین آنها می توان «ماری هانری بِیل» (۱۸۴۲ – ۱۷۸۳) نویسنده سبک رئالیسم که کتاب های «سرخ و سیاه»، «صومعه پارم» و «راهبه ی دیر کاسترو» به فارسی ترجمه شده ‌است.

«شارل پی‌یر بودلر» (۱۸۶۷ – ۱۸۲۱) از مطرح‌ترین ادیبان مکتب سمبولیسم،«فرانسوا رنه دو شاتوبریان» معروف به شاتوبریان (۱۸۴۸ – ۱۷۶۸) بنیانگذار رمانتیسیسم در ادبیات فرانسه، «آلن رُب‌گریه» (۲۰۰۸ – ۱۹۲۲) از مهم‌ترین چهره‌های جنبش ادبی و هنری رمان نو یا موج نو، که آثار بسیار از وی به زبان فارسی مانند «پاک کن ها»، «سال گذشته در مارین باد»، «در هزار تو» و «جام شکسته» و غیره ترجمه و منتشر شده است.

«آلبر کامو»(۱۹۶۰ – ۱۹۱۳)  برگزیده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۷۵ و یکی از متفکران مکتب اگزیستانسالیسم است. از این نویسنده فرانسوی کتاب های بسیاری نظیر بیگانه، آدم اول، اسطوره ی سیزیف، انسان طاغی، بیگانه، پشت و رو، تبعید و سلطنت و غیره به فارسی بازگردانده شده است.

کتاب های تخیل انگیز

«شارل پرو» (۱۷۰۳ – ۱۶۲۸) شاعر و داستان‌سرای فرانسوی است که سبک جدیدی را در ادبیات، به نام «قصه های پریان»مانند شنل قرمزی، سیندرلا، مرد ریش آبی و بند انگشتی را بنیان نهاد. ولی پایه گذار و پدر داستان های علمی – تخیلی از نوع جدید را می توان «ژول ورن» دانست. او هشتاد داستان کوتاه، رمان و مقاله های پژوهشی نوشت كه سال های سال الهام بخش روياها و ماجراجويی های مردم سراسر جهان بوده است.

برندگان نوبل ادبیات

نویسندگان فرانسوی بیشترین سهم را در دریافت جایزه نوبل ادبیات نسبت به سایر کشورهای مطرح جهان برخوردارند.

نخستین جایزه نوبل ادبیات جهان در سال ۱۹۰۱ به «سولی پرودوم»(۱۹۰۷ – ۱۸۳۹) تعلق گرفت. «رومن رولان» (۱۹۴۴ – ۱۸۶۶) جایزه نوبل ادبیات ۱۹۱۵ به خاطر رمان «جان شیفته» دریافت کرد.

آناتول فرانس (۱۹۲۱)،هانری برگسون (۱۹۲۷)،روژه مارتَن دوگار (۱۹۳۷)،آندره پاول گیوم ژید (۱۹۴۷)،فرانسوا موریاک (۱۹۵۲)،آلبر کامو (۱۹۵۷)، سن‌ژون پرس (۱۹۶۰)،ژان پل سارتر (۱۹۶۴) ولی او از پذیرفتن این جایزه سر باز زد، کلود اوژن آنری سیمون (۱۹۸۵) گائو شینگجیان (۲۰۰۰) و ژان ماری گوستاو لوکلزیو (۲۰۰۸) از نویسندگان فرانسوی هستند که در طول سال های گذشته موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شدند.

جوایز ادبی فرانسه

فرانسه جایگاه پیدایش پرسابقه ترین جوایز ادبی جهان همانند جایزه گونکورت (۱۹۰۳)، جایزه فمینا (۱۹۰۴)، جایزه بزرگ آکادمی فرانسه (۱۹۱۸)، جایزه متفقین (۱۹۳۰) و جایزه فِنِوو (۱۹۵۰) است که همه ساله برگزار می گردد.

هر سال ما شاهد برگزاری بیش از یکصد جایزه ادبی در فرانسه هستیم که از مهمترین آنها می توان جایزه بزرگ آکادمی فرانسه،جایزه آلن فورنیه،جایزه د فلور، جایزه ژول ورن و جایزه  Candide Preis (تنها جایزه ادبی آلمانی – فرانسوی) را نام ببریم.

این مقاله در روزنامه آرمان / دوشنبه ۲۹ مهر ۹۲ / چاپ شد

فیلسوفی در میانه فارابی و ابن سینا

به بهانه هزارو یکصدمین سال تولد ابوالحسن عامری نیشابوری

در قرن چهار هجری، نظام سیاسی ایران دچار نوعی تفرقه سیاسی بود. سرزمین های شرق عراق تحت سلطه آل بویه، فارس در دست عمادالدوله، ری و اصفهان در دست رکن الدوله و خراسان تحت پادشاهی سامانیان بود.

رفتار خردمندانه، علاقه به زبان فارسی، تاسیس کتابخانه و مراکز علمی و اصرار پادشاهان سامانی بر این که همواره وزرای خویش را از بین دانشمندان و عالمان انتخاب کنند موجب تحول علمی و فرهنگی وسیع در منطقه شد و بدين ترتيب شهرهای نیشابور، سمرقند و بخارا (پایتخت سامانیان) مركز  علم و فرهنگ بود. با توجه به چنين وضعيت فرهنگى و سياسى در خراسان افراد بسيارى در علم فلسفه رشد يافتند و از جمله آنان ابوالحسن عامرى بود.

«ابوالحسن بن ابوذر محمد بن حسن (محمد بن یوسف) عامری نیشابوری» (۹۹۱ – ۹۱۳ میلادی) از مهم‌ترین فیلسوفانی است که در فاصله زمانی میان ابو نصر محمد فارابی (۹۵۰ – ۸۷۲ میلادی) و ابو علی سینا (۱۰۳۷ – ۹۸۰ میلادی) می‌زیسته ‌است. او در نیشابور و در خانواده ای اهل علم و معرفت تولد یافت. دوره مقدماتی از دانش و تربیت اسلامی را نزد پدر در همان شهر گذراند. او برای کسب دانش به اکثر سرزمین ها مسافرت کرد و با دانشمندان بزرگ آشنا و از هر استادی علمی آموخت، از اين رو تمامى عمرش را در نيشابور نگذراند. از جمله سفرهاى او ديدار از مراكز بزرگ علمی و فرهنگى و دانشمندان آن دوره نظير بغداد، بلخ، رى و بخارا بوده است.

نوشته اند که استاد او در حکمت «ابوزید بلخی» بوده است و با «ابوالفتح بن العمید»، «ابوالحسین عتبی»، «ابوسعید سیرافی»، «ابونضر نفیس» و بسیاری دیگر از دانشمندان و عالمان زمان خود همنشینی و مناظره و تبادل مباحث علمی داشته است.

آنچه از زندگانی خصوصی عامری می دانیم بسیار کم است، ولی همین اندازه می توان گفت که چون عامری تندخو بوده و از طرفی عقاید فیلسوفان را بیان می داشته بیشتر در سفر بوده است. پس از درگذشت استادش «ابوزید بلخی» نزد ابوبکر قفال به چاچ رفت و در آنجا فقه و کلام را نزد استاد آموخت. سپس به بخارا بازگشت و کتاب معروفش «السعادة و الاسعاد» را به نگارش درآورد. پنج سال بعد به ری رفت و به تدریس مشغول شد.

در سفر به بغداد مورد استقبال دانشمندان و عالمان قرار گرفت. در بغداد میان ابوالحسن عامری و ابوسعید سیرافی درباره ی «طبیعت باء بسم الله» مناظره یی صورت گرفت که موجب سرشکستگی ابوسعید شد و عامری را در نزد سایر عالمان متهم به بهره برداری مادی و تظاهر به فراگیری علم کرد.

از آثار مهم عامری هشت یا نه کتاب و رساله در دست است که «الامد الی الابد» در کتابخانه «سلیمانیه» و «الابصار و المبصر» در «داراکتب المصریه» موجود است. «السعادة والاسعاد» مهم ترین و شاید بزرگ ترین اثر عامری همین کتاب است. او در این کتاب اصول اخلاقی و تدابیر علمی را که در حیات دنیا برای خوشبخت شدن خود و دیگران ضروری و لازم می داند، صحبت می کند. این اصول و تدابیر را از آثار افلاطون و ارسطو بیرون کشیده و با نکات دقیق و تعلیم عاقلانه و حکیمانه موجود در کتاب های پارسیان و هندیان درآمیخته و کتابی این چنین پرداخته که در علم اخلاق از بهترین کتاب های موجود می باشد.

در فاصله ی درگذشت فارابی و تولد ابن سینا، ابوالحسن عامری ریاست فیلسوفان مسلمان را نیز برعهده داشته است.

سعادت از دیدگاه عامری

به نظر عامری سعادت نوع بشر در تقویت «قوه ی ناطقه یا استعلاء عقل» است و کمال آن این است که انسان علم را برای خاطر علم بخواهد و بطلبد.

ابوالحسن عامری پس از بیان انواع سعادت (نسبی و عقلی و هر یک از این دو خود به دو قسمت مطلق و مفید تقسیم می شود) در کتاب «السعادة والاسعاد» می گوید:

«چون سعادت فعلی است کامل و مختص به نفس، لذا آشکار است که اکتساب آن همانا مربوط به این است که آدمی افعال فاضله را کسب کند. حصول افعال نیک هم منوط به اسباب آن است که از جمله ی آنها در انسان، بودن اعتدال و صلابت اعضاء و استحکام عضلات و بیک کلمه «صحت کامل بدن» است؛ و نیز خوبی صورت و زیبایی اندام و ملاحت در این راه شرط است.

و لیکن چون ممکن است که این احوال و اوضاع در شخص موجود باشد و انسان در روزگار کودکی و خردسالی به صلاح حال خویش دانا و توانا نباشد، از این رو لازم است کسی او را در این راه حمایت و هدایت کند و اگر آن راهنما خود فاضل و نیک سیرت نباشد بیم آن می رود که آنچه را در فطرت کودک وجود دارد، فاسد کند.»

لذت از دیدگاه عامری

از نظر ابوالحسن عامری، لذت احساسی است انفعالی و از این رو لازم می آید که لذت، مخصوص «نفس حساس» باشد، ولی لذت نوعی دیگر دارد که ویژه تخیل است و تخیل از دیدگاه عامری قسمتی از احساس است.

به نظر عامری علت اینکه مردم لذت جسمانی روی می آورند و از لذت عقلانی گریزانند، این است که با این لذت ها بزرگ می شوند و با آن انس می گیرند و همچنین این نوع لذت ها بیشتر در اختیار مردم است و غم و اندوه را از میان می برد در حالی که مردم عادی هنوز لذت معرفت را نچشیده اند. اگر کسی به لذت معرفت دست یابد همه ی دردها و رنج ها را از یاد می برد و فراموش می کند.

ابوالحسن عامری در بیان تفاوت میان دوستی و محبت اعتقاد دارد:«یک فرد نمی تواند دوستان زیادی داشته باشد، در حالی كه می تواند به افراد زیادی محبت داشته باشد.» او در مورد فضیلت محبت بر كرامت و عزت می گوید:«محبت، فضیلتی والاتر است و از كرامت بهتر، چرا كه از خوبی هایی است كه از دل انسان برمی آید و نه از خارج آن.»

این مقاله در روزنامه آرمان (دوشنبه ۲۲مهر ۹۲) به چاپ رسید